دستهای بخشنده

برچسپ ها: های ، بخشنده ، دست

Print Friendly and PDF

بابا آن آقایی که می گفتی حتما کمکمان می کند ...؟

صدای دخترش پیچیدتوی گوشش، نشسته بود روی زانوی مادرش تند و تند پلک می زد ومادر ماهرانه موهای سیاه و بلندش را می بافت.

آره دخترم! می گویند مرد خیلی خوبی است، حتما با دست پر برمی گردم آن وقت هر چه که خواستی برایت می خرم.

وارد بازارچه شد. هیاهوی بازاریان توی گوشهایش پیچید. نگاهی به لباس ها و کفش های خاک آلودش انداخت. سر و وضعش درست شبیه بچه هایی شده بود که تازه از خاک بازی برگشته اند، درست مثل دخترش همیشه وقتی از سر کار برمی گشت از سر کوچه دخترش رامی دید که با سر و رویی خاک آلود با بچه های دیگر مشغول بازی است. دختر تا پدرش را می دید دست هایش را که پر از خاک بود خالی می کرد و داد می زد: بابا! بابا!

دختر را بغل می کرد و پیشانی کوچکش را می بوسید اما نگران بود نگران اینکه دخترش بگوید:

بابا! برای ناهارمان چه آوردی؟

-خرما! خرما! خرمای رسیده! خرمای عسلی!

با صدای کلفت مرد خرمافروش به خودش آمد. مرد جلو رفت. سرفه ای کرد و گفت: سلام،خسته نباشی!

خرمافروش یک جفت کفش پاره پوره و خاک آلود رو به روی سینی بزرگ و چوبی خرما می دید.

-خرما! خرما! خرمای شیرین! چقدر بدهم؟

این را گفت و سرش را بلند کرد. مرد را دید که موهای ژولیده اش را زیر دستار پشمی بیرون زده است. چهره اش ناآشنا بود.

خرما می خواهی؟

-نه، دنبال مرد بخشنده این شهر می گردم...

-هان! فهمیدم حسین بن علی! او الان در مسجد است. با نگاه ازخرمافروش تشکر کرد و به طرف مسجد به راه افتاد.

تکیه داده بود به ستون وسط مسجد و حسین بن علی را نگاه می کردکه داشت نماز می خواند. چقدر آرزو داشت او را ببیند و حالا اورا می دید و منتظر بود تا هر چه زودتر نمازش تمام شود.

با خودش فکر کرد چطور تقاضایش را بگوید، درست مثل بچه های خجالتی شده بود. نگاهش را در مسجد گردانید. مردم در گوشه وکنار مشغول نماز بودند و چند نفری هم دور هم جمع شده بودند وبا هم حرف می زدند.

حسین بن علی به سجده رفته بود. نگاهش را روی نقشهای گلیم زیرپایش دواند و شعرش را زیر لب زمزمه کرد و. شعر در مدح سخاوت وجود حسین بن علی بود.

شعر را قبل از اینکه به مدینه بیاید در مدح سخاوتمندترین مردمدینه سروده بود مردی که کمی آن طرف تر مشغول نماز بود.

-السلام علیکم و رحمه الله و برکاته مرد سریع از جا بلند شد ورفت جلو و سلام کرد.

حسین بن علی جواب سلامش را داد. مرد از شنیدن صدای مهربان اواحساس آرامش کرد، قلبش سبک شد و درد سینه اش آرام گرفت. باخیال راحت شعرش را برای حسین بن علی خواند.

حسین بن علی لبخندزنان سرش را به عنوان تحسین تکان می داد.

شعر که تمام شد.

حسین بن علی سرش را به طرف مرد قدبلندی که گوشه مسجد با چندنفر دیگر مشغول گفت و گو بود گردانید: قنبر! قنبر! قنبر از جابلند شد و به سوی آنها آمد: بله سرورم! -ای قنبر! آیا چیزی از مال حجازی به جا مانده است؟

قنبر نگاهی به مرد انداخت که با شوق به چهره حسین بن علی خیره شده بود گفت: بله مولایم! چهار هزار دینار! -آن را حاضر کن که مردی سزاوارتر از ما به مصرف آن آماده است.

چهره مرد از شادی گل انداخته بود، چهره رنگ پریده و منتظردخترش آمد جلوی چشمش. توی دلش گفت: دخترم! هر چه بخواهی برایت می خرم! هر چه بخواهی!

حسین بن علی داشت شعر می خواند، شعری درجواب مرد و برای معذرت خواهی از او.

مرد با دقت گوش می کرد. چشم هایش تر شده بود. روی زانوهایش یک لباس بود با یک کیسه کوچک که تویش چهار هزار دینار بود.

شعر که تمام شد صدای گریه او هم بلند شد. قنبر که کنار حسین بن علی نشسته بود با شگفتی به او خیره شد.

حسین بن علی با مهربانی نگاهش کرد و گفت: ای اعرابی! عطای مارا کم شمرده ای که گریه می کنی؟! مرد با آستین های گشاد لباسش اشک هایش را که از روی گونه هایش سر خورده بود و ریخته بود روی ریشهای بلندش پاک کرد و گفت: از برای این گریه می کنم که دستی با این همه جود و سخاوت چگونه زیر خاک خواهد رفت؟ این را گفت و دوباره گریه اش گرفت. کسانی که گوشه و کنار مسجد نشسته بودندبا تعجب به او نگاه می کردند.

منبع:

منتهی الآمال، ج 1، ص 252.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

چرا با در بسته مواجه می شویم؟

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با در های بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است.

وقایع و مناسبت های ماه ذی الحجه

وقایع و مناسبت های ماه ذی الحجه

مناظرات و گفتگوهای علمی

امامان گرامی ما با دانشی الهی که داشتند در مورد هر سئوالی که از آنان می شد،پاسخی درست و کامل و در حد فهم پرسشگر،می دادند.و هر کس حتی دشمنان،چون با آنان به احتجاج و گفتگوی علمی می نشست،با اعتراف به عجز خویش و قدرت اندیشه ی گسترده و احاطه ای کامل آنان،برمی خاست.

گره‌های زندگی از این جا شروع می‌شوند!

زندگی بافتن یک قالی است نه هر آن نقش و نگاری که خودت میخواهی، نقشه از پیش مشخص شده است تو در این بین فقط می بافی، نقشه را خوب ببین، خوب بباف، نکند آخر کار قالی بافته ات را نخرند.

بی کرانه های نیک سیرتی

بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است. ایشان با پرورش صفات و فضائل اخلاقی ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانی کردن باطن خود، فضای خانواده و جامعه خویش را از این نورانیت بهره مند کرده اند؛ که می توان شعاع این گسترش برکت را تا روز قیامت، در تمام گستره هستی ترسیم کرد. امام باقر 7 به عنوان پنجمین وجود مطهر از این پاکان، خورشید تابناکی است که هر انسانی خود را در معرض اشعه آن قرار دهد، قطعاً به سعادت ابدی رهنمون می گردد.

چگونه بر کینه خود غلبه کنیم

یک بار دیگر این مقاله را بخوانید و با خودتان فکر کنید که روی هم ‏رفته مضرات کینه داشتن یا تلافی کردن، بهتر است یا سودهایش. همین که شما به این نتیجه برسید که بخشیدن هم می‏تواند در کنار کینه ابدی و تلافی کردن یکی از گزینه ‏هایتان باشد، از این گام نتیجه گرفته ‏اید.

وصیت ها و سفارش های حضرت زهرا علیها السلام

از مسائلی که گاه واجب و ضروری است و گاه مستحب و مطلوب، وصیّت کردن و وصیّتنامه نوشتن است. در طول تاریخ پیشوایان دینی و بزرگان، وصیّت ها و سفارش های مهمّی از خود به یادگار گذاشته اند؛ وصیّت های پیامبر اکرم- به اطرافیان، توصیه های امیرالمؤمنین علی(ع) به اصحاب و امت و... از این نوع است. حضرت زهرا(ع) که خود پرورش یافتۀ دامان وحی است و در بالاترین مرتبۀ ایمان و عمل صالح قرار دارد، همواره به احکام و واجبات دینی توجه می نمود و زندگی خود را با رعایت احکام دین، رنگ و بوی خدایی می بخشید. یکی از واجباتی که آن حضرت بدان مقیّد بود، وصیّت کردن است.

دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران

پرداختن به دستاوردهای انقلاب اسلامی و تبیین هر چه بیشتر آن، از موضوعات مهم و ضروری در عصر حاضر است؛ از این رو، این مقاله در صدد است مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را، از ابتدا تاکنون، تبیین نماید. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران چیست؟ در پاسخ به این پرسش از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. مهم ترین یافتۀ این تحقیق این است که، برخلاف تبلیغات دشمنان نظام اسلامی، انقلاب اسلامی ایران، با وجود موانع و امکانات محدود، دستاوردهای چشم گیر و شگرفی را در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی، فناوری، نظامی و امنیتی به دست آورده و جایگاه رفیعی را در منطقه و جهان کسب کرده است.

انفاق در رهنمود قرآن

پیشتر از آثار و انگیزه های انفاق سخن به میان آوردیم. اینک از زوایای دیگر آن را می نگریم.

درختکاری در آموزهای اسلامی

خداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه­ای رقم زده که در دامن طبیعت رشد کند و ببالد و به طور کامل به آن وابسته و نیازمند باشد. متقابلاً طبیعت را نیز طوری آفرید که در خدمت انسان قرار گیرد، نیازهای وی برآورد و آرامش، لذّت و شادی را برایش به ارمغان آورد.

ویژگی های معلم خوب

به طور کلی، برای معلمان، دو نقش یا دو وظیفه منظور گردیده است. نخستین وظیفه آنان، مسئولیتی است که در برابر فرهنگ جامعه خود بر عهده گرفته اند و دیگر، وظیفه ای که در قبال شاگردان پذیرفته اند. این دو وظیفه اغلب همزمان با یکدیگر انجام می گیرد.

درهای رحمت بی انتها

اگر كسى بتواند در روز عرفه خود را به «عرفات» یا به كربلا برساند، بهترین مكانها را براى دعا انتخاب كرده است. و گویا این روز مختص به دعاست.

کرامت کربلایی

کرامت، یعنی: نزاهت از پستی و فرومایگی که در عزت نفس، مناعت طبع، برخورداری از روحی بزرگ، برازندگی، بلندنظری، جوانمردی، آزاداندیشی و آزادمنشی و آزادگی ابوالفضل جلوه گر می شود و احیانا از آن به «بزرگواری » تعبیر می شود .

آرزوهای نابجا

از جمله چیزهایی که انسان را به سقوط می کشاند؛ آمال و آرزوی بیجاست. این امر به اندازه ای مهم است که نبوت و ولایت هر دو از آن ترسیده اند.

دست خدا

به همراه امام رضا (ع) در مکه بودم. به حضرت عرض کردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خود ببرم.