مهرالبرز

طلوع آفتاب هشتمین فروغ امامت

0 نظر / 3/21/1401 12:00:00 AM

حضرت امام رضا(ع) یکی از دوازده فروغ امامت است که معارف معنوی قرآن و عترت را در مواقع مقتضی به اصحاب و شاگردان خویش تعلیم می داد و زمانی در پاسخ به پرسش ها پرتو افشانی می فرمود


ستاره نجمه

0 نظر / 3/21/1401 12:00:00 AM

آینه تاریخ همواره حقیقتهایی را به تصویر می کشد که چونان فانوسی فرا راه آدمی قرار گرفته و جدا کننده راه سعادت از شقاوت هستند. این حقایق، اگر چه گاه تلخ و جانکاه و گاه شیرین اند؛ برای اهل بینش و بصیرت که در ژرفای وجود خویش جز حقیقت نمی جویند


چند نکته خواندنی درباره شاه چراغ

0 نظر / 3/17/1401 12:00:00 AM

1. ﺣﻀﺮت اﺣﻤﺪﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ اﻟﺴﻼم ﺑﺮادر ﺣﻀﺮت اﻣﺎم رﺿﺎ علیه السلام اﺳﺖ و ﺑﻌﺪ از ﺷــﻬﺎدت ﭘﺪرش، ﻣﺮدم ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﺮای ﺑﯿﻌﺖ ﻧﺰد او آﻣﺪﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﺸﺎن ﻫﻤﻪ را ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺖ اﻣﺎم رﺿﺎ علیه السلام دﻋﻮت ﮐــﺮد و اﻣﺎم رﺿﺎ در ﺣﻖ او دﻋﺎ ﮐــﺮده ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﺣﻖ را ﭘﻨﻬﺎن ﻧﮕﺬاﺷــﺘﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ در دﻧﯿﺎ و آﺧﺮت ﺣﻖ ﺗﻮ را ﺿﺎﯾﻊ ﻧﮕﺬارﻧﺪ.


چرا شاه چراغ؟

0 نظر / 3/17/1401 12:00:00 AM

ﺷﻪ ﭼﺮاﻏﯽ و ﻣﺸﮑﻮه ﻣﺸﮑﻮی ﺗﻮﺣﯿﺪ ﻣﻪ ﻣﻀﯿﺌﯽ و ﻣﺮآت ﺟﻠﻮه ﯾﺰدان


از رواق چشم یاران

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

وصف آن گویم که او روح خداست آن که گفتارش همه ذکر خداست


چند چراغ از چهل چراغ امام

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

یکی از اسرار بزرگ عبادات و ریاضات شرعیه، آن است که بدن و قوای طبیعی و جنبه مُلک، تابع و مطیع روح گردد و اراده نفس در آنها مؤثر شود و ملکوت نفس بر مُلک غالب شود


14سکانس از زندگی امام خمینی

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

این اولین باری است که شاه، اسم «روح‌الله خمینی» را می‌شنود. هر چه فکر می‌کند او را به خاطر نمی‌آورد.


پرهیز از اسراف

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین رحیمیان: در اتاق حضرت امام یک مهتابی یا یک لامپ صد ولتی روشن بود هنگام مطالعه یا نوشتن، چون این نور کافی نبود؛ یک لامپ دیگر را روشن می کردند. بارها دیده ام که معظم له از اتاق شان به طرف اندرون رفته اند، ولی چند لحظه بعد از میان راه برگشته، لامپ مهتابی را خاموش کرده اند و مجدداً به طرف اندرونی رفته اند؛ با آنکه در آن موارد معمولاً بیش از چند دقیقه در اندرون نمی ماندند و دوباره به همین اتاق برمی گشتند.


لطف بی بی

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

آقا1 در را باز کرد. سرش را انداخت پایین و چیزی نگفت. دلش مثل ابر بهاری گرفته بود. قطرات اشک ناخواسته از گوشه چشمانش جوشید و روی محاسن سفیدش سُر خورد. با گوشه عبای مشکی اش آنها را پاک کردو از دو پلّه خشتی در، بالا آمد.


از فاطمه ای که معصومه بود

0 نظر / 3/14/1401 12:00:00 AM

تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می اید و شمیم دلنوازی، خانه ی خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره ی فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد.