شعر و ادب و اخلاق
آثار و برکات اشک های معرفتی
گریه و اشک ریزی اختیاری برخاسته از علم به امور و مسائلی چون جلال و جبروت خدا و غضب و خشم الهی، یک امر محبوب و مستحب است. آموزه های قرآنی، برای چنین گریه و اشکی ارزش بسیاری قائل شده است. این گونه گریه ها و اشک ها مانند اشک هایی که مؤمنان برای امام حسین(ع) و امامان مظلوم و مقتول و مسموم دیگر می ریزند، چون برخاسته از معرفت است، آدمی را همانند آب، صفا می دهد و چشم روشنی دیدگان قلب و باطن انسان و عامل رشد و بالندگی اوست.در مطلب حاضر جایگاه اشک معرفتی اختیاری در رشد و تزکیه نفس و رسیدن به کمالات و مقامات معنوی تبیین شده است.
مرثیه خوانی مقبل و محتشم در حضور پیامبران
در سالی که زوار بسیاری، از اصفهان به جهت زیارت عاشورا عازم کربلا شدند و من مرد تهی دستی بودم، به یکی از دوستان خود گفتم که میترسم بمیرم و آرزوی زیارت سیدالشهداء روحی له الفداء در دلم بماند، پس او دلش بر من سوخت و بر حال من رقت برد.
حسنك و مهمان های ناخوانده
گفت: «بع... بع... بع... بع...» بره پشمالو «من علف می خواهم حسنك، شامم كو؟»
در دلم بود که آدم شوم، اما نشدم
بود در پیرخرابات نهم روی نیاز تا به این طایفه محرم شوم، اما نشدم هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
الا ای آهوی وحشی
الا ای آهوی وحشی در دلم بود که آدم شوم ابر خاكستری رنگ ... نادیده عاشقت شدهام مثل كودكان حسنك و مهمان های ناخوانده سفر تكوین ها
آهنگر
در سفری به مصر، آهنگری را دید كه با دست خود آهن گداخته را از كوره آهنگری بیرون میآورد و روی سندان میگذاشت در حالی که حرارت آهن به دست وی اثر نمیكرد. با خود گفت این شخص، مردی صالح است كه آتش به دست او كارگر نیست. ازاینرو، نزد آن مرد رفت، سلام كرد و گفت: «تو را به آن خدایی كه این كرامت را به تو لطف كرده است، در حقّ من دعایی كن.
فرهنگ عاشورا، آسیبها و تحریفها(2)
این مبحث را با این پرسشها آغاز میکنیم که آیا امروزه، در ماهیت آسیبها و تحریفها تفاوتی پدید آمده یا نه؟ آیا در نوع و شیوه این آسیبها تغییری صورت گرفته است؟ احیانا چه ویژگیهایی از زمان حاضر، موجب پدید آمدن آسیبهای جدید شده است؟
اهل ولا مرحبا فصل سرور آمده
اهل ولا مرحبا فصل سرور آمده سینه سینای دل مرکز طور آمده
اشعار زیبا در مورد عید غدیر خم
مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست
مرثیه شهادت امام جواد (ع)
دل افســــرده ام با غــم قــــرين اســــت كه در فكر جواد العارفيـــــن اســــــت
