مهرالبرز
او آمد
مردم، در وادی حیرت، سرگشته بودند و در فتنه و فساد، دست و پا می زدند و هوس ها آنان را فریفته و نخوت و کبر، آنها را به لغزش کشانیده بود.1 رشته های مرگ و هلاکت، آنان را می کشید و قفل های گمراهی، بر دل هایشان زده شده بود.
اسلام ابوطالب
ابوطالب پسر عبدالمطلب و عموی گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است که پس از عبدالمطلب، حدود 42 سال، رئیس قبیله قریش بود. در آن هنگام پیامبراسلام صلی الله علیه و آله کودکی هشت ساله بود
فروغ ایمان در قلب ابو طالب
در برخی از کتب اهل تسنن جملاتی درمورد ابوطالب دیده می شود که حکایت از کم لطفی یا بی لطفی یا کینه نویسندگان آن کتاب ها نسبت به شخصیت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام دارد. جای شک نیست که اگریک دهم گواه هایی که بر ایمان و اسلام ابوطالب آمده است،
دعای امام موسی کاظم علیه السلام بعد از نماز شب در ماه رجب
زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم و بازگشتم را بازگشتی گرامی که خواری و رسوایی در آن نباشد خدایا درود فرست بر محمد و آلش آن پیشوایانی که سرچشمه های حکمت و ولی نعمت و معادن عصمتند و بوسیله ایشان مرا از هر بدی محافظت فرما و مگیر مرا در حال غرور و نه در حال غفلت و بی خبری.
حلم و گذشت و بردباری
بردباری و گذشت آن بزرگ،بی مانند و سرمشق دیگران بود.
پیشوای خردورزی
امام معصوم سرچشمه علم الهی و معدن اسرار است و ملکه علم و عصمت از کودکی در او بارور می گردد و در سراسر عمر با او همراه است. امام معصوم، میراث دار علم و حکمت انبیاست آن گونه که مسیح (علیه السلام) در گهواره فرمود:«قَالَ اِنّی عَبدُاللّه اَتانِیَ الکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبیّا»1 از این رو، بررسی زندگانی امامان معصوم (علیه السلام) از کودکی تا شهادت آنان در بردارنده نکاتی عالی و درس آموز از علم و حکمت و الگوی کاملی برای انسان هاست.
به بهانة شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)
صدای ساز و آواز و تنبور و رقص داخل خانه، فضای کوچه را پر کرده بود و رهگذران را به خود مشغول می کرد. از قضا گذر امام کاظم(ع) در همان ساعت به همان کوچه افتاد.
اعتکاف، تقویت سه ارتباط
اعتکاف، در فرهنگ دینی خصوصا دین اسلام از جایگاه بس والا و عظیمی برخوردار است.
معتکف نمونه
نمونه شدن و نمونه بودن یک معتکف در گرو نوع «مراقبتی» است که او «قبل»، «هنگام» و «بعد از اعتکاف» نسبت به خود صورت می دهد.
زینب آموزگار حیا و پاکدامنی
مدینه، شبی را به یاد می آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال به سوی مکّه روانه شد،آن شب از شب های ماه رجب بود که کاروانی مجلل از مدینه بیرون رفته
