سیمای درخشان حضرت ابو طالب علیه السلام

برچسپ ها: حضرت ، ابوطالب ، علیه السلام ، درخشان ، سیمای

Print Friendly and PDF

روز 26 رجب المرجّب، سالروز ارتحال حضرت ابو طالب، آخرین حجّت در دوران فترت است.

ضمن عرض تسلیت این روز، این مصیبت بزرگ را به پیشگاه آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی موعود علیه السلام تسلیت می گوییم و در این فرصت به بررسی فرازهایی از فضایل، مناقب و عظمت آن شخصیت والای جهان اسلام می پردازیم.

نام ابو طالب علیه السلام

حضرت ابو طالب با کنیه، معروف و نام نامی اش «عبد مناف» بود. نقل دیگر، «عمران» است که صاحب عمده، آن را تضعیف کرده است.

آخرین حجت در عهد فترت

 

علاّمه مجلسی می فرماید: «شیعیان در باره حضرت ابو طالب اجماع کرده اند که وی در آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد، هرگز بتی را نپرستید؛ بلکه از اوصیای حضرت ابراهیم علیه السلام بود.

شیخ صدوق می فرماید: روایت شده که عبد المطلب حجّت بود و ابو طالب وصیِّ او بود.

علامه امینی می نویسد که از امیر مؤمنان علیه السلام پرسیدند: «آخرین وصی پیش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه کسی بود؟» فرمود: «پدرم.»

اصبغ بن نباته گوید که از امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم: «پدرم (ابو طالب) و نیاکانم: عبد المطلب، هاشم و عبد مناف، هرگز بت نپرستیدند.» گفته شد: «پس چه چیزی را می پرستیدند؟» فرمود: «کَانُوا یُصَلُّونَ اِلَی الْبَیْتِ، عَلَی دِینِ اِبْرَاهِیمَ علیه السلام ، مُتَمَسِّکِینَ بِهِ؛ به سوی کعبه نماز می خواندند، بر دین حضرت ابراهیم علیه السلام و متمسّک به آن بودند.»

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند: «آیا حضرت ابو طالب بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز حجّت بود؟» فرمود: «لاَ، وَلَکِنَّهُ کَانَ مُسْتَوْدَعا لِلْوَصَایَا، فَدَفَعَهَا اِلَیْهِ؛ نه، بلکه امانتدارِ وصایا بود، پس آنها را به آن حضرت تسلیم کرد.»

علامه مجلسی در شرح این حدیث شریف می فرماید: «منظور از «وصایا» کتابهای پیامبران، عصای حضرت موسی علیه السلام ، انگشتریِ حضرت سلیمان علیه السلام و امثال آنهاست.»

حضرت ابو طالب فصل مفصّلی در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخن گفته، در پایان می افزاید: «وَلَقَدْ کَانَ اَبِی یَقْرَأُ الْکُتُبَ جَمِیعا، وَلَقَدْ قَالَ: اِنَّ مِنْ صُلْبِی لَنَبِیّا وَلَوَدَدْتُ اَنِّی اَدْرَکْتُ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَآمَنْتُ بِهِ، فَمَنْ اَدْرَکَهُ مِنْ وُلْدِی فَلْیُؤْمِنْ بِهِ؛ پدرم (عبد المطلب) همه کتابها[ی آسمانی[ را می خواند و می گفت که پیامبری از صلب من خواهد بود. چقدر مشتاقم که زمان او را درک کنم، پس به او ایمان آورم، هر کس از فرزندانم او را درک کند، حتما به او ایمان بیاورد.»

هنوز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 20 ساله بود که ابو طالب علیه السلام فرمود: «وَلَقَدْ أَنْبَأَنِی أبِی: عَبْدُ الْمُطَلِّبُ بِاَنَّهُ النَّبِیُّ الْمَبْعُوثُ، وَاَمَرَنِی اَنْ اَسْتُرَ ذَلِکَ لِئَلاَّ یَغْرِیَ بِهِ الاَْعْدَاءُ؛ پدرم عبد المطلب به من خبر داده بود که او همان پیامبری است که مبعوث خواهد شد، و به من امر فرمود که آن را پوشیده بدارم تا به این سبب، دشمنان، علیه او شورش نکنند.»

حضرت ابو طالب در فرازی از خطبه عقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با خدیجه کبرا علیهاالسلام فرمود: «وَهُوَ وَاللَّهِ بَعْدَ هَذَا لَهُ نَبَأٌ عَظِیمٌ وَخَطَرٌ جَلِیلٌ؛ به خدا سوگند بعد از این برای او [برادرزاده من]، خبر بزرگ و جایگاه بسیار رفیعی هست.»

گذشته از بیان صریح امیر مؤمنان علیه السلام ، پیشگوییهای صریحی که از حضرت ابو طالب و حضرت عبد المطلب نقل کردیم، دلیل روشنی بر این است که آنها مقام وصایت را داشتند و از منطق وحی بهره برده بودند که این گونه با قاطعیت از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر می دادند.

جالب تر اینکه این پیشگوییها فقط به رسالت خلاصه نمی شد؛ بلکه در باره ولایت و وصایت امیر مؤمنان علیه السلام نیز نویدهای بسیار شفّافی از حضرت ابو طالب علیه السلام رسیده است:

روز میلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت، حضرت فاطمه بنت اسد به خدمت حضرت ابو طالب رسیده تا ولادت فرخنده آن حضرت را بشارت دهد، حضرت ابو طالب خطاب به دخت اسد فرمود: «اِصْبِرِی سَبْتا اُبَشِّرُکِ بِمِثْلِهِ اِلاَّ النُّبُوَّةَ؛ سی سال صبر کن تا بشارت نظیر او را به تو بدهم، به جز نبوّت.»

امام صادق علیه السلام پس از بیان این سخن اضافه می کند که «سبت» به معنای 30 سال است و میان میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با میلاد امیر مؤمنان علیه السلام 30 سال فاصله بود.

بسیار جالب است که در یک جلمه کوتاه، از نبوت پیامبر، تاریخ تولد حضرت علی و همتایی علی علیه السلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جز در نبوت خبر داده است.

حضرت ابو طالب علیه السلام در شب میلاد مسعود مولود کعبه در کوچه و بازار مکه قدم می زد و می فرمود: «اَیُّهَا النَّاسُ! وُلِدَ اللَّیْلَةَ فِی الْکَعْبَةِ حُجَّةُ اللّهِ تَعَالَی وَوَلِیُّ اللّهِ...؛ هان، ای مردم، امشب در کعبه، حجّت خدا و ولیّ خدا دیده به جهان گشود...» مردم جمع شدند و پرسیدند: چه شده؟! فرمود: امشب ولیّی از اولیای الهی متولد شده که همه خیرها به دست او به پایان می رسد و همه شرها به دست او از بین می رود.»

حضرت رضا علیه السلام می فرماید: بر نگین انگشتری حضرت ابو طالب علیه السلام چنین حک شده بود: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّا، وَبِاِبْنِ اَخِی مُحَمَّدٍ نَبِیّا، وَبِابْنِی عَلِیٍّ لَهُ وَصِیّا؛ من خدای را به خداوندی، برادرزاده ام محمد را به پیامبری، و پسرم علی را به جانشینی او پسندیدم.»

سیمای ابو طالب در کلام قدسی

امین وحی بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرود آمد و گفت که ای محمد! پروردگارت سلامت می رساند و می فرماید: «اِنِّی قَدْ حَرَّمْتُ النَّارَ عَلَی صُلْبٍ اَنْزَلَکَ، وَبَطْنٍ حَمَلَکَ، وَحِجْرٍ کَفَلَکَ؛ من آتش را حرام کردم بر: صلبی که تو را فرود آورد و بطنی که تو را حمل کرد و آغوشی که تو را کفالت کرد.»

فرمود: ای جبرئیل برای من آن را توضیح بده، پس عرض کرد: «منظور از صُلبی که تو را فرود آورد، صُلب پدرت، عبد اللّه بن عبدالمطلب است.

منظور از بطنی که تو را حمل کرد، آمنه بنت وهب است.

منظور از آغوشی که تو را کفالت کرد، آغوش ابو طالب است.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جابر بن عبد اللّه انصاری فرمود که در شب معراج به عرش رسیدم و چهار نور مشاهده کردم؛ پرسیدم: «خداوندا! اینها چه نورهایی هستند؟» خطاب شد: «این عبد المطلب؛ این عمویت ابو طالب؛ این پدرت عبد اللّه و این برادرت طالب است.»

عرض کردم: «خدایا با چه عملی به این مقام رسیده اند؟» خطاب شد: «بِکِتْمَانِهِمُ الاِْیمَانَ، وَاِظْهَارِهِمُ الْکُفْرَ، وَصَبْرِهِمْ عَلَی ذَلِکَ حَتَّی مَاتُوا عَلَیْهِ سَلاَمُ اللّه عَلَیْهِم اَجْمَعِینَ؛ با کتمان ایمان، اظهار کفر و شکیبایی بر آن تا هنگامی که بر آن شیوه درگذشتند. درود خدا بر همه شان باد.»

پیک وحی بر قلب شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرود آمد و عرضه داشت: «یا محمد! پروردگارت سلام می رساند و می فرماید که اصحاب کهف، ایمان خود را کتمان و اظهار شرک کردند. خداوند به آنها دو بار پاداش عطا کرد.

ابو طالب نیز ایمانش را مکتوم داشت و اظهار شرک کرد. پس خداوند او را دو بار پاداش داد.»

خداوند منان به خاتم پیامبران چنین وحی فرمود: «من تو را با دو گروه از شیعیان یاری می کنم، یکی تو را مخفیانه و دیگری آشکارا یاری می کند:

1. آن که تو را به طور مخفی یاری می کند، سرور و سالار و برترین آنها، عمویت ابو طالب است؛

2. آن که تو را آشکار یاری می کند، سرور و سالارشان، پسرش علی بن ابی طالب است.»

وقتی حضرت ابو طالب رحلت کرد، جبرئیل نازل شد و عرضه داشت: «یَا مُحَمَّدُ! اُخْرُجْ مِنْ مَکَّةَ فَلَیْسَ لَکَ فِیهَا نَاصِرٌ؛ ای محمد! از مکّه خارج شو، که دیگر در این شهر یاوری نداری.»

شیخ مفید رحمه الله در همین باره می نویسد به طور مستفیض روایت شده است که هنگام ارتحال ابو طالب علیه السلام جبرئیل امین بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد و عرضه داشت: «یَا مُحَمَّدُ! اِنَّ رَبَّکَ یُقْرِءُکَ السَّلاَمَ وَیَقُولُ لَکَ: اُخْرُجْ مِنْ مَکَّةَ فَقَدْ مَاتَ نَاصِرُکَ؛ ای محمد! پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید: از مکه بیرون رو که یاورت از دنیا رفت.»

ابو طالب از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سیمای حضرت ابو طالب را این گونه ترسیم فرمود: «یُحْشَرُ اَبُوطَالِبٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی زِیِّ الْمُلُوکِ وَسِیمَاءِ الاَْنْبِیَاءِ؛ روز قیامت ابو طالب در زیّ پادشاهان و به سیمای پیامبران محشور می شود.»

در باره شفاعتش در روز رستاخیز فرمود: خداوند در باره چهار نفر به من وعده شفاعت داد: «1. پدرم؛ 2. مادرم؛ 3. عمویم؛ 4. و برادری که در عهد جاهلی داشتم.»

و در بیان دیگری فرمود: اگر در مقام محمود قرار بگیرم، برای پدرم، مادرم، عمویم و برادری که در زمان جاهلیت داشتم شفاعت می کنم.»

در حدیث دیگری فرمود: «جبرئیل بر من نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند شفاعت تو را در باره شش تن پذیرفت:

1. بطنی که تو را حمل کرد: آمنة بنت وهب.

2. صُلبی که تو را فرود آورد: عبد اللّه بن عبد المطلب.

3. آغوشی که تو را کفالت کرد: ابو طالب.

4. خانه ای که تو را پناه داد: عبد المطلب.

5. برادری که در عهد جاهلی داشتی.

پرسیدند: «چه ویژگی داشت؟» فرمود: «آدم سخاوتمندی بود که طعام می داد و عطایا نثار می کرد.»

6. سینه ای که تو را شیر داد: حلیمه دخت ابی ذؤیب.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام ارتحال حضرت ابو طالب، به شدت اندوهگین شد و به امیرمؤمنان علیه السلام دستور تجهیز داد؛ چون پیکر مقدسش بر فراز تابوت قرار گرفت، خطاب به وی که بر دوش تشییع کنندگان بود، فرمود: «عموجان! پیوند خویشاوندی با تو گره خورد، خداوند به تو جزای خیر دهد، در کودکی تربیت و کفالت کردی و هنگام بزرگسالی یاری و حمایت کردی؛ آن گاه دنبال جنازه حرکت کرد و چون به محل دفن رسیدند، فرمود: «اَمَا وَاللَّهِ لاََسْتَغْفِرَنَّ لَکَ، وَلاََشْفَعَنَّ فِیکَ شَفَاعَةً یَعْجَبُ لَهَا الثَّقَلاَنِ؛ به خدا سوگند برای تو طلب مغفرت می کنم و در حقّ تو آن گونه شفاعت می کنم که جن و انس از آن دچار شگفتی شوند.»

آن جناب در باره تجهیز ابو طالب علیه السلام به امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «اِذْهَبْ فَغَسِّلْهُ وَکَفِّنْهُ وَوَارِهِ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَرَحِمَهُ؛ برو غسلش بده، کفنش کن و دفنش کن، خداوند او را بیامرزد و رحمت کند.»

عباس بن عبد المطلب پرسید: «ای رسول خدا! برای ابو طالب چه امید داری؟» فرمود: «کُلَّ الْخَیْرِ اَرْجُو مِنْ رَبِّی؛ برای او امید هر خیری را از پروردگارم دارم.»

آن گاه آن حضرت، وفات او را این گونه ارزیابی کردند: «مَا زَالَتْ قُرَیْشٌ کَاعَّةً عَنِّی حَتَّی تُوُفِّیَ اَبُو طَالِبٍ؛ همیشه قریش از من واهمه داشت، تا وقتی ابوطالب از دنیا رفت.»

آن گاه درباره جای خالی او می فرمایند: «مَا اَسْرَعَ مَا وَجَدْتُ فَقْدَکَ یَا عَمِّ؛ عموجان! چه زود جای خالی تو را احساس کردم.»

و در همین رابطه فرمودند: «مَا نَالَتْ قُرَیْشٌ شَیْئا اَکْرَهُهُ حَتَّی مَاتَ اَبُوطَالِبٍ، ثُمَّ شَرَعُوا؛ چیزی که دوست نداشتم، [تا ابو طالب زنده بود،] قریش نتوانست در حقّ من انجام دهد، پس از وفات او بود که شروع کردند.»

سه روز بعد از وفات حضرت ابو طالب، حضرت خدیجه نیز دار فانی را وداع گفت و بدین سان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دو پشتوانه مهمّ خود را از دست داد و آن قدر متأثّر شد که آن سال را «عام الحزن» نامید.

محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدّی بود که به عقیل فرمود: «اِنِّی لاَُحِبُّکَ یَا عَقِیلُ حُبَّیْنِ، حُبّا لَکَ وُحُبّا لِحُبِّ اَبِی طَالِبٍ لَکَ؛ ای عقیل! من تو را به دو جهت دوست دارم: یکی برای خودت، دیگری برای اینکه ابو طالب تو را دوست می داشت.»

از فرازهای نقل شده به خوبی روشن می شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره به یاد حمایتهای بی دریغ حضرت ابو طالب بود، هرگز خوبیهای او را به فراموشی نسپرد، و از اینرو، وقتی در مدینه خشکسالی شد و پیامبر، دعای طلب باران خواند و باران سیل آسا از آسمان فرو ریخت، تبسمی کرد و فرمود: «لِلَّهِ دَرُّ اَبِی طَالِبٍ، لَوْ کَانَ حَیّا لَقَرَّتْ عَیْنُهُ، مَنْ یُنْشِدُنَا قَوْلَهُ؛ خیر کثیر ابو طالب از آن خداست، اگر زنده بود دیدگانش روشن می شد. کیست که اشعار او را برای ما بخواند؟»

امیرمؤمنان علیه السلام برخاست و اشعار معروف «وَاَبْیَضُ یُسْتَسْقَی الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ؛ و انسان روسفیدی که به وسیله او از ابر، طلب باران می شود» را انشاد کرد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر فراز منبر این اشعار را استماع کرد و برای حضرت ابو طالب، مغفرت طلب کرد. پس مردی از «کنانه» برخاست و قصیده ای در مدح ابو طالب انشاد کرد و مورد تأیید پیامبر قرار گرفت.

ابو طالب از دیدگاه علی علیهماالسلام

مولای متقیان امیرمؤمنان علیه السلام بیاناتی کافی و شافی در حقّ پدر بزرگوارشان فرموده اند که به چند فراز از آنها اشاره می کنیم: «اِنَّ نُورَ اَبِی طَالِبٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَیُطْفِی ءُ اَنْوَارَ الْخَلاَیِقِ، اِلاَّ خَمْسَةَ اَنْوَارٍ؛ روز قیامت نور ابو طالب، به جز انوار پنج تن، بر انوار همه مخلوقات چیره می شود.»

و در پایان همین حدیث فرمود: «اَلاَ اِنَّ نُورَهُ مِنْ نُورِنَا، خَلَقَهُ اللّهُ مِنْ قَبْلِ خَلْقِ آدَمَ بِأَلْفَیْ عَامٍ؛ آگاه باشید که نور ابو طالب از نور ماست، خداوند دو هزار سال پیش از خلقت حضرت آدم، آن را آفریده است.»

آن حضرت در این باره به اصبغ بن نباته فرمود: «پدرم (ابو طالب) و نیاکانم: عبد المطلب، هاشم و عبد مناف، هرگز بت نپرستیدند؛ به سوی کعبه نماز می گذاردند، بر دین ابراهیم و متمسّک به آیین او بودند.»

و در حدیث دیگری فرمود: «به خدا سوگند! ابو طالب (عبد مناف بن عبد المطلب) مؤمن و مسلمان بود و از ترس اینکه قریش، بنی هاشم را نابود کنند، ایمانش را مخفی می داشت.»

و در حدیث دیگری فرمود: «قَالَ لِی اَبِی: یَا بُنَیَّ اِلْزَمْ اِبْنَ عَمِّکَ، فَاِنَّکَ تَسْلَمُ بِهِ مِنْ کُلِّ بَأْسٍ عَاجِلٍ وَآجِلٍ؛ پدرم به من گفت: پسرم! از پسرعمویت جدا مشو، که به این وسیله (ملازمت پیامبر) از هر مشکلی در دنیا و آخرت محفوظ می مانی.»

و در باره ابراز ایمانش فرمود: «مَا مَاتَ اَبُوطَالِبٍ حَتَّی اَعْطَی رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنْ نَفْسِهِ الرِّضَا؛ ابو طالب از دنیا نرفت، جز اینکه پیامبر خدا را از خودش خشنود کرد.»

معاویه در نامه ای به خدمت مولای متقیان نوشت که ما همگی از تبار عبد مناف هستیم، یکی بر دیگری برتری ندارد.

مولای متقیان در پاسخ، نامه پرنکته ای به وی نوشت که به چند فرازش اشاره می کنیم:

1. امیّه، همانند هاشم نبود.

2. حرب، چون عبد المطلب نبود.

3. ابوسفیان، چون ابو طالب نبود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره به یاد حمایتهای بی دریغ حضرت ابو طالب بود، هرگز خوبیهای او را به فراموشی نسپرد

4. مهاجر، چون طلیق نیست.

5. صاحب نسب روشن همانند دخیل در نسب نیست.

6. اهل حق، چون اهل باطل نیست.

7. شخص باایمان، همانند فرد دغل باز نیست.

8. پس از همه اینها، برتری نبوّت نیز از آنِ ماست که عزیزان را با آن خوار و زبون، و زبونها را با آن به عزّت رساندیم.

مولای متقیان، امیرمؤمنان علیه السلام در سوگ پدر بزرگوارش، چکامه هایی سروده، از آن جمله است، چکامه ای به مطلع ذیل: «اَرِقْتُ لِنُوحٍ آخِرَ اللَّیْلِ غَرَّدَا.»

و چکامه ای با این مطلع: «اَبَا طَالِبٍ عِصْمَةُ الاَْرَامِلِ.»

و چکامه دیگری در سوگ ابو طالب و خدیجه با مطلع ذیل سروده است: «اَعَیْنَیَّ جُودَا بَارَکَ اللّهُ فِیکُمَا.»

امیرمؤمنان علیه السلام خوشوقت می شد از اینکه اشعار ابو طالب تدوین و انشاد شود. آن حضرت در این باره می فرمود: «تَعَلَّمُوهُ وَعَلِّمُوهُ اَوْلاَدَکُمْ، فَاِنَّهُ کَانَ عَلَی دِینِ اللّهِ وَفِیهِ عِلْمٌ کَثِیرٌ؛ آن را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید که او بر آیین خدا بود و در اشعار وی، دانش فراوان است.»

مولای متقیان می فرماید: «چون پدرم به حال احتضار افتاد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضور پیدا کرد و در باره او بشارتی به من داد که از همه دنیا و آنچه در دنیاست برای من محبوب تر است.»

از دیدگاه امام سجاد علیه السلام

از امام زین العابدین علیه السلام در باره ایمان ابو طالب پرسیدند، فرمود: «بسیار جای شگفت است [که از ایمان او سؤال شود]؛ زیرا خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نهی فرموده بود که اجازه دهد، زن مسلمانی در حباله نکاح شخص کافر بماند. حضرت فاطمه بنت اسد از سبقت جویان در اسلام بود و تا پایان زندگی ابو طالب در حباله نکاح او بود.»

از دیدگاه امام باقر علیه السلام

از محضر امام باقر علیه السلام در باره حدیث مجعول «ضحضاح» پرسیدند، فرمود:«لَوْ وُضِعَ اِیمَانُ اَبُوطَالِبٍ علیه السلام فِی کَفَّةٍ وَایِمَانُ هَذَا الْخَلْقِ فِی الْکَفَّةِ الاُْخْرَی، لَرَجَحَ اِیمَانُهُ؛ اگر ایمان ابو طالب علیه السلام را در یک کفّه ترازو بگذارند و ایمان این مردم را در کفّه دیگر، ایمان ابو طالب بر ایمان همه آنها برتری می یابد.»

و در حدیثی دیگر فرمود: «مَاتَ اَبُوطَالِبِ بْنِ عَبْدُ الْمُطَلِّبُ مُسْلِما مُؤْمِنا وَشِعْرُهِ فِی دِیوَانِهِ یَدُلُّ عَلَی اِیمَانِهِ؛ ابو طالب در حال اسلام و ایمان از دنیا رفت و اشعار او در دیوانش بر ایمان او دلالت می کند.»

آن گاه بیش از 10 دلیل برای ایمان او اقامه می کند.

از این تعبیر امام باقر علیه السلام استفاده می شود که دیوان آن حضرت در عصر امام باقر علیه السلام تدوین شده بود.

از دیدگاه امام صادق علیه السلام

کشّاف الحقایق، امام جعفر صادق علیه السلام بیانات شافیه ای در باره ایمان حضرت ابو طالب علیه السلام فرموده اند که به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم: «مَثَلُ اَبِی طَالِبٍ مَثَلُ اَصْحَابِ الْکَهْفِ، اَسَرُّوا الاِْیمَانَ وَاَظْهَرُوا الشِّرْکَ، فَآجَرَهُمُ اللّهُ مَرَّتَیْنِ؛ مثل ابو طالب، مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را پنهان و اظهار شرک کردند؛ پس خداوند به آنها دو پاداش داد.»

«وَاِنَّ اَبَا طَالِبٍ اَسَرَّ الاِْیمَانَ وَاَظْهَرَ الشِّرْکَ، فَآتَاهُ اللّهُ اَجْرَهُ مَرَّتَیْنِ؛ ابو طالب از امام زین العابدین علیه السلام در باره ایمان ابو طالب پرسیدند، فرمود: «بسیار جای شگفت است [که از ایمان او سؤال شود]؛ زیرا خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نهی فرموده بود که اجازه دهد، زن مسلمانی در حباله نکاح شخص کافر بماند. حضرت فاطمه بنت اسد از سبقت جویان در اسلام بود و تا پایان زندگی ابو طالب در حباله نکاح او بود.»

نیز ایمانش را مکتوم داشت و اظهار شرک کرد؛ پس خداوند به او دو پاداش داد.»

«وَمَا خَرَجَ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَتَتْهُ الْبِشَارَةُ مِنَ اللّهِ تَعَالَی بِالْجَنَّةِ؛ ابو طالب از دنیا نرفت تا بشارت بهشت از سوی پروردگار در حقّ او فرود آمد.»

امام صادق علیه السلام به یونس بن نباته فرمود: «مردم در باره ایمان ابو طالب چه می گویند؟» عرضه داشت که می گویند: «در آب کم عمقی از آتش (ضحضاح) است که تا مغز سرش به جوش می آید!!» فرمود: «کَذِبَ اَعْدَاءُ اللّهِ، اِنَّ اَبَا طَالِبٍ مِنْ رُفَقَاءِ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءَ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ اُولَئِکَ رَفِیقا؛ دشمنان خدا دروغ می گویند، ابو طالب از همنشینان پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان است، و آنها چه همنشینان خوبی هستند.»

به امام صادق علیه السلام گفته شد: «آنها می پندارند که ابو طالب کافر از دنیا رفت!!» فرمود دروغ می گویند، چگونه ممکن است او کافر باشد؛ در حالی که می گوید:

«اَلَمْ تَعْلَمُوا اَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدنَبِیّا کَمُوسَی خُطَّ فِی اَوَّلِ الْکُتُبِ؛

آیا نمی دانند که ما محمد صلی الله علیه و آله را پیامبری یافته ایم همانند موسی علیه السلام که در سرلوحه کتب آسمانی ثبت شده است.»

و در حدیث دیگر دو بیت از قصیده لامیّه آن حضرت را شاهد آورد.

از دیدگاه امام رضا علیه السلام

حضرت عبدالعظیم حسنی به محضر حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام نامه نوشت و از حدیث «ضحضاح» پرسید. آن حضرت در پاسخ نوشت: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم، اَمَّا بَعْدُ فَاِنَّکَ اِنْ شَکَکْتَ فِی اِیمَانِ اَبِی طَالِبٍ کَانَ مَصِیرُکَ اِلَی النَّارِ؛ اگر در ایمان ابو طالب شک و تردید داشته باشی، بازگشت تو به سوی آتش خواهد بود.»

ابان بن محمد به محضر امام هشتم نوشت: «جانم به فدایت، من در باره ایمان ابو طالب به شک افتاده ام.» آن حضرت در پاسخ شبیه نامه فوق را نوشت.

تعبیر سختی که امام رضا علیه السلام در نامه های خود به کار برده است، از آن حکایت دارد که شبهه افکنی در ایمان ابو طالب فقط برای دشمنی با خاندان عصمت و طهارت بود، و از اینرو، امام علیه السلام چنین موضع قاطعی را اتّخاذ کرده است.

از دیدگاه حضرت بقیة اللّه علیه السلام

تشرّفی بسیار جالب و شنیدنی از مرحوم آیت اللّهی، مشهور به «علاّمه بم» در مسجد النّبی نقل شده است که من توفیق دیدار ایشان را نداشتم؛ ولی از یک مسافر بم تقاضا کردم که متن این دیدار را از ایشان سؤال کنند و ایشان محبّت کردند، آن را پرسیدند و ضبط کردند و اکنون فقط به یک فراز از آن اشاره می کنم:

در حدود 1343 ش یکی از علمای وهّابی در مسجد النّبی، فصلی در باره حضرت ابو طالب و اظهار کفر در باره ایشان سخن گفت. ایشان به همراهان دستور داد، روز استراحت کنند، شب تا به سحر بیدار بمانند و از حضرت بقیة اللّه علیه السلام برای ردّ سخنان آن فرد مدد بجویند.

فردا صبح، بعد از نماز، شخص بزرگواری به ستون ابو لبابه تکیه داده و یک ساعت تمام در باره اثبات ایمان ابو طالب سخنرانی کرد. کسی متعرّض نشد. صدا همه جا یکنواخت شنیده شده؛ حتی در بیرون مسجد؛ بدون بلندگو. ایشان که عربی می دانست به عربی شنیده و همراهانش به فارسی. مرحوم آیت اللّهی با دیدن این صحنه شگفت انگیز و دیگر نشانه ها اطمینان پیدا کرده که آن سخنران، شخص بقیة اللّه الاعظم علیه السلام بود. پس از اتمام سخنرانی، آن شخص از مقابل دیدگانش ناپدید شده است.

آن بزرگوار، همه اش می فرمود: «جدّم ابو طالب.» آن حضرت، به تعدادی از اشعار آن حضرت استناد کرد و در پایان فرمود: «مادرم فاطمه بنت اسد از سبقت گیرندگان (سابقات) در اسلام بود، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مأموریّت داشت که هیچ زن مسلمانی را در حباله نکاح شخص مشرک باقی نگذارد و حضرت فاطمه بنت اسد تا روز ارتحال حضرت ابو طالب در حباله نکاح وی بود.»

سیمای ابو طالب در آیینه کتاب

بزرگان شیعه و سنّی، بیش از یکصد جلد کتاب مستقل، در باره ایمان حضرت ابو طالب علیه السلام تألیف کرده اند که صفحات مجلّه، اجازه کتاب شناسی آنها را به ما نمی دهد و فقط به یک نمونه اشاره می کنیم:

در سال 1381 ق یکی از دانشمندان قطیف به نام «عبد اللّه خنیزی» کتاب ارزشمندی به نام «ابو طالب مؤمن قریش» منتشر کرد. دادگاه قطیف او را به جرم اثبات ایمان ابو طالب به مدت هفت سال در سیاهچال زندان در قطیف زندانی کرد و پس از 7 سال برای او، حکم اعدام را صادر کرد. مرحوم آیت اللّه حکیم از نجف اشرف و یکی از مراجع بزرگ از قم به محاکم بین المللی شکایت کردند و سرانجام ایشان آزاد شد و اکنون، وی یکی از قضات قطیف است.

بولس سلامه شاعر بلندآوازه جهان مسیحیت، تقریظ بسیار جالبی بر این کتاب نوشته است.

بولس سلامه، متوفای 1979 م در دیوان معروف خود فصل پرباری را به فضایل و مناقب حضرت ابو طالب اختصاص داده، دیدار تاریخی ابو طالب را با «سرجیس» معروف به «بُحَیرا»، در بُصری در 27 بیت به نظم درآورده است.

وفات

در باره سال وفات حضرت ابو طالب، مشهور آن است که در سال دهم بعثت رخ داده است و اختلاف چندانی نیست؛ ولی در باره روز و ماهِ آن، اقوال مختلفی وجود دارد و جمعی از مورخان شیعه، وفات آن حضرت را روز 26 رجب سال دهم بعثت ثبت کرده اند.

عذر تقصیر

این بود نمی از یم، اندکی از بسیار و مشتی از خروارها فضایل و مناقب بزرگ حامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که تقدیم شد؛ ولی به سبب محدودبودن صفحات مجلّه باید در فرصت دیگری از ابعادِ دیگر مقامات آن حضرت، به ویژه از پدر و مادر، همسر بزرگوار، فرزندان والامقام، دلایل ایمان، نمونه اشعار، کتاب شناسی آثار تدوین شده، چهره تابناکش در ادبیات فارسی و عربی، گفتار خاورشناسان و شخصیّتهای برجسته اسلام و دیگر ادیان در حقّ او، حمایتهای بی دریغش از پیامبر، نقش او در پیشرفت اسلام، جایگاه بلندش نزد پیشوایان معصوم، حقد و حسد امویان، عباسیان و قلمهای مزدور در طول تاریخ و سرانجام در باره راز مظلومیت آن حضرت سخن گفت.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

ایمان حضرت ابوطالب رحمت الله

اصبغ بن نباته مي گويد: أميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند.» گفتند: «پس چه را عبادت مي کردند؟ فرمودند: به سوي کعبه نماز مي خواندند و بر دين ابراهيم و به آن متمسک بودند.

وفات حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله

از عوامل مؤثر در سعادت و موفقیّت انسان ها داشتن نیاکان شایسته است؛ چرا که در سایه وجود چنین بستر مناسبی است که مقدمات پرورش انسان های شایسته فراهم می گردد. حضرت عبدالعظیم علیه السلام از این موهبت و نعمت ارزشمند الهی برخوردار بودند. نَسَب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد.

حمزه سیدالشهدا و حرم شریف آن حضرت

یکی از شخصیت های بزرگ در تاریخ اسلام، که در راه قرآن و دفاع از اسلام فداکاری و ایثار را به حد اعلی رسانید و در شرایطی که توحید در مقابل شرک و خداپرستی در مقابل بت پرستی قرار گرفته بود و پیامبر اسلام به یاران صدیق و حامیان مخلص و دلسوز نیازمند بود، به یاری‌اش شتافت، جناب حمزة بن عبدالمطلب بود که مانند امیرمؤمنان، امام علی علیه السلام در مقابل پرچم شرک، لوای توحید را برافراشت و تعهد و ایمان خویش را در صحنه‌های جنگ متجلی ساخت.

حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

طلوع زیباترین فجر

طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادى و چهل سال قبل از بعثت بود که سرزمین مكه نور باران گشت. بیاییم به وقایع نزدیک میلاد نخستین معصوم نظری بیفکنیم.

نوری به پهنه عرش

وقتی کنار اسم خودت لا گذاشتی قبلش هزار مرتبه الاّ گذاشتی

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

حضرت عبد العظیم حسنی

فضایل حضرت عبد العظیم حسنی از زبان معصومین

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء

بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

بر آستان بانوی بهشت

دختر امام کاظم، خواهر امام رضا و عمه امام جواد علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چراغ فروزان معنویت و عبادت در شهر پر فضیلت قم هستند. بنا بر نظر معروف در میان معاصران ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در سال 173 و وفات ایشان در سال 201 هجری قمری بوده است. از دیگر القاب ایشان: طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه می‌باشد.[1]

درست پشت همین در ...

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می‌ آمد که بگوید «پدرت فدایت دخترم!».

شعر وفات حضرت خدیجه(س) – علی صالحی

لحظاتی که نشستی بغل بستر من این قَدَر گریه نکن فاطمه جان در بر من

زندگینامه حضرت خدیجه (س)

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است.

میلاد حضرت عبد العظیم حسنی سلام الله

عبدالعظیم حسنی, علیه السّلامایران، این سرزمین پرگهر بر خود می بالد که در دل خود، یادگارانی از نوادگان پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم و اولاد امام علی علیه السّلام دارد که مزارشان، مرکز شیفتگان و زائران کوی ولاست.

فریبی که منکران حجت خدا خورده اند!

یازدهمین برگزیده خدا از نسل رسولش در شرایط ویژه ای زندگی کرد که باعث شد رفتارهای عجیبی از خود بروز دهد. آگاهی از آن برای دوستداران ایشان راهگشای خوبی در تحلیل وقایع جهان از آن دوران تا دوران معاصر ماست.

بانوی شفاعت

يا فاطِمَهُ اِشْفَعي لِي فِي الْجَنَهِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ اي فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت مرا شفاعت كن، چرا كه در پيشگاه خداوند، داراي مقام و منزلتي بس ارجمند هستي.

زینب، پرستار نهضت عاشورا

زینب, پرستار, نهضت, عاشوراپنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا،پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند

مهمان ناخوانده شبِ عروسی

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

از دنیای شما سه چیز محبوب من است

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

حضرت زهرا دلش از یاس بود(شعری زیبا از احمد عزیزی)

عشق من پاییز آمد مثل پار باز هم ما بازماندیم از بهار

ویژگیهای حضرت معصومه (س)

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم »که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست به چهارصد نفرمی رسد.

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

فضائل و مناقب حضرت زینب علیها السلام

زینب علیها السلام دختر علی و زهرا علیهما السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید .

زینت پدر (بررسی شخصیت و مقام حضرت زینب (علیهاالسلام))

گاهی در تاریخ، انسان های بزرگی می درخشند که مدال افتخار می گیرند و بر بلندای شکوه انسانیت می ایستند و همواره الگوی نسل های بشری هستند.

حضرت ابوطالب مربی پیامبر(ص)

او کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اش فرمود: «یاعم! ربّیتَ صغیراً و کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّی خیراً؛[1] عموجان در کودکی تربیتم نمودی در یتیمی کفالتم فرمودی و در بزرگی یاریم کردی، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدی به تو مرحمت فرماید.»

اخلاق پیامبرگونه در روز مبعث

مبعث حضرت رسول صلی الله علیه و آله به عنوان یکی از مهمترین روزهای سال مطرح شده است و شیعیان این روز را گرامی داشته و جشن می گیرند اما چرا شیعیان این روز را یکی از مهمترین روزهای سال می دانند ؟ هدف از بعثت پیامبر در این روز چه بوده است ؟چگونه می توانیم این روز را به یک روز ویژه و خاص برای خود و خانواده هایمان تبدیل کنیم ؟

صفای چشمه مهتاب

در ارزیابی شخصیت افراد، اصولاً مجموعه ای از صفات و ویژگی آن ها مؤثر و تعیین کننده است. البته گاهی اوقات تنها یکی از ویژگی های برجسته یک فرد، می تواند شخصیت او را از دیگران متمایز کند.

چند بهار در یک فصل !!

روز میلاد فرزند ارشد امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام)، بهترین فرصت برای پرداختن به مهمترین و با ارزش ترین قشر جامعه است. از این رو این روز با سعادت را به روز جوان نام گذاری کرده‌اند. در فرهنگ و اندیشه اسلامی، حضرت علی اکبر(علیه السلام) نمونه درخشان یک جوان شایسته و بهشتی، شناخته شده است، به همین جهت با بزرگداشت یاد و نام این سلاله پیغمبر(صلی الله علیه و اله)، سعی می شود الگوی برتر و شایسته ای به جوان جامعه، بلکه به تمام اقشار معرفی شود.

فضایل و کرامات حضرت عبد العظیم حسنی

1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته: ابو حماد رازی گوید: خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم، هنگامی که اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود: هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبد العظیم حسنی بپرس، و سلام مرا هم به او برسان.

فروغ مهتاب

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا (علیهم السلام) و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه (سلام الله علیها) فرزندی جز حضرت رضا (علیه السلام) نداشت.

قطره ای از دریای عنایات حضرت رضا علیه السلام

طبق بینش وحیانی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای الهی علیهم السلام به اذن خداوند متعال علاوه بر ولایت تشریعی بر موجودات عالم، از ولایت تکوینی نیز برخوردارند و امامت امام معصوم به دو طریق ثابت می شود: 1. نص از معصوم قبلی؛ 2. سیره و روش آن حضرت و تصرّف در موجودات به اذن الهی و صدور معجزات و کرامات.

پرواز از بالای برج

سلام بر حسین علیه السلام ، سلام بر زیبایی و ستایش خوبی و گشودن پنجره ای رو به بهشت و هم نوایی با فرشتگان آسمانی است.

ابر سیلی

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود

ایمان حضرت ابوطالب رحمت الله

اصبغ بن نباته مي گويد: أميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند.» گفتند: «پس چه را عبادت مي کردند؟ فرمودند: به سوي کعبه نماز مي خواندند و بر دين ابراهيم و به آن متمسک بودند.

حضرت ابوطالب مربی پیامبر(ص)

او کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اش فرمود: «یاعم! ربّیتَ صغیراً و کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّی خیراً؛[1] عموجان در کودکی تربیتم نمودی در یتیمی کفالتم فرمودی و در بزرگی یاریم کردی، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدی به تو مرحمت فرماید.»

امام کاظم علیه السلام و هدایت در سایه ی خفقان

اوج قدرت تاکتیکی و شکل مبارزه با کفر و طاغوت را می توان در زندگی موسی بن جعفر علیهماالسلام مشاهده کرد. می توان گفت یکی از قدرتمندترین حکومت ها، در زمان ایشان بود که آن زمان به دست خلفای بنی العباس بود.

ولادت پیشوای فضیلت و کرامت

پیشوایان معصوم (ع)، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین ـ علیه السلام ـ سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا(ص) و علی مرتضی (ع)، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است.

مرا به محراب ببرید...

«فزتُ و ربّ الکعبة...» با ناله‌ ی امیر مومنان علی علیه السلام، نماز صبح مسجد کوفه به هم ریخت. زهرِ شمشیر به سرعت، در سرِ حضرت جا باز کرد. امام علیه ‌السلام همان طور که روی زمین افتاده بود؛

سیره امام محمد باقر (علیه السلام )

حضرت امام محمّد باقر (ع) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(ع)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى می باشد.

قصه یار دیرین علی علیه السلام و جوان ایرانی

حذَیفه ی بزرگ، این یار خاصّ حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام، عصازنان به مسجد جامع شهر مدائن نزدیک می شد که صدای قاصدی توجهش را جلب کرد. نامه مهمی از طرف آن حضرت به مدائن رسیده بود. حذیفه نامه آن حضرت را گشود.

معجزه های اشک در عزای امام حسین(علیه السلام) !

این کسی که از مجلس عزا بیرون می رود غیر از آنی است که دقایقی پیش وارد شد او گنهکاری بود بی توبه و این انسان پاکی است که توبه اش را خدا پذیرفته است و این سر آرامشی است که در عزاداری و اشک بر سید و سالار شهیدان علیه السلام نصیب عزاداران و گریه کنان می شود و گرنه داغ مصیبت او هیچگاه سرد شدنی نیست.

حضرت علي اكبر عليه السلام

کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانسته‌اند؛(1) ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت.(2) اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخ‌نگار و نسب‌شناس همخواني دارد. آنان گفته‌اند:

خطبه مظلومانه امام عاشورا برای هدایت کوردلان

بررسی حوادث صبح عاشورا به لحاظ اسناد تاریخی دارای اهمیت زیادی است. اگر چه ممکن است برای برخی خوانندگان محترم، مضمون این مباحث تکراری باشد اما توجه به منابع اصلی در گزارش جزئیات حوادث مقطع مذکور ارزش خاص خودش را دارد.

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

من، با خودِ امام رضا کار دارم!

پیرمرد در حالیکه از صحن خارج می شد؛ با صدای لرزانی که بوی خوشحالی اش تا عرش می رسید، جواب داد: «ممنونم! آدرسی که دادی درست بود! خودِ امام رضا منو شفا داد! خودِ خودِ امام رضا» و خادم را در بُهت و حسرت، تنها گذاشت...

اهمیت زیارت امام حسین(علیه السلام) در ماه رجب

یکی از زیباترین و شریف ترین ماههای سال ماه رجب ماه مغفرت الهی است. در متون و منابع روایی اعمال عبادی و ارزشمندی همچون دعا، استغفار و روزه، برای این ماه مبارک ذکر شده است.

امام جود و بخشش

معروف ترین لقب پیشوای نهم، «جواد» است. آن رهبر فرزانه را برای جود و عطای فراوانش به این نام خوانده اند که برگرفته از نام های زیبای پروردگار متعال است. در بخشی از دعای معصومان می خوانیم: «یا جَوادُ یا الله یا الله یا الله لک الأسماءُ الحُسنی.» (کلینی، [بی تا]: ج 4: باب الدعاء فی العشر الاواخر من شهر: 163)

مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه

فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام در روز 13 رجب در مقابل کعبه، خانه خدا ایستاد و گفت: پروردگار! تو را به عظمت این خانه و به مقام کسی که آن را بنا کرده است، سوگند می دهم درد زائیدن را بر من آسان گردان!

ولادت حضرت امام حسین (علیه السلام)

پیشوایان معصوم(ع)، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین ـ علیه السلام ـ سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع)، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است. گرامی­داشت ولادتش با یاد و خاطره شهادتش گره خورده است. در این گفتار، مطالبی راجع به فضایل امام حسین(ع) و مقاطع درخشان حیات ایشان گردآوری شده است.

هدیه الهی

در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.

سرچشمه دانش

مقدمه پیشوایان معصوم شیعه هر کدام به نوبه خود سرچشمه کمالات و منبع فضایل و صفات عالی انسانی محسوب می شوند. نه تنها شیعه بلکه افراد و گروه های مختلفی که با آن بزرگان در ارتباط بوده اند به این نکته اذعان دارند.

قطره ای از دریای عنایات حضرت رضا علیه السلام

طبق بینش وحیانی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای الهی علیهم السلام به اذن خداوند متعال علاوه بر ولایت تشریعی بر موجودات عالم، از ولایت تکوینی نیز برخوردارند و امامت امام معصوم به دو طریق ثابت می شود: 1. نص از معصوم قبلی؛ 2. سیره و روش آن حضرت و تصرّف در موجودات به اذن الهی و صدور معجزات و کرامات.

بی کرانه های نیک سیرتی

بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است. ایشان با پرورش صفات و فضائل اخلاقی ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانی کردن باطن خود، فضای خانواده و جامعه خویش را از این نورانیت بهره مند کرده اند؛ که می توان شعاع این گسترش برکت را تا روز قیامت، در تمام گستره هستی ترسیم کرد. امام باقر 7 به عنوان پنجمین وجود مطهر از این پاکان، خورشید تابناکی است که هر انسانی خود را در معرض اشعه آن قرار دهد، قطعاً به سعادت ابدی رهنمون می گردد.