در جستجوی خورشید

برچسپ ها: در ، خورشید ، جستجوی

Print Friendly and PDF

در آن شب مهتابی، به ستاره ها خیره می شود . از چشمک زدن آنها لذت می برد . طوفانی از افکار پراکنده به سراغش می آیند و او را با خود می برند . در امتداد همان افکار و اندیشه هاست که نقشه سفری سخت و طاقت فرسا در مغزش نقش می بندد . آهنگ سفر مدینه است; سفری که اراده محکم و دل شیر می طلبد . از کابل تا مدینه راه طولانی و پر زحمتی است . از صحراها و صخره ها گذشتن می باید و کوهها و تپه ها را فتح کردن می خواهد .

توشه سفر را تهیه می کند و در آن سحرگاه آفتابی، راه می افتد . نسیم ملایم کوهستان، قامت کشیده و صورت استخوانی اش را نوازش می دهد . پرشور و مصمم، از آخرین خانه های گلی شهر می گذرد . لحظه به لحظه نمای شهر زیبایش کم رنگ و کم رنگ تر می شود . او می ماند و کوهها و بیابانها . همچنان هیجان زده و خستگی ناپذیر گام می زند .

در انتهای آن بیابان خشک و سوزان، نخلی بعد از نخلی دیگر، در قاب نگاهش جای می گیرد . به شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم، راهی نمانده است . یاس و خستگی اش فروکش می کند . طولی نمی کشد که وارد شهر می شود . غبار راه را از تنش می زداید . از همان روزهای اول به دنبال گمشده اش می گردد . «محمد حنفیه » را نشانش می دهند . چشمش که به وی می افتد، احساس آرامش می کند . به نظرش می رسد که دیگر به آرزویش رسیده است . با خوشحالی مدتها با او رفت و آمد می کند . سرانجام گذر زمان، چشم دلش را می گشاید . بار دیگر، یاس و نا امیدی، روی دلش سایه می افکند . غمگین و متاثر به فکر فرو می رود . در یکی از همان روزها، چشمش به جوانی می افتد . سیمایش جذاب و گیراست . کم حرف و با ابهت به نظر می رسد . می شنود که محمد حنفیه خطاب به وی می گوید:

- ای سرور من ... !

به خودش فرو می رود . از خویش می پرسد:

- این جوان کیست که محمد حنفیه او را چنین صدا زد؟

هنوز پاسخ سؤالش را نیابیده است که خودش را به محمد حنفیه می رساند . ضربان قلبش را می شنود . زبانش را روی لبهای خشکیده اش می کشد و می پرسد:

- آن جوان کی بود که آنقدر احترامش کردی؟

- فرزند برادرم، علی بن الحسین!

- او را چنان خطاب کردی که دیگران را شایسته مقام و منزلتش نمی دانی؟!

- وی مرا در مورد ولایت و امامت به «حجرالاسود» حواله داد . با گوش خود شنیدم که آن سنگ سیاه به سخن آمد و گفت:

- «کار امامت و خلافت را به فرزند برادرت واگذار! او در این کار، از تو سزاوارتر است » .

هزاران فکر و خیال ذهنش را به بازی می گیرند . از خودش می پرسد:

- آیا اشتباه انتخاب کرده بودم؟

در حالی که به اندیشه فرو رفته است ادامه می دهد:

- اعتراف وی مرا در آستانه انتخاب دیگر قرار داده است .

طولی نمی کشد که شکوفه لبخند بر لبهای خشکیده اش نقش می بندد . برق شادی از دیدگان مضطربش می جهد . تصمیمش را می گیرد و راه می افتد . با شور و هیجان در را می کوبد . صدایی از آن سوی در، به گوشش می نشیند:

- ای وردان!

تنش می لرزد . خاطرات دوران کودکی اش زنده می شوند . لحظه ای مات و مبهوت، به خود فرو می رود . آنگاه در حالی که نفس عمیق از سینه سوزانش بیرون می دهد، می گوید:

- نامم وردان نیست!

- مگر مادرت را راستگو نمی دانی؟ او یک روز پس از تولدت، تو را «وردان » نامید; پدرت که آمد، نامت را «کنکر» نهاد .

در هاله ای از شگفتی فرو می رود . از خودش می پرسد:

- او این حرفها را از کجا می داند؟ چه کسی حقایق پنهان زندگی مرا به او گفته است؟

صدای دلنشینی، بین او و افکارش جدایی می اندازد .

- خوش آمدی ای کنکر! چه شد که به دیدار ما آمدی؟

تکان می خورد . گویا تاب مقاومت ندارد . فکر می کند که دیگر نیاز به دلیل و برهان نیست . صدایش که با هیجان و شادمانی همراه است; در فضا می پیچد:

- شهادت می دهم که خدایی جز خدای تبارک و تعالی نیست و محمد صلی الله علیه و آله وسلم بنده اوست و تو جانشین او هستی; چنین است که فرمودی، ماجرا را مادرم برایم تعریف کرده بود و جز او کسی از نامم خبر نداشت .

آنگاه سر به آستان پروردگارش می نهد و بعد از سجده شکر، صدایش به طنین می آید:

- سپاس خداوند را که به من فرصت داد تا پیشوای حقیقی خویش را بشناسم .

در یکی از همان روزها، خاطره مادر، در ذهنش زنده می شود . هوای زیارت وی، بر روانش پنجه می اندازد . خودش را به امام سجاد علیه السلام می رساند . در حالی که شراره های عشق مادر، خاطرش را می آزارد، می گوید:

- اماما! مدتهاست که از دیدار مادر محروم مانده ام; استدعا دارم که به من اجازه دهید تا به وطن رفته و بعد از زیارت مادر، بازگردم .

امام با دیدن آه و حسرت وی، لب به سخن می گشاید:

- «می دانم چه می گویی! سفر را توشه و مرکب راهوار لازم است . منتظر بمان، فردا مرد ثروتمندی از شام می آید . با او دختر بیماری است که از جنیان آسیب دیده است . وقتی وارد شهر شد، به نزدش برو و از درمان دخترش سخن بگو; به فضل خدا اسباب شفای وی فراهم خواهد شد . ولی قبل از درمان، با او پیمان ببند در مقابل شفای دخترش، ده هزار درهم بپردازد .

خودش را به دروازه شهر می رساند . موجی از شادی، کران تا کران دلش را فراگرفته است . طولی نمی کشد که کاروانی خسته و غبار اندود، از راه می رسد . مرد شامی، هنوز خستگی از تنش بیرون نرفته که سراغ طبیب حاذق شهر را می گیرد . وی که منتظر چنین فرصتی است، شده خطاب به وی می گوید:

- من دخترت را درمان می کنم .

آنگاه شرایط لازم را که قبلا در ذهنش آماده کرده است، با او در میان می گذارد . مرد شامی که شگفت زده به نظر می رسد، می گوید:

- اگر دخترم خوب شود، می پردازم .

- در این صورت، هرگز دخترت گرفتار جنون نخواهد شد .

خودش را به امام می رساند . راه علاج را می پرسد . امام بعد از بیان آن، خطاب به وی می فرماید:

- آگاه باش که مرد شامی به پیمانش وفا نمی کند!

ابوخالد کابلی در حالی که رمز درمان بیمار را در ذهن دارد، خونسرد و خوشحال خودش را به بیمار می رساند . مرد شامی با دیدن دستهای خالی او، بی صبرانه می پرسد:

- پس اسباب و لوازم طبابتت کجاست؟

- اندکی صبر کن; اینک نشانت می دهم .

آنگاه خودش را به مریض نزدیک کرده طبق سفارش امام به گوش چپ او زمزمه می کند:

- «ای پلید! علی بن الحسین می گوید، از اندام این دختر بیرون برو و دیگر به سوی وی باز نگرد .»

دخترک که سلامتی اش را باز یافته است، لبخند می زند . مرد شامی که در نشاط و سرور فرو رفته; باورش نمی شود . در حالی که از شفای دخترش شادمان است، پرداخت ده هزار درهم، برایش دشوار می آید . ابوخالد غمگین و شتابان خدمت امام برمی گردد . حضرت با تماشای چهره اندوهناک وی می فرماید:

- بیماری دخترش بازخواهد گشت; ناگزیر به نزدت خواهد آمد; این بار پیمان ببند تا اول مبلغ را بپردازد .

طولی نمی کشد که بار دیگر شراره های جانسوز جنون، جسم و جان دخترک را فرامی گیرد . مرد شامی در حالی که سرافکنده است، خودش را به ابوخالد رسانده، به درمان دخترش پای می فشارد . او نیز براساس سفارش امام با خونسردی می گوید:

- اول مبلغ را بپرداز تا به درمان دخترت بپردازم و خاطرت را برای همیشه آسوده سازم .

مرد شامی ناگزیر، می پذیرد . وی بار دیگر آن جمله امام را به گوش چپ دخترک می خواند; همان لحظه، دخترک شفا می یابد .

... و ابوخالد با فراهم شدن توشه سفر، راه کابل را در پیش می گیرد . ×

× رجال کشی، ص 120 - 122 .

منبع : ماهنامه کوثر، شماره 57 , سنگچارکی، سید میثم

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

یک در آهنی برای قلبمان بسازیم!

آیت الله مجتهدی تهرانی در یکی از جلسات خود نقل کردند: «نجاری به محضر آیت الله اراکی رفت و از ایشان خواست موعظه ای کنند. آیت الله اراکی پرسیدند شغل تو چیست؟ مرد گفت نجارم. در و پنجره می‌سازم. آیت الله اراکی گفتند این همه در و پنجره ساختی برای دلت هم در ساخته ای؟ اگر برای دلت در نساختی یک در برای دلت بساز که غیر خدا به دلت راه پیدا نکند.»

چرا با در بسته مواجه می شویم؟

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با در های بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است.

دکوراسیون آرامبخش در محیط کار

کار شما هر قدر سخت باشد و خسته کننده اگر محیط ان به دل تان بنشیند ، میزان موفقیت تان بالا می رود.

دود گناه ما در چشم نسل بعد از ما

قرآن می گوید: هر گناه یک اثر وضعی دنیایی دارد که نه فقط گناهکار بلکه دامن نسل او را هم می‌گیرد.

درسهایی زیبا در محضر استاد دانا

امام باقر علیه‏السلام در سوم صفر سال 57 هجری قمری در مدینه منوره متولد شد. آن حضرت سه سال و شش ماه با جدّش امام حسین علیه‏السلام و 34 سال با پدرش امام زین العابدین علیه‏السلام زندگی کرده و 19 سال و ده ماه نیز مدت امامت آن حجت الهی به طول انجامید.

خطبه مظلومانه امام عاشورا برای هدایت کوردلان

بررسی حوادث صبح عاشورا به لحاظ اسناد تاریخی دارای اهمیت زیادی است. اگر چه ممکن است برای برخی خوانندگان محترم، مضمون این مباحث تکراری باشد اما توجه به منابع اصلی در گزارش جزئیات حوادث مقطع مذکور ارزش خاص خودش را دارد.

پنجاه نکته جهت حضور در مجلس روضه

برای داشتن حضوری بیشتر و خشوعی بهتر و اشكی ریزان می بایست حداقل از 24ساعت قبل آمادگی روحی و معنوی را در خود ایجاد کنید .

امامت در زندان!

دوران زندگی ائمه علیهم السلام بر آنان سخت بود؛ زیرا اوضاع و احوال اصلا مطابق آرمانهای بلند آنها نبود و حتی در زمان حضرت علی علیه السلام که بهترین وضع ائمه (علیهم السلام) به نظر می آید، چنان بود که آن حضرت شدت ناراحتی خود را با تمثیلی بیان فرمود و گفت که مانند کسی هستم که استخوانی در گلویش گیر کرده باشد که نه بتوان بیرون آورد و نه بتواند فرو ببرد...

مرگ را در آغوش بگیرید

چرا باید از مرگی ترسید که مامور انتقال ما به سرای باقی و وسلیه برای از پوست در آمدن است؟ چرا مرگ را به خاطر رهانیدنمان از قفس تنگ جسم و ماده در آغوش نگیریم؟

جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

آیا سرنوشت ما در یک شب تعیین می شود؟

آیا این درست است که سرنوشت همه ما در شب قدر تعیین می¬شود؟ آیا این با عدالت خدا سازگار است؟ پس ما چه اختیاری داریم؟

رقص در برابر مرگ!

شب را در بیمارستان صحرایی امام حسن(ع) که انگار در پناه کوهی ساخته شده، می مانیم. جای عجیبی است؛ انگار هنوز آنجا جنگ است و خیلی چیزها سادگی شان را از دست نداده اند.

پاسخ کودک در کلاس، از علوم مختلف

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم در ضمن بیانی مفصّل حکایت فرماید:

چت کردن با نامحرم در فضای مجازی چه حکمی دارد؟

حکم شرعی گفتگو با نامحرم در اینترنت و فضای مجازی را بر اساس استفتائات مراجع عظام تقلید در این مقاله بخوانید.

احسان و نیکوکاری در قرآن و سنت

احسان و نیکوکاری یکی از آموزه های وحیانی و از مفاهیم پردامنة قرآنی است. قرآن کریم با امر به «عدل و احسان»[1] به این مهم اشاره می کند؛ چرا که عدم عدالت، بنیان اجتماع را متزلزل می کند،

انفاق در رهنمود قرآن

پیشتر از آثار و انگیزه های انفاق سخن به میان آوردیم. اینک از زوایای دیگر آن را می نگریم.

درختکاری در آموزهای اسلامی

خداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه­ای رقم زده که در دامن طبیعت رشد کند و ببالد و به طور کامل به آن وابسته و نیازمند باشد. متقابلاً طبیعت را نیز طوری آفرید که در خدمت انسان قرار گیرد، نیازهای وی برآورد و آرامش، لذّت و شادی را برایش به ارمغان آورد.

در زندانهای هارونی

از بارزترین نکات دردناک در زندگانی امام کاظم(ع) ، زندانی شدنهای مکرر وطولانی آن حضرت در عصر هارون الرشید است.

اهمیت دعا کردن در ماه رمضان

از او هر چه خواسته شود اجابت می شود ، هر چه در توان کسی از بنی بشر نیست از او بر می آید ، و مهمتر از همه اینست که اگر هزاران بار از او درخواست کنیم ، نه تنها ارزشمان را از دست نمی دهیم ، بلکه برای او عزیزتر و محترمت آنست و کسانی که دعایشان مستجاب نمی شود،

برخی از اوصاف شیعیان در کلام باقر العلوم علیه السلام

همانطور که از مفهوم کلمه شیعه بر می آید، پیروی، تبعیّت و الگوپذیری از ائمه معصومین علیهم السلام در تمامی شؤونات زندگی، لازمه شیعه بودن است. در سخنان گهربار معصومین علیهم السلام خصوصیات و ویژگیهای یک پیرو واقعی بیان شده است تا بدین وسیله یادآور شوند که شیعه بودن صرفا با ادّعا و یا نامگذاری محقّق نمی شود؛

درهای رحمت بی انتها

اگر كسى بتواند در روز عرفه خود را به «عرفات» یا به كربلا برساند، بهترین مكانها را براى دعا انتخاب كرده است. و گویا این روز مختص به دعاست.

کارهایی که باید در روز عرفه انجام دهیم!

عرفه روز همراهی و هم صداییِ با «یا ربّ» «یا ربّ» های امام حسین(علیه السلام) است. روز معراجِ دل های کربلایی است که همنوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می خوانند: لااِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ المُستَغفِرینَ ... . روز پالایش وجود از هر گونه تعلّق و شرک و گناه است، روز توبه!

دانشمندی که مربعی در علم پزشکی ایجاد کرد!

ابوعلی، حسین بن عبدالله که در غرب به اوسینا (Avicenna) نیز معروف است، در سال 370 شمسی، مصادف با اول شهریورماه در افشنه، نزدیک بخارا، متولد شد.

امتیازحر دردنیا و آخرت چیست؟

حر ابن یزید ریاحی از شخصیت های بزرگ واقعه عاشورا است. انسانی که در یک لحظه خود را از رذایل و پستی رها کرد و در دریای انسانیت غوطه ور ساخت. آنچه سبب نجات حر شد ادب او بود.

5 کلید طلایی در زندگی پیامبر (صل الله علیه و آله وسلم)

امروز درحالی برخی سعی دارند در قالب‌ سلبریتیسم خود را نماد زندگی موفق معرفی کنند که بیش از ۱۴۰۰ سال قبل خداوند آب پاکی را روی دست همه انسان‌ها ریخته و پرده از چهره‌ای برداشت که تبعیت و پیروی از او ضامن سعادت، کمال و خوشبختی است.

در سوگ غریب طوس

بیست و نهم صفر سالروز شهادت امام رضا(ع) بر شیعیان تسلیت باد

چرا گناه در ماه رجب را دو برابر حساب می کنند؟

در ماه رجب المرجّب که ماه حرام است گناه را دو برابر حساب می کنند. دلیل چیست؟ خدا می گوید: من این ماه را ماه غفران قرار دادم، آن وقت تو گناه می کنی؟

چرا این چهار ماه بیشتر می شود

شکی نیست که هر جرمی از هر مجرمی با عمد و اختیار، استحقاق جریمه و مجازات را دارد و از سوی دیگر، همه مجرمان، یکسان نیستند و بدون شک، شرایط زمانی، مکانی، روانی و ویژگی های دیگر آنها تفاوت دارد.

8 تمرین ساده برای مثبت اندیشی در شرایط سخت

با مثبت اندیشی به جای تمرکز بر مشکلات و نقاط منفی فرصت‌هایی را پیش روی خود خواهید دید که شما را به نتایج بهتری سوق خواهد داد.

در زندانهای هارونی

امام کاظم(ع) در شرایط دشوار حکومت عباسیان می زیست که دستگیری و آزار هواداران اهل بیت، سیاست رایج خلفا بود و طبیعی بودکه آن حضرت نیز، از سوی هارون الرشید، دچار زندان و شکنجه گردد.

نوروز در فرهنگ شیعه

نوروز یا روزِ نو در همه تقویم‌ها، دوره‏ها و در میان همه فرهنگ‌ ها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست. گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حرکت ماه بر گرد زمین، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبیعى، تقویم را پدید آورده است.

نوروز اسلامی

مسلمان شیعه همواره در صدد است که ایام و روزهای سالش را بر اساس دستورات و توصیه های دینش برپا دارد. حالا اگر این مسلمان شیعه ایرانی هم باشد روزهای اول سالش را که نوروز است و آمیخته با جشن ها و مراسم های ملی به انجام دستورات و توصیه های دینی متبرک می کند و نوروزش را عیدی حقیقی می گرداند.

متاسفانه ماه شعبان المعظم در حال اتمام است!

شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. توفیق الهی، قرب الهی، استغنای ناشی از تفضل الهی، رزق مادی، رزق معنوی، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره ی ماه رمضان گذاشته اند.

شرح و تفسیر خطبه پیامبر در استقبال از ماه رمضان

رسول گرامی (ص) در بخش پایانی ماه پر برکت شعبان سخنرانی کرده است. نسیم خنک و سعادت بخشی میخواهد بوزد و آن ماه مبارک رمضان است آماده باشید که فرمود: «قد أقبل إلیکم شَهر الله» ماه مبارک رمضان دارد می آید او به شما رو کرده است این برای شما اقبالی است این ماه، ماه خداست خب همه ماه ها ماه خداست؛ همه زمینها زمین خداست اما می گویند سرزمین مکه سرزمین وحی است و حاجیان و معتمران وقتی وارد می شوند مهمانان الهی اند اینها جزء ضیوف الرحمان اند این مربوط به زمینِ مهمانی است ماه مبارک رمضان زمان مهمانی است فرمود شما مهمان خدای سبحان هستید .

رابطه انفاق و روزی در سیره امام حسن مجتبی (علیه السلام)

پیشوایان اسلام، سفارش و تأکید زیادی به کسب روزی حلال و انفاق کرده اند. از آن جا که روزی حلال و انفاق، تأثیر فوق العاده ای در تربیت درست افراد جامعه دارد، هر فردی موظف است که در مورد درآمد و به دست آوردن روزی خودش، دقت و حساسیت لازم را به عمل آورد تا تأمین مخارج زندگی اش از طریق حلال باشد و بخشی از آن را انفاق نماید.

رعایت عفاف در نگاه به نامحرم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ

نکاتی درباره ی شب قدر

شب قدر از دو جهت برای ما گرامی است. و ما هم غیر از این دو عنصر محوری چیزی نداریم، و این شب می تواند جامع آن دو عنصر محوری باشد. یکی جریان «قرآن» است و دیگری جریان «عترت».

رقص در برابر مرگ!

شب را در بیمارستان صحرایی امام حسن(ع) که انگار در پناه کوهی ساخته شده، می مانیم. جای عجیبی است؛ انگار هنوز آنجا جنگ است و خیلی چیزها سادگی شان را از دست نداده اند.

موجبات قطع رحم در کلام امام هشتم (علیه سلام )

امام رضا (علیه سلام ) مال جز با پنج خصلت در یکجا جمع نمی شود: بخل شدید، آرزوهای دور و دراز، حرص غالب، قطع رابطه با خویشاوندان، مقدم داشتن دنیا بر آخرت.

عمری در جهاد روشنگری

در سالهای حاکمیت جور و ستم، در عصر استبداد و خفقان چه بسیار عزیزانی که در راه احیاء سنت نیاکانشان، زنده نمودن دین محمد(ص) و استمرار نهضت حسین(ع) تا محو هر گونه ظلم و جور، با ایثار جان قدم در راه میدان جهاد گذاردند.

امیرالمومنین علیه السلام از زبان دیگران

یا علی لو وازن ایمانک ایمان اهل السماوات والارض لیزید ایمانک ایمانهم

رسالت در اسارت

روشن­ترین و با شکوه­ترین دوران زندگانی حضرت زینب3 برهه­ای است که همراه و در کنار امام حسین7 کاروان عشق و شهادت را همراهی می­کرد و شکوه و عظمت می­آفرید.

در گزند باد

بررسی موضعگیری های امام باقر (علیه السلام) در برابر فرقه های منحرف عقیدتی

زن در آیینه کربلا

عاشورا; عشق و ایثار و شور و وفاداری و رضا به قضای الهی و ایستادگی در مقابل دشمن است. این واژه ها نمادی از فرهنگ عاشورا را ترسیم می کنند و زمانی مفهوم و معنا پیدا می کنند که عاشورای ما به همراه حضرت زینب کبری علیها السلام، ام الکثوم، رقیه، رباب و دیگر شیر زنانی که در میدان عظیم کربلا قرار گرفته اند باشند.

در اربعین چه گذشت

سید امام رضی الدین علی بن طاووسی حسنی در کتاب لهوف و شیخ فقیه ابن نعا در کتاب مثیر الاحزان آورده اند که خاندان رسالت پس از رهایی از اسارت در خدمت امام زین العابدین(ع) از شام حرکت کرده و در میان راه از شخص همراه خودشان که یزید بر آنها گماشته بود می خواهد که قافله را به عراق ببرد و وی قافله را به عراق برگردانده و وارد کربلای معلی شدند و جابر بن عبدالله انصاری را در آنجا ملاقات نمودند و بعد رهسپار مدینه شدند.

مدینه در ماتم

زمین عربستان، آشنای گام های مردی است از جنس آسمان که در نگاهش ملکوت موج می زد و آیینش مهرورزی بود. اَبَرمردی که خُلق نیکویش مایه مباهات خدای سبحان و سریر شوکتش بر قلب های امتش استوار بود.

چرا گناه در ماه رجب را دو برابر حساب می کنند؟

در ماه رجب المرجّب که ماه حرام است گناه را دو برابر حساب می کنند. دلیل چیست؟ خدا می گوید: من این ماه را ماه غفران قرار دادم، آن وقت تو گناه می کنی؟

در محضر آفتاب

تاریخ اسلام تاریخی پر فراز و نشیب است. از جمله مهم ترین عوامل آن، تنگناها و چالش هایی است که پیوسته حکم رانان ظالم، جامعه را با آن روبه رو می کردند.

منادی دین مداری در عصر دین ستیزی اموی

اگر تا دیروز با لقب «بیمار کربلا» علی بن الحسین علیه السلام را می شناختیم و این نوع شناخت را ظلم به حضرت می دانستیم، بی گمان امروز نیز شناخت علی بن الحسین علیه السلام تنها با دعاهای او و لقب «سجاد» ظلمی دیگر در حق اوست و شایسته این است که زندگی آن حضرت از ابعاد گوناگون مورد توجه قرار گیرد تا از اظهار نظرهای تک بعدی پرهیز شود.

سرّ روزه سی روز چیست

حضرت حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السّلام فرمودند:

الگوی زن مسلمان

همیشه فرصت هایی ناب برای نگریستن به روشنایی ها وجود دارد؛ برای شنیدن فضیلت های آسمانی رنگ؛ برای رفتن به باغستان های انبوهی که به کلمات آسمانی ختم می شوند. همیشه نشانه هایی هست که انسان، راه «انسان شدن» را گم نکند.

در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس

خداوند همیشه سفره خود را پهن کرده است و ما مهمان او هستیم و در این دو زمان و زمین ما را هم به ضیافت دعوت کرده است، هم در ماه مبارک رمضان فرمود شما جزء ضیوف الرحمان هستید برای این زمان، هم در سرزمین وحی فرمود جزء ضیوف الرحمان هستید، حاجیان و معتمران جزء مهمانان خدا هستند اما هر مهمانی، هر دید یک بازدید هم دارد فرمود من شما را به عنوان مهمان دعوت کرده ام؛ ولی شما اگر مرا دعوت کنید من می آیم من منتظر میزبانی شما هستم. این چنین نیست که خدا فقط مهمانی بدهد و مهمان نشود، فرمود اگر میزبانی مرا قبول کردید من مهمان شما می شوم «أَنَا عِندَ المُنکسِرَة قُلُوبهم» کسانی که قلب شکسته دارند، من مهمان او هستم.

بهشتی در خانه

پدرم در برخورد با بچه ها معتقد بود: بچه ها در عین حال که باید پرورش جهت دار پیدا کنند، ولی این پرورش باید در عین احساس انتخاب گری و آزادی در انتخاب باشد. برخورد ایشان با فرزندانشان خیلی ظریف بود. من از ایشان حتی برای یک بار نشنیدم یا ندیدم که به من یا خواهر یا برادرم بگویند: این مسأله باید این طور که من می گویم انجام بشود

در آفاق نگاهها

پیشوایان پاک، طبق شرایط زمانی و مکانی هرکدام به وظیفه الهی زمان خود عمل کردند به گونه ای که اگر هر امام به جای دیگری بود همان وظیفه را دنبال می کرد.

دیدار با خورشید در انتهای شب

روزهای پایانی مبارزات بود و خیلی ها بوی اسپند پیروزی را نزدیک تر از همیشه استشمام می کردند. همه ی یاران تأثیرگذار امام در پایتخت بودند اما جای یکی خالی بود. آیت الله خامنه ای که دهه ی چهل و پنجاه را در سراسر ایران مبارزه کرده بود و شرق و غرب میهن، سخنرانی ها، زندان ها و تبعیدهایش را دیده بود، حالا باید به تهران می آمد. هرچند «مشهد» کم از سایر شهرها نداشت و نهضت در آنجا هم گلاویز با مأموران طاغوت بود، اما فرمانی از امام رسیده بود. پس از چندین پیام و چندین انکار، پیام آخر صریح تر بود: «نیامدنت به تهران مخالفت با امر امام است.»

نوروز پاکان

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است که می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

پرتوی از خورشید سامرّا

گاهی آدمی با دیدن یک حقیقت، آن چنان شیفته و شیدا می شود که ناگزیر از راه و رسم و باورهای قبلی خویش دست می کشد و به آن حقیقتی که قلبش را تسخیر کرده، دل و جان می سپارد.

طلوع خورشید از درون کعبه

آسمان جلال و شکوه خاصی داشت. در پهن دشت وسیعش افق و کرانه ای به چشم نمی خورد و سکوت اسرارآمیزی بر همه جا دامن گسترده بود.

فرزندا ن خورشید

نسیمی که، از جانب نخلستان، به سوی شهر می وزید، مانند پرنده ای تازه وارد، در کوچه پس کوچه ها،بال بال می زد و به این سو و آن سو می رفت.مادر، دلش می خواست، با نسیم هم سخن شود و او را میهمان کاشانه اش کند، تا شاید، اندکی، از تب و گرمای فرزندانش کاسته شود.مادر، همچنان به کوچه ها می نگریست، کوچه های خالی مدینه،گویا که کوچه ها و آن خانه های کاهگلی و رنگ پریده نیز،تب داشتند.

پرتوی از خورشید سامرّا

گاهی آدمی با دیدن یک حقیقت، آن چنان شیفته و شیدا می شود که ناگزیر از راه و رسم و باورهای قبلی خویش دست می کشد و به آن حقیقتی که قلبش را تسخیر کرده، دل و جان می سپارد.

مادری مهربان تر از خورشید

در هر مرحله از مراحل زندگی وی، لایه ها و درسهای بزرگی نهفته است و با کالبدشکافی و موشکافیهای عمیق، می توان درسهای بزرگی آموخت و باید هم آموخت .

مادری مهربان تر از خورشید

در هر مرحله از مراحل زندگی وی، لایه ها و درسهای بزرگی نهفته است و با کالبدشکافی و موشکافیهای عمیق، می توان درسهای بزرگی آموخت و باید هم آموخت .

خورشید دهم، امام هادی علیه السلام

یک نفر شیعه وحشت زده خدمت امام هادی آمد و گفت: یکی از سرکردگان متوکل، نگین انگشتری نزد او آورده است که از آن انگشتری بسازم و این نگین نزد من شکست و دو نیمه شد. می دانم که او مرا می کشد. حضرت فرمودند: امید است که خداوند اصلاح کند. فردا، سرکرده متوکل کسی را فرستاد که میان زنها نزاع است، اگر می شود آن نگین را دو نصف کن و دو انگشتری بساز. او پول فراوانی گرفت و از نگین شکسته دو انگشتری ساخت. این است معنای فرمایش امام هادی(ع):«وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ یطَاعُ» یعنی؛ «پیوند با خدا، پیوند با اهل بیت و توسل به اهل بیت، قطعاً همه کارها را اصلاح می کند.»

سایه ای بر خورشید

این کودکی که از خیمه گاه زنان چون تیری از چله کمان گریخته و به سوی امام و عموی خویش حسین می دود عبدالله نام دارد، عبدالله بن حسن. او که از ابتدای کارزار از پشت پرچین کودکی نظاره گر صحنه بوده است، با به خاک افتادن هر شهید پا بر زمین کوبیده و بهانه میدان را گرفته است اما بزرگترها و به خصوص عمه اش زینب هر بار به علقه ای مادرانه و عاطفه ای ملتمسانه، راه را بر او بسته اند و او را پای بند خیمه ها کرده اند.

خورشید ری

حضرت عبدالعظیم حسنی، در چهارم ربیع الثانی سال 173هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید.

خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید

با نگاهی به تاریخ حیات زن در اعصار گذشته و بررسی و ارزیابی روی¬دادهای جوامع گوناگونی که در آن¬ها بانوان نقشی را عهده¬دار بوده¬اند، این نکته آشکار می¬گردد که هرگاه زنان به¬سوی پاکی درون، صفای قلب و تهذیب نفوس گام بردارند و به عوالم معنوی گرایش یابند چنان منزلت و اراده¬ای به ¬دست می¬آورند که می¬توانند در تاریخ سرزمینی تحول¬آفرین باشند.

در محضر خورشید

علم حقیقی نزد معصومان علیه السلام است. برای افزایش معرفت در زمینه‎های گوناگون دینی و توحیدی، نیازمند دانش ویژه پیشوایان دینی هستیم؛ زیرا هر کدام از سخنان این بزرگواران، جرقه ای است برای ژرف اندیشی. برخی از مسائل هم با معلومات محدود ما همخوانی ندارد و برای رهایی از بن بست فکری، نیازمند انسان های کامل هستیم.

خورشید رهنما

همواره ملازم مسجد بود و میلی به دنیا نداشت. عبادت گری فقیه بود. شب ها را در عبادت به صبح می رساند. با پشمینه ای بر تن و سجاده ای از حصیر زیر پا به نماز می ایستاد.