مهرالبرز
نیرنگ مأمون
شاید یکی از هدفهای مأمون که امام جواد (ع) را از مدینه به بغداد آورد و او را داماد خود ساخت، این بود که می خواست امام را از کودکی با زندگی دربار آشنا سازد و او را به زندگی اشرافی عادت دهد در نتیجه اصل خویش را فراموش کرده و به زندگی درباری و اشرافی عادت نماید و لذا در همان مجلس عروسی تشریفاتی چیده بود که با روحیه امام جواد (ع) هیچ تناسبی نداشت و به همین جهت موجب ناراحتی امام (ع) شد.
بر کرانه امام جود و سخا
بدون تردید، امامت اعجازآمیز امام جواد علیه السلام جز با اتصال آن امام با منبع سرشار علم الهی تبین شدنی نیست. این امر مبتنی بر بنیادهای پوشیده و غیبی جهان است. آن کس که بتواند در چنین سن و سالی رهبری قومی را که در سرزمین های دور و نزدیک گسترده بودند عهده دار شود و در برابر تهاجم انبوه دشمنان از پای نلغزد و پایدار بماند. هاله ای از الهام غیبی را برگِرد وجود خویش دارد. همین امر بود که بر ایمان پیروان آن حضرت به مفهوم سترگ امامت می افزود و گام هایشان را در طریق اطاعت از آن امام همام راسخ تر می کرد
صبح صادق
ریشه های نهضت مقدس پانزده خرداد سال 1342 (ه . ش) را باید در این نقشه دشمنان جستجو نمود که می خواستند با انواع و اقسام حیله ها، سیل تهمتها و مخدوش ساختن سنتهای مذهبی، مردم را از اسلام اصیل و ارزشهای الهی جدا سازند . آنها در خیزشهای امت مسلمان به رهبری علما، قیام تنباکو و واقعه رژی، مبارزات شیخ فضل الله نوری در دفاع از موازین شرعی و قیام مردم به رهبری آیة الله کاشانی در برابر توطئه های استعماری; به این واقعیت رسیدند که تا مردم به دیانت و صیانت از مقدسات، پای بند باشند; این حماسه ها با شدت تمام به رهبری عالمان فرزانه ادامه و استمرار خواهد داشت
از خرداد تا خرداد
زمانی که مقدر می شود سرنوشت قومی رقم بخورد و در وجودش تحولی پدید آید، همه چیز به فرمان خدا بر وفق مراد می شود. حتی در ورق خوردن برگهای "تاریخ" نیز می توان گونه های شگفت انگیزی از دمسازی و سازگاری را احساس کرد. برای اقوام و ملل مختلف جهان، لحظه ها و روزهای به یادماندنی و ماندگاری وجود دارد که بسیاری از آنها به دلایلی ویژه، حالت تقدس می یابند و در ردیف "روزهای خوب خدا" قرار می گیرند. در همین قیاس، بخشی از تاریخ ملتها، جز حساسترین و درخشانترین دوران زندگی آنها به حساب می آید که خاطره آن برای نسلهای آینده فراموش ناشدنی است
اخلاق و رفتار رِِئوف
«ابراهیم بن عباس »می گوید:«هیچگاه ندیدم که امام رضا علیه السلام در سخن بر کسی جفا ورزد،و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند،هرگز نیازمندی را که می توانست نیازش را بر آورده سازد رد نمی کرد،در حضور دیگری پایش را دراز نمی فرمود، هرگز ندیدم به کسی از خدمتکاران و غلامانشان بدگوئی کند،خنده ی او قهقهه نبود بلکه تبسم بود،چون سفره ی غذا به میان می آمد همه ی افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سفره ی خویش می نشاند و آنان همراه با امام غذا می خوردند. «یاسر»خادم امام می گوید:امام رضا علیه السلام به ما فرموده بود اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود. «سلیمان جعفری »از یاران امام رضا علیه السلام می گوید:برای برخی کارها خدمت امام بودم، چون کارم انجام شد خواستم مرخص شوم،امام فرمود:امشب نزد ما بمان
گنبد از نور تو روشن
مرد، دستش را به سمت مادرش دراز کرد و بی آنکه نگاهش را از گنبد درخشان امام رضا(ع) بردارد، مادرش را صدا زد. مادر خرناسی کشید و صدایش را نشنید. مرد، لحظه ای صورتش را از نرده های کلفت و چوبی ایوان به سمت مادرش برگرداند و با عجله گفت: مادر! نگاه کن...
زیارت به هوای کدام شفاعت؟
بی گمان یکی از انگیزه های زیارت برای بسیاری از زائران، دست یابی به فیض بزرگ «شفاعت» از سوی امام معصوم(ع) است. زائر آرزو دارد که مورد شفاعت امام قرار گیرد و در روز رستاخیز بر اثر این شفاعت، همه کاستی های اخلاقی و رفتاری او جبران شود و به بهشت ابدی راه یابد، ولی آیا شفاعت اهل بیت(ع) بدون ضابطه و به دور از قانون و تنها بر آمده از التماس و گریه زائر است یا اینکه موضوع مهم شفاعت، بر اساس ضابطه ای درست و قانون عقلانی صحیح، استوار است؟
تکه های خورشید
سفره ای بزرگ انداختند تا همه خدمتگزاران با او و همراهانش سر یک سفره غذا بخورند. بندگان سیاه را هم صدا زدند کسی گفت: بهتر نبود برای اینها سفره ای جداگانه می انداختید. امام فرمود : «پروردگار ما یکی است و پدر و مادر همه ما یکی.»
چشمه در کویر
مرقد مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها که به توصیۀ ائمۀ معصومین علیهم السلام مزار شیعه شده است، بر رونق و موقعیت و جاذبۀ معنوی شهر مقدس قم افزوده است و زمینه ساز ایجاد مراکز فرهنگی فراوانی از قبیل کتابخانه ها و مدارس دینی شده است؛ از این رو اگر در روایات آمده است که، «اگر قمی ها نبودند، دین تباه می شد»، باید آگاهان این شهر و دیار و عالمان و اندیشمندان فرزانه، با بدعت ستیزی و مقابله با خرافه گرایی، به این نقش مهم در صیانت از باورهای دینی اقدام کنند و جلوی مذهب سازان منحرف و وابسته را بگیرند.
راز معصومیت
بهار در منظومة زمان، رویش میگیرد و بار دیگر در سلسله دوار تاریخ، روز میلاد بانوی کرامت از راه میرسد. دوازده قرن میگذرد و اینک اهل ولایت، سِری را در این روز دریافتهاند که منتهایش نامیدن روز میلاد دختر ولایت به نام روز دختر بوده است.
