زمان مشلات چه کنیم که از رحمت خدا ناامید نشویم؟

برچسپ ها: خدا ، الهی ، رحمت ، نامیدی

Print Friendly and PDF

 


 زندگی فشار می‌آورد و روزگار تنگ‌ترش می‌کند؛ مشکلات گره میزند و سختی محکم‌ترش می‌کند و در این میانه ما گاهی از دست خدا ناراحت می‌شویم که چرا کاری نمی‌کند یا چرا چنین رقم‌زده است، اما باید حواسمان باشد که ناامیدی از رحمت خدا خط قرمز است. یک خط قرمز پررنگ و جدی. 

ناامیدی از رحمت خدا یعنی چه؟ یعنی خدایا تو دیگر نمی‌توانی ما را اداره کنی. در مدیریت رزق و روزی این مخلوقات مانده‌ای؛ می گویی چرا؟ نشانه‌اش این‌همه کم و کاستی! این‌همه فقدان و نقص و کمبود! این‌همه چیزهای ساده‌ای که ما دلمان می‌خواهد اما به هیچ­ وجه جور نمی‌شود! این‌همه ظلمی که به آدم‌ها می‌کنند، اما ظالم همچنان راست‌راست راه می‌رود! امیدی به درست شدن این‌همه نابسامانی نیست! 

در پس ناامیدی، قدرت و مهربانی خدا نسبت به مخلوقاتش زیر سؤال رفته است.



با واکاوی این تفکر، معلوم می‌شود که در پس این ناامیدی، قدرت و مهربانی خدا نسبت به مخلوقاتش زیر سؤال رفته است. درحالی‌که اگر زاویه‌ی نگاه کمی جابجا شود، و لنز این دوربین از کادر بسته‌ی مشکلات کمی عقب‌تر رود، فضا کاملاً عوض می‌شود. 

ذهن انسان اگر رها شود، عادت می‌کند که روی منفی‌ها زوم کند و آن‌وقت در این اشتباه محاسباتی بماند؛ اما باید تکانش داد؛ ویژگی شگفت‌انگیز انسان این است که توانایی دارد بر خودش اثر بگذارد و ذهن و دل خود را مدیریت کند و از اشتباه محاسباتی دربیاورد. 

برای برون‌رفت از محاصره‌ی تفکری که شرح دادیم و ممکن است انسان را به ورطه‌ی ناامیدی از رحمت خدا بکشاند، چند راهکار پیشنهاد می‌دهیم:

بگرد مثال‌های فراوان زندگی خودت را پیدا کن و بشمار. خسته می‌شوی اما تمام نمی‌شود. این یعنی در کنار همه‌ی مشکلات و کمبودهای زندگی، هم­چنان غرق نعمتی. و این یعنی خدا همچنان مهربان است

 

1-نعمت‌های فعلی را بشمار و مرور کن

صبح که از خواب برخاستی، پیش از آن‌که چالش‌های روزمره سراغت بیایند، به دست‌هایت نگاه کن؛ به پاها، این یعنی امروز هم هنوز سالم هستی هنوز حرکت می‌کنی؛ یا حتی اگر در اثر حادثه‌ای خدای‌نکرده نقصی در دست‌وپا داری، امروز هنوز زنده‌ای، هنوز فرصت زندگی کردن داری؛ و این یعنی اگر اراده کنی می‌توانی دنیا را تکان دهی.

به نوری که از کنار پرده، اتاق را به رنگ صبح کرده نگاه کن! این یعنی امروز هم خورشید با همه‌ی عظمتش در خدمت توست [1]؛ بی‌دریغ و بی‌منت و بی‌مزد می‌تابد و یک روز آفتابی دیگر را به تو بخشیده است؛ بلند شو امروز را دریاب!

به سقف بالای سرت نگاه کن! این یعنی هنوز بی‌سرپناه نشده‌ای؛ به کودکی که آرام و معصوم خوابیده نگاه کن! این یعنی هنوز لیاقت و فرصت مادر بودن یا پدر بودن را از دست نداده‌ای! 

این‌ها همه مثال بود. بگرد مثال‌های فراوان زندگی خودت را پیدا کن و بشمار. خسته می‌شوی اما تمام نمی‌شود. [2] این یعنی در کنار همه‌ی مشکلات و کمبودهای زندگی، هم­چنان غرق نعمتی. و این یعنی خدا همچنان مهربان است و یعنی:"انّ مع العُسر یُسراً"[3] اگر این آیه را معنا کرد باشند که پس از دشواری و سختی، آسانی و راحتی از راه می‌رسد، معنای دیگر و شاید نزدیک‌تری هم دارد؛ و آن اینکه درست در همین معرکه‌ی دشواری و عُسر، اگر خوب نگاه کنی، آسانی‌ها، خوشی‌ها و نعمت‌هایی می‌بینی و تأکید آیه و تکرار آیه نشان می‌دهد که حتماً همراه هر سختی، آسانی هم هست.

 

باورمان نمی‌شود که هرکدام برای خدا دردانه‌ایم؛ اگر نبودیم این‌همه برنامه‌ی اختصاصی نداشتیم. این یعنی خدا خیلی مهربان است.

 

2- با دیدن جای خالی نعمت‌هایت در زندگی دیگران بر شکرگزاری خود بیفزا

در دعای جوشن صغیر، امام کاظم (ع) به ما یاد می‌دهد که توجه کنیم در همین لحظه که اینجا نشسته‌ایم، بسیاری از بندگان خدا هستند که گرفتار حوادث سختی شده‌اند؛ در بستر بیماری از درد به خود می‌پیچند؛ در سفر، دور از وطن و اهل‌وعیال مانده‌اند، گرفتار حاکمی ظالم شده‌اند؛ با سکرات موت دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ما در این لحظه از آن گرفتاری در عافیت به سر می‌بریم پس جای شکر دارد پس خدا هنوز دوستمان دارد. اگرچه در قسمت بعد خواهیم گفت که خدا همان بندگان گرفتار را هم دوست دارد و شاید بیشتر. 
 

ما در این لحظه از آن گرفتاری در عافیت به سر می‌بریم پس جای شکر دارد پس خدا هنوز دوستمان دارد.

 

3- ناملایمات دنیا را آزمون و امتحان بدان

مگر خودش مؤکد و محکم نفرموده است که امتحانتان می‌کنیم؟ مگر مورد به مورد نام نبرده است که چگونه امتحان می‌کنیم؟[4] پس جای تردید نمی‌ماند که خداوند برای این مشکلات برنامه‌ریزی اختصاصی کرده است؛ برای هرکس مطابق امکاناتش، عرضه، جربزه و ظرفیتش. ما مدام در حال مقایسه کردن خود با دیگرانیم درحالی‌که خدا ما را منحصربه‌فرد می‌بیند؛ چون منحصربه‌فرد و تک آفریده است. باورمان نمی‌شود که هرکدام برای خدا دردانه‌ایم؛ اگر نبودیم این‌همه برنامه‌ی اختصاصی نداشتیم. این یعنی خدا خیلی مهربان است.

ما عزیزکرده‌های خداییم. نشان به آن نشان که وقتی کمترین ناملایماتی می‌رسد و کوچک‌ترین باد مخالفی می‌وزد، شاکی می‌شویم که چرا فراموشمان کرده یا چرا صدای ما را نمی‌شنود؛ انگار از وقتی گفته‌اند که گل سرسبد هستی ما هستیم، کسی حق ندارد بگوید بالای این چشم‌ها ابروست. اما ناامیدی از رحمت خدایی که "سبقت رحمته غضبه" صفت اوست، تهمت بزرگی است؛ برای همین گناه کبیره محسوب می‌شود و هم‌نشین کفر و ضلالت است [5]. 

پی‌نوشت‌ها:
[1] - "و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخر لکم اللیل و النهار" (ابراهیم، 33)
[2] - "و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها" (ابراهیم، 34)
[3] - سوره انشراح، آیه 5و6
[4] - "ولنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین" (بقره، 155)
[5] -  "انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون" (یوسف، 87)  "و من یقنط من رحمة ربه الا الضالون" (حجر، 56)

فاطمه حسینی مجرد

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

وحی، تجلی ویژه الهی

1. جهان آفرینش، جلوه و محل تجلّی ذات مقدس حق سبحانه و تعالی است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِه‏» (نهج البلاغه خطبه 107)؛ لیکن وحی الهی که در جامه پرنیانی قرآن ظهور یافته است، تجلّی ویژه و خاص الهی است: «فَتَجَلّى‏ لَهُمْ‏ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْه‏» (نهج البلاغه، خطبه 146).

مقامی عظیم در سایه‌‌ی اطاعت حق

در بین صفات و كمالاتی كه یك انسان می تواند پیدا نماید ظاهرا عبودیت و بندگی خدا از همه بالا تر باشد حتی از رسالت و امامت و امثال آن. فلذا ما در نماز، قبل از شهادت به رسالت، شهادت به عبودیت پیامبر صلی الله علیه واله می دهیم و می گوییم: « أشهد أن محمدا عبده و رسوله » گویی پیامبر صلی الله علیه واله قبل از این كه رسول باشد عبد است و اساسا این عبودیت او بوده است كه وی را به مقام رسالت رسانده چنانچه همین مقام عبودیت و بندگی بوده است كه او را به معراج و آسمان برده چرا كه خداوند در همین رابطه می فرماید:

گرانبهاترین هدیه خدا به دوستانش

یك ساختمان اگر پایه ‌هاى محكمى داشته باشد، مى ‌تواند سال‌هاى طولانى پا برجا بماند. چنین خانه ‌اى در گذر زمان ممكن است ظاهرش كثیف و سیاه و در و دیوارش خراب شود، اما چون پایه ‌هایش محكم است، با كمى تعمیر و رنگ و تزیینات مى ‌توان آن را تمیز و مرتب كرد. اما اگر پایه و اساس محكمى نداشته باشد، هرچه هم رنگ بزنیم فایده ‌اى ندارد و با باد و باران یا سیلابى فرو خواهد ریخت

خدا به چه کسانی محل نمی‌گذارد؟

خداوند در قرآن می‌فرماید من به آدم‌های عهدشکن و سوگندفروش محل نمی‌گذارم، نه می‌بینم‌شان و نه هم‌کلا‌مشان می‌شوم!

«ساعت زنگى» خدا

در میان تمام ملل و امم اسلامی، تنها شیعه است که علاوه بر ثقل اکبر(قرآن) به ثقل اصغر(اهل بیت) چنگ آویخته و بر سفره سرّ و شهادت حقایق دین زانو زده است.

تكيه‌گاه

خدایا! مرا تكيه‌گاه باش.

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

حاجت خواستن از غیر خدا در قرآن

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ ‏هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «یوسف آیات 97 و 98‏» ؛ «گفتند: «اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما ‏خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او، ‏همانا آمرزنده مهربان است»

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

شما در دعاهایتان از خدا چه می خواهید؟

پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «رزق و روزی به عدد قطرات باران از آسمان بر زمین نازل می شود تا هر كس به اندازه خود دریافت كند، لكن خداوند زیاده دهنده است پس از فضل خداوند نعمتهای بیشتری درخواست كنید.»

عزیز شدن چه گونه

"قرآن در دنیای امروز می تواند فعّال ما یشاء باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود ... برکات قرآن برکات بی انتهایی است ... در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست..."

تمام عالم کتاب خداوند است

عزیزترین فرد این عالم، پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله است و ایشان سحاب حریص بود. خود می فرمود: انا حریصُ علی رُشدکم: من به رشد شما حریصم ...

نکاتی از لطف خدا !

بعضی گیاهان رونده اند یعنی یک گوشه باغچه می کاری، اما خیلی طول نمی کشد که تمام باغچه را پر می کند.کار خوب و صواب درست مثل گیاه رونده است و رشد کرده و پیش می رودکار بد و خلاف و ناصواب هم از همین دست است؛ درست مثل قطره ای از جوهر سیاه که روی صفحه سفید کاغذ و یا پارچه ای فرو می افتد، اما همانجا نمی ماند بلکه پیشروی کرده و جلو می رود. فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان لطف خدا این یک حقیقتی است که رفتارهای خوب و بد، عوامل و حقایقی ثابت نیستند بلکه درست مثل یک گیاه رونده اند؛ رشد می کنند و پیشروی کرده و جلو می روند؛ حقیقتی که در سورهیوسف به زیبایی تمام می توانی تماشا کنی. برادرها روزی یوسف را با خود به تفریح بردند و به چاه افکندند و نتیجه آن این شد که امروز برادر دیگر خود بنیامین را از دست دادند، پس این اتفاق ریشه در آن اتفاق ناگوار دارد. و به همین خاطر بود که تا یعقوب ماجرای بنیامین را شنید همان سخنی را تکرار کرد که در وقت از دست دادن یوسف گفته بود. آن روز:قَالَ بَل سَوَّلَتْ لَکمْ انفُسَکمْ أَمْراً: نفس شما کاری را در نظرتان بیاراست و امروز نیز همان را می گوید در حالیکه این بار به ظاهر آنان هیچ تقصیری نداشته اند اما یعقوب می خواهد بگوید: این ماجرا ریشه در همان ماجرا دارد. این سنتی است ثابت و همیشگی این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) براین اساس مطابق قوانین تكوینی که خداوند متعال بر جهان هستی حکم فرما کرده است، کار خوب و بد ما حتی در همین جهان نیز بر جسم و جان ما تأثیر می گذارد. رنج ها و مصیبت ها به رفتارهای خود انسان باز می گردد: «و ما أصابَکُم مِن مصیبةٍ فَبِما کسبت أیدیکم و یعفو عن کثیر» (شوری43)، آیه ی30) و حاصل نیکی و بدی برای خود انسان است: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»(الاسراء(17)، آیه ی7) وصول به لقای الهی و یا محرومیت از آن، در گرو انجام اعمال صالح و پرهیز از شرک است: «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف(18)، آیه ی110) حتی میانجی گری در اعمال حسنه و سیئه در زندگی تأثیر خودش را دارد: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَكُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها» (نساء(4)، آیه ی85) این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) حتی داریم که در روز واپسین هر کسی، خودِ اعمال نیک یا ناپسندی را که انجام داده است، می یابد: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَدَا بَعِیدًا...» (آل عمران (3)، آیه ی30) یعنی محل انژاس خوبی ها و بدی ها، نفس انسان است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا» (جاثیه (45)، آیه ی15). هرچند مقدار آن اعمال، اندک باشد: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره * و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» (الزلزله (99)، آیات 7-8) کلام آخر بازگشت اعمال و به معنایی دیگر رشد و نمو اعمال هر انسانی به سوی خود اوست و انسان ها ، بازتاب اعمال خویش را در دنیا و آخرت خواهند دید و چشید. البته ناگفته نماند که شرایط دنیا به سبب محدودیت هایش اجازه نمی دهد تا انسان ها همه بازتاب ها و پیامدها و آثار اعمال خویش را در دنیا ببینند ، از این روست که آخرت به عنوان جایگاه بهره مندی کامل انسان از کرده ها و اعمال خویش معرفی می شود. نحل آیه 111 و زمر آیه 70) منابع: سایت آیت الله احمد بهشتی کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر رادیو قرآن

انسان خوبی بود، چه جوری شد این طوری شد؟

بعد از سال ها دیدمش ، خیلی تعجب کردم ... نسبت به سال های دبیرستان که با هم بودیم خیلی تغییر کرده بود ... بعد که کمی بیشتر با هم حرف زدیم و به حرف هایش فکر کردم دیدم که این تغییرات نتیجه یک سری بی احتیاطی هایی است گاهاً همه ما به آن بی توجه هستیم...

تا حالا خدا غافلگیرتان کرده است؟

گرچه در هر یک از نعمت های خدا، دنیایی از اعجاب و شگفتی نهفته است؛ امّا شکل اختصاص بعضی رزق ها، شگفتی مضاعف دارد و کاملاً غافلگیر کننده و خارج از محاسبات عادّی، نصیب انسان می شود. آری! روزی های غافلگیرکننده!

تا به حال خدا را امتحان کرده اید؟

آدم های دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد.

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت است

نعمت پروردگار، هر نوع بهره مادی و معنوی را شامل است و بازگو کردن نعمت به قصد یادآوری و ستایش نعمت ـ نه برای غرور و فخر فروشی ـ خود، شکر نعمت محسوب می شود و بخشش آن به دیگران، نوعی بازگو کردن نعمت الهی است.

مکر و حیله از جانب خدا، یعنی چه؟

یکی از فرازهایی که ما در شب های ماه رمضان در دعای ابوحمزه خواندیم این جمله بود که «الهی لا تمکر بی فی حیلتک» «خدایا به مجازات عَمَلَم به مکر و حیله ات مرا غافلگیر و مبتلا مگردان». حال کیفیت حیله و مکری که امام از آن سخن به میان می آورد چیست؟ که در ادامه و به تدریج به توضیح آن خواهیم پرداخت.

کارهای خدا برعکسه!

آفریدگار یکتایی که مظهر تمام خوبی ها و درستی هاست سعادت مخلوقاتش را در هم سویی هرچه بیشتر با خالقشان قرار داده است. هرچند که خداوند یکتا؛ بی همتاست و هیچ کس را یارای همتایی با او نیست اما نزدیک شدن به صفات خالق و پیاده سازی هرچه بیشتر صفات الهی در وجود انسان، سعادت آدمی را بدنبال دارد.

شما هم می‌توانید در خانه خدا باشید

این تصور، تصور صحیحی نیست که خانه ی خدا را تنها مکانی برای خواندن نماز و برگزاری چند برنامه بدانیم؛ در این مکان انجام انواع عبادات امکان دارد و باید که صورت بگیرد ...

خدا خود علی علیه السلام را معرفی می کند

فردی که یتیم نوازی او، عبادت او، خدمت او، شمشیر او، قیام و قعود او، صبر او، عفو او و لحظه لحظه وجود او جانبازی و ایثار برای بقا و پویایی اسلام و مسلمین بود. فردی که پدر یازده امام راستین است و سر منشأ هدایت و سعادت. فردی که برادر رسول خدا و اولین یاور و مؤمن به اوست. آری مگر می‌شود فضیلت‌های چنین فردی را شمرد و او را شناخت؟

دست خدا

به همراه امام رضا (ع) در مکه بودم. به حضرت عرض کردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خود ببرم.

دعا، سلاح مؤمن در برابر دشمنان

آیا ما که در اسلحه‌سازی و تجهیزات نظامی از کفار عقبیم، باید در دعا هم مؤخر باشیم؟! در روایات آمده است: «أَلدعآءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ؛ دعا، اسلحه مؤمن است».

تقوا و محبت الهی

به نظر می رسد تحلیل دقیق رابطه انسان با خدا براساس آموزه های قرآنی بسیار دشوار و پیچیده باشد؛ زیرا به همان اندازه كه از حركت انسانی به سوی خدا گفته می شود،

ضیافت رمضان به خاطر چیست؟

ضیافت رمضان به واسطه نزول این کتاب الهی بوده است و آنچه از روایات مستفاد می‌ شود نزول دیگر کتب آسمانی نیز در همین ماه مبارک رمضان بوده است.

تقوا و محبت الهی

به نظر می رسد تحلیل دقیق رابطه انسان با خدا براساس آموزه های قرآنی بسیار دشوار و پیچیده باشد؛ زیرا به همان اندازه كه از حركت انسانی به سوی خدا گفته می شود، از نوعی مشیت الهی و اراده او برای تحریك انسانی نیز گفته شده است؛

هدیه الهی

میلاد آفتاب نیمه رمضان گرامی باد

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت است

نعمت پروردگار، هر نوع بهره مادی و معنوی را شامل است و بازگو کردن نعمت به قصد یادآوری و ستایش نعمت ـ نه برای غرور و فخر فروشی ـ خود، شکر نعمت محسوب می شود و بخشش آن به دیگران، نوعی بازگو کردن نعمت الهی است.

اسراف و زیاده روی های پایان سال

امام علی علیه السلام می فرماید: انسان حقیقت ایمان را درک نمی کند جز اینکه در وی سه خصلت باشد، دانایی در احکام دین، شکیبایی در مصیبت ها و خصلت سوم که مد نظر است، اندازه گیری خوب در معیشت است.

امید به خدا و باز شدن درهای رحمت الهی

خدایا من گناه دارم اگر تو مرا بیامرزی تو آقا هستی و اگر من را عذاب بکنی من اهل عذاب هستم. او حق را به خدا نسبت داد و بدی را به خودش نسبت داد. به تعبیری این همان ذکر یونسیه است: لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین. یک وقت همه ی امکانات فراهم است و ما دل مان به اینها خوش است. اما یک وقت همه ی درها بسته شده است و ما نه پول و نه پارتی داریم، در این هنگام ما باید چکار کنیم؟

بهترین هدیه الهی برای انسان

در مورد ارزش گذاری نعمت هایی که در اختیار انسان است این سوال مطرح می‌شود که کدام یک از جایگاه برتری برخوردار می‌باشند؟

تقرب الهی و قرب معنوی در مناجات شعبانیه

انسان بر خلاف همه موجودات جهان آفرینش، دو بُعدی است: نخست بُعد حیوانی او که از این جهت یعنی از جهت تغذیه، زیست، تناسل، تکثیر نوع و... با سایر موجودات زنده مشترکات زیادی دارد. اما بُعد ثانوی او که همان خصوصیت منحصر به فرد اوست و از جهت قوای دماغی و حالات روحی و ویژگی های نفسانی با سایر موجودات زنده متفاوت است و این خود محور اصلی تمایز او از دیگر جانداران می باشد.

هدیه الهی

در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.

روح همیشه جاری(شهادت استاد مطهری رحمه الله )

ای روح مطهر! اکنون در این زمان سراسر نیاز، کویر تشنه عطشناک اندیشه های جستجوگر نسل ما، بیش از همیشه انتظار تو را می کشد و در عصر هجوم «بودن»های کاذب و وجودهای مصنوعی، «نبود» تو را غمگنانه می سراید و بر بام دلش، آوای اندوه سر می دهد.

پیامبر رحمت و رأفت

از تهمت های بزرگ و نابخشودنی که در طول تاریخ مخصوصاً سالهای اخیر از جانب غربیان و وابستگان و تاریک فکران داخلی آنها نسبت به پیامبر اکرم (ص) روا داشته شده است این امر است که پیامبر خاتم، پیامبر رحمت و رأفت را، پیامبر خشونت و خونریزی و قساوت معرّفی نموده اند.

امید به خدا و باز شدن درهای رحمت الهی

خدایا من گناه دارم اگر تو مرا بیامرزی تو آقا هستی و اگر من را عذاب بکنی من اهل عذاب هستم. او حق را به خدا نسبت داد و بدی را به خودش نسبت داد. به تعبیری این همان ذکر یونسیه است: لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین. یک وقت همه ی امکانات فراهم است و ما دل مان به اینها خوش است. اما یک وقت همه ی درها بسته شده است و ما نه پول و نه پارتی داریم، در این هنگام ما باید چکار کنیم؟

این شیخ، مفید است

«نامه ای به برادر با ایمان و دوست رشید (نیرومند) ما، ابوعبدالله محمدبن محمدبن نعمان ـ شیخ مفید ـ که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.