چراغی که در مواقع گرفتاری روشن می شود!

برچسپ ها: روشن ، گرفتاری ، چراغ

Print Friendly and PDF

چراغی که در مواقع گرفتاری روشن می شود!

 بہترین عبادت کیا ہے؟

 

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: دلیلی بر وجود خداوند متعال بیان کنید. حضرت فرمودند: آیا هنگامی که کشتی دچار موج دریا شده، در حال سفر با آن بوده‌ای؟ گفت: آری. آنگاه پرسیدند: آیا در آن لحظه، قلب تو به جایی متوجه شد، ناله و دعا کردی؟ گفت: آری. حضرت فرمودند: خداوند همان کسی است که در آن لحظه به آن متوجه شدی. (تفسیر کبیر/ ج 17/ ص 67)

 


 

فطرت خدا آشنا

قرآن کریم انسان را دارای فطرتی خدا خواه و خداشناس معرفی می‌کند؛ «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» (روم/ 30) تا فطرت او بیدار است، وی خداگرا و خداجوست، و همه ی هستی و دارایی ‌هایش را از او می ‌داند؛ لیکن گاهی بر اثر غفلت از حقیقت خویشتن، به اسباب مادی دل می ‌بندد و در نتیجه، از پروردگارش غافل می ‌گردد و در این صورت، اگر به سختی و مصیبتی گرفتار شود، ناامید و مضطرب خواهد شد؛ «وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ یَوُوسًا» (اسراء/ 83)

بنابراین، انسان دو حال دارد: فطری و عادی؛ بر اساس هوشیاری فطری، چه در آسایش و رفاه، چه در سختی و بلا، دل سوی خدا دارد و بر پایه ی غفلت از فطرت، به نعمت ‌های دنیوی مثل مال و جاه و فرزندان سرگرم است، لیکن حوادث تلخ می ‌تواند او را از خواب غفلت بیدار کرده و با خدای خویش آشنا سازد؛ «وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ» (اسراء/ 67) و نیز «وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ» (یونس/ 12؛ المیزان/ ج 13/ ص 186)

پس نتیجه اینکه انسان دارای فطرتی خداجوست، لیکن گاهی هنگام رفاه و آسایش از خداوند غافل می ‌شود، ولی زمان گرفتاری و ابتلا هوشیار می ‌گردد و یگانه موجودی را صدا می ‌زند که توان بر طرف کردن مشکلاتش را دارد و برای سهولت دستیابی به اهدافش، وعده ی اطاعت و شکرگزاری می ‌دهد؛ «لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ » (انعام/ 63)

پیدایش چنین ارتکازی در انسان‌ها مبتنی بر رفتار اجتماعی آنهاست که برای تأمین نیازهای خویش اقدام به معامله می‌ کنند و چیزی می‌ دهند و در مقابلش چیز دیگری می‌ ستانند.

بدین جهت، در ارتباط با خداوند سبحان نیز چنین عمل می‌ کنند، در حالی که ساحت مقدسّش منزه از احتیاج است.

توسل و رویکرد انسان به خدای سبحان، هر چند در حالت اضطرار و بیچارگی باشد، دلیل روشنی بر وجود  و خداگرای اوست، گرچه پس از رسیدن به ساحل امن و رهایی از مصائب دوباره ناسپاسی می‌ کند؛ «ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ». (انعام/ 63؛ المیزان/ ج 7/ ص 137)

انسان دارای فطرتی خداجوست، لیکن گاهی هنگام رفاه و آسایش از خداوند غافل می ‌شود، ولی زمان گرفتاری و ابتلا هوشیار می ‌گردد و یگانه موجودی را صدا می ‌زند که توان بر طرف کردن مشکلاتش را دارد و برای سهولت دستیابی به اهدافش، وعده ی اطاعت و شکرگزاری می ‌دهد؛ «لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ »

شکوفایی فطرت به هنگام خطر

«هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِی الْفُلْكِ وَجَرَیْنَ بِهِم بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» (یونس/ 22)

او كسى است كه شما را در خشكى و دریا مى ‏گرداند تا وقتى كه در كشتی ها باشید و آنها با بادى خوش آنان را ببرند و ایشان بدان شاد شوند [بناگاه] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد و یقین كنند كه در محاصره افتاده‏اند در آن حال خدا را پاكدلانه مى‏ خوانند كه اگر ما را از این [ورطه] بر هانى قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد.

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: دلیلی بر وجود خداوندمتعال بیان کنید. حضرت فرمودند: آیا هنگامی که کشتی دچار موج دریا شده، در حال سفر با آن بوده‌ای؟ گفت: آری. آنگاه پرسیدند: آیا در آن لحظه، قلب تو به جایی متوجه شد، ناله و دعا کردی؟ گفت: آری. حضرت فرمودند: خداوند همان کسی است که در آن لحظه به آن متوجه شدی. (تفسیر کبیر/ ج 17/ ص 67)

 

عالم ذرّ و پیمان فطرت

«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى» (اعراف/ 172)

خداوند در آیه ی فوق سخن از پیمانی می‌ آورد که به طور سربسته از فرزندان آدم گرفته شده، اما این که این پیمان چگونه بوده است، توضیحی درباره ی جزئیّات آن در متن آیه نیامده است، لیکن مفسران با اتّکا به روایات فراوان، نظرات مختلفی را بیان کرده‌اند که از همه مهم تر دو نظر است:

1- هنگامی که آدم آفریده شد، فرزندان آینده ی او تا آخرین فرد بشر از پشت او به صورت ذراتی بیرون آمدند (و طبق بعضی از روایات این ذرات از کل آدم بیرون آمدند)، آن‌ها دارای عقل و شعور کافی برای شنیدن سخن و پاسخ گفتن بودند.

در این هنگام از طرف خداوند به آن‌ ها خطاب شد: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ »؛ آیا پروردگار شما نیستم؟ همگی در پاسخ گفتند: «قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا»؛ آری! بر این حقیقت همگی گواهیم.

سپس همه ی این ذرات به صلب آدم علیه السلام (یا به گل آدم) بازگشتند و به همین جهت این عالم را «عالم ذر» و این پیمان را «پیمان الست» می ‌نامند. بنابراین، پیمان مزبور یک پیمان تشریعی و قرارداد خود آگاه میان انسان‌ ها و پروردگارشان بوده است.

توسل و رویکرد انسان به خدای سبحان، هر چند در حالت اضطرار و بیچارگی باشد، دلیل روشنی بر وجود فطرت خداجو و خداگرای اوست، گرچه پس از رسیدن به ساحل امن و رهایی از مصائب دوباره ناسپاسی می‌ کند؛ «ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ»

2- منظور از این عالم و این پیمان، همان عالم استعدادها و پیمان فطرت و تکوین و آفرینش است؛ به این ترتیب که به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران که در آن هنگام ذراتی بیش نیستند، خداوند استعداد و آمادگی برای حقیقت توحید به آن‌ ها داده است. هم در نهاد و فطرتشان این سرّ الهی به صورت یک حسّ درون ذاتی به ودیعه گذارده شده، هم در عقل و خردشان به صورت یک حقیقت خود آگاه.

بنابراین، همه ی افراد بشر دارای روح توحید ی اند و سۆالی که خداوند از آن ‌ها کرده به زبان تکوین و آفرینش است و پاسخ آن ‌ها نیز به همین زبان است.

گفتنی است که تفسیر اوّل دارای اشکالاتی است که بدان‌ ها اشاره می ‌کنیم:

الف- در متن آیات سخن از خارج شدن ذرات از پشت فرزندان آدم است، نه خود آدم؛ «مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ»، در حالی که تفسیر اول از خود آدم یا از گل آدم سخن می‌ گوید.

ب- اگر این پیمان با خود آگاهی کافی و عقل و شعور گرفته شده، چگونه همگان آن را فراموش کرده‌اند و هیچ کس آن را به خاطر نمی ‌آورد؟

ج- هدف از چنین پیمانی چه بوده است؟ اگر هدف این بوده که پیمان گزاران با یادآوری آن در راه حق قدم بر دارند و جز راه خداشناسی نپویند، باید گفت: چنین هدفی به هیچ وجه از این پیمان به دست نمی ‌آید. زیرا همه آن را فراموش کرده‌اند.

بنابراین، تفسیر دوم مناسب ‌تر است که منظور از این سۆال و جواب یک پیمان فطریبوده است که الآن هم هرکس در درون جان خود آثار آن را می ‌یابد؛ «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا». (روم/ 30؛ نمونه/ ج 7/ ص 6)

 

 


 

 

منابع:

کتاب هزار و یک نکته از قرآن کریم ج 1 ـ اکبر دهقان

تفسیر کبیر/ ج 17

تفسیر المیزان/ ج 7

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

عذرخواهی، روشن‌كننده چراغ دوستی است

هرکدام از ما در طول روز یا هفته یا ماه یا سال، کسانی را می‌رنجانیم و خطاهایی را مرتکب می‌شویم، اما کمتر کسی را دیده‌ایم که وقتی اشتباه می‌کند، دست روی شانه طرف مقابل بگذارد و توی چشم‌هایش نگاه کند و بگوید: متأسفم.

چند چراغ از چهل چراغ امام

انسان اگر خُلق باطن و ملکه و سریره اش انسانی باشد، صورت ملکوتی او نیز صورت انسانی است؛ ولی اگر ملکاتش غیر ملکات انسانی باشد، صورتش انسانی نیست و تابع آن سریره و ملکه است؛ مثلاً اگر ملکه شهوت و بهیمیت [حیوانیت ] بر باطن او غلبه کند و حکم مملکت باطن حکم بهیمه شود، انسان صورت ملکوتی اش صورت یکی از بهائم [چهارپایان ] است؛