روشنا
سر قداست اربعین حسینی
یکی از ایام الله به یاد ماندنی و زنده نگه داشتنی ویژه مذهب تشیع ، یوم الله مقدس اربعین است که مکمل و متمم جریان خونبار عاشوراست زیرا شهادت یاران خدا در روز عاشورا بود و مراسم تدفین پیکرهای پاک آنان در روز سوم ، و مراسم تدفین سر مطهر اباعبداللّه الحسین در روز اربعین به وسیله خاندان اطهرش در کربلا. مراسم اربعین مشتمل بر چهار برنامه است که هر یک از نظر تأیید و مقبولیت تاریخی و مذهبی در مراحل مختلفی قرار دارند
راهکارهای معرفت امام (ع)
1) چرا امام، «سجاد» لقب یافت؟
فرياد هميشه رسا
موضعگيرى سيد العابدين عليه السلام در برابر اين جريان بزرگ اجتماعى بسيار شفاف جلوهگر است. زين العابدين گرچه دستهايش به زنجير كشيده شده است، ليكن زبان على عليه السلام در كام وى وديعه نهاده شده است! اينك بايد زبان گشايد در پايتخت ظلم و ستم كه هزاران تريبون سالهاى متمادى على و اولاد على عليه السلام را سب و نفرين نموده، با در اختيار گرفتن يك تريبون و يك سايت اطلاعرسانى همه را رسوا سازد. و رشتههاى چهل ساله آنان را پنبه نمايد. فرياد رساى شهيدان كربلا را به گوش زمان برساند.
رابطه ارگانیک عاشورا و فتوحات اسلام
فرضیه اصلی بحث این است که میان فتوحات اسلامی و آن چه که در صدر اسلام بعد از رحلت پیامبر (ص) رخ داد و واقعه ی عاشورا یک ارتباط مستقیم و ارگانیک وجود دارد. اتفاقاتی که در فتوحات مسلمین افتاد و دانشی که در فتوحات تولید شد و ارزش ها و منطقی که در فتوحات تولید و بازتولید شد، به گونه ای در واقعه کربلا متجلی شد و از منظر این بحث، یکی از عوامل مهم واقعه کربلا مسئله فتوحات است. بنابراین وقتی به بن مایه ها اشاره می کنم، تلاش می کنم منطقی را که در فتوحات تولید شد، ارائه و بازبینی کنم و این نکته که این منطق چگونه خود را در واقعه کربلا بروز داد.
فرزندان خورشید
نسیمی که، از جانب نخلستان، به سوی شهر می وزید، مانند پرنده ای تازه وارد، در کوچه پس کوچه ها،بال بال می زد و به این سو و آن سو می رفت.مادر، دلش می خواست، با نسیم هم سخن شود و او را میهمان کاشانه اش کند، تا شاید، اندکی، از تب و گرمای فرزندانش کاسته شود.مادر، همچنان به کوچه ها می نگریست، کوچه های خالی مدینه،گویا که کوچه ها و آن خانه های کاهگلی و رنگ پریده نیز،تب داشتند.
یاد تو
مژده ی میلاد تو، نفحه ی باد صباست رایحه ی یاد تو با دل ما آشناست
امیر دلها
راجع به نهمین معصوم و هفتمین امام همام حضرت کاظم علیه السلام که در سال 128هجری قمری متولد شدند، و به ظاهر سی و پنج سال، از عمر پنجاه و پنج ساله شان را سکاندار قلوب بشر در راه مانده بودند، می توان از ابعاد مختلف سخن گفت
از عید خون تا عید خدا
عید خون همان «عید اضحی»، به معنی قربانی کردن است. در سرزمین مِنی با قربانی گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل می شود؛ زیرا فلسفه عمل حج گذار و قربانی کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوی دیوِ طمع را می برد و آنچه از قربانی به خدای سبحان می رسد، گوشت و خون نیست، بلکه روح کردار و جان عمل (تقوا) است و حاجی وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام است که اسماعیل نفسش را به قربانگاه می برد و آن را ذبح می کند و به لقاء الله می رسد. این سخن رهبر فقیدمان است که فرموده است:
آزمون بندگی
عید قربان، تنهاروزی از بی شماری ایام نیست تا در تعیّن یک نامْ معنا، در قاموس واژه های یک قومْ توضیح، و در فرهنگ یک آیینْ تفسیر شود. این روزْ روایت اوج مند زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است؛ پایان رنج های سفر، اشک های شوق، تن پوش های برابری، درس های برادری، بارقه های رحمت، لحظه های خاکْ ساری، هنگامه های برائت، و آغاز راهی است برای حفظ همه این ره یافت ها، فصلی برای همه این شکفتن ها و ترنّمی برای آفریده شدن دوباره. عید قربان، عید بشارت های الهی و روزی برای باز یافتن خودِ گم شده انسان است.
تقدم شناخت بر شعور
...زمانی است که انسان با دلی دردمند و جگری سوخته، به صفای باطن و صیقل روح و تهذیب و تزکیه ی نفس می پردازد. زمانی که احرام می بندد و از خلعت دنیا به در می اید و زمانی که لبیک گویان به هر طاعتی فقط برای خدای خود اقرار می آورد و با لمس حجرالاسود، با خدای خویش مصافحه می نماید تا به عرفات برسد و یوسف نفس را که در چاه تن گرفتار است، از قید و بند حوادث عالم برهاند و پیمانه ی حقیقت را از دست مقصود و معبود همه ی عالمیان بگیرد و شربت کمال بنوشد. اینجا عرفات است و عرفه، بهانه ای است برای رستن و رسیدن برای شناختن و شناخته شدن، طلب کردن و پیراسته شدن از تمام آلاینده های پوچ دنیایی و به جرعه ای عاشق شدن و جان تازه گرفتن و آن گاه، دیر رأفت الهی را گشوده دیدن و پیمانه را سر کشیدن و پس از آن، نور معرفت، هاله ای خواهد بود بی انتها که افق عبودیت را با ملکوت پیوند می دهد.