چهره های آسمانی

برچسپ ها: چهره ، عید ، ها ، مباهله ، بزرگ ، نورانی ، ی

Print Friendly and PDF

یکباره سکوت مسجد،مانند حبابی شکست.چشمان نماز گزاران،از حیرت و تعجب به روی سجاده هایشان خیره ماند.نجواهایی فضای مسجد را پر کرد و صداها درهم شد.هر کس چیزی می گفت.این چه صدایی بود که به گوش می رسید؟ صدای ناقوس ؟ آن هم در مسجد پیامبر؟!

مردانی که گرد و غبار نشسته بر سر و صورتشان،گواه خستگی سفرشان بود،وارد مسجد شدند. جامه هایی رنگارنگ و لباس هایی گرانبها بر تن داشتند.صلیب هایی طلایی بسان ستاره های فروزان بر سینه های آنان می درخشید.برق جواهر انگشتری و زیورآلاتشان،مجال پلک بر هم نهادن را از تماشاگران می ربود.سخنانی زیرگوشی بین برخی از نمازگزاران رد و بدل می شد:«مسجد مدینه تاکنون میهمانانی با این جلوه و شکوه و لباس هایی پر زرق و برق ندیده است ».

خبر گوش به گوش،به همه نمازگزاران رسید و بسان رعد در مسجد صدا کرد.گروهی از مسیحیان نجران به نمایندگی از قوم خویش وارد مدینه شده بودند.هنگامی که مسیحیان وارد مسجد شدند،وقت ادای نمازشان بود.پس از نواختن ناقوس،به سمت مشرق ایستادند و نماز گزاردند.اصحاب پیامبر(ص ) در حیرت شدند و گروهی از وی خواستند که رسول (ص ) مانع نجرانیان شود.محمد(ص) گفت:آنان را واگذارید؛هر قومی راه و رسم عبادی خاص خود را دارد.آنان پس از ادای نماز،برای گفتگو و مذاکره با پیامبر(ص ) آماده شدند.

پیامبر(ص ) که همچنان مشغول ذکر و دعا بود،از دیدار آنان روی برتافت و بدانان اعتنایی نکرد،نجرانیان،که وصف خوش رویی حضرت را شنیده بودند،انتظار چنین رفتاری را نداشتند.و حالا که سختی سفر را بر خود هموار کرده و برای مذاکره و گفتگو با پیامبر(ص ) آمده بودند،انتظار داشتند،ایشان معتقدان به عیسی(ع)؛این پیام آور محبت و رحمت را به گرمی بپذیرد و با مهربانی با آنان به گفتگو بنشیند،اما رسول خدا(ص) همچنان به میهمانان بی اعتنا بود و سخنانشان را پاسخی نمی داد.

این موضوع،ترسایان را برآشفت و اشتیاقشان به سردی گرایید و همچون ستون های سنگی، خشک و خاموش بر جای ماندند.به همین دلیل،نزد دو تن از مسلمانان که آشنای آنان بودند،رفتند و گفتند:

دیروز نامه فرستادن و دعوت کردن به دین خود و امروز روی برتافتن و دیده پوشاندن ! این چه حالتی است که بر محمد می رود؟

آن دو نیز در شگفت شدند و از دادن پاسخ درماندند و گفتند:باید موضوع را با کسی دیگر در میان نهند؛کسی که پیامبر(ص ) را به خوبی بشناسد،بیش از همگان به او نزدیک باشد و اندیشه ها و باورها و انگیزه رفتارهای او را نیز،به خوبی بداند.

آن دو،بی درنگ،موضوع را با علی(ع )،آشنای دل پیامبر(ص ) و نزدیکترین فرد به او،در میان نهادند. ایشان گفتند:«مسیحیان گمان کرده اند که بر پادشاهی ثروتمند و پر جبروت وارد شده اند که لباس های پر زرق و برق بر تن کرده و با این هیأت در مسجد حاضر شده اند؟! محمد(ص) پیامبری از جانب خدا و سیره او در سادگی و دوری از زیور و زینت دنیاست.او عزت و کرامت انسانی را در ثروت و تجمل نمی داند.به همین دلیل،حاضر نیست با نمایندگانی که با این هیأت و آرایش بر او وارد شده اند،به گفتگو بنشیند.مردان نجران،باید با ظاهری ساده و بدون زیور با پیامبر(ص ) ملاقات کنند؛تا مورد احترام قرار گیرند.ایا آنان زهد و منش عیسی را از یاد برده اند؟».

مسیحیان همین که این سخن را شنیدند،در حیرت شدند و برای گفتگو و احتجاج با پیامبر موعود(ص)، لباس های فاخر و ابریشمین را از تن درآوردند،دستبند و انگشتری های زمردین و گرانبها را از دست ها بیرون کردند و با ظاهر و پوششی ساده به حضور پیامبر(ص ) رسیدند.رسول رحمت نیز،آنان را احترام کرد و به حضور پذیرفت و در کنار «ستون وفود» با آنان نشست.سه تن از ترسایان که سمت ریاست را به عهده داشتند،با پیامبر(ص ) آغاز سخن کردند و سؤالات خود را،یک به یک،با او در میان نهادند.گفتند: ای محمد،ما را به چه می خوانی ؟ و پاسخ شنیدند:به ایین اسلام درآئید و در پیشگاه خداوند تسلیم گردید و بدانید که من فرستاده خدایم و عیسی مسیح،بنده و مخلوق خداست.نمایندگان نجران گفتند: ما، پیش از این،اسلام آورده و تسلیم خدا شده ایم.پیامبر خاتم فرمود:شما خود را بر آئین حق می دانید، حال آن که اعمالتان خلاف آن را نشان می دهد؛شما برای خدا فرزند قائلید و عیسی را که بنده شایسته خداست،پسر خدا می دانید.صلیب را می پرستید،گوشت خوک می خورید و تعالیم مسیح را تحریف می کنید…!

محمد(ص ) که همچون مسیح سمبول پاکی،صفا، محبت و خلوص بود، همچنان سخن می گفت و اشعه های تابناک معانی بلندی را که در قلبش می درخشید و بدان ایمان داشت، در فضای مسجد می پراکند و معنویتی دو چندان به عبادتگاه مسلمانان می بخشید. کلمات استوار و به دور از تردید محمد(ص ) فضای مسجد را سرشار از عطر خوش ایمان و یکتا پرستی می کرد.پیامبر(ص ) با دم مسیحایی خود،سخنان حیات آفرین و روح بخشی را بر زبان جاری می ساخت،اما سخنان زلال تر از آب او در دل مسیحیان اثر نکرد و گفتارش که می توانست،همچون اشک های بهار بر سرزمین خشک دل ها ببارد و آن را زنده کند،جوانه های عشق و یقین را در دل مردان نجران نرویاند.

پیروان مسیح از شنیدن گلبانگ ایات وحی؛این بهار دلها و شفای دردها،در شگفت و از شنیدن تعالیم زیبا،استدلالات و دلایل استوار رسول رحمت،در حیرت و اگر چه از دادن پاسخ عاجز بودند، ولی همچنان ابرهای شک و تردید بر سرزمین دلشان سایه افکنده و عناد و لجاج بر آنان چیره بود.

نجرانیان که گویا سرای وجودشان با خشت های عناد و لجاج بنا نهاده شده بود؛گوش هایشان نمی شنید،چشم هایشان نمی دید و قلب هایشان حقیقت را درک نمی کرد.به همین دلیل،رو به محمد(ص ) کردند و با کلماتی بریده بریده و با نگرانی و حیرت گفتند:گفتارها و استدلالات تو،ما را قانع نمی کند.ما حاضر به پذیرش عقاید و باورهای تو نیستیم.

او که به راستی و صفای یک سلام،دل هر انسانی را به نور ایمان و یقین روشن می ساخت و پاکی و سپید خوئی را به ارمغان می آورد؛از دیدن این همه عناد و خیره سری و قساوت قلب در شگفتی ماند. از این که می دید مسیحیان حاضر نبودند،با وجود شنیدن بیش از هشتاد ایه هدایت گر و اقامه دلایل محکم و گفت و گوهایی دوستانه تسلیم حق شوند،بسی اندوهگین بود.دیگر از اصلاح و دگرگونی میهمانان مدینه،نومید گشته بود،دست از سخن گفتن کشید و به نقطه ای خیره شد،گویا انتظار چیزی را می کشید.

دیری نپائید که چراغ وحی در مقابل چشمان محمد(ص ) روشن شد و راهی را در مقابل او گشود.هاتف غیب او را مژده داد و پیام جدیدی را با این کلمات ، در روانش زمزمه کرد: فَمَن ْ حَاجَّکَ فِیه ِ مِن ْ بَعْدِ مَا جَاءکَ مِن َ الْعِلْم ِ فَقُل ْ تَعَالَوْا نَدْع ُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُم ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُم ْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُم ْ ثُم َّ نَبْتَهِل ْ فَنَجْعَل ْ لَعْنَت َ اللهِ عَلَی الْکَاذِبِین؛پس به هر که با تو در این (باره )،بعد از دانشی که برای تو (حاصل ) آمده،محاجه کند،بگو:بیائید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم،سپس،مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم . (سوره آل عمران،ایه 61)

با نزول این ایه،فرمان «مباهله» بر رسول خدا(ص ) فرو فرستاده شد.پیامبر و مسیحیان از جانب خدا مأمور شدند که در درگاه الهی به،خواهش و زاری نشینند و در حالی که یکدیگر را نفرین می کنند،از خدا بخواهند،دروغگو را رسوا سازد و به مجازات برساند.

چون فرمان مباهله از جانب رسول وحی بر نجرانیان خوانده شد،شبی را فرصت طلبیدند؛تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود مذاکره نمایند.چون به بزرگان خود مراجعه کردند،«اسقف» آنان گفت: «نیک بنگرید،اگر پیامبر در هنگام مباهله،با جار و جنجال زیاد،با جماعتی از یاران و اطرافیانش به وعده گاه آمد،با او مباهله کنید و هراسی به دل راه ندهید،ولی اگر تنها نزدیکان و عزیزان خود را به همراه داشت،هرگز به مقابله اش نروید و بدانید که راست می گوید و او همان پیامبر موعود است؛چرا که هیچ عاقلی،بدون اطمینان از نتیجه مباهله،عزیزان و نزدیکان خویش را به خطر نمی اندازد و وارد چنین صحنه ای نمی کند».نجرانیان وقتی چنین شنیدند،در اندیشه شدند و به ناچار دعوت مباهله را پذیرفتند.

قرار شد،مراسم مباهله،در نقطه ای خارج از مدینه و در دامن صحرا انجام پذیرد.فردای آن روز،قبل از تابش اولین اشعه های زرین خورشید،میزبانان و میهمانان مدینه،در حالی که همگی آماده انجام فرمان الهی بودند،از خانه ها خارج و به جانب صحرا رهسپار گشتند.

نصرانیان،با همان هیأت و آرایش چشمگیرشان،کوچه ها و نخلستان ها را،یکی یکی،پشت سر می گذاشتند،تا اینکه به صحرا رسیدند.دقایقی چند را به انتظار رسول خدا گذراندند.ناگاه او را دیدند که حسین،نواده عزیزش را در آغوش و دست حسن را در دست دیگردارد.علی،پسر عمو و داماد و فاطمه دخترش نیز همراه او بودند.نه زرق و برق و تجملی در پوشش آنان به چشم می خورد و نه جمعیت و گروهی پشتیبانشان بود.استوار و پا بر جا نزدیک می شدند، طوری که از باغ نگاههایشان می شد،سبد سبد میوه های نور،آرامش و ایمان چید.جمعیت غرق در تماشای آنان بودند،یاران به لبخند و مسیحیان ناخرسند.همهمه یاران محمد(ص) در میان صدای تیز جیرجیرکها و خش خش جامه های پر زرق و برق مسیحیان به گوش می رسید.صدایشان لبریز از هیجان بود.با نزدیک شدن پیامبر(ص) و اهل بیتش(ع) ،به ناگاه،غریو «تکبیر» در فضای صحرا طنین افکند.

اسقف نصارا ،متفکرانه،چهره در هم کشید.با دیدگانی پرسنده،روی به رسول (ص ) کرد و از او خواست تا همراهانش را معرفی کند.ایشان نیز آنان را،یک به یک،ستود.

هر چه دقایق می گذشت، درخشش نگین انگشتری رسالت بر دست خدا نمایان تر می شد.پیامبر(ص) دو زانو نشست و دستانش را بالا برد،به آرامی برگی که بر شانه باد می نشیند و به سمت آسمان می رود. علی (ع )، فاطمه (س ) و حسنین (ع ) نیز،همچون ستارگانی فروزنده که اطراف ماه حلقه می زنند، پیرامون محمد(ص ) نشستند.گاه نگاه هایی بین آنان رد و بدل می شد و تبسمی شیرین بر چهره آنان می نشست.

آفتاب بنی هاشم،نگاهش را به چهره آرام عزیزترین کسانش تابانید و گفت:«هرگاه من دست به دعا برداشتم،شما آمین بگویید».

نجرانیان که به زحمت تن خسته خود را بر پاهای بی توانشان می کشانیدند؛همین که این سخن را شنیدند،مثل ستون های سنگی،ساکت و حیرت زده بر جای خود خشکیدند.عقاب نگرانی بر دلشان بال گسترد و موج هراسی موهوم دریای وجودشان را متلاطم نمود.ذهنشان،سراسر همهمه و تردید شد:

نکند عذابی ناگهانی بر ما فرود اید و لعن و نفرین پیامبر(ص ) خدای مسیح را به خشم آرد و ما را از میان بردارد،نکند عناد و لجاج ما در نپذیرفتن حق،عذاب الهی را در پی داشته باشد.

پرندگان پرشتاب را که می دیدند،گمان می کردند ابابیل عذابند.حرکت باد،طوفان نوح؛ جنبش ملخ ها،طوفان ملخ و قورباغه بر قوم فرعون و لرزش خار و خسها،زلزله ثمود را در ذهنشان تداعی می کرد.

ترسی دگرگونشان کرد گویی پایه های افکار و اندیشه هایشان را قرا گرفته بر امواج بی قراری دیدند که هر آن،در حال ریزش بود.چشمان خسته شان را به مردمی که گرد آمده بودند،دوختند و اطراف را از نظر گذراندند.به ناگاه،چهره مضطرب و نگران مسیحیان با چهره ای که شگفتی را بر می انگیخت،عوض شد.در سیمای دگرگون شده آنان آثار و نشانه های تسلیم و خضوع هویدا شد.شگفت زده و با دیدگانی پرسشگر،اسقف را نگریستند!«ابو حادثه»،اسقف نصارا،با چهره ای به رنگ شن های رنگ پریده صحرا و درحالی که با دست،گرد و غبار ملایم صحرا را از لباس های فاخرش می سترد،در اندیشه فرو شد. حاصل اندیشه ای عمیق که روانش را به تلاطم وا می داشت،جمله ای بود که آرام بر زبان آورد:

به خدا سوگند که محمد(ص) همچون پیامبران به زانو نشسته است.من اینک،چهره هایی با شکوه و پر معنویت می بینم که اگر از آفریدگار هستی بخواهند،کوهی را از جایش برکند،چنین خواهد شد.با او مباهله نکنید که جملگی هلاک خواهید شد.در میدان مباهله وارد نشوید که عذاب الهی بر شما فرود خواهد آمد،بدانید که محمد(ص) همان پیامبر موعود است .

جذبه شکوه و معنویت در چشمان محمد(ص) آنان را به زانو در آورده و هیبت و وجاهت عیسای مسیح را برایشان زنده می نمود.انگار آوای روح بخش نیایش های مسیح در دل صحرا طنین انداز بود.

میهمانان صحرا نیز، هر یک، حالی داشتند، گروهی اشک بر دیده داشتند و گروهی خنده بر لب، برخی نیز در اندیشه بودند.

صدای شکستن صلیب ها،آرام در گوش جان ها طنین می افکند.لباس های فاخر و گرانبهای مسیحیان، در مقابل سادگی و عظمت پیامبر(ص ) و همراهانش،شکوهی نداشت و زرق و برق و جبروت نجرانیان در برابر آفتاب قامت آن چهره های آسمانی،نمی درخشید. جمعیت،آرام آرام،در حال پراکنده شدن بودند.

بعد از این ماجرای تاریخی و درس آموز، نصرانیان پذیرفتند که تن به مباهله ندهند و هر سال،مبلغی به عنوان مالیات بپردازند و در مقابل،حکومت اسلامی نیز از جان و مال آنان دفاع کند. پیامبر(ص ) هم در حالی که چشم به آسمان پر راز صحرا دوخته بود،فرمود:«سوگند به آن که جانم به دست اوست،اگر مسیحیان با من مباهله می کردند،این بیابان بر آنان یکسره آتش می شد و همگی در آن می سوختند،یا مسخ می شدند و به صورت بوزینگان و خوک ها در می آمدند».

دیری نپائید که نجرانیان، در حالی که حامل پیغام ها و هدیه های زیبا و معنوی بسیاری برای مردم خود بودند،راهی سرزمین خود گشتند.آهنگ زنگ کاروانشان در فضای شهر مدینه می پیچید و هر چه دورتر می شد، شبه یآهنگ جدایی از شهر پیامبر می شد.آنان، پس از رسیدن به سرزمین خویش،ماجرا را برای پیشوایان و رهبران دینی خود بازگو کردند.از عظمت، معنویت و سادگی پیشوای مسلمانان و خاندان او،از عشق و ایمان یاران محمد(ص)،از صفای شهر پیامبر(ص) و مسجد مدینه و نیز درستی، صلابت و اعجاز ایات قرآن که تصدیق کننده کتب پیشینیان است، سخن ها گفتند.آنقدر گفتند و گفتند که نور ایمان و یقین در دل همکیشانشان آنان تابید و شعله های عشق به محمد(ص) و دین او را در درونشان شعله ور ساخت،بدانسان که تاب نیاوردند و آنان نیز راهی شهر پیامبر(ص ) شدند،به حضور پیامبر رحمت رسیدند و به دین اسلام گرویدند.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

ذکری برای زیبایی چهره وجود دارد؟

از دیدگاه اسلام زیبایی به زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم شده و زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی مانند نماز به دست آمده، اما زیبایی مادی و ظاهری چهره، به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.

کاربرانی که ماسک بر چهره زده اند!

با خودم عهد کرده بودم تا هر وقت ایام شهادت یا ولادت یکی از ائمه ی معصومین فرا رسید، سعی ام بر این باشد که از بوستان آن امام گلی چیده و آن را در گلدان زندگی گذاشته و با عمل، آن را زینت بخش خانه ام کنم.

ویژگی هایی از انسان های دو چهره

مسئله نفاق و منافقان مخصوص عصر رسول ‌خدا (صلی الله و علیه وآله) نبوده است؛ بلکه هر جامعه‌ای با آن رو بروست. به همین دلیل باید تحلیل ‌ها و موشکافی ‌های قرآن به عنوان یک مسئله تاریخی صرف و بلکه به عنوان یک موضوع مورد نیاز فعلی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و از آن در مبارزه با روح نفاق و خطوط منافقان در جوامع اسلامی الهام گرفت.

باران بعثت بر كویر خلقت

آسمان بود. و «حرا» و جبرئیل و زمین مكه. جهانی بود وگوشه ی غاری.

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان.

اعمال غدیر

عید غدیرخم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت امام علی (علیه السلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگترین عید اسلامی است. قرآن کریم یک تعبیر دقیق و خیلی عمیقی راجع به غدیر فرموده است

زیباترین عیدی در زیباترین عید

وقتی چیزی توی دلم بیفتد، وقتی چیزی فکر مرا مشغول کند اگر راه حل نیابم دیوانه می شوم گاه تا سر حد جنون پیش می روم، تا سر حد شکستن، و این بار ...

عید زیبای بندگی

روز عید فطر روز عید زیبایی های معنوی است. عیدی که زمین و زمان غرق در شادی و سور است و ساکنان زمین و کسانی که این لیاقت را یافتند تا بتوانند یک ماه، زیبایی های بندگی معبود را درک کنند اینک به شکرانه این بندگی زیبا، جشنی با شکوه به پا کنند...

عید فطر؛ جشن عبودیّت

شاید هیچ فرصتى براى یك محاسبه همه جانبه و خانه‏تكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد.

جود و جبروت

«أللّهُمَّ أهْلَ الکِبریآء وَالعَظَمَة وأهلَ الجُودِ وَالجَبَروتِ وَأهلَ العَفْوِ وَالرَّحْمَة...».

عید قربان در آیات و روایات

کنگره حج اجتماع عظیم جهانی و عظیم ترین گردهمایی مسلمانان سراسر جهان است. این گردهمایی یکی از شعائر بزرگ اسلامی است که درخشش ویژه ای در تاریخ اسلام داشته و نقش محوری در وحدت و انسجام دنیای اسلام دارد .

از تغییر دکوراسیون تا خرج های پرطمطراق نوروزی

می رسد بوی بهار! و زندگی، مصرّانه، نیازی شدید به تحوّل را می طلبد. چرا که نه؟! باید تغییر کرد، باید نو شد؛ کهنگی ها را دور ریخت و به جای آن، لباسی نو پوشید؛ امّا...

کی نوروز شیعه شد

نوروز یا روز نو، در همه تقاویم، در همه دوره‏ها و در میان همه فرهنگها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست. گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حركت ماه بر گرد زمین، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبیعى تقویم را پدید آورده است. آغاز هر سال، شروع جدیدى است كه خود به نوعى انسان را با احساسى تازه و تولدى نو به حركت در مى‏آورد.

زینتی که در نوروز به آن توجه خاص می شود

درباره نحوه پوشش و لباس انسان در آیات مختلفی از قرآن مطالبی ذکر شده است. برخی از این آیات را بیان نموده و درباره آنها توضیحاتی ارائه می کنیم: "قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِه‏..." (بگو چه کسی زینت های خدا را که برای مردم خارج کرد، حرام کرد؟...)

مهمان نواز، بهشتی می شود

عید نوروز جشنی به بهانه تغییر و تحوّل طبیعت است. جشنی که با دعای زیبای "حَوِّلْ حالَنا اِلی اَحْسَنِ الْحال" آمیخته شده و باید نقطه عطفی برای یک زندگی زیباتر و حالی خوش تر باشد. شاید چند وقتی باشد که مهمانی های ما تعطیل شده، شاید از هم خبر نمی گیریم؛ شاید چند وقتی هست دنبال بهانه ای برای سخاوت، بخشش و دور ریختن کینه ها هستیم؛ عید نوروز با آمدن خود بهترین و زیباترین راهکارها را در اختیار ما قرار داده، نوروز را دریابیم که می تواند خیلی از کارهای نیک را برای ما به ارمغان آورد و آن را در زندگی ما همیشگی سازد.

نوری که از افق حرا طلوع کرد

در ایام اللّه عید بزرگ مبعث، گذشته از جشن و سرور مهم ترین وظیفه، شناخت روح و پیام بعثت است. روح بعثت را در همان نخستین آیاتی که بر پیامبر(ص) نازل شد باید جستجو نمود و از کلیت آن طرح و برنامه سیادت و سعادت بشر را مهندسی کرد.

اول شوال

واژه «عید» در اصل از فعل عادَ (عَوَدَ) یَعودُ اشتقاق یافته و به معنای «بازگشت» است. واژه عید تنها یک بار در قرآن به کار رفته است:

عید فطر ماه پیروزی بر طاغوت نفس

واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده و به معنای بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معنای سرشت است. بنابراین عید فطر; یعنی بازگشت به فطرت و سرشت.

عید شکست شیطان

عید قربان، روز بزرگ آزمون بندگی و یکتاپرستی، روز شکست بزرگِ شیطان، روز ایثار و از خود گذشتگی، روز نجابت، وقار و ایثار اسماعیل و پیروزی ابراهیم و اسماعیل در امتحان بزرگ الهی، روز رمی در جمرات و غلبه بر شیطان بزرگ و همه شیاطین درون و روز صلابت و مقاومت است. عید قربان، یعنی عید رهیدگی و آزادی از اسارت نفس و اباطیل، به سوی شکوفایی ایمان و یقین، و رهایی از ذلت وابستگی ها و هر آنچه غیر خدایی و گمراه کننده باشد.

عید سعید قربان آزمونی بزرگ

اگر ابراهیم، خلیل اللّه گشت، از آن رو بود که در مقام دوستی و محبت به خدا، از هر چه داشت، حتی از جوانی اش گذشت.

از عید خون تا عید خدا

عید خون همان «عید اضحی»، به معنی قربانی کردن است. در سرزمین مِنی با قربانی گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل می شود؛ زیرا فلسفه عمل حج گذار و قربانی کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوی دیوِ طمع را می برد

نوروز؛

نوروز؛ فرصت ها و مراقبت ها

از عید خون تا عید خدا

عید خون همان «عید اضحی»، به معنی قربانی کردن است.

بزرگترین عید اسلامی

اللهم فکما جعلته عیدک الاکبر و سمیته فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المسؤول (1) صل علی محمد و آل محمد و اقرر به عیوننا.

هفت سین و هفتادهزار امید

در جست و جوی امید، باید سری به دیرینه جشن ها و اساطیر کهن هر ملت زد و با جستاری چند، به جایگاه امید در این فرهنگ های مصوّر پی برد. چرا که این جشن ها و اساطیر، عموماً پایان فصلی و یا آغاز دگرگونی ای را پاس می نهند. در میان تمام این جشن ها«نوروز» چیز دیگری است، که خاستگاه اصلی آن ایران است و از هزاره های دور، حکایتی است گفتنی که تا بدین روز نیز حرف هایی در دل خود نهان دارد. و تو آن قدر از او درمی یابی که بجویی!

ذبیح کوی منا

معشوق، خزانه عشق است وجمال ذخیره اوست.

عرفات و منی ; سرزمین شناخت ها، پیکارها و ایثار

در فصل حج هستیم، پس مناسب است با الهام از قرآن و گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام به ذکر شمه ای از «اسرار حج » بپردازیم،

قربان عید بزرگ بندگی

درمیان ما روزهای خاص و بزرگی وجود دارد که آن را عید می نامیم در فرهنگ نامه ابجد نیز عید اینگونه تعریف شده است: العِید- ج‏ أَعْیَاد [عود]: روزیکه در آن حادثه یا اتفاق مهمّى در سال رخ داده باشد که در هر سال آنرا به یاد گیرند، موسم و فصل، آنچه از بیمارى و یا غم و اندوه که همواره بر شخص وارد شود.

از عید خون تا عید خدا

عید خون همان «عید اضحی»، به معنی قربانی کردن است. در سرزمین مِنی با قربانی گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل می شود؛

دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین

به سبب دلالت روشن و صریح آیه مبارکه مباهله، عالمان شیعه همواره برای اثبات امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السـلام بـه ایـن آیه استناد و استدلال می کنند؛ چنان که پیـشوای هـشتمِ ایشان حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه آلاف التحیة و الثنا ـ این آیه شریفه را از جهت دلالت بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام بـهترین و روشـن تـرین آیه در قرآن دانسته اند و با استناد به این آیه و عـمل رسول خدا ص پس از نزول آن، ثابت می کنند که امیرالمؤمنین علیه السلام پس از رسول خدا ص بافضیلت ترین خـلقِ خـداوند سـبحان است.

فضیلت و اعمال روز مباهله

روز بیست وچهارم ذیحجه بنابر اشهر روزی است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با نصارای نجران مباهله کرد، و پیش از مباهله عبا بر دوش مبارک گرفت، و حضرت امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را زیر عبا جا داد

بچه ها را برای ماه مهر تقویت کنید

بوی مهر و درس و مدرسه می آید. باید ریتم زندگی را تغییر داد و برای فصلی جدید آماده شد. بچه ها و بخصوص سال اولی ها نیاز به کمک شما دارند تا بتوانند خود را با این تغییرات وقف دهند.

پرسش ها ساده برای پرسیدن حال خود

پیشرفت شخصی نیازمند آگاهی و جهت یابی است. اگر فردی درست بودن مسیر پیش روی خود را ارزیابی نکند، ممکن است سال های سال به تلاش در جهتی نادرست بپردازد و در نهایت چیزی جز ناکامی به دست نیاورد.

آخرین حرف ها به آخرین نفرات!

هنگامی که ابن ملجم امام علی علیه السلام را ضربت زد، حضرتش به حسن و حسین علیهما السلام چنین فرمود: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و اینکه در طلب دنیا بر نیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید و حق بگویید و برای پاداش (اخروی) کار کنید و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها

دوران امامت آن حضرت 20 سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون (ده سال)، امین (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود. امام رضا در آخر ماه صفر سال 203 هـ. ق در سن 55 سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد. (2)

انقلاب اسلامی، آمدها و ره آوردها

پی آمدها و دست آوردهای انقلاب اسلامی چه بود؟

ویژگیها و فضائل حضرت امّ البنین علیهاالسلام

بانوی وارسته، حضرت أمّ البنین، فاطمه، دختر حزام، فرزند خالد بن ربیعة بن کلاب است. مادر آن گرامی، لیلا و یا شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است که همه پدرانش، از مردان شجاع و نامدار عرب در منطقه حجازند. همچنین جناب امّ البنین با چند واسطه به عبد مناف، جد اعلای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، نسب می رساند.

فاطمه ذات تمام خوبی ها و مادر تمام نیکی ها

فرمود فاطمه مهین بانوی زنان در دو جهان است. فرمود فاطمه پاره ی تن من است. فرمود او جان و دل من است که در سینه قرار دارد. فرمود او نور چشم و میوه ی دل من است. فرمود و هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است. هر گاه فاطمه را دید؛ همه را متوجه دیدار کرد؛ دیدار! دیدار، یعنی شهود! دیدار، یعنی اشراق! دیدار، یعنی عشق؛ یعنی حضور؛ یعنی تجلی؛ یعنی ظهور!

وصیت ها و سفارش های حضرت زهرا علیها السلام

از مسائلی که گاه واجب و ضروری است و گاه مستحب و مطلوب، وصیّت کردن و وصیّتنامه نوشتن است. در طول تاریخ پیشوایان دینی و بزرگان، وصیّت ها و سفارش های مهمّی از خود به یادگار گذاشته اند؛ وصیّت های پیامبر اکرم- به اطرافیان، توصیه های امیرالمؤمنین علی(ع) به اصحاب و امت و... از این نوع است. حضرت زهرا(ع) که خود پرورش یافتۀ دامان وحی است و در بالاترین مرتبۀ ایمان و عمل صالح قرار دارد، همواره به احکام و واجبات دینی توجه می نمود و زندگی خود را با رعایت احکام دین، رنگ و بوی خدایی می بخشید. یکی از واجباتی که آن حضرت بدان مقیّد بود، وصیّت کردن است.

انقلاب اسلامی ایران در آینه شعارها

وجود چندین هزار شعار در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، ذهن را درگیر این مسئله می‌کند که آیا این شعارها خاستگاهی منطقی و برخواسته از آرمان‌های مردم داشته و یا صرفاً تخلیه هیجان‌های انقلابی بوده است؟

فاتح قلبها

بی تردید یکی از مهم ترین رازهای توفیق پیشوایان معصوم علیهم السلام در طول حیات و بعد از شهادت آن بزرگواران، جایگاه معنوی و شخصیت والایشان در قلوب انسان های مشتاق فضائل و کمالات بوده است .

مجبوب دل ها

زندگی انسان ها شخصیت آنان را می سازد. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، با نحوه زندگی خود، شخصیتی ایجاد كرد كه این شخصیت می تواند برای بسیاری از افرادی كه واقعا دل شان برای مملكت، جوانان و آینده كشور می تپد، الگو باشد

حق با شماست

چشم‌هایشان را بسته‌اند بر طلوع خورشید؛ زبان منطق و استدلال را در نمی‌یابند، دعوتشان کن به مباهله تا بدانند زمین بر مدار تو می‌چرخد؛ تا بدانند که درختان و سنگریزه‌ها شهادت خواهند داد به حقانیت تو. دعوی تو شک بر نمی‌دارد.

هیئت نجران و داستان مباهله

از جمله هیئتهایی که در این سال به مدینه آمدند هیئت نصارای نجران بودند که به دنبال نامه ای که پیغمبر اسلام به کشیش بزرگ آنجا نوشت و او را به اسلام دعوت فرمود آنها به مدینه آمدند تا از حال آن حضرت از نزدیک تحقیق کنند.

آیه مباهله، سند افتخار

«فمن حآجک من بعد ما جآءک من العلم فقل تعالو ندع ابناءنا وابناء کم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکذبین » پس هر کس بعد از دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده است با تو به ستیز و محاجه بر خیزد (و ازقبول حق شانه خالی کند) بگو:بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما فرزندان خود را وما زنان خود را بخوانیم و شما زنانتان را و ما نفوس خود رابخوانیم و شما نفوستان را پس لعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم.

چهره های آسمانی

یکباره سکوت مسجد،مانند حبابی شکست.چشمان نماز گزاران،از حیرت و تعجب به روی سجاده هایشان خیره ماند.نجواهایی فضای مسجد را پر کرد و صداها درهم شد.هر کس چیزی می گفت.این چه صدایی بود که به گوش می رسید؟ صدای ناقوس ؟ آن هم در مسجد پیامبر؟!

در روز مباهله چه گذشت؟

مباهله، سندی قطعی بر فضیلت و امامت امیرالمومنین(ع)

دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین

به سبب دلالت روشن و صریح آیه مبارکه مباهله، عالمان شیعه همواره برای اثبات امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السـلام بـه ایـن آیه استناد و استدلال می کنند؛ چنان که پیـشوای هـشتمِ ایشان حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه آلاف التحیة و الثنا ـ این آیه شریفه را از جهت دلالت بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام بـهترین و روشـن تـرین آیه در قرآن دانسته اند و با استناد به این آیه و عـمل رسول خدا ص پس از نزول آن، ثابت می کنند که امیرالمؤمنین علیه السلام پس از رسول خدا ص بافضیلت ترین خـلقِ خـداوند سـبحان است.

فضیلت و اعمال روز مباهله

روز بیست وچهارم ذیحجه بنابر اشهر روزی است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با نصارای نجران مباهله کرد، و پیش از مباهله عبا بر دوش مبارک گرفت، و حضرت امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را زیر عبا جا داد

مباهله سند برگزیدگی

آیه مباهله یکی از جلوه های خاصّ اصحاب کساء در آیات نورانی قرآن کریم است که در این مقاله گوشه ای از این تجلّیات را با بهره گیری از احادیث معتبر و مستند پیشوایان معصوم(ع) ثبت می کنیم.

دو نعمت بزرگی که قدرش را نمی دانیم

مهمترین و با ارزش ترین نیازهای هر جامعه انسانی در زندگی فردی و اجتماع استفاده و بهره مندی از عنصر آرامش و امنیت بوده است.

قهرمان علم و جهاد

شهید دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 متولد شد. ایشان دارای مدرک دکترا در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی کالیفرنیا بود. در سال 1349 به دعوت امام موسی صدر و مبارزه با صهیونیسم به لبنان هجرت کرد و گروه «امل» را تأسیس نمود. وی بعد از انقلاب از سوی امام خمینی(ره) به وزارت دفاع منصوب گشت و در دوره اول مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به مجلس راه یافت. با شروع جنگ به جبهه عزیمت نمود و با همکاری مقام معظم رهبری ستاد جنگهای نامنظم را تشکیل دادند. سرانجام در 31 خرداد 1360 در دهلاویه شربت شهادت نوشید.

اعمال ماه رجب

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت به پایه آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می گردد.»[1]

بزرگمردی کوچک

بنا بر آنچه که در منابع اسلامی در رابطه با وقایع مرتبط با حادثه کربلا که در روز پنجم محرم الحرام سال 61 هجری آورده شده است، به موارد ذیل می توان اشاره نمود: - در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی" را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.(1)

دل هـای نـور باران

یکی از موضوعات بایسته پژوهش، بررسی نقاط اشتراک و افتراق قیام امام حسین(ع) و امام زمان(عج) است. این دو قیام در برخی عناصر و مؤلّفه ها، مشترک و در برخی شاخصه ها متفاوت هستند. یکی از نقاط اشتراک قیام امام حسین(ع) و امام زمان(عج)، ویژگی های مشترک یاران این دو امام است که ما در اینجا به آن می پردازیم.