پیوند آسمانی

برچسپ ها: ازدواج ، حضرت ، زهرا ، امیرالمومنین

Print Friendly and PDF

چهارتن از بزرگان مسلمانان: ابن عوف، ابو بکر و عمر، از راستین و نزدیک ترین همنشینان پیامبر و باایمان ترین، نژاده ترین، والا جاه ترین آنان به خواستگاری فاطمه(س)آمدند؛ اما پدر از دادن دختر خود به آنان سرباز زد.

آیا پیامبر(ص)می خواهد برای زهرا دیگری را برگزیند که نزد وی از همه اینان بهتر است؟

پیامبر نه، که خدای بزرگ چنین می خواهد...

گویند: پیامبر خدا(ص)فرمود: «به راستی که خدای خجسته و بلندمرتبه به من فرمود فاطمه را به همسری علی درآورم».

گویند: «از پیامبر روایت کرده اند که فرمود جبرئیل نزد من آمد و گفت: خدا به تو دستور می دهد که فاطمه را به همسری علی درآوری.».

بلکه گوید: «یک روز پیامبر خدا نزد یاران خود بیرون آمد. چهره اش به سان قرص ماه می درخشید. یکی از آنان پرسید: ای پیامبر راز شادمانی شما چیست؟ پیامبر پاسخ داد: از سوی پروردگارم درباره علی و پسر عم و دخترم به من مژده رسید که خدا فاطمه را به همسری علی درآورده است.»

آیا این سخن پیامبر، همواره دانش پنهانی بود در دل غیب که خدا هیچ یک از آفریدگانش را به آن آگاهی نداد، و پیامبر نیز آن را آشکار نکرد تا آن گاه که خواستگاری میان آن دو یار دوران کودکی تمام شود، و یا تا روزی که میان فاطمه و علی عقد زناشویی بسته شود؟.

هیچ کس در آن روز و پیش از آن روز نبود که شک داشته باشد شایسته ترین مرد برای این دامادی فرخنده علی پسر ابو طالب است. علی که در دامن محمد پرورش یافت، یا فاطمه از آن گاه که هر دو کودک بودند زندگی کرد، و از آن گاه که آن دو روزبه روز بر نردبان شادابی و جوانی پیش می رفتند، جان علی در آرزوی فاطمه بود.

حتی آن یاران پیامبر که یکی پس از دیگری برای خواستگاری فاطمه نزد پیامبر رفتند احساس می کردند بهتر است آن دختر برای آن جوان نگاه داشته شود و آن جوان نیز برای آن دختر نذر شده باشد.

این حقیقتی است که ما آن را در آن روزها در پوششی ستبر از پوشیدگی پنهان نمی بینم.

اما اینک سخن از ازدواج علی و فاطمه از زبان کسی به گوش مردم رسیده که هرگز دروغ نمی گوید و به همان حقیقت پنهان و پوشیده یی برمی گردد که پیامبر از سوی خدا اجازه آشکارسازی آن را نداشته است. یاران پیامبر دانستند فاطمه-به فرمان خدای آسمان-بهره کسی شده که از آن دو و از همه مسلمانان بهتر است.

چه کسی در رده های مؤمنان از علی بهتر است؟.

اینک روز روشن شده بود!.

نور درخشیدن گرفته!.

حقیقت بی پرده و برهنه آشکار گردیده!.

گویی که سخنان پیرامون این ازدواج زیر دندان ها و زبان ها جویده و مزمزه شده. گویی که این آگهی به همه جا پخش شده و گوش ها را پر کرده.

گویی که این پیام پاک که زبان پیامبر به گوش مردم رسیده، به یاران او نیز رسیده است و از آن آگاهی یافته اند.

آنان در ای هنگام دریافته اند که زهرا برتر و بالاتر از آن است که بر سر همسری با او، میان همتایان و همالان همچشمی افتد.

باور کرده اند، فاطمه امانتی است که واجب است پیامبر آن را به صاحبش بسپارد.

آیا فرمانی برای انجام دادن، سزاوارتر از فرمان آسمانی یافت می شود؟.

یاران ویژه پیامبر گرد آمدند.

میان آنان سخن ها گفته شد.

آن گاه از سخن باز ایستادند و آرام گرفتند.

آهنگ آنان بر این استوار شد که در پی آن جوان یاد شده روانه شوند.

زنان نیز اینجا و آنجا در پی او پراکنده شدند.

در پایان او را یافتند که نخلستان یکی از انصار را آبیاری می کرد.

خرقه یی بر تن داشت بی آستین، با دامنی کوتاه که به زانوانش نمی رسید، با ریمسانی از لیف خرما کمرگاه آن را بر میان خود بسته بود.

از خطوط چهره اش فرسودگی و خستگی می بارید، رنجوری از سر تا پایش نمایان بود. از بسیاری زحمت و سختی گرما عرق می ریخت. گرمایی که خورشید از لابه لای پرتوهای خود پراکنده می ساخت و به سان سیم هایی داغ برافروخته بود.

او را بانگ زدند. به بانگ آنان پاسخ داد.

خبری را که آورده بودند برای او آشکار کردند و گفتند:

«ای علی!بزرگواران و پیشینه داران اسلام، نزد پیامبر خدا رفتند تا از پاره تنش - فاطمه- خواستگاری کنند. لیکن پیامبر به آنان جواب رد داد. اگر تو خود را پیش کشانی می پذیرد».

آن گاه گوش فرا داشتند تا علی چه خواهد گفت.

علی نگاه های کوتاهی بر چهره آنان افکند و در اندیشه فرو رفت.

آنان از راز درونی علی با وی سخن می گفتند.

از آرزوی پنهانش گزارش می دادند و پرده برمی داشتند.

به آن زهی دست می سودند که از دیرباز در قلب وی با رؤیاهایش به آواز درآمده بود. اکنون خیالاتی که علی در خواب و بیداری داشت پیش چشمش نمایان شده بود.

علی فاطمه را همواره با جان و تن خود همراه داشت.

احساس می کرد پیوند او با فاطمه تنها از روی خویشاوندی و پیوند خانوادگی و هم تباری نیست.

همانند پیوند دو شاخه از درخت تنومند و بزرگ، با میوه هایی پاکیزه و سایه های بلند و کشیده نیست.

هرگز، پیوند میان آن دو پیوند بشری نیست!.

بلکه پیوندی است برتر از پیوند بشری!.

پیوندی است قدسی!.

سازش جانی است با جانی دیگر.

علی احساس می کرد فاطمه-با دریافت تیر و روان تابناکش-از این احساسی که در نهاد وی راه می جوید، آگاهی دارد.

اینک تصویری از احساسات علی در میان چشمانش پدیدار است.

در پس لبانش واژه هایی بکر و شرمگنانه نهفته است. وی دوست دارد آن واژه ها کلماتی آهنگین گردد که ناقوس آنها همراه با تپش های پی درپی قلب تپانش، به کوبش درآید.

علی در میان دورزدن های پیاپی خود پیرامون شمع وجود پدر فاطمه-در کنار عشق کاملش به پیامبر خدا -تفت مهر دلنشین دیگر می دید که او را به جنب وجوش درمی آورد.

به راستی که فاطمه علی را می دید.

او را در آشکار و پنهان می دید.

آیا فاطمه همچون رگ گردن به علی نزدیک نیست؟

آیا از کنه هستی وی-همچون خود وی-آگاه نیست؟

آیا او تداوم زندگی علی نیست؟

آیا به سان ایمان علی در نهاد علی جایگزین نیست؟.

آیا یاران پیامبر، نخستین و آخرین کسانی نبودند که کار زهر را برای علی آشکار کردند.

غیر از آنان بسیار بودند.

گروهی از خانواده علی او را برانگیختند تا در این کار پیشی جوید.

لیکن علی از شکوهی که در پیامبر می دید خودداری می کرد.

او آزرم داشت درباره کار خود و فاطمه با پدرش سخن گوید. همواره برای سخن گفتن در این باره دچار زبان گرفتگی می شد و زبانش بند می آمد.

علی چه گونه باید پا پیش نهد؟

راه چاره چیست؟در حالی که میان علی و فاطمه دو دیوار بلند کشیده شده که گذشتن از آنها دشوار است و دشوار.

دیواری از شرم.

و دیواری از تهیدستی.

علی با اینکه همه وقت به ماننده سایه با پیامبر همراه بود، به جز ساعت هایی که به کار و کوشش می پرداخت یا به نیایش و گوشه نشینی سپری می کرد.

و با اینکه علی و پیامبر بسیار به یکدیگر عشق می ورزیدند و الفت آنان با هم به گونه الفت پدر به پسر و پسر به پدر بود.

با همه اینها، آزرم علی از پیامبر بر استواری و آرامش قلبش چیره می آمد. علی چشم خود را از روی پیامبر برمی گردانید، بدان سان که چشم خسته و مانده خود را از پرتو خورشید درخشان و تابش برق چشم ربای برمی گردانید.

شرم همواره پیرامون وی را از سر تا پا همانند رنگین کمان بر کرانه آسمان فراگرفته بود. هر آن گاه که با پیامبر برخورد می کرد، اگر نیازی نمی دید که درباره چیزی با او سخن بگوید-با اینکه در چشم رس پیامبر بود-ترجیح می داد چهره به چهره با او دیدار نکند.

از روی بزرگداشت و فروتنی در برابر پیامبر، هرگز چشمانش از چهره او پر نشد!. اکنون این مرد شرمین چه گونه می خواهد درباره زهرا با پیامبر سرسخن را بگشاید؟. این آزرم علی بود!.

اما تهیدستی علی یار، دوست و همتای او بود.

بهترین یار.

علی و تهیدستی هیچ گاه از هم جدا نمی شدند.

تهیدستی گنج گرانبهای علی بود. گنجی که علی در نگهداشت آن حرص می ورزید، سرشت وی با آن به توانگری رسیده بود، گویی که در تهیدستی برای او بی نیازی است و بی نیازی.

به راستی که سیم و زر چیست؟

دارایی چیست؟.

مال چیست؟.

او در زندگی به خود زندگی بسنده می کرد. آیا می توان علی را دید که-کم یا بیش -به کالا و سیم و زر گرایش داشته باشد؟.

ثروت از دیدار او با خاک یکسان و هم ارزش بود!.

همه مال دنیا را ذرات ناچیز پراکنده در هوا می دید.

او به همین خرسند بود که برای دیگری در برابر یک دانگ یا یک درهم کار کند تا آنجا که دستانش تاول زند و زخم شود!.

گاهی دستمزدش را به نیازمندان صدقه می داد و خود با نوشیدن آبی شب را گرسنه به روز می آورد.

علی نان خشک و سخت می خورد بی خورش، یا نان خود را در سرکه فرو می برد و یا با نمک همراه می کرد. با اینکه بهره او از خوراک همین بود، وی در سرتاسر روز یک بار غذا می خورد و دوبار دیگر گرسنه می ماند.

علی جامه های زبر و ستبر و وصله دار می پوشید. جامه هایی که اندام ها در آن آرامش نمی یافت و پهلوها آسایش نمی گرفت.

در این هنگام، علی چه در دست دارد تا همانند دیگر خواستگاران فاطمه پیشکش کند؟.

حتی دوستان و هوادارن نیز با چشم احساس می دیدند که علی برای فاطمه و فاطمه برای علی شایسته تر است، اگر چه بسیاری از این پیوند ناخرسند بودند.

آن چنان که نمایان می شود، آن هواداران، دریغ می ورزیدند که فاطمه در خانه دیگری از برگزیدگان به جز علی شب را به روز آورد، و خرسند نبود برای فاطمه به جای علی همسری دیگر برگزیده شود؛ هرچند آن دیگران از پایگاهی بلند و توانگری بسیار برخوردار باشند.

آرزوی همه آرزوهای آنان این بود که گردش علی و فاطمه را به آشیانه یی برساند که در آن پیوند زناشویی باشد و خوشبختی.

آیا آنچه آنان را به آن دریغ ورزیدنشان وامی داشت این بود که -در روند سال ها- عادت کرده بودند فاطمه و علی را زیر سایه پیامبر بزرگوار همواره با هم ببینند، بی آنکه از هم جدا شوند؟

آیا مهر و کشش آنان به فاطمه و علی از آنجا بود که شادابی جوانی و تازگی عشق و بالندگی در آن دو فراهم آمده بود، بدان سان که زیبایی و خوشبویی در گل سرخ؟

به راستی که جوانی افسونی دارد که دل ها را به خود فرا می خواند و آرزومند می کند. آیا آن احساسی که در آن لحظه ها در دل هایشان ره یافته بود، همان احساس اشراقی و تابناک الهام بخش نبود که گاه گاه انسان را با خود پیش می برد و از دیدگاه های اوضاع و احوال موجود و صورت های واقعی و نمایان به دیدگاه هایی پنهان و ناشناخته می کشاند؛ دیدگاه های پنهانی که به زودی پدیدار خواهند شد، اگر چه اکنون در پیش پرده غیب نهفته اند و برآورد گمان ها و روانی اندیشه ها نمی تواند چیزی -افزون بر دید چشم ها-از آنها دریابد؟

اگرچه برخی از افراد خانواده و گروهی از یاران ویژه پیامبر، با علی از این خواسته درونیش سخن گفته بودند و او را در کنار گذاشتن شرم و آزرم خود و باز کردن سر سخن با پیامبر برای خواستگاری از فاطمه برانگیخته بودند؛ اما بی گمان، هوادارانش پیش تر از آنان او را وادار کرده بودند که گام خود را بر آغاز این راه گذارد تا در برآورده ساختن رؤیای زندگی خود پیروز شود. رؤیایی که آرزوی بزرگ او شده بود و آرزویی جز آن نداشت.

علی گوید: بانویی از هواداران من گفت: آیا می دانی که فاطمه را از پیامبر خواستگاری کرده اند؟ گفتم: خیر گفت: «خواستگاری کرده اند!.

شگفتا!آیا علی خبر رفتن آن چهار تن را نزد پیامبر برای خواستگاری فاطمه نشنیده است؟

یا شنیده است و می داند که پیامبر به آنان پاسخ رد داده و رفتن آنان نزد پیامبر بی نتیجه بوده است و اکنون علی هیچ هراسی از آن ندارد، چنان که گویی هیچ خواستگاری پیش نیامده است؟

یا در نهاد او افتاده است که فاطمه از او است، اگر چه بسیاری به خواستگاری او روند و خواستگارانش گروهی انبوه باشند؟

علی سخن خود را دنبال می کند:

آن بانو گفت: چه چیزی تو را از رفتن نزد پیامبر باز می دارد؟

گفتم: آیا چیزی دارم که با آن ازدواج کنم؟

گفت: اگر نزد پیامبر روی بی گمان فاطمه را به همسری تو درمی آورد.»

علی گوید: آن بانو پیوسته مرا امیدواری می داد تا نزد پیامبر خدا رفتم.

پیامبر از شکوه و فرّهی ویژه برخوردار بود.

چون پیش روی او نشستم، زبانم بند آمد. به خدا سوگند، توان سخن گفتن از من گرفته شد!.

آن موقعیتی که در پرتو آزرم خود آهنگ استواری علی را گداخت، همواره در اندیشه علی جایگیر شده بود.

آن موقعیت آکنده از شرم پیوسته با علی زیست، درست به اندازه ساعت های روزهای علی، به اندازه گام هایی که برای آمدن نزد پیامبر می پیمود و نیت استوار کرده بود که از فاطمه خواستگاری کند.

علی بارها آهنگ خواستگاری کرد، بارها به سوی پیامبر شتافت؛ اما نیروی قلب وی تسلیم دودلی او شد.

آن موقعیت در این بار پایانی که علی آهنگ خود را برای دیداری سرنوشت ساز و قطعی بسیج کرده بود، به گونه پاره یی زنده از آزرمی هوش ربا در پیش روی او مجسم شد.

هنگامی که علی با پیامبر دیدار کرد، حقیقت را کمرشکن تر و گرانبارتر از آن خیال های رنگارنگی دید که در اندیشه او راه می یافت.

واقعیت برتر از گمان هایی بود که در ذهنش درمی آمد.

سرکش تر از چیزی بود که تصور می کرد.

سخنش را بیش از همیشه بند می آورد.

زبانش را بیش تر کند می ساخت.

آن گاه که به پیامبر زیرچشمی می نگریست، شکوه پیامبر او را در خود سرگردان می کرد.

ترس از جاه پیامبر او را فرا می گرفت.

درخشندگی چهره و بلندی پایگاه پیامبر او را خیره می ساخت، بدان سان که پرتو تابناک، چشم را خیره می کند و چشم خود را از گزش آن در پرده پلک ها و پوشش مژگان نگاه می دارد.

علی به حالت نخست خود برنگشت. آن حالتی که در آغاز برای رفتن به سوی پیامبر یافته بود. وی در گوشه دل سخنی آماده و پنهان ساخته بود تا با آن امید شیرین و ارزنده و آرزوی سوزان و دلخواه خود را پیش پیامبر از درون دل بیرون ریزد.

اما او به زودی دگرگونه شد!.

خطوط چهره اش بی حرکت، برجای ماند.

مژگانش بر هم نهاده شد.

چشمانش فرو خفت.

اندام هایش به لرزه درآمد.

آن چنان می نمود که گویی نمادی است از خاموشی میان تهی. جز خاموشی آوایی از او شنیده نمی شد، خاموشی سردی که یخ زدگی نفس هایش را بر روی لبانش به نمایش می گذاشت!.

نه سخنی سربسته و نه پچ پچی آهسته.

نه آهنگی و نه آوازی.

نه پرشی و نه جنبشی.

همه آنچه از علی در آن هنگام مانده بود اعصاب بود و بس.

احساساتش یکسره پنهان مانده بود.

آرامشی تنک مایه اخم هراس آمیر او را فرو می پوشانید. لبخندی بر لب داشت که تشویش او را پنهان نمی کرد. پیامبر آن چیزی را که علی می کوشید پنهان نگاه داد از آشفتگی و پریشانی وی احساس کرد. می خواست به حقیقت آن راز پنهان برسد که علی از آن رنج می برد. نگاهی کاونده به سان میل جراحان بر علی افکند که تا تاریک ترین ژرفای هستی او فرو نشست.

آن گاه همه قفل های درون علی برای او گشوده شد.

اندیشه های نهفته او برای پیامبر به سخن درآمد.

راز رازهایش آشکار شد.

پیامبر لبخندی زد.

آخر پریشانی و آشفتگی برای چیست؟.

برای چه علی این درخواست را پنهان می کند؟.

پیامبر خواست پاره یی از فشار آن آشفتگی گرانبار را از روی سینه آن جوان بکاهد. با نگاهی مهرآمیز و دلسوزانه بر چهره اخم گرفته علی دست کشید، شاید قلبش را که به گونه پرتوهایی پراکنده در لابه لای شرم و آزرم وی پخش شده بود به او برگرداند.

پیامبر از او پرسید: «چه چیزی تو را به اینجا کشانیده. آیا درخواستی داری؟».

دهان علی یک لحظه جنبشی کرد. اما دیری نپایید که بسته شد تا سخنی را که امید می رفت از احساس پنهانش پرده بردارد، در خود حبس کند.

علی هیچ سخنی بر لب نیاورد.

گفتار رسایش در آن دم با او همراهی نکرد.

خاموشی تنها پاسخ او بود!.

حتی سخنانی که زیر لب زمزمه می کرد در گوشه لبانش گرد آمد و بسته شد.

با این حال، پیامبر بار دیگر سخن گفتن را با او از سرگرفت.

این بار قلب بزرگ پیامبر با علی به سخن درآمد.

سخنی که واژه هایش از مهربانی ساخته بود.

با طنینی گواراتر.

آهنگی نرم تر.

آوایی شیرین تر.

بر گستره یی دوستی برانگیزتر، نوید دهنده تر، امیدوار کننده تر.

سخنی شایسته که بتواند احساس نهفته و شرمگینانه درونی علی را برانگیزد و به او نیرویی بخشد تا جان خود را که از بسیاری شرم به بیهوشی افتاده بیدار کند و از پراکندگی و پریشانی به درآورد.

پیامبر به او گفت: شاید آمده یی از فاطمه خواستگاری کنی!.

هنگامی که این سخن بر زبان پیامبر روان شد، خون در رگ های آن جوان به جوش آمد. قطره های آن بر چهره او پیش تاخت تا آنجا که نزدیک بود از میان سوراخ های روی پوستش بیرون جهد!.

گونه هایش گلگون شد.

چشمانش برق زد.

قلبش در سینه به تپش افتاد به سان پرنده یی که پروبال می زند.

آهنگ تپیدن های قلبش تند شد. پرش های قلبش با اینکه در سینه پنهان بود از چشم پوشیده نمی ماند همچنان که کوبش آن نیز از گوش پنهان نمی شد!.

آن گاه که اندکی به آرامش خود برگشت و قلبش لختی آرام گرفت، کوبش های بلند بانگ قلبش آوایی افسون کننده و دلنشین-بدان سان که گویی داود در نی می دمد -سر داد. آوایی در جامه یی از واژه یی که سه حرف بیش نداشت.

لیکن آن سه حرف گرانبهاترین آرزوهای دور و دراز علی را دربرداشت.

علی با آوازی نرم و پایین، آهسته و کوتاه پاسخ داد: «آری.»

پیامبر لبخندی شیرین در دیدگان علی ریخت و پاسخ فرمود: «خوش آمدی و صفا آوردی!».

پیامبر خاموش شد و سخن بیش نگفت.

علی اندکی ماند، سر فرو افکنده بود، پلک هایش را فرو خوابانیده بود، گویی به خاموشی یی که بر آنجا چیره آمده بود گوش فرا داده بود.

چون احساس کرد درنگش در آنجا به درازا کشیده-اگرچه به درازا نکشیده بود -از نزد پیامبر بیرون آمد. در آن لحظات، آشفتگی و سراسیمگی پیشوای راهش شده بود.

برخی از خانواده و یارانش تا در خانه پیامبر به پیشواز او آمده بودند.

از او پرسیدند: «با پیامبر سخن گفتی؟»

«آری.»

«چه پیش آمد؟»

گویی که واژه های علی بر آب خیزی بلند از نگرانی و آشفتگی به سوی انان شناور شد.

پاسخ داد: «به خدا چیزی نمی دانم!درباره این کار با پیامبر سخن گفتم، او چیزی جز این نگفت: خوش آمدی و صفا آوردی.»

آنان خندیدند و به علی مژده دادند که:

«یکی از این دو جمله پیامبر برای پذیرفتن درخواست تو بسنده است!».

در این هنگام، مژده آسمانی تحقق یافت!.

رؤیاهای علی راست از آب درآمد.

به آنچه می خواست رسید.

این آرزوی آرزوهای گران سنگ وی همواره به گونه ستاره یی درخشان در کرانه آسمان هستی اش، از پگاه جوانی پرتوافشانی می کرد. خواهش علی به سوی آن به پرواز در می آمد و اوج می گرفت، اما دستانش از رسیدن به آن تهی می ماند.

سال ها و سال ها بر این خواهش دل خود برای رسیدن به آن آرزوی بزرگ چیره می آمد، زبان نمی گشود، راز درون خود را آشکار نمی ساخت، میل سوزان قلبی خود را با جرعه هایی از شربت شکیبایی درمان می کرد!.

این آرزوی همیشه سبز علی می رفت تا در نهاد وی تازه، نو، شاداب و سرسبز بماند و با گذشت روزها پژمرده نشود و به زردی نگراید.

سال ها و سال ها علی گداخته جان خود را به فاطمه پیش کش می کرد و آرزوی دست نایافتنی خود را در دل پنهان می ساخت، بدان سان که مرواریدی گرانبها و اندوخته گنج ها پنهان می شود و از هوسبازی های اندیشه ها و سرکشی های گمان ها و-افزون بر آنها-از دسترس و چشم رس بیگانگان، دور نگاشته داشته می شود.

از آن پس، علی تصمیم نهایی و قاطع خود را گرفت!.

خدا برای او خواست که تصمیم نهایی را بگیرد، زیرا در آن هنگام فاطمه-آن شکوفه سفید-شکوفه یی شده بود تر و تازه بر روی شاخه یی شاداب که چیدن آن در دسترس بود و نزدیک.

علی به چه بزرگواریی دست یافت!.

بر چه پایگاه بلندی بالا رفت. پایگاهی که برای هیچ یک از والاجاهان پایگاهی برتر از آن فراهم نیامد!.

تاریکی های دنیایش روشنایی یافت.

جان او از شادمانی لبریز شد و بر خرد و قلبش چیره آمد. احساس کرد آن شادمانی همراه با خون در سرخرگ و سیاهرگ های وی روان می شود به ماننده روان شدن بهبود و تندرستی در کالبدی بیمار تا همه ذرات آن را با گرمای زندگی در خود فرو برد.

آیا پیامبر به علی خوش آمد نگفت؟ آیا او را بر همه یاران خود برتری نداد؟

اندیشه، علی را در خود غرقه ساخت.

می پنداری فاطمه علی را به همسری می پذیرد؟

علی باوری تمام دارد که فاطمه با او مأنوس است و الفت دارد.

زیرا سالیان درازی که آن دو با هم در زیر سایه محمد سپری کردند، فاطمه را به علی و علی را به فاطمه با رشته یی استوار وابسته ساخته است.

آیا انس و الفت به تنهایی برای ازدواج دوتن با هم، بسنده است؟

یا در اینجا ناگزیر باید برای شریک زندگی یکدیگر شدن پیوند دیگری باشد سرشار از مهر و عشق؟.

و عشق و مهر کاری است که به دل برمی گردد و تنها خدای پاک از راز دل ها آگاهی دارد و بس.

اگرچه پیامبر آمدن علی را برای خواستگاری تبریک گفت.

و گرامی ترین خوشامدها را برای او بر زبان آورد.

اما خوشامدگویی، پذیرفتن خواستگاری نیست، اگرچه گامی است بلند به سوی پذیرش.

به راستی که محمد ناگزیر است نظر دختر خود را درباره علی جویا شود و بداند فاطمه علی را می پذیرد یا نه. آیا می توان اندیشید پیامبر فاطمه را به چیزی وادار کند که دوست ندارد؟.

زیرا اگر دختر را-وادار به ازدواج با کسی کنند که دلش از او به تنگ می آید، موجب بیزاری او از زندگی خواهد شد.

و اگر زن از همسر خود بیزار شود خانه زناشویی آنان از خانه کارتنک سست تر خواهد بود و شایسته است که فرو ریزد؛ زیرا این چنین خانه یی اگر برپا شود بر پایه هایی از ریگ روان یا بر لبه هایی درهم شکسته از پرتگاهی ژرف برپا می شود.

پس چه گونه پیامبر می تواند فاطمه را وادار به این ازدواج کند. فاطمه یی که محبوب ترین و شایسته ترین دختران او است. فاطمه یی که سزاوار است پیامبر از هر چیزی که او را به خشم می آورد پرهیز کند و ابزاری فراهم سازد که مایه خرسندی دل و آسودگی اندیشه وی شود و لبخند را بر لبانش روان گرداند و برای او آینده یی همراه با کامیابی و خوشبختی تضمین کند.

بلکه هیچ اجباری نیست!.

آیا پیامبر پیش از فاطمه، زینت را به زور وادار به ازدواج کرد؟.

آیا رقیه را وادار به ازدواج کرد؟.

آیا ام کلثوم را وادار به ازدواج کرد؟

پیامبر بلندنظرتر از آن است که فاطمه را به کاری که دوست ندارد وادار کند.

او در روش رفتاری خود استوارتر از این سخنان است.

و در دانش بلندپایه تر.

و در خوی و سرشت بخشنده تر و آسان گیرتر.

درگذشت و مردانگی فراخ سینه تر.

پس اگر می شنویم که دختران پیامبر از پذیرفتن خواستگارانی که به آنان پیشنهاد می شود خودداری نمی کنند.

بدان معنا نیست که پیامبر آن خواستگاران را بر دخترانش تحمیل کرده و پذیرفتنشان را بر آنان واجب گردانیده است.

بلکه برای این است که پیامبر -برای دریافت تابناک و گمان راستین خود- خرسندی هر یک از آنان را برای ازدواج دریافته و پیشاپیش، از یکی بودن خواسته آنان با خواسته خویش آگاهی پیدا کرده است.

آیا پیامبر می تواند از دخترانش درباره ازدواج بپرسد، مگر آن گاه که از ته دل باور داشته باشد پاسخ آن مثبت است؟.

بلکه خدای پاک، خود از هرگونه اجبار در هر کاری خودداری می فرماید.

از اجبار خودداری، می فرماید، حتی اگر ابزاری باشد برای گسترش دین اسلام؛ زیرا اجبار، آزادی اندیشه را تباه می سازد-و افزون براین-جایگاه ایمان قلب است نه سر زبان.

خدای بلندمرتبه در این باره می فرماید: «اکراه و اجباری در دین نیست.»[1]

آری... هیچ اجباری نیست.

این اندیشه در نهاد علی به گونه باوری راستین درآمد.

این اندیشه هنگامی در خاطر علی راه یافت که پیش روی محمد نشسته بود و از وی منتظر شنیدن سخنی قطعی و فرمانی سرنوشت ساز بود.

آیا می پنداری محمد بی اجازه زهرا به خواست و فرمان خود کار را یکسره خواهد کرد؟.

آیا سخن پیامبر آری است یا خیر؟.

بلکه پاسخ پایانی را باید از زبان زهرا شنید.

عملکرد پیامبر در چنین هنگامی شایسته است با روادید دختر خود همراه باشد نه با خودرأیی.

پیامبر به سراپرده دختر خود درمی آید تا با او درباره خواستگاری علی سخن گوید: «علی پسر ابو طالب از کسانی است که نزدیکی خانوادگی، برتری دانش و دیرینگی اسلامش را شناخته یی. او در کار تو با من سخنی گفته است، اکنون چه می اندیشی؟».

پیامبر لختی درنگ می کند.

آن گاه فاطمه را به پیامی مژدگانی می دهد که می داند چهره فرشتگان آسمان، پیرامون عرش خدا از شادمانی آن می درخشد.

واژه های پیامبر یکسره نرمی بود و گذشت.

خطوط چهره اش سازش بود و آرامش.

نگاه هایش مژدگانی بود و لبخند.

اما فاطمه غرق خاموشی شد.

در چهره اش گلگونی شامگاهی پدیدار شد.

چشمانش فرو خفت.

مژگانش بر روی گونه هایش آرمید.

زبانش در پس لب هایش آرام گرفت.

اندامش از جنبش بازماند.

همه هستیش در شرم گداخته شد.

دو چشمش با دو قطره اشک مروارید فام، به پاکی شبنم تازه در بوستان های بامدادی، برق زد: مرواریدی از این چشم و مرواریدی از آن چشم.

خاموشی فاطمه از شرم بود.

آن دو دانه مرواریدفام و درخشان چشمان وی از خرسندی بود و شادمانی.

ترس فاطمه از آن بود که با این ازدواج از پدر محبوبش جدا شود. پدری که توان دوری او را ندارد

در این هنگام: پیامبر ترس فاطمه را سبک می کند و می گوید:

«کوتاهی نکردم تا تو را به همسری مردی درآورم که بهترین خانواده من است. بلکه بهترین همه مردمان است!..».

وی همچنین می گوید: «او دانشمندترین، بردبارترین و نخستین مردم در پذیرفتن اسلام است.».

گویی پیامبر نشانه های خرسندی را در چشمان فاطمه می نگرد، گویی تپش های قلب فاطمه را که تند و پیاپی شده، به ماننده سرودی خوش آهنگ با گوش می شنود. آن گاه پیامبر از پیش فاطمه نزد علی برمی گردد و می گوید: «آیا چیزی همراه داری تا با آن فاطمه را به ازدواج تو درآورم؟».

این پرسش پیامبر، برای علی نشانه خرسندی بود!.

کارها در اندیشه علی وارونه شد.

اگر پروردگار می خواست به اندازه کوه احد به علی طلا می داد تا در دنیای خود توانگر شود و به عروس خود چنان کابینی سنگین پرداخت کند که هیچ گنجی به گرانی آن نرسد و هیچ عروسی چنان کابینی شگرف دریافت نکرده باشد.

لیکن خدای پاک روزی علی را به اندازه گردانید.

چکه چکه به او روزی داد.

خدا علی را نمونه رنجبران، مستمندان و تهیدستان ساخت تا برای مردم نمایش دهد چه گونه مردی که چشم به روزی آن سرای دوخته و آرزوی دیدن چهره خدا را در سر می پرورد، در این جهان زندگی می کند.

چه گونه واجب می آید انسان، مال پرستی خود را سرکوب کند، به روزی اندک خرسند باشد تا از لغزشگاه های تن آسایی و پرتگاه های خوش گذرانی-که جان ها در آن سرنگون می شود-برکنار بماند.

چه گونه شایسته خواهد بود که انسان ستون های خانه زناشویی خویش را بر زیربنایی از عشق و دوستی و مهرورزی استوار سازد نه بر پایه هایی از سیم و زر و کالای گرانبها و ابزار ارزشمند زندگی.

اکنون اندیشه علی پر شده است از پرسشی که پیامبر از او کرده است.

بارها و بارها آن پرسش در گوش های علی به گونه آواز و پژواک آمدوشد می کند: «آیا چیزی همراه داری... ؟...».

«آیا... ؟...».

علی چه چیزی نزد خود داشت اگر داشتنی های خود را شمارش می کرد؟. بهره او از داشتنی ها روشن است و آشکار.

علی مسافری را می ماند در بیابانی که همه کالایش در میان دو سبد بر پشت شتری برداشته می شود.

در سوز سرما و افروختگی گرما راه ها می پیماید و منزلگاه ها درمی نوردد.

از سرمای شب می گذرد بدان سان که در گرمای نیمروزی درمی آید.

همه آرزوی او این است که به سرزمین سرسبز، پرمیوه و سایه ور برسد. سرزمینی سرسبز که از دور بر کرانه یی نادیدنی و ناشناخته خودنمایی می کند.

و آن دو سبد کالا در دو سوی راست و چپ شتر همانند دو کفه ترازو آویزان است. لیکن آن دو سبد با هم یکسان نیستند و برابر نمی ایستند.

یک لنگه از آن دو باری است از ارزش ها و معنویات. و لنگه دگیر پاره یی از مادیات. اما لنگه بار نخست گنج هایی است از ایمان: نهادی روشن.

هوشی تیز و سرشار.

زبانی گشاده و آشکار بر پایه یی نیرومند از توانایی بیان.

قلبی بی باک که هراس ها از آن در هراسند.

اما لنگه بار دوم خرقه یی است وصله دار و ژنده که دو زانوی علی از زیر دامن ریشه ریشه شده آن پیدا است.

و نیرویی بدنی که کوه ها را در هم می شکند.

و شمشیری که چه بسیار در پیکر شیطان زخم های کشنده زده است.

و زرهی که آن را به هنگام شعله ور شدن آتش جنگ و برافروخته شدن زبانه پیکار، جان پناه خود می ساخت تا شاید او را از گزند دشمن دون مایه، یا نیش نیزه بی پروا نگاه داد، اگر چه او-از روی باور-می داند که از فرمان سرنوشت ساز خدا هر آن گاه که فرا رسد هیچ راهی برای رهایی نیست.

علی پس از چند لحظه، از سردرگمی، با آوازی جان پرور و تیمارخوارانه به خود آمد: «زره حطمی تو کجاست؟».

پاسخ داد: «ای پیامبر خدا نزد خود من است.»

پیامبر فرمود: «آن را به فاطمه کابین ده.»

علی به دستور پیامبر زره را به بهایی ناچیز فروخت. چه کابین ارزانی بود و چه کابین گرانی!.

در گستره خرید و فروش چه ارزان بود. در پهنه جهاد و فداکاری چه گران بود. آیا چیزی برای انسان گرانبهاتر از ابزاری هست که او را از چنگال مرگ ها نگاه داری می کند؟.

آیا زره علی نماد چیزی نیست که جان را از یورش مرگ پناه می دهد؟ لیکن علی هرگز به هنگام جنگ در اندیشه نگاه داشت جان خود نبود؟. پس زره چیست تا او را نگاه داری کند؟. سپر چیست تا آسیب را از او دور کند؟.

سینه اش سپر است.

دستش زره است.

درست به سان نره شیری است که از هستی و کنان خود با چنگ و دندان نگاه داری می کند.

دو سال بعد، آن گاه که پیامبر علی را فرستاد تا دژهای خیبر را بگشاید-دژهایی که همه سران اسلام از گشودن آنها سر باز زدند-باز زره علی پس از آنکه زیر ضربه های جنگ افزار یهودیان تکه تکه شد، نتوانست برای او کارساز باشد.

علی در آن هنگام، زره را زیر پاهای خود افکند. بی زره، روی به سوی دشمنان نهاد.

در میان آنان تاخت وتاز می کرد تا آن گاه که توانست در یکی از دژها را برکند و آن را با دست چپ بردارد و زره خود سازد. سپس آن را به ماننده پلی بر روی کنده قلعه خیبر افکند تا خود و مردانش از روی آن به نهانگاه دشمنان خدا روانه شوند!

علی جوانمرد، زره خود را کابین داد.

«ام سلمه»رفت و با دو درهم برای عروس جهاز خرید.

چه جهازی؟. نه اسباب و اثاثیه یی گرانبها!. نه ابزاری زینتی و تجملی!. نه لوازمی بسنده.

بلکه کالایی اندک و ارزان. بدان انداز که نمی توانست دو همسر را از گرمای تابستان و سرمای زمستان نگاه داری کند: بستری با لایه یی از پشم وانزده.

بالشی پوستین با لایه یی از لیف.

یک تخته بوریا.

چند ظرف برای آب خوردن، شستشو کردن و خوراک پختن.

یک مشک آب.

یک دستاس برای آرد کردن دانه های خوراکی.

چند پیاله سفالین.

و پیش از همه اینها پاره یی مواد خوشبوی.

هنگامی که گاه بستن پیوند زناشویی فرا رسید، پیامبر به بلال-آن دعوتگر آسمان -فرمود تا در میان مردم بانگ اذان سر دهد.

چون مسلمانان به بانگ بلال پاسخ دادند و گرد آمدند، محمد برای آنان سخنرانی کرد و فرمود:

«سپاس خدایی را که برای روزهایش ستایش می شود.

برای توانایی اش نیایش می شود.

برای نیرومندی اش فرمانبرداری و پرستش می شود.

برای عذاب و چیرگی اش از او بیم است و هراس.

خجسته بادا نامش.

فرازمند بادا بزرگی اش.

دامادی را انگیزه پیوند گردانید و فرمانی بایستنی.

زهدان ها با آن باردار شدند.

مردمان با آن سامان یافتند.

و او که خود سترگ گوینده است، فرمود: «و اوست آن که انسان را از آب آفرید، آن گاه او را نژادی و پیوندی گردانید، و پرودگارت توانا است.»[2]

از آن پس، پیامبر مردم را از پیوند زناشویی میان علی و فاطمه آگاهی داد و آنان را گواه گرفت و به سخنان خود افزود:

«خدا به من فرمان داد تا فاطمه را به همسری علی پسر ابو طالب-پسر عمم - درآورم. ای مردم گواه باشید که من فاطمه را به زنی وی دادم...».

علی راضی و خرسند شد.

فاطمه نیز راضی و خرسند شد.

پیامبر به هر دو آنان تبریک گفت و فرمود: «بار خدایا این دو از من اند و من از این دو.

«پاک دادارا!بدان گونه که تباهی را از من بردی و مرا پاک گردانیدی، تباهی را از این دو نیز ببر و آنان و دودمانشان را پاک گردان.»

اندکی کم تر یا بیش تر از یک ماه از پیروزی بدر نگذشت که همه چیز برای فاطمه آماده شد تا به پیشواز روز عروسی برود.

بانوان هاشمی و دیگر بانوان در نشستی دوستانه گرد هم آمده بودند و از هر دری با هم سخنانی دلنشین و خوشایند می گفتند. سخنی از کار زهرا پیش آمد.

یکی از آنان گفت: «چرا علی پسر ابو طالب همسرش را از پیامبر درخواست نمی کند؟».

دیگری گفت: «شاید شرم علی از پیامبر او را از این کار باز می دارد.».

«ام ایمن»، دایه پیامبر، از میان آن بانوان داوطلب شد تا در این باره نزد پیامبر رود و سخن گوید. محمد از آن بانو فرمانبرداری داشت، به ماننده پسری که از مادرش فرمانبرداری می کند. هیچ زنی همانند امّ ایمن با محمد آشکارا و بی پرده سخن نمی گفت.

امّ ایمن در خانه محمد را زد.

محمد از دیدن امّ ایمن شادمان و زنده دل شد.

چون امّ ایمن دید که محمد با گشاده رویی به او روی آورد، پیش آمد و با زیرکی و کاردانی، بهترین واژه ها را در زیباترین ساختار به کار گرفت تا عاطفه محمد را به جنبش درآورد و هستی او را گوشی شنوا سازد و قلبی پذیرفتکار. قلبی که تپش های آن نغمه هایی شیرین باشد به ماننده سرودی از مهربانی و دلسوزی.

امّ ایمن به محمد گفت: «ای پیامبر خدا».

آن گاه از فراخ ترین درها به درون محمد راه جست:

«ای پیامبر خدا!اگر خدیجه اکنون زنده بود از عروسی فاطمه شادمان می شد و اشک شادی در دیده می گردانید.».

چشمان پیامبر به دنبال این سخن نمناک شد.

قطره های اشک بر روی گونه هایش غلتید.

دیدگان خود را که با ابر اشک پوشیده شده بود به گذشته برگردانید. آن گاه با نفس هایی آه آسا و آوازی آهسته، زیر لب زمزمه کرد: «خدیجه!».

«مانند خدیجه کجاست!». خدیجه خاطره یی است که چیزی ارزنده تر از آن در گنج های دست آورد عمر یافت نمی شود و گرانبهاتر از آن در اندوخته های پرارج یادها پیدا نمی آید.

شکوهی است که هیچ شکوهیتا به کف پای آن نمی رسد.

عشقی است که با تپش قلب می زید هنگام که جان در تن باشد.

وفایی است همیشه تازه، همیشه سرسبز، بی پایان و جاودانه.

روزهایش فرسوده نمی کند. روزگارش به پایان نمی رساند.

همواره بر پهنه هستی، گسترش می یابد تا به رستاخیز رسد، آن گاه در آستانه فراخ خداوندی، جاودانه پناه گیرد.

آنجا در آسمان های برین برای این خدیجه جایگاهی است والاترین جایگاه ها. آنجا در بهشت برای خدیجه سراپرده یی است از مروارید آبدار و رشته های سیم و زر، نه در آن فریاد تلخی و نه رنجی، بلکه یکسره درود است و بدرود آسایش است و آشتی.

پیامبر از سفر خاطره های پرآشوب برمی گردد. به«امّ ایمن»نگاهی می افکند که در آن بازمانده یی از اندوه دیرین و نوینش موج می زند. نگاه پیامبر پذیرش درخواستی را با خود دارد که امّ ایمن برای آن نزد محمد آمده است.

از آن پس، محمد خواست خود را آشکار می سازد. آری هنگام عروسی فاطمه فرا رسیده است.

چون ام ایمن با شدمانی بیرون رفت، پیامبر علی را فراخواند و دستور داد تا برای مردم سور و مهمانی آماده سازد.

پیامبر دوست داشت همه جهان با شادی او در ازدواج آن دخت محبوب و گرامی شریک باشد.

پیامبر از بسیاری نیک بختی در سرتاپای پیکر خود احساس سبکی می کرد، تا آنجا که گویی بر روی آب راه می رود. خانه از مهمانان پر شده بود.

از بسیاریشان نزدیک بود هوا برای آنان کم آید.

پس چه گونه خوراک برای آنان بسنده آید. خوراکی که برای آنان آماده شده بود نیاز گروهی کوچک-کم تر از ده تن-را برآورده نمی ساخت تا چه رسد به آن همه مهمان که از دهها و دهها افزون بودند؟.

پیامبر از روی خرسندی و آرامش لبخندی زد. زیرا باور او به بخشش پروردگارش بی اندازه بود.

یک دعا بر درگاه یزدان پاک، برای فروباریدن روزی های خداوندی بسنده است. در این هنگام، کاسه های خوراک به سوی خوان روان شد، هنوز چیزی از آنها کم نشده برمی نگشت و دوباره پر می شد، هنوز از سر خوردنی های گوناگون درون آنها چیزی برداشته نشده برمی گشت و دوباره لبریز می شد.

پیامبر بانوان هاشمی و بانوان مهاجران و انصار را بانگ زد: «فاطمه را بیاورید. می خواهم او را به خانه همسرش ببرم و به او بسپرم!». پیامبر استری داشت خاکستری رنگ. آن را آماده کردند.

پارچه یی از مخمل بر پشت آن افکندند.

پیامبر از فاطمه خواست تا بر پشت فربه و هموار آن استر رهوار بنشیند.

کاروان عروس به راه افتاد. سلمان فارسی از پیش، راه می پیمود و مهار ستور را در دست داشت و آن را در راه پیش می برد.

پیامبر در میان حمزه، جعفر، عقیل و گروهی دیگر از مردان هاشمی از پس، راه می سپردند، همه شمشیر را از نیام برکشیده.

و مردم نیز گروه گروه در پس آنان راه می رفتند.

موکب عروسی با نرمی و آرامش روان شد.

در سینه های شادی، در چهره ها لبخند، در گام ها سرمستی پرخروشی که جنب وجوش شادمانه مردم را به رقص همانند می ساخت.

حتی کرانه آسمان به رنگ خاکستری شادی درآمده بود، زیرا روز آرام آرام به سوی شامگاهان می خزید. بر کرانه دیگر آسمان پاره ابرهایی نازک و درخشان خیزان و خزان و چرت زنان بر روی هم غلت می زدند.

گویی بیرق هایی دیبا هستند که وزش سبک نسیم با آنها بازی می کند.

گویی بال های کبوترانی سفیدند که پروبال می زنند و گاه به بالا می گیرند و گاه گرداگرد آن موکب پرشگون به گردش درمی آیند.

شفق زرین پرتوهای طلایی خود را بر آن جایگاه می افشاند. زمین زیر نور شفق، دریایی را می مانست شگرف مایه. پرتوهای آن شفق، آب کوهه هایی را می مانست بلند و گسترده. کاروان فاطمه کشتیی را می مانست که آب کوهه دل ها را می شکافت. دل هایی که یکسره روشنی بود و پاکی.

بانوان خوش آواز، آواز سر دادند.

آنچه دل ها احساس می کردند زبان ها با سرود آشکار می ساختند. ترانه ها زبان حال فرخندگی احساسات بود. هر ترانه یی بندی آهنگین داشت و هر بندی تکراری. هان این«امّ سلمه»است که آوازخوانی را آغاز و رهبری می کند.

 او با ابریشم رباب قلبش زیباترین ترانه را برای زیباترین عروس می نوازد. محبوب ترین عروسی که تاکنون زمین بر پشت خود کشیده و آسمان بر سر او سایه گسترده است.

ترانه های ام سلمه مژدگانی بود و امید.

امید او یاد کرد خدا بود و نیایش. نیایش او آهنگ ها بود و سرودها.

و در پی ترانه ها و سرودهای او، بانوان دیگر نیز پاره هایی از آن ترانه های دلنشین و اثربخش را پژواک وار بازگو می کردند.

ام سلمه ترانه سر می دهد:

«همسایه ها همسایه ها!به یاوری خدا، به پا خیزید از جا، در همه هنگام ها، سپاس دارید او را»

«یزدان نشان داده، از پس گمراهی، راه درست ما را، جان دوباره بخشید خدای آسمان ها»

«ای بانوان!همراه و ره پیما شوید با برترین دخت جهان، جان لطیف خاله ها، روح روان عمه ها، گردد او برخی جان»

«دختر خوب سروری که داده لطف ایزدی، با وحی و با پیغمبری او را سری و سروری»

بانوان دیگر با همخوانی پس از هر بیت، بیت آغازین را بازگو می کنند.

عایشه پس از امّ سلمه به سرودخوانی می پردازد و بانوان دیگر نیز با همان روش از او دنبال روی می کنند:

«ای بانوان که در زیر روسری ها چهره نهان ساخته اید «نکوکارها را در انجمن ها بازگو کنید.» «ستایش خدای را برای بخشش هایش سپاس خدای را آن که توانمند است و گرامی» «ای بانوان به خانه شوی ببرید دختری را که خدا بلند آوازه کرد او را به پاکی ویژه کرد»

اینک حفصه به ترانه سرایی می پردازد: «فاطمه گزیده ترین بانوی جهان است چهره اش همانند قرص ماه تابان است» «ای فاطمه خدایت به همسری جوانی درآورد بخرد آن علی جوانمرد آن ابر مرد همه شهر» همسایگانمان عروس را بردند عروس بزرگوار دخت شکوهمند مردی درستکار» اکنون مساذه انصاری پیش می آید و ترانه سر می دهد: «من سخنی می گویم که در آن است آنچه باید من بهترین ها را یادآوری می کنم من زیباترین ها را آشکار می سازم» محمد برگزیده ترین آدمیزادگان است در او خودپسندی نیست در او گردن فرازی نیست» «ما با رهنمودهای برتر او راست روی و رستگاری خود را شناختیم خدایش پاداش نیک دهاد» «ما با دختر پیامبر رهنما و بزرگوار همراهیم دختری بر قله یی بلند از بزرگواری با خاندانی بر فراز بلند پایگاهی من چیزی همپایه آن بزرگواری نمی بینم» و بانوان بیت نخست را پس از هر بیت به آواز می خوانند.

کاروان عروسی در میان همگان مردم مدینه از مردان: زنان و کودکان روان شد. کشتی رنگارنگ و بادبان برافراشته یی را می مانست که با سنگینی و آرامش به سوی لنگرگاه خود روان بود.

لنگرگاه آن کشتی اتاقکی بواد که برای پذیرایی عروس و داماد آماده شده بود، و همان جا برای آنان خانه کوچکی به شمار می آمد تا اندازه یی نیاز آنان را برآورده می ساخت.

کف آن شن بود.

در گوشه یی چند تخت پوست قوچ. در گوشه یی دیگر، حصیری از حصیرهای شهر هجر.

در گوشه سوم، دو بستر از کتان مصری که لایه یکی از آنها لیف خرما و لایه دیگری پشم بود و تختی که رویه آن با بندهایی تافته از برگ خرما طناب پیچ شده بود.

اینجا و آنجا نیز چند تکه ابزار و اسباب خانه نهاده بود با سامانی که از ذوقی سلیم و سلیقه یی خوش حکایت داشت.

پیامبر بر آن عروس و داماد جوان وارد شد در حالی که برق شادمانی چهره او را درخشان کرده بود.

هنگامی که پیامبر بر جای خود استوار شد، عروس و داماد را در دو کنار خود گرفت، فرمود تا کاسه یی آب آورند، پیامبر با آن وضو ساخت پاره یی از آن را بر آن دو محبوب افشاند و با فروتنی آیه هایی از قرآن خواند و برای آنان بهترین دعاها را به آستانه پروردگار فرا فرستاد.

آیا آن قطره های آب رمزی بود از پیدایش و تکامل زندگی؟آیا دعاهای پیامبر امید و آرزویی بود برای اینکه خدا از آن رمز فرزندانی پاک از آن دو پدیدار سازد تا در نسل های آینده روان گردند؟.

آری گویی که این چنین بود!.

گویی که پیامبر با زبان نهان خود این سخن خدا را می خواند که: «هر چیز زنده یی را از آب آفریدیم.»[3]

هیچ چیزی برای پیامبر مجبوب تر از این نبود که از نسل و نژاد آن دو عزیز گرامی فرزندانی پاک و درستکار پدید آیند که زندگی ظاهری وی در آنها تا روزی دوام یابد که زمین نابود شود و آسمان شکاف بردارد و ستارگان و خورشیدهای سپهر برای همیشه خاموش گردد و جهان به پایان خودر سد.

هان این است آب!.

هان این است دعا!.

هان این است نیروی امید بخشی که تنها و تنها شایسته او است که به هر دعایی پاسخ گوید:

آیا آنجا کسی هست که از محمد آگاه تر به کردار خود، راستگوتر در گفتار خود، و سزاوارتر برای رسیدن به آرزوهای خود باشد؟او شایسته ترین کسی است که با روان روشنش درمی یابد خدا او را نومید نمی کند، بلکه با سرنوشت فرخنده خود فرمان می راند و از پیوند آن دو همسر، آرزوی پیامبر برآورده می کند، و به آن دو فرزندانی نژاده و نیکوکار می بخشد.

پیش آی و گواه پیامبر باش که آن امید و آرزوی خود را با فروتنی و لابه از جامه تلمیح و رمز و اشاره بیرون می آورد و به گونه دعایی روشن و آشکار بر زبان می راند.

به پیامبر بنگر که چهره خود را به سوی آسمان بالا می گیرد و هستی او یکسره فروتنی و آرامش می شود، چنان که گویی به نماز ایستاده است.

به پیامبر گوش فرا ده که با همه احساسات پاک و اندام آرام خود، روی به سوی آفریدگاری کرده است-که در آفرینش خود نوآوری ها دارد، در گل مایه بدبوی و سفال مانند آدم زندگی می دمد، جان ها را به پیکرها می سپرد-تا با او نجوا کند. نجوایی که سرتا پای هستی او را در خود غرقه می سازد:

«بزرگ آفریدگارا! این دو تن را از همه جهانیان بیش تر دوست دارم، تو نیز آنان را دوست بدار.

«در فرزندانشان برکت ارزانی فرما. «نگاهبانی از سوی خود بر آنان بگمار. «من آنان و فرزندانشان را از دست اهریمن نفرین شده به تو می سپارم». و خدا شنید.

خدا آن زاری و لابه به حق شایسته را گوش داد. و با گذشت روزها پسری خوش اندام و نیکوروی پیدا آمد. بلندمرتبه بادا آفریدگاری که نگارگر چهره ها است. برتر بادا توانایی یزدان توانا.

پاک بادا ایزدی که تنها او دعاها را برآورده می کند.

و از این پس، چه نیکو فرزندانی برای آن نیایی پیدا آمدند که خدا او را بر همه جهانیان برگزید، و به او و ایشان خشنودی خویش را ارزانی داشت.[4]

پی نوشت ها

[1] قرآن: بقره/256.

[2] قرآن: فرقان /54.

[3] قرآن: انبیاء/30.

[4] اقتباس از، عبد الفتاح عبد المقصود. 1412 ه ق/ 1991 م. فی نور محمد، فاطمة الزهراء. بیروت، دار الزهراء.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

آفات ازدواج در سن بالا

ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی است. هر انسانی در زندگی اش فرصت های معدودی دارد تا انتخاب های بزرگ انجام دهد و سعادت و شقاوت خود را رقم زند. در هنگام بلوغ انسان با عقل و اختیار خود آزاد است تا انتخابی مهم درباره فلسفه زندگی اش داشته باشد که همان ایمان و کفر است: «و هدیناه النجدین»[1]، «اما شاکرا اما کفورا»[2] یک انتخاب اساسی دیگر نیز در این مقطع زمانی انجام می دهد که آن نیز سعادت دنیوی و اخروی او را رقم می زند، زیرا این خود انسان است که با هر انتخاب بزرگ و سرنوشت ساز مشخص می کند که در ابدیت شقاوت و یا ابدیت سعادت باشد. اگر انسان این دو انتخاب مهم را از سر عقل و تدبیر انجام دهد و نه از سر هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و تقلید از دیگران و نیاکان و الگوهای نادرست، آن گاه است که برای ابدیت خوشبختی خود را رقم زده است.

ایا انسان حتماً باید ازدواج کند؟ اگر ازدواج نکند چه مشکلاتی ممکن است پدید بیاید؟

ازدواج، اقتضای طبیعت انسان است. زوجیت در تمام موجودات عالم (حیوانات، گیاهان و حتی جمادات) وجود دارد.سبحان الذی خلق الأزواج کلها مما تنبت الارض و من أنفسهم و مما لایعلمون1منزه است خدایی که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و انسانها و آنچه را نمیدانند، به صورت زوج آفرید.انسان به طور طبیعی به سوی زوج خود میرود.اریک فروم ( (Erich Fromma روانشناس آلمانی میگوید:انسان از لحظهای که به دنیا میاید تا لحظه مرگ، هر کاری میکند، برای رفع احساس تنهایی خویش است.2ازدواج برای رسیدن به کمال است. بر اساس گفتهای از افلاطون، انسان به دنبال نیمه گمشده خویش میگردد

همه آنچه درباره ازدواج امام علی و حضرت زهرا می خواهید بدانید

زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسید، پیامبر اکرم حضرت زهرا را به حضور طلبید. زهرا(س) درحالی که عرق شرم از چهره اش می ریخت، به حضور پیامبر رسید و از کثرت شرم پای او لغزید و نزدیک بود به زمین بیفتد...

برای ازدواج، به چشم پزشک مراجعه کنید!

خوش حالیم از این که بعد از چند سال چشم انتظاری، کسی پیدا شد که به فکر حدیث زندگی ما بیفتد و آستین برایش بالا بزند و همه را از فکر و خیال، بیرون بیاورد. به همین خاطر، ما به مبارکی و میمنت این حادثه فرخنده، سعی داریم در این شماره، به عنوان «مادر عروس»، سنگ تمام بگذاریم. پس برای این که زیادی وقت عروس و داماد را نگیریم، در همین ابتدا از بعضی نشانه های یک انسان عاشق پیشه می گوییم تا هر زمان، این نشانه ها را در خودتان یا دیگران دیدید، هشدارها را جدّی بگیرید، پیش از آن که خیلی دیر شود.

دعاها و اعمال قبل از خواستگاری و ازدواج

ایام، ایام سرور و شادی است و خیلی از عزیزان این ایام را برای انتخاب همسر، خواستگاری و مراسمات ازدواج خود در نظر گرفته اند و خلاصه بازار ازدواج تقریباً می شود گفت که داغ است (البته امیدواریم که بیش از این ها این بازار از رکود در بیاید!!)

ازدواج امام علی (ع) با حضرت فاطمه (س)

نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه السلام ، پیشوای پارسایان با فاطمه علیهاالسلام ، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛

پیوند آسمانی

چهارتن از بزرگان مسلمانان: ابن عوف، ابو بکر و عمر، از راستین و نزدیک ترین همنشینان پیامبر و باایمان ترین، نژاده ترین، والا جاه ترین آنان به خواستگاری فاطمه(س)آمدند؛ اما پدر از دادن دختر خود به آنان سرباز زد.

ازدواج یار نبی با یاس نبی

در ازدواج علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیهما اسرار زیادی نهفته است. در مراسمی بی ریا و ساده، پس از یک خواستگاری بی پیرایه و به دور از تشریفات و سخت گیری ها، با تعیین مهریه ای برابر دارایی داماد و آن هم بسیار اندک و تهیه جهیزیه ای به همان اندازه ساده و بی پیرایه، آسمانی ترین و نورانی ترین پیوند عالم خلقت جان گرفت.

دعای پیامبر(ص) در وقت ازدواج فاطمه(س) چه بود

در هنگام ازدواج علی(ع) با فاطمه(س) ازپیامبر(ص) دعاهایی نقل شده که آن حضرت از ابن عباس و سعد بن معاذ و... روایت شده که پیامبر(ص) شب ازدواج علی(ع) با فاطمه(س) برای آن دو و نسل و ذریه ایشان دعا کرده و از خدا برایشان جمع شدن پراکندگی، برکت و فرزندان صالح و پاکیزه را طلب کرد.

ایمان حضرت ابوطالب رحمت الله

اصبغ بن نباته مي گويد: أميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند.» گفتند: «پس چه را عبادت مي کردند؟ فرمودند: به سوي کعبه نماز مي خواندند و بر دين ابراهيم و به آن متمسک بودند.

وفات حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله

از عوامل مؤثر در سعادت و موفقیّت انسان ها داشتن نیاکان شایسته است؛ چرا که در سایه وجود چنین بستر مناسبی است که مقدمات پرورش انسان های شایسته فراهم می گردد. حضرت عبدالعظیم علیه السلام از این موهبت و نعمت ارزشمند الهی برخوردار بودند. نَسَب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد.

حمزه سیدالشهدا و حرم شریف آن حضرت

یکی از شخصیت های بزرگ در تاریخ اسلام، که در راه قرآن و دفاع از اسلام فداکاری و ایثار را به حد اعلی رسانید و در شرایطی که توحید در مقابل شرک و خداپرستی در مقابل بت پرستی قرار گرفته بود و پیامبر اسلام به یاران صدیق و حامیان مخلص و دلسوز نیازمند بود، به یاری‌اش شتافت، جناب حمزة بن عبدالمطلب بود که مانند امیرمؤمنان، امام علی علیه السلام در مقابل پرچم شرک، لوای توحید را برافراشت و تعهد و ایمان خویش را در صحنه‌های جنگ متجلی ساخت.

حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

طلوع زیباترین فجر

طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادى و چهل سال قبل از بعثت بود که سرزمین مكه نور باران گشت. بیاییم به وقایع نزدیک میلاد نخستین معصوم نظری بیفکنیم.

نوری به پهنه عرش

وقتی کنار اسم خودت لا گذاشتی قبلش هزار مرتبه الاّ گذاشتی

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

حضرت عبد العظیم حسنی

فضایل حضرت عبد العظیم حسنی از زبان معصومین

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء

بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

بر آستان بانوی بهشت

دختر امام کاظم، خواهر امام رضا و عمه امام جواد علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چراغ فروزان معنویت و عبادت در شهر پر فضیلت قم هستند. بنا بر نظر معروف در میان معاصران ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در سال 173 و وفات ایشان در سال 201 هجری قمری بوده است. از دیگر القاب ایشان: طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه می‌باشد.[1]

درست پشت همین در ...

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می‌ آمد که بگوید «پدرت فدایت دخترم!».

شعر وفات حضرت خدیجه(س) – علی صالحی

لحظاتی که نشستی بغل بستر من این قَدَر گریه نکن فاطمه جان در بر من

زندگینامه حضرت خدیجه (س)

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است.

میلاد حضرت عبد العظیم حسنی سلام الله

عبدالعظیم حسنی, علیه السّلامایران، این سرزمین پرگهر بر خود می بالد که در دل خود، یادگارانی از نوادگان پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم و اولاد امام علی علیه السّلام دارد که مزارشان، مرکز شیفتگان و زائران کوی ولاست.

فریبی که منکران حجت خدا خورده اند!

یازدهمین برگزیده خدا از نسل رسولش در شرایط ویژه ای زندگی کرد که باعث شد رفتارهای عجیبی از خود بروز دهد. آگاهی از آن برای دوستداران ایشان راهگشای خوبی در تحلیل وقایع جهان از آن دوران تا دوران معاصر ماست.

بانوی شفاعت

يا فاطِمَهُ اِشْفَعي لِي فِي الْجَنَهِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ اي فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت مرا شفاعت كن، چرا كه در پيشگاه خداوند، داراي مقام و منزلتي بس ارجمند هستي.

زینب، پرستار نهضت عاشورا

زینب, پرستار, نهضت, عاشوراپنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا،پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند

مهمان ناخوانده شبِ عروسی

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

از دنیای شما سه چیز محبوب من است

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

حضرت زهرا دلش از یاس بود(شعری زیبا از احمد عزیزی)

عشق من پاییز آمد مثل پار باز هم ما بازماندیم از بهار

ویژگیهای حضرت معصومه (س)

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم »که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست به چهارصد نفرمی رسد.

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

فضائل و مناقب حضرت زینب علیها السلام

زینب علیها السلام دختر علی و زهرا علیهما السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید .

زینت پدر (بررسی شخصیت و مقام حضرت زینب (علیهاالسلام))

گاهی در تاریخ، انسان های بزرگی می درخشند که مدال افتخار می گیرند و بر بلندای شکوه انسانیت می ایستند و همواره الگوی نسل های بشری هستند.

سیمای درخشان حضرت ابو طالب علیه السلام

روز 26 رجب المرجّب، سالروز ارتحال حضرت ابو طالب، آخرین حجّت در دوران فترت است. ضمن عرض تسلیت این روز، این مصیبت بزرگ را به پیشگاه آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی موعود علیه السلام تسلیت می گوییم و در این فرصت به بررسی فرازهایی از فضایل، مناقب و عظمت آن شخصیت والای جهان اسلام می پردازیم.

حضرت ابوطالب مربی پیامبر(ص)

او کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اش فرمود: «یاعم! ربّیتَ صغیراً و کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّی خیراً؛[1] عموجان در کودکی تربیتم نمودی در یتیمی کفالتم فرمودی و در بزرگی یاریم کردی، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدی به تو مرحمت فرماید.»

اخلاق پیامبرگونه در روز مبعث

مبعث حضرت رسول صلی الله علیه و آله به عنوان یکی از مهمترین روزهای سال مطرح شده است و شیعیان این روز را گرامی داشته و جشن می گیرند اما چرا شیعیان این روز را یکی از مهمترین روزهای سال می دانند ؟ هدف از بعثت پیامبر در این روز چه بوده است ؟چگونه می توانیم این روز را به یک روز ویژه و خاص برای خود و خانواده هایمان تبدیل کنیم ؟

صفای چشمه مهتاب

در ارزیابی شخصیت افراد، اصولاً مجموعه ای از صفات و ویژگی آن ها مؤثر و تعیین کننده است. البته گاهی اوقات تنها یکی از ویژگی های برجسته یک فرد، می تواند شخصیت او را از دیگران متمایز کند.

چند بهار در یک فصل !!

روز میلاد فرزند ارشد امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام)، بهترین فرصت برای پرداختن به مهمترین و با ارزش ترین قشر جامعه است. از این رو این روز با سعادت را به روز جوان نام گذاری کرده‌اند. در فرهنگ و اندیشه اسلامی، حضرت علی اکبر(علیه السلام) نمونه درخشان یک جوان شایسته و بهشتی، شناخته شده است، به همین جهت با بزرگداشت یاد و نام این سلاله پیغمبر(صلی الله علیه و اله)، سعی می شود الگوی برتر و شایسته ای به جوان جامعه، بلکه به تمام اقشار معرفی شود.

فضایل و کرامات حضرت عبد العظیم حسنی

1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته: ابو حماد رازی گوید: خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم، هنگامی که اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود: هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبد العظیم حسنی بپرس، و سلام مرا هم به او برسان.

فروغ مهتاب

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا (علیهم السلام) و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه (سلام الله علیها) فرزندی جز حضرت رضا (علیه السلام) نداشت.

قطره ای از دریای عنایات حضرت رضا علیه السلام

طبق بینش وحیانی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای الهی علیهم السلام به اذن خداوند متعال علاوه بر ولایت تشریعی بر موجودات عالم، از ولایت تکوینی نیز برخوردارند و امامت امام معصوم به دو طریق ثابت می شود: 1. نص از معصوم قبلی؛ 2. سیره و روش آن حضرت و تصرّف در موجودات به اذن الهی و صدور معجزات و کرامات.

پرواز از بالای برج

سلام بر حسین علیه السلام ، سلام بر زیبایی و ستایش خوبی و گشودن پنجره ای رو به بهشت و هم نوایی با فرشتگان آسمانی است.

ابر سیلی

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود

شمس و قمر

باغ بهشت این شکوه و جاه ندارد جلوه در این حسن خانه ماه ندارد

حضرت معصومه س؛ اختر تابان آل محمد ص

یکی از شباهتهای حضرت معصومه(س) به حضرت زهرا(س) دفاع او از حریم ولایت و مقام عظیم رهبری صحیح اسلامی بود، تا آن جا که حضرت زهرا(س) در این راه به شهادت رسید. حضرت معصومه(س) نیز مطابق پاره ای از روایات، در همین مسیر به شهادت رسید. توضیح این که: همان گونه که حضرت زهرا(س) با استدلال و گفتار استوار خود، رهبری حق را مشخص و تایید می کرد، حضرت معصومه(س) نیز در این راستا می کوشید، و به نقل روایات می پرداخت، به طوری که به عنوان ((عالمه محدثه)) خوانده می شد. یکی از روایات او در مورد ماجرای غدیر است، که با ذکر سلسله سند آن را نقل نموده است.

ویژگیهای حضرت معصومه (س)

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم »که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست به چهارصد نفرمی رسد.

عنایات امام زمان(عج) به مردم

امام مهدی علیه السلام در دوران غیبت کبری توجه و عنایت خاصی به شیعیان خود دارند و در همه ی حالات پیش آمده به یاری آنها شتافته اند.

بانوی عشق و صبر

با مروری هرچند سطحی بر کمالات و ویژگی های حضرت زینب(س) این نکته رخ می نماید که تمام ویژگی های یک انسان کامل در شخصیت آن بانوی گرامی در حد و درجات عالی وجود داشته و البته هرکدام از ویژگی ها در صحنه ای از صحنه های زندگی حضرتش فرصت نمود یافته است.

سکوت سبز

آن گاه که خورشید سر بر دوش کوه می نهد و می آرامد;

بانوی آفتاب

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد:

غصب فدک یا غصب عزت و اعتلای شیعه؟

شاید مهم ترین هدف غصب فدک موقعیت طلایی اقتصادی و مالی فدک باشد. اگر اهل بیت مالکیت فدک را به دست می گرفتند سالانه اموال و ثروت کثیری به اهل بیت می رسید و این به زعم غاصبین فدک خطری برای حکومت و خلافت غصب شده آن ها بود.

پاسخ به شبهه ای درباره ایام فاطمیه

چرا حضرت زهرا(علیهاالسلام) پشت درب رفتند؟!

داستان اسلام آوردن مادر امام زمان علیه السلام

داستان اسلام آوردن مادر امام زمان علیه السلام

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر

ویژگیها و فضائل حضرت امّ البنین علیهاالسلام

بانوی وارسته، حضرت أمّ البنین، فاطمه، دختر حزام، فرزند خالد بن ربیعة بن کلاب است. مادر آن گرامی، لیلا و یا شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است که همه پدرانش، از مردان شجاع و نامدار عرب در منطقه حجازند. همچنین جناب امّ البنین با چند واسطه به عبد مناف، جد اعلای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، نسب می رساند.

طلوع گل محمدی

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

شبیه ترین مردم به رسول الله

ماه پربرکت شعبان، مصادف با زادروز بسیاری از معصومین و فرزندان رشید معصومین است. در همین راستا، امروز یازدهم شعبان، مصادف با میلاد حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) است

مروارید در صدف

قد دلجویش به شاخه شمشاد می ماند؛ سایه گستر و پربار.

خطبه پیامبر اکرم (ص) در

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

ستاره نجمه

آینه تاریخ همواره حقیقتهایی را به تصویر می کشد که چونان فانوسی فرا راه آدمی قرار گرفته و جدا کننده راه سعادت از شقاوت هستند. این حقایق، اگر چه گاه تلخ و جانکاه و گاه شیرین اند؛ برای اهل بینش و بصیرت که در ژرفای وجود خویش جز حقیقت نمی جویند

جایگاه معنوی حضرت فاطمه معصومه(س)

سعادت و کمال حقیقی جز با گذر از تنگناهای نفسانیات و رسیدن به قله بلند معنویت، امکان‌پذیر نیست و حضرت فاطمه معصومه علیها السلام این راه را با سربلندی طی کردند.

پیوند آسمانی حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام

سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است و روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه (س) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم (ص) بر آن مباهات می کردند. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

از علی اصغر خجالت می کشم...

گاه ابر و گاه باران می شوم گاه از یک چشمه جوشان می شوم

فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام

جوانان امروز در جوامع اسلامی نیازمند الگویی محبوب هستند که از آن الگوبرداری کنند. از ایـن رو امـروزه نیاز به الگویی شایسته و بایسته در تمامی سطوح احساس می شود.

حکایتهای کوتاه

آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل می کرد: «روزی در خانه آیت الله العظمی حکیم (1) بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه السلام، را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود، شما کاری بکنید.

سفارشات پیامبر (ص) به امام علی (ع)

علی جان حفظ کن وصایا را مادام که عمل کنی در خیر هستی ای علی کسی که غیض خود را فرو برد در حالیکه قدرت بر اجرای ان دارد در قیامت امنیت پیدا میکند و ایمانی پیدا میکند که طعمش را میچشد.

پاکیزه گوهر صدف اعتبار قم

اهل بیت پیامبر(ع) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضیلتها می درخشد; درخشانترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت; فاطمه کبری فرزند پاکیزه موسی بن جعفر(ع) است. که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش زلال ایمان می نوشند

فاطمه معصومه، شفیعه اهل بیت

شفاعت حضرت فاطمه معصومه(س) از سه جنبه قابل طرح و اثبات می باشد: 1ـ در روایات به مقام شفاعت اهل بیت(ع) تاکید شده است و بدیهی است حضرت فاطمه معصومه(س) که خواهر امام رضا(ع) (از طرف پدر و مادر) می باشد، جزو این خاندان است پس مقام شفاعت وی قابل انکار یا تردید نخواهد بود. 2ـ روایات شفاعت مومنان؛ چه مصداقی برای مومن و مومنه می توان شایسته تر از بانوان اهل بیت، مثل فاطمه معصومه(س) برشمرد. 3ـ سومین جنبه، مربوط به روایاتی است که در خصوص حضرت فاطمه معصومه(س) از اهل بیت(ع) نقل شده است.

میلاد نگین عترت

میلاد شخصیت بزرگی را در پیش رو داریم که وجودش در تاریخ، به زن بودن «معنا» بخشید! تجسمی از شجاعت و صبر بود و معلمی برای پاکدامنی؛ نیز الگویی برای پیروان ولایت و رهبری.

فضائل و مناقب حضرت زینب علیها السلام

زینب علیها السلام دختر علی و زهرا علیهما السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود،

علم فاطمه علیهاالسلام

ناطقه ی مرا مگر روح قدس مدد کندتا که ثنای حضرت سیّده نساء کند نفخه قدس بوی او، جذبه انس خوی اومنطق او خبر ز «لا ینطق عن هوی» کند «مفتقرا» متاب رو از در او به هیچ سوزان که مس وجود را فضه او طلا کند

وصیت ها و سفارش های حضرت زهرا علیها السلام

از مسائلی که گاه واجب و ضروری است و گاه مستحب و مطلوب، وصیّت کردن و وصیّتنامه نوشتن است. در طول تاریخ پیشوایان دینی و بزرگان، وصیّت ها و سفارش های مهمّی از خود به یادگار گذاشته اند؛ وصیّت های پیامبر اکرم- به اطرافیان، توصیه های امیرالمؤمنین علی(ع) به اصحاب و امت و... از این نوع است. حضرت زهرا(ع) که خود پرورش یافتۀ دامان وحی است و در بالاترین مرتبۀ ایمان و عمل صالح قرار دارد، همواره به احکام و واجبات دینی توجه می نمود و زندگی خود را با رعایت احکام دین، رنگ و بوی خدایی می بخشید. یکی از واجباتی که آن حضرت بدان مقیّد بود، وصیّت کردن است.

چرا قبر مطهر حضرت زهرا (س) مخفی است

فلسفه اصلی مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) مربوط می شود به وقایع و جسارت هایی که از طرف خلفای وقت و اطرافیان خلفا، به آن بزرگوار وارد شده بود، در این زمینه نقل شده است که حضرت زهرا(س) زمانی که وقت رحلتشان نزدیک شد و در بستر به حالت احتضار به سر می بردند، حضرت علی(ع) بر بالای بسترشان آمدند و بعد از صحبت هایی که با همدیگر کردند، حضرت فاطمه(س) اجازه خواستند تا چند وصیّت به همسرشان علی(ع) کنند.

ویژگی ها و فضایل ام البنین علیهما السلام

ام البنین علیها السلام مادر حضرت عباس علیه السلام، یکی از مادران برجسته تاریخ است که زندگی او مالامال از عشق به ولایت و امامت بود.

مصیبت ام البنین(س) مادر حضرت عباس(س)

امام صادق علیه السلام فرمود:«رحم الله عمی العباس لقد اثر و ابلی بلاء حسنا... » (1) خدارحمت کند عموی ما عباس را،عجب نیکو امتحان داد،ایثار کرد و حداکثر آزمایش را انجام داد.برای عموی ما عباس مقامی در نزد خداوند است که تمام شهیدان غبطه مقام او را می برند.)اینقدر جوانمردی،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداکاری! ما تنها از ناحیه پیکر عمل نگاه می کنیم،به روح عمل نگاه نمی کنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.

پنج ویژگی ممتاز حضرت ام‌البنین

یکی از ویژگی‌‌های برجسته‌ی حضرت ام‌البنین ولایت مداری و پاسداری از حریم اهل‌بیت (ع) بود. «فاطمه بنت حِزام» به‌خوبی می‌دانست که در پاسداری از امامت باید فرزندان خود را فدا کند.

مادران پاک

خانه و خانواده به عنوان اولین محیط زیست انسانی نقش جامع و گسترده در تربیت فرزندان سالم و صالح دارد. تأکید و توصیه بر معیارهای صحیح همسر گزینی به جهت بنیان گذاری نهاد پاک و سالم برای نسل آینده است تا دامان مادران با ایمان و تقوا، عالم و عامل به آداب معرفتی و عبادی بستر بندگی و قرب الهی گردد؛ همان گونه که مادران معصومین(ع) چنین بودند.

روز مادر، نمودی از عمری در خدمت مادر

روز بیستم جمادی الثانی مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و روز مادر و تکریم از شخصیت والای این موجود مقدس می باشد . به همین مناسبت در این نوشتار نگاهی کوتاه به مقام و منزلت و حقوق مادر در فرهنگ و اندیشه قرآن و اهل بیت علیهم السلام خواهیم داشت .

فاطمه(س) اسوه حیات زیبا

درودهای خداوند و فرشتگان و حاملان عرش او و همه آفریدگان زمینی و آسمانی بر آن گوهر قدسی باد که قالب انسانی یافت. آن صورت نفس کلّی، فیض بخش عوالم عقلانی، پاره حقیقت نبوی، سرآمد نگاه انوار علوی، سرچشمه های اسرار فاطمی، رهایی یافته و رهایی دهنده دوستدارانش از آتش دوزخ، میوه درخت یقین، بانوی بانوان دو عالم، شناخته ارج و ناشناخته مزار، روشنیِ چشم رسول و زهرای پاک بتول.*

باب الحوایج

امام هفتم، شب زنده دار و مطیع اطاعت پروردگار است. کراماتی از او نقل است که شب را تا به صبح به عبادت می پرداخته؛ به سجده بوده؛ به نماز می ایستاده؛ و روز را به روزه و اعانت به دیگران به پایان می رسانیده است. لقب آن بزرگوار کاظم بوده است. نسبت به افرادی که به او بد می کرده اند، گذشت و احسان داشت، و لقب او عبدصالح نیز بوده است. به خاطر کثرت عبادت و حال عبودیتی که داشته است، لقب باب الحوایج نیز داشته است. هر کس به او متوسل شود، حاجتش داده می شود. کرامات موسی بن جعفر به قدری فراوان است که عقلها در تحیر است

او آمد

مردم، در وادی حیرت، سرگشته بودند و در فتنه و فساد، دست و پا می زدند و هوس ها آنان را فریفته و نخوت و کبر، آنها را به لغزش کشانیده بود.1 رشته های مرگ و هلاکت، آنان را می کشید و قفل های گمراهی، بر دل هایشان زده شده بود.2

شرح و تفسیر خطبه پیامبر در استقبال از ماه رمضان

رسول گرامی (ص) در بخش پایانی ماه پر برکت شعبان سخنرانی کرده است. نسیم خنک و سعادت بخشی میخواهد بوزد و آن ماه مبارک رمضان است آماده باشید که فرمود: «قد أقبل إلیکم شَهر الله» ماه مبارک رمضان دارد می آید او به شما رو کرده است این برای شما اقبالی است این ماه، ماه خداست خب همه ماه ها ماه خداست؛ همه زمینها زمین خداست اما می گویند سرزمین مکه سرزمین وحی است و حاجیان و معتمران وقتی وارد می شوند مهمانان الهی اند اینها جزء ضیوف الرحمان اند این مربوط به زمینِ مهمانی است ماه مبارک رمضان زمان مهمانی است فرمود شما مهمان خدای سبحان هستید .

هدیه الهی

در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.

آخرین حرف ها به آخرین نفرات!

هنگامی که ابن ملجم امام علی علیه السلام را ضربت زد، حضرتش به حسن و حسین علیهما السلام چنین فرمود: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و اینکه در طلب دنیا بر نیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید و حق بگویید و برای پاداش (اخروی) کار کنید و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.

پیوند آسمانی

چهارتن از بزرگان مسلمانان: ابن عوف، ابو بکر و عمر، از راستین و نزدیک ترین همنشینان پیامبر و باایمان ترین، نژاده ترین، والا جاه ترین آنان به خواستگاری فاطمه(س)آمدند؛ اما پدر از دادن دختر خود به آنان سرباز زد.

فضه

خداوند متعال لباس های بهشتیان را از جنس پارچه نازک حریر و ابریشم توصیف می کند در سوره کهف، آیه31 و حج،آیه23 در مقام تزئین غلمان بهشتی می فرماید:«من أساور من ذهب» دست بندهای آنان از طلاست و در سوره فاطر می فرماید

شمع سوزان خرابه شام در هاله ای از ابهام

گاهی درمورد وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) شبهات و تردیدهایی مطرح می شود که نام ایشان در اکثر کتب نیامده و یا نامهای مشترک و مشابهی در آنها به چشم می خورد که با توجه به آن نمی توان به طور حتم بر وجود دختری به این نام اطمینان داشت.

دختر خردسال کربلا

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد. در کتاب کامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او که آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.

بانویی از حرم

قیام امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا سرلوحه بسیاری از نیكی ها، فضایل و افتخارات است.حادثه عظیم کربلا در طول تاریخ در جهات و ساحت های مختلف مورد مطالعه واقع شده و مواجه با ابهامات و پرسش هایی از سوی مورخین و اهل نظر بوده است.

شیرین تر از عسل

شب است. چیزی به عاشورا نمانده است. امام حسین علیه السلام قلم ولایت به دست گرفته است و با جوهر وحی، سرنوشت صحابی را در عاشورا و جایگاهشان را در بهشت یکی یکی ترسیم می کند. اما پیش از آن چراغ خیمه را خاموش کرده است. نگاه مهربانش را بر زمین پهن کرده و آرام فرموده:

شهید شیرخوار کربلا

شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد خود، هنگام نام بردن فرزندان امام حسین علیه السلام از امام سجاد علیه السلام با تعبیر علی اکبر و از حضرت علی اکبر با تعبیر علی اصغر یاد می کند و می نویسد:

الگوى ايمان وادب وشجاعت

يكى از بارزترين نمونه‌هاى كمال و اسوه‌هاى پاكى و مردانگى، حضرت «على اكبر (عليه السلام)» شهيد بزرگ حماسه عاشورا و فرزند بافضيلت سيدالشهدا (عليه السلام) است. سزاوار است كه از رهگذر آشنايى با شخصيت و ويژگى‌هاى اين جوان برومند و رشيد و با صلابت، از او درس جوان‌مردى و مقاومت و ايمان و ادب بياموزيم و نسلى را تربيت كنيم كه پوياى راه نورانى آن شهيد باشد.

صفای چشمه مهتاب

در ارزیابی شخصیت افراد، اصولاً مجموعه ای از صفات و ویژگی آن ها مؤثر و تعیین کننده است. البته گاهی اوقات تنها یکی از ویژگی های برجسته یک فرد، می تواند شخصیت او را از دیگران متمایز کند.

کرامت کربلایی

کرامت، یعنی: نزاهت از پستی و فرومایگی که در عزت نفس، مناعت طبع، برخورداری از روحی بزرگ، برازندگی، بلندنظری، جوانمردی، آزاداندیشی و آزادمنشی و آزادگی ابوالفضل جلوه گر می شود و احیانا از آن به «بزرگواری » تعبیر می شود .

رقیه بنت الحسین سلام الله علیها

پس از انتقال اهل بیت (علیهم السلام) به شام، ایشان را در جایگاهی بس خراب جای دادند که موجب اذیت های فراوان به ایشان گردید). عموم محدثان و مورخان این مکان را مکانی توصیف کرده اند که موجب ایجاد تغییر در پوست بدن ایشان گردید). برخی از این سخنان را مرور می کنیم:

ماجرای نبش قبرحضرت رقیه

ملا محمدهاشم خراسانی(ره) حکایت نبش قبر حضرت رقیه سلام الله علیها توسط ایشان به منظور ترمیم قبر و رفع آب‌گرفتگی مضجع شریف حضرت رقیه(س) در سال ۱۲۸۰ هجری، را نقل می‌کند:

5 کلید طلایی در زندگی پیامبر (صل الله علیه و آله وسلم)

امروز درحالی برخی سعی دارند در قالب‌ سلبریتیسم خود را نماد زندگی موفق معرفی کنند که بیش از ۱۴۰۰ سال قبل خداوند آب پاکی را روی دست همه انسان‌ها ریخته و پرده از چهره‌ای برداشت که تبعیت و پیروی از او ضامن سعادت، کمال و خوشبختی است.

خورشید ری

حضرت عبدالعظیم حسنی، در چهارم ربیع الثانی سال 173هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید.

درس امام حسن عسکری علیه السلام

حدیث ثقلینی که بارها از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده شد و به شکلهای گوناگونی نقل شد (1) و به دست ما رسید ، ضمن آنکه که اهل بیت رسول خدا علیهم السلام را همتای قرآن معرفی می کند این پیام را هم به همراه دارد که تنها راه سعادت انسان تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام است. این مهم صورت نمی گیرد مگر آنکه ما با گفتار و رفتار آن بزرگواران ارتباط برقرار کنیم.

بانوی عشق و صبر

با مروری هرچند سطحی بر کمالات و ویژگی های حضرت زینب(س) این نکته رخ می نماید که تمام ویژگی های یک انسان کامل در شخصیت آن بانوی گرامی در حد و درجات عالی وجود داشته و البته هرکدام از ویژگی ها در صحنه ای از صحنه های زندگی حضرتش فرصت نمود یافته است.

جوان پیامبر گونه

حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام در یازدهم شعبان1، سال43 قمری در مدینه، دیده به جهان گشود. مادر بزرگوارش لیلی دختر ابی مرّه بود2.

طاوس بهشتیان

بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) می باشد.1

مستندات تاریخی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اکثریت شیعه در طول تاریخ، در برابر اقلیتی ناچیز، هیچ شکی در ولادت امام زمان(عج) نداشتند.[1] ولادت امام زمان(عج) را از طرق مختلفی می توان ثابت نمود. ما در این جا برآنیم که ولادت آن حضرت را بر اساس روایات معتبر شیعه ثابت نمائیم. در این راه سه دسته روایت ذکر می شود. دسته اول، روایات معتبری که خبر صریح یا ضمنی از ولادت امام زمان(عج) به شمار می آیند؛ دسته دوم، روایات معتبری که در بر دارنده مشاهده امام زمان(عج) هستند؛ و دسته سوم، مجموعه ای از روایات، که به دلالت ضمنی خود، ولادت امام زمان(عج) را ثابت می نمایند.

شرح و تفسیر خطبه پیامبر در استقبال از ماه رمضان

رسول گرامی (ص) در بخش پایانی ماه پر برکت شعبان سخنرانی کرده است. نسیم خنک و سعادت بخشی میخواهد بوزد و آن ماه مبارک رمضان است آماده باشید که فرمود: «قد أقبل إلیکم شَهر الله» ماه مبارک رمضان دارد می آید او به شما رو کرده است این برای شما اقبالی است این ماه، ماه خداست خب همه ماه ها ماه خداست؛ همه زمینها زمین خداست اما می گویند سرزمین مکه سرزمین وحی است و حاجیان و معتمران وقتی وارد می شوند مهمانان الهی اند اینها جزء ضیوف الرحمان اند این مربوط به زمینِ مهمانی است ماه مبارک رمضان زمان مهمانی است فرمود شما مهمان خدای سبحان هستید .

خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید

با نگاهی به تاریخ حیات زن در اعصار گذشته و بررسی و ارزیابی روی¬دادهای جوامع گوناگونی که در آن¬ها بانوان نقشی را عهده¬دار بوده¬اند، این نکته آشکار می¬گردد که هرگاه زنان به¬سوی پاکی درون، صفای قلب و تهذیب نفوس گام بردارند و به عوالم معنوی گرایش یابند چنان منزلت و اراده¬ای به ¬دست می¬آورند که می¬توانند در تاریخ سرزمینی تحول¬آفرین باشند.

بانوی کرامت و احسان

نقش تأثیرگذار زنان در حرکت­ها و جنبش­های انسانی و اجتماعی و نیز گرایش­های فکری آنان منشأ ظهور تحولات مثبت یا منفی در جوامع بوده است. قرآن کریم در آیاتی از سوره تحریم زنان مؤمن و زنان کافر را ضرب المثل برای اهل ایمان ذکر می­کند؛ چرا که زن مؤمن و متقی، خاستگاه و منشأ ظهور جامعه ایمانی و زن کافر و مشرک، منشأ جامعه کفر است.

فرشته ی مهر

خدیجه(س) وزیر و کمک راستین بود برای اسلام و مایهی سکون و آرامش قلب پیامبر(ص) محسوب میشد.»1

حضور امام حسن (علیه السلام) در ایران راست یا دروغ

امام حسن (ع) فرزند بزرگ حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و دومین امام ما شیعیان است که در کودکی و جوانی با سه خلیفه نخستین معاصر بود، موضع ایشان در برابر خلافت ابوبکر، عمر و عثمان و حضور ایشان در فتوح ایران و افریقیه سوالی است که این مقاله در پی پاسخ گویی به آن می باشد. به نظر می رسد که ایشان با وجود این که خلافت را حق پدر خود دانسته در مواردی با سه خلیفه همکاری هایی داشته اند، و در زمان دو خلیفه اول ابوبکر و عمر در فتوحات شرکت نکرده، ولی در زمان عثمان، حسن (ع) با سپاهیان به ایران آمده و در فتح طبرستان شرکت داشتند. برای روشن شدن این مطلب به بررسی موضع ایشان در دوران ابوبکر، عمر و عثمان می پردازیم.

عزای حقیقت و سوگ عدالت

نوزدهم ماه مبارک رمضان، یکی از غمگین ترین روزهای حقیقت و عدالت است. در سحرگاه آن روز سرخ، محراب در عزای مردی گریست که تا آن روز، چنین گوهری را در آغوش خود نگرفته بود.

فاطمه زهرا علیهاالسلام سرّ لیلة القدر

در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، بر ویژگی های اشتراکی و مشابهت های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می شود.

وقت شناسی و نظم

دکتر محمود بروجردی: گاهی که به اتاق امام می رفتم، با اینکه انباشته از کتاب و کاغذ و یادداشت بود، با این حال هر کاغذ یا یادداشتی را می خواستند فوراً پیدا می کردند؛ زیرا تمام آنها با نظم و در جای مخصوص به خود بود.

سالار شهیدان

عبدالمطلب، عموی پیامبر گرامی اسلام بود، دو سال پیش از ولادت رسول خدا(ص) دیده به جهان گشود. (1) در میان جوانان قریش در دلاوری و بزرگواری برجسته و در آزاداندیشی، آزادمنشی وستم ستیزی سرآمد بود. (2) سلحشوری و توان رزمی وی همزمان با آغاز دوره جوانی نمودار شد.

مردی در قله های رفیع نور

او را با ابهت و صلابتش می شناسیم، همان ابهت و صلابتی که کفار مکه همین که او را سوار بر اسب و در حال نزدیک شدن می دیدند، دست از آزار مسلمین بر می داشتند

پیام امام رضا(علیه السلام) به شما

امام رئوف، حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء به حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) فرمودند: ای عبدالعظیم، سلام مرا به دوستان برسان و به آن ها بگو:

ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام

برخی شیعیان نزد امام هادی علیه السلام رفته و گفتند ما از زیارت کربلا آمدیم و حضرت در جواب فرمود که شما در ری زیارت عبدالعظیم را کنید مثل این است که امام حسین علیه السلام را زیارت کرده اید.

دختری از بهشت

برای خانواده ی امام صادق (ع) روزهای قشنگی بود. یکی از نورانی ترین ستاره های خدا در خانه ی امام (ع) متولد شده بود. یکی از شیعیان که مهمان امام (ع) بود با کمال تعجب دید که امام (ع) در کنار گهواره نشسته و با نوزادی گفت وگو می کند. امام (ع) وقتی حیرت او را دید، لبخندی زد و فرمود: می خواهی تو هم با او سخن بگویی؟

برکات یک مزار

قم، به تعبیر روایات فراوان، حرم اهل بیت و حریم امامان و پناهگاه شیعیان و «عُشّ آل محمد» است.

دعای پیامبر(ص) در وقت ازدواج فاطمه(س) چه بود

در هنگام ازدواج علی(ع) با فاطمه(س) ازپیامبر(ص) دعاهایی نقل شده که آن حضرت از ابن عباس و سعد بن معاذ و... روایت شده که پیامبر(ص) شب ازدواج علی(ع) با فاطمه(س) برای آن دو و نسل و ذریه ایشان دعا کرده و از خدا برایشان جمع شدن پراکندگی، برکت و فرزندان صالح و پاکیزه را طلب کرد.

او را زینب بخوانید

6سال از هجرت پیامبر گذشته است و حالا خانه ی فاطمه و علی (علیهما السلام) با حضور این فرزند رنگین تر شده است. شادی ای که با تولد این دختر به خانه رجوع کرده، غم های شهیدان احد را کم رنگ کرده است. پیامبر (ص) آمده است تا نوزاد تازه شکفته ی زهرا را ملاقات کند.

طلوع گل محمدی

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

برترین الگو

به نظر می آید آنچه که جامعه کنونی مااز آن رنج می برد، دور افتادن از الگوهای اصیل اسلامی در تمامی ابعاد زندگی است;در حالی که اسلام کاملترین، دقیق ترین وبی نظیرترین برنامه ها و الگوها را به امتش ارائه داده است;

طلوع خورشید از درون کعبه

آسمان جلال و شکوه خاصی داشت. در پهن دشت وسیعش افق و کرانه ای به چشم نمی خورد و سکوت اسرارآمیزی بر همه جا دامن گسترده بود.

رسالت در اسارت

روشن­ترین و با شکوه­ترین دوران زندگانی حضرت زینب3 برهه­ای است که همراه و در کنار امام حسین7 کاروان عشق و شهادت را همراهی می­کرد و شکوه و عظمت می­آفرید.

فروغ ایمان در قلب ابو طالب

در برخی از کتب اهل تسنن جملاتی درمورد ابوطالب دیده می شود که حکایت از کم لطفی یا بی لطفی یا کینه نویسندگان آن کتاب ها نسبت به شخصیت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام دارد.

او پیامبر است

صدای در خانه که بلند شد از جا پرید و پا برهنه به سمت در دوید. دامن پیراهنش در هوا می رقصید. در را که باز کرد ابوطالب در چهارچوب در ظاهر شد.

سپهسالار عشق

زندگانی حضرت ابوالفضل(ع) دائرة المعارفی است که چگونه زیستن و آگاهانه رفتن را به ما می آموزد و فرصت دستیابی به مقام آدمیت را هموار می سازد.

دانش و آگاهی عباس(ع)

قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس، روز چهارم شعبان سال 26 ه.ق در مدینه منورّه دیده به جهان گشود و در روز عاشورا، سال 61 هجری قمری در کربلای معلّی در راه حمایت از دین و قرآن، و در راه نصرت اهل بیتع و امام زمان خویش در سن 34 سال و 5 ماه و 6 روزگی به شهادت رسید.

در ستایش حضرت ابوالفضل العباس

از آب دیدگان تنِ خود شستشو کنند

طاوس بهشتیان

مؤلف ارجمند کتاب مکیال المکارم، در بخش چهارم کتاب خود جمال و زیبایی حضرت مهدی(ع) را به عنوان یکی از ویژگی ها و خصایص آن حضرت که مایه لزوم دعا برای ایشان است، برشمرده و می نویسد: بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) می باشد.

کجا مثل خدیجه می توان یافت

نیست زنی در سخا به پای خدیجه چشم فلک خیره بر وفای خدیجه

سرباز شش ماهه

هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد:

الگوى ايمان وادب وشجاعت

يكى از بارزترين نمونه‌هاى كمال و اسوه‌هاى پاكى و مردانگى، حضرت «على اكبر (عليه السلام)» شهيد بزرگ حماسه عاشورا و فرزند بافضيلت سيدالشهدا (عليه السلام) است.

خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها

امام علی بن الحسین «علیه السلام» چهارمین امام شیعیان سال 37 یا 38 هجری در مدینه منوره به دنیا آمد. از جانکاه ترین حادثه زندگی امام، حادثه عاشورا بود که با تمام وجود خود آن را لمس کرد؛

مدینه در ماتم

زمین عربستان، آشنای گام های مردی است از جنس آسمان که در نگاهش ملکوت موج می زد و آیینش مهرورزی بود. اَبَرمردی که خُلق نیکویش مایه مباهات خدای سبحان و سریر شوکتش بر قلب های امتش استوار بود.

لیله المبیت

به مناسبت فرارسیدن ماه ربیع الاول شب لیله المبیت

کامیاب در سایه سار خواهر آفتاب

سال های سال است که زائران عارف از راه های دور و نزدیک به زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام می آیند و بر سر سفره کرامت کریمه اهل بیت علیهاالسلام نشسته، دست از گناه شسته و پاک پاک، چالاک و شاداب همانند یک فرشته برمی خیزند، سلامی می دهند و کلامی می گویند، اشکی می ریزند، دعایی می خوانند و با بوسه بر آن آستانه، گرسنگی روح خویش را برطرف می کنند، پیشانی بر تربت غربت آن خواهر آفتاب می سایند، و سبکبار و سبکبال پرواز آغاز می کنند.

حضرت معصومه(س) بانوی شفاعت

می دانیم که کمال و شخصیت انسان بستگی به علم و پاکی او دارد، او هرقدر در این راستا به پیش رود، کاملتر و ممتازتر خواهد بود، چنان که در قرآن می خوانیم: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم؛[1] همانا گرامی ترین شما در پیشگاه پروردگار، پاکترین شما است.» و نیز می خوانیم: «یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات؛[2] خداوند کسانی را که ایمان آورده اند، و کسانی را که علم به آنان داده شده، درجات عظیمی می بخشد.»

ویژگیهای حضرت معصومه (سلام الله علیها)

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم »که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست به چهارصد نفرمی رسد.

پروانه صفا

شب چهار شنبه بود و ماه با درخشش چشم اندازی در گوشه ای ازآسمان تمام رخ ایستاده بود. ستارگان ریز و درشت بر بام شهررویهم انباشته شده بودند. شهر با قامتی در هم و بر هم از شدت گرمی هوا به خود می پیچید. در دل شهر ستونهای بر افراشته وگنبدهای رنگارنگ به متانت و بزرگی همه عالم صبورانه ایستاده بودند و تا دور دستها به استقبال دوستان و میهمانان خودمی شتافتند. باد گرم و سرگردانی در خیابانهای شهر می وزید.

احکام پرستاران

کسی که یک روز و یک شب پرستاری بیماری را بر عهده گیرد، خداوند او را با ابراهیم خلیل(ع) محشور می کند، پس همچون درخشش برقی از صراط عبور می نماید و کسی که در برطرف کردن نیازهای مریض تلاش کند و نیازهای او را برآورد، همانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان پاک می شود.» با توجه به اهمیت و ارزش پرستاری، لازم است پرستاران گرامی با آگاهی از مسائل شرعی به این امر مهم، حساس و تأثیرگذار بپردازند. در این نگارش، به بعضی از احکام شرعی پرستار و پرستاری، مانند: تحصیل در رشتۀ پرستاری، نگاه و لمس بیمار نامحرم، وظایف پرستاران در برابر مراجعان زنده و مرده و... پرداخته می شود.

عالِمَةٌ غَيرُ مُعَلَّمَةٍ

این كه حضرت زینب سلام الله علیها بانویی باشند كه بدون تعلیم، عالم باشند یعنی چه ؟! این مسأله ای نیست كه به سادگی بتوان از كنار آن عبور كرد این یعنی كه علوم و دانش های وی از سنخ دانشها و دانسته های بشری نیست.

تعالی عقل و عشق و عقیده در شخصیت حضرت زینب علیها السلام

آن جا که احساس و عاطفۀ صرف صحنه گردان حوادث می گردد، تعقل و تدبیر و ذکاوت و عافیت اندیشی به تناسب رخت برمی بندد؛ گویا احساسات و عواطف از آن رو مذموم نیست که واکنش های ابنای بشر در مقابل حوادث سهمگین، علی الاصول، مبتنی بر غلبه عواطف و احساسات است.

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند .

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

فاطمیه و احکام

فقها در مورد حضرت زهرا نکاتی را بیان فرموده اند که به برخی از آنها در ضمن مسائلی اشاره می شود. امید است مبلغین گرامی با توجه به اهمیت بیان مسائل شرعی در ابتدای مواعظ و سخنرانی ها، ضمن بیان معارف فاطمی از مسائل شرعی مرتبط با این بانوی بزرگوار غافل نشوند.

چرا قبر مطهر حضرت زهرا (س) مخفی است

فلسفه اصلی مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) مربوط می شود به وقایع و جسارت هایی که از طرف خلفای وقت و اطرافیان خلفا، به آن بزرگوار وارد شده بود

دوباره بوی هیزم بوی آتش

مشامم پر ز بوی فاطمیه

حضرت زهرا(س)، الگوی ابرار

یکی از عوامل اساسی در تکامل انسان عنصر «اسوه » است

حوراء مدینه

در و دیوار مکه را آیینه بندان کنید . آسمان مکه ار ستاره باران کنید . از عرش تافرش را با گل های یاس بیارایید . امشب خانه محمد ( صلی الله علیه و آله) میهمانی کوچک از آسمان دارد .

روح بلند صبر

ای آیینه تمام نمای صبر و ایثار تو را به چه نام بخوانم که نامت یادآور حماسه عاشورا و یادآور اسارت و غربت یتیمان کربلاست . تو را به چه نام بخوانم که نامت در رنج و محنت گره خورده است .

به بهانة شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)

صدای ساز و آواز و تنبور و رقص داخل خانه، فضای کوچه را پر کرده بود و رهگذران را به خود مشغول می کرد. از قضا گذر امام کاظم(ع) در همان ساعت به همان کوچه افتاد.

فروغ ایمان در قلب ابو طالب

در برخی از کتب اهل تسنن جملاتی درمورد ابوطالب دیده می شود که حکایت از کم لطفی یا بی لطفی یا کینه نویسندگان آن کتاب ها نسبت به شخصیت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام دارد. جای شک نیست که اگریک دهم گواه هایی که بر ایمان و اسلام ابوطالب آمده است،

ای ماه بنی هاشم

چهارمین روز از شعبان سال 26 ه .ق. عیدی دیگر بر اعیاد شیعه اضافه شد. شادی و سرور صحن دلهای بسیاری را روشنایی عشق بخشید. مردم مدینه به خانه علی علیه السلام رهسپار بودند تا بهترین تبریکات خود را به پدر و مادر طفل نو رسیده بیان کنند.

ماه هاشمیان

حضرت عباس (ع) دارای زیبایی ویژه ای بود و چهره دلربایش، هر بیننده ای را به تحسین وامی داشت. او چون ماه تمام، در میان هاشمیان می درخشید.

جوان پیامبر گونه

حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام در یازدهم شعبان1، سال43 قمری در مدینه، دیده به جهان گشود. مادر بزرگوارش لیلی دختر ابی مرّه بود2.

سیمای حضرت مهدی (ع) در کلام نبوی

نامگذاری سال نو شمسی به نام مبارک نبی اعظم(ص) با هدف الگو قرار دادن سیرة رسول گرامی(ص)؛ و همچنین ضرورت یافتن معرفت نسبت به جانشین آن حضرت در عصر حاضرـ یعنی صاحب الامر، امام مهدی(ع) ـ که به انجام رسانندة هدف رسول اکرم و خاتم اوصیای پیامبر خاتم(ص) است زمینه ای فراهم نمود تا از این شماره به شکل ویژه درج مقالاتی با عنوان: سیمای حضرت مهدی(ع) در بیان نبوی(ص) بپردازیم.

فرشته ی مهر

«کانت خدیجة(س) وزیرة صدقٍ علی الإسلام و کان صلی الله علیه و آله یسکن علیه

قرآن ناطق

بر اساس روایات فراوانی که ذکر شده است حضرت علی(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهی و قرآن ناطق هستند.

مثلث شوم!

صبحگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 هجری توسط شقی ترین انسان ها، عبدالرحمان بن ملجم مرادی مجروح شده و سه روز بعد در 21 رمضان به شهادت رسید.

به نام رب علی

دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان شب قدر است٬ لبخندی بزن، مولای درویشان!

الگوها و اسوه ها حمزه سید الشهداعلیه السلام

صدر میان یاران حضرت رسول صلی الله علیه وآله، در سال های سخت آغاز اسلام، حضرت حمزه جایگاه والایی دارد. وی از حامیان شجاع دین اسلام و جان بر کفانرکابپیامبر خدا بود و به پاس رشادت هایش در جنگ اُحد، ملقّب به «سید الشهدا» شد. پیامبر در باره او و حضرت علی علیه السلام گفته است

محبوب پیامبر

بدون شک حضرت حمزه، از محبوب ترین شخصیت هایی است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بیشترین محبت و علاقه را به آنان ابراز داشت و پیوسته فضیلت های آنان را برای همگان اعلام کرد.

عظمت شخصیت حضرت عبدالعظیم در نظر امامان(ع) وعالمان بزرگ شیعه

عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب ع ، صاحب کتاب «خطب امیرالمؤمنین» و «الیوم واللیلة»، مشهور به حضرت عبدالعظیم و شاه عبدالعظیم، از سادات حسنی و از بزرگان این خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راویان موثق است.

لطف بی بی

آقا1 در را باز کرد. سرش را انداخت پایین و چیزی نگفت. دلش مثل ابر بهاری گرفته بود. قطرات اشک ناخواسته از گوشه چشمانش جوشید و روی محاسن سفیدش سُر خورد. با گوشه عبای مشکی اش آنها را پاک کردو از دو پلّه خشتی در، بالا آمد.

شور بی پایان

ستاره های چشمک زن، ریسمان بسته اند آسمان کوچه هایی را که قرار است از امشب، مهربانی هایتان را در آنها قدم بزنید. کوچه هایی که هم قدم می شوند از امشب جاده های زندگی را با شما. دیوارهای مدینه کل می کشند پیوند خجسته ابر و باران را، دریا و موج را، رود و آبشار را و عشق و پرواز را که از امشب، پرندگی در نگاه های مهربانانه شما به اوج خواهد رسید.

مفهوم انفسنا در آیه مباهله

مفسران شیعی و بسیاری از مفسران اهل سنت، در تفسیر آیۀ مباهله، امام علی(ع) را نفس پیامبر(ص) شمرده اند. البیته این که امام علی(ع) نفس پیامبر(ص) است؛ به معنای حقیقی عینیت ذاتی دو نفس نیست، بلکه مراد از نفسیت امام علی(ع)، مساوات آن حضرت با پیامبر در فضائل و کمالات است. از این تساوی، عصمت امام علی(ع)، نیز استفاده می شود. به زعم برخی از علمای اهل سنت در تفسیر آیه، واژۀ «انفسنا» به شخص رسول خدا(ص) منحصر است و شامل امام علی(ع) نخواهد شد. نگارنده با روش توصیفی تحلیلی، بعد از نقد این دیدگاه، نظریۀ اطلاق «انفسنا» نسبت به امام علی(ع) را اثبات می کند.

رسالت در اسارت

روشن­ترین و با شکوه­ترین دوران زندگانی حضرت زینب3 برهه­ای است که همراه و در کنار امام حسین7 کاروان عشق و شهادت را همراهی می­کرد و شکوه و عظمت می­آفرید.

ما رایت الا جمیلا

اگر گاهی «عظمت در نگاه است، نه در چیزی که بدان می نگرند .» ، آنگونه که برخی گفته اند، گاهی هم زیبایی در نگاه و دید انسان است، نه در دیدنی ها .

بوی گل یاس

وقتی دلم کنار ضریح تو جا گرفت نوری ز فیض کوثر حُسن شما گرفت

درست پشت همین در ...

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می‌ آمد که بگوید «پدرت فدایت دخترم!».

مهمان ناخوانده شبِ عروسی

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

از دنیای شما سه چیز محبوب من است

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

قطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد .

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

بانوی آفتاب

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد:

غصب فدک یا غصب عزت و اعتلای شیعه؟

شاید مهم ترین هدف غصب فدک موقعیت طلایی اقتصادی و مالی فدک باشد. اگر اهل بیت مالکیت فدک را به دست می گرفتند سالانه اموال و ثروت کثیری به اهل بیت می رسید و این به زعم غاصبین فدک خطری برای حکومت و خلافت غصب شده آن ها بود.

پاسخ به شبهه ای درباره ایام فاطمیه

چرا حضرت زهرا(علیهاالسلام) پشت درب رفتند؟!

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر

گوشه ای از کرامات حضرت زهرا علیها السلام

کرامت عبارت است از «انجام کار خارق العاده با قدرت غیر عادی و بدون ادعای نبوت و یا امامت.» (1)

طلوع گل محمدی

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

پیوند آسمانی حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام

سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است و روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه (س) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم (ص) بر آن مباهات می کردند. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

علم فاطمه علیهاالسلام

ناطقه ی مرا مگر روح قدس مدد کندتا که ثنای حضرت سیّده نساء کند نفخه قدس بوی او، جذبه انس خوی اومنطق او خبر ز «لا ینطق عن هوی» کند «مفتقرا» متاب رو از در او به هیچ سوزان که مس وجود را فضه او طلا کند

وصیت ها و سفارش های حضرت زهرا علیها السلام

از مسائلی که گاه واجب و ضروری است و گاه مستحب و مطلوب، وصیّت کردن و وصیّتنامه نوشتن است. در طول تاریخ پیشوایان دینی و بزرگان، وصیّت ها و سفارش های مهمّی از خود به یادگار گذاشته اند؛ وصیّت های پیامبر اکرم- به اطرافیان، توصیه های امیرالمؤمنین علی(ع) به اصحاب و امت و... از این نوع است. حضرت زهرا(ع) که خود پرورش یافتۀ دامان وحی است و در بالاترین مرتبۀ ایمان و عمل صالح قرار دارد، همواره به احکام و واجبات دینی توجه می نمود و زندگی خود را با رعایت احکام دین، رنگ و بوی خدایی می بخشید. یکی از واجباتی که آن حضرت بدان مقیّد بود، وصیّت کردن است.

چرا قبر مطهر حضرت زهرا (س) مخفی است

فلسفه اصلی مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) مربوط می شود به وقایع و جسارت هایی که از طرف خلفای وقت و اطرافیان خلفا، به آن بزرگوار وارد شده بود، در این زمینه نقل شده است که حضرت زهرا(س) زمانی که وقت رحلتشان نزدیک شد و در بستر به حالت احتضار به سر می بردند، حضرت علی(ع) بر بالای بسترشان آمدند و بعد از صحبت هایی که با همدیگر کردند، حضرت فاطمه(س) اجازه خواستند تا چند وصیّت به همسرشان علی(ع) کنند.

روز مادر، نمودی از عمری در خدمت مادر

روز بیستم جمادی الثانی مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و روز مادر و تکریم از شخصیت والای این موجود مقدس می باشد . به همین مناسبت در این نوشتار نگاهی کوتاه به مقام و منزلت و حقوق مادر در فرهنگ و اندیشه قرآن و اهل بیت علیهم السلام خواهیم داشت .

فاطمه(س) اسوه حیات زیبا

درودهای خداوند و فرشتگان و حاملان عرش او و همه آفریدگان زمینی و آسمانی بر آن گوهر قدسی باد که قالب انسانی یافت. آن صورت نفس کلّی، فیض بخش عوالم عقلانی، پاره حقیقت نبوی، سرآمد نگاه انوار علوی، سرچشمه های اسرار فاطمی، رهایی یافته و رهایی دهنده دوستدارانش از آتش دوزخ، میوه درخت یقین، بانوی بانوان دو عالم، شناخته ارج و ناشناخته مزار، روشنیِ چشم رسول و زهرای پاک بتول.*

پیوند آسمانی

چهارتن از بزرگان مسلمانان: ابن عوف، ابو بکر و عمر، از راستین و نزدیک ترین همنشینان پیامبر و باایمان ترین، نژاده ترین، والا جاه ترین آنان به خواستگاری فاطمه(س)آمدند؛ اما پدر از دادن دختر خود به آنان سرباز زد.

فضه

خداوند متعال لباس های بهشتیان را از جنس پارچه نازک حریر و ابریشم توصیف می کند در سوره کهف، آیه31 و حج،آیه23 در مقام تزئین غلمان بهشتی می فرماید:«من أساور من ذهب» دست بندهای آنان از طلاست و در سوره فاطر می فرماید

فاطمه زهرا علیهاالسلام سرّ لیلة القدر

در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، بر ویژگی های اشتراکی و مشابهت های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می شود.

طلوع گل محمدی

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

برترین الگو

به نظر می آید آنچه که جامعه کنونی مااز آن رنج می برد، دور افتادن از الگوهای اصیل اسلامی در تمامی ابعاد زندگی است;در حالی که اسلام کاملترین، دقیق ترین وبی نظیرترین برنامه ها و الگوها را به امتش ارائه داده است;

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند .

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

فاطمیه و احکام

فقها در مورد حضرت زهرا نکاتی را بیان فرموده اند که به برخی از آنها در ضمن مسائلی اشاره می شود. امید است مبلغین گرامی با توجه به اهمیت بیان مسائل شرعی در ابتدای مواعظ و سخنرانی ها، ضمن بیان معارف فاطمی از مسائل شرعی مرتبط با این بانوی بزرگوار غافل نشوند.

چرا قبر مطهر حضرت زهرا (س) مخفی است

فلسفه اصلی مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) مربوط می شود به وقایع و جسارت هایی که از طرف خلفای وقت و اطرافیان خلفا، به آن بزرگوار وارد شده بود

دوباره بوی هیزم بوی آتش

مشامم پر ز بوی فاطمیه

حضرت زهرا(س)، الگوی ابرار

یکی از عوامل اساسی در تکامل انسان عنصر «اسوه » است

حوراء مدینه

در و دیوار مکه را آیینه بندان کنید . آسمان مکه ار ستاره باران کنید . از عرش تافرش را با گل های یاس بیارایید . امشب خانه محمد ( صلی الله علیه و آله) میهمانی کوچک از آسمان دارد .

شور بی پایان

ستاره های چشمک زن، ریسمان بسته اند آسمان کوچه هایی را که قرار است از امشب، مهربانی هایتان را در آنها قدم بزنید. کوچه هایی که هم قدم می شوند از امشب جاده های زندگی را با شما. دیوارهای مدینه کل می کشند پیوند خجسته ابر و باران را، دریا و موج را، رود و آبشار را و عشق و پرواز را که از امشب، پرندگی در نگاه های مهربانانه شما به اوج خواهد رسید.

اولین و آخرین مولود کعبه

سیزده رجب، روزی از بهترین و مبارک ترین روزهای سال، روز با سعادت مَظهر حق تعالی و مُظهر حق و عدالت در جهان، جامع جمیع کمالات انسانی و الهی، یگانه روزگار و دوران، علی علیه السّلام.در این روز فرخنده (شب جمعه سیزده رجب، سی سال پس از عام الفیل) کعبه، خانه مقدّس خداوند برای اوّلین و آخرین بار، میزبان مولودی سعید و ارجمند بود، مولودی که مادر دهر هم چون او نزاییده و دیدگان بشر، مانندش را ندیده است.

راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه

در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

آخرین توصیه ها

امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود.

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند .

آخرین حرف ها به آخرین نفرات!

هنگامی که ابن ملجم امام علی علیه السلام را ضربت زد، حضرتش به حسن و حسین علیهما السلام چنین فرمود: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و اینکه در طلب دنیا بر نیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید و حق بگویید و برای پاداش (اخروی) کار کنید و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.

روشنترین ستاره شب زنده دارها

روشنترین ستاره شب زنده دارها علی مظلوم تاریخ است و مفهوم شکیبایی

ازدواج امام علی (ع) با حضرت فاطمه (س)

نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه السلام ، پیشوای پارسایان با فاطمه علیهاالسلام ، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند . آن دو یار مهربان، نامهربانی ها و بی مهری های بی حسابی از خاکیان دیدند و بزرگوارانه از کنار مزاحمت های شب پره های مزاحم گذشتند . از این بی مهری ها و مزاحمت ها، حکایات فراوانی گفته اند و شنیده ایم، اما در این اوراق معدود، برآنیم تا از زبان تنها همتای زهرا، گوشه ای اندک از تلخی های رفته بر آن عزیز را بخوانیم و بدانیم . پیش از ذکر این تلخی ها، جملاتی چند در بلندای مقام آن زهره درخشنده را از زبان علی علیه السلام نقل می کنیم و سپس به بیان رنج های حضرت زهرا علیها السلام می پردازیم .

دیگر فاطمه ام مخوان

فاطمه، ملقب به «امّ البنینّ»، دختر «حزام بن خالد بن ربیعه»، از بانوانی است که در مکتب اسلام راستین پرورش یافته بود. او زنی با کمال، ادیب و باوقار بود که به عقد امیر مؤمنان(ع) در آمد و صاحب چهار فرزند شد که عباس(ع) بزرگ ترین آن ها به شمار می رفت.

اولین شیعه علی علیه السلام

خدیجه بانویی عاقل و شریف بود. به اضافه آنچه خداوند از بزرگواری و خیر نسبت به او اراده کرده بود و او آن روز برترین در نسب و بزرگ ترین در شرف و ثروتمندترین زنان در زمان خود بود.»

در روز مباهله چه گذشت؟

مباهله، سندی قطعی بر فضیلت و امامت امیرالمومنین(ع)

فضایل حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام

بدان ای طالب سعادت دارَیْن! که در خلیفه پیغمبر بودنْ عصمت و افضلیّت و منصوص بودن از جانب خدا و رسولْ شرط است و این هر سه شرط در علی بن ابی طالب علیهماالسلام موجود است و در غیر او موجود نیست. و مع ذلک از آن حضرتْ، معجزات و کرامات صادر شده که از غیر نبی و امام نمی تواند صادر شود.

سیمای امیرالمؤمنین علی(ع) در خطابه غدیر

در آن دوران که اعراب جاهلی شبه جزیره عربستان در تاریکی و ظلمت محض به پرستش بت ها مشغول بودند و جنگ و خون ریزی بین قبایل همه جا را فرا گرفته بود، خداوند کاملترین دین را به دست خاتم رسولان و پیامبر رحمت بر مردم عرضه داشت

راز هزار در زندگی مولا

زندگی 63 ساله امیرمؤمنان علی (علیه السلام) پر از افتخارات است که در زندگی کمتر کسی جز وجود مقدس رسول خدا9 دیده می شود. از جمله مسائل اعجاب انگیزی که در حضرت جلوه خاصی داشت

امیرالمومنین علیه السلام از زبان دیگران

یا علی لو وازن ایمانک ایمان اهل السماوات والارض لیزید ایمانک ایمانهم

عزای حقیقت و سوگ عدالت

نوزدهم ماه مبارک رمضان، یکی از غمگین ترین روزهای حقیقت و عدالت است. در سحرگاه آن روز سرخ، محراب در عزای مردی گریست که تا آن روز، چنین گوهری را در آغوش خود نگرفته بود.

کابین خون

نزدیک بود جنگ صفین پایان یابد و به شکست نهایی سپاه شام منتهی شود که حیله عمرو بن العاص جلو شکست شامیان را گرفت و مبارزه را متوقف کرد.

قرآن ناطق

این که می گویند علی علیه السلام قرآن ناطق است یعنی چه؟

شور بی پایان

ستاره های چشمک زن، ریسمان بسته اند آسمان کوچه هایی را که قرار است از امشب، مهربانی هایتان را در آنها قدم بزنید. کوچه هایی که هم قدم می شوند از امشب جاده های زندگی را با شما. دیوارهای مدینه کل می کشند پیوند خجسته ابر و باران را، دریا و موج را، رود و آبشار را و عشق و پرواز را که از امشب، پرندگی در نگاه های مهربانانه شما به اوج خواهد رسید.

مفهوم انفسنا در آیه مباهله

مفسران شیعی و بسیاری از مفسران اهل سنت، در تفسیر آیۀ مباهله، امام علی(ع) را نفس پیامبر(ص) شمرده اند. البیته این که امام علی(ع) نفس پیامبر(ص) است؛ به معنای حقیقی عینیت ذاتی دو نفس نیست، بلکه مراد از نفسیت امام علی(ع)، مساوات آن حضرت با پیامبر در فضائل و کمالات است. از این تساوی، عصمت امام علی(ع)، نیز استفاده می شود. به زعم برخی از علمای اهل سنت در تفسیر آیه، واژۀ «انفسنا» به شخص رسول خدا(ص) منحصر است و شامل امام علی(ع) نخواهد شد. نگارنده با روش توصیفی تحلیلی، بعد از نقد این دیدگاه، نظریۀ اطلاق «انفسنا» نسبت به امام علی(ع) را اثبات می کند.

تا پای جان استوار (مباهله)

در حالی که شلاقش را محکم بر مرکب فرود می آورد، با عصبانیت با خود حرف می زد. من که تا آن زمان خیال می کردم برای تجارت به یثرب می رود، دچار شک شدم.