ستاره نو آوری

برچسپ ها: ستاره ، آوری ، نو

Print Friendly and PDF

شرح زندگی ابوریحان بیرونی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند برجسته، نامدار و کثیر التألیف ایرانی در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هـ .ق و صاحب آثار متعددی در زمینه­های ریاضیات، ستاره شناسی، کانی شناسی، گیاه شناسی و هندشناسی.

اطلاعات دست اول درباره زندگی وی، به رغم شهرت عالمگیرش، اندک است.

از او با لقب­های استاذ الرئیس، استاذ الامام و بطلمیوس عصر یاد کرده­اند.

ابوریحان به سال 362 در «بیرونِ» شهر کاث (حومه شهر کاث) پایتخت خوارزمشاهیان افریخی چشم به جهان گشود. بدین سبب به او نسبت بیرونی داده­اند.

او بیست وپنج سال نخست عمر خود را در خوارزم گذارند و علوم مختلفی از جمله: فقه، کلام، صرف و نحو، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، پزشکی و... را آموخت.

سپس بیرونی زادگاه خود را به قصد بخارا پایتخت سامانیان ترک گفت و در آنجا توانست حمایت معنوی امیر سامانی، منصور دوم پسر نوح دوم (حکومت 387-389 هـ) را کسب کند. او ظاهراً در 388 هـ .ق به دربار امیر زیادی طبرستان و گرگان، شمس المعالی قابوس بن وُشمگیر رفت و در آنجا نخستین اثر مهم خود، یعنی الاثار الباقیه عن القرون الخالیه (درباره گاهشماری تاریخی و علمی) را به رشته تحریر درآورد.

بیرونی هفت سال نیز به عنوان ندیم و رایزن و گاهی برای اجرای مأموریت­های سیاسی حساس، در خدمت خوارزمشاه، ابوالعباس مأمون بن مأمون (متوفی 407 هـ .ق) بود.

پس از آنکه ابوالعباس، داماد سلطان محمود، با نیرنگ او و به دست سپاهیان خود، به قتل رسید و محمود به خونخواهی او به خوارزم لشکر کشید و سلسله آل­مأمون را برانداخت، بیرونی به دربار محمود پیوست. روایات مختلف دیگری نیز درباره پیوستن بیرونی به دربار محمود وجود دارد، اما قول درست­تر آن است که پس از فتح خوارزم به دست محمود، بیرونی، با سایر اسیران به غزنه پایتخت دولت غزنوی منتقل شد و باقی عمر را که باید بیش از سه دهه بوده باشد، در خدمت محمود، مسعود و مودود غزنوی و جانشینان آنها گذراند و در تاریخ نامعلومی پس از 442 هـ .ق درگذشت.

متأسفانه، جزئیات و ترتیب زمانی وقایع زندگی بیرونی در دوره غرنویان هیچ روشن نیست. گویا او به طور کلی در غزنه به عنوان منجّم مشهور بوده است.

آثار ابوریحان بیرونی

نگاهی به فهرست آثار ابوریحان، گویای آن است که وی یکی از پرکارترین نویسندگان دوره اسلامی بوده است. مجموع آثار او، در حوزه­های گوناگون علوم، از جمله ریاضی، ستاره شناسی، جغرافیا، کانی شناسی به 180 عنوان می­رسد، اما بیشتر این تألیفات در موضوعات ریاضی و ستاره شناسی است. در اینجا به نام تعدادی از آثار او اشاره می­شود:

1. الآثار الباقیه عن القرون الخالیه‎؛

2. استخراج الاوتار فی الدائرة بخواص الخط المنحنی الواقع فیها؛

3. استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطر لاب؛

4. افراد المقال فی امر الضلال؛

5. تسطیح الصور و تبطیح الکوور؛

6. التفهیم لاوائل صناعة التنجیم؛

7. تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن؛

8. الدرر فی سطح الاکر؛

9. الصیدنة فی الطب؛

10. القانون السمعودی و... .

روش علمی ابوریحان بیرونی

یکی از بزرگ­ترین دانشمندان نوآور ایرانی ابوریحان بیرونی است که افکار تازه و ابداعات علمی زیادی را به جهان عرضه کرده است.

«مهم­ترین جنبه شخصیت بیرونی، حقیقت جویی و دوری از تعصب و پیروی کورکورانه از عقاید رایج است. به نظر وی تعصب چشم­های بینا را کور و گوش­های شنوا را کر می­کند و انسان را به کاری وامی­دارد که خرد و دانش آن را گواهی ندهد».[1]

به قول مرحوم علامه همایی «همان کاری را که اروپائیان در انقلاب علمی و ادبی و بنیاد علوم و معارف جدید در قرن شانزدهم میلادی کردند؛ ابوریحان در سده دهم میلادی کرده بود؛ به این معنی که کلی مواریث قدیم را اعم از علوم عقلی یا نقلی، اول بار به دیده تردید و انکار می­نگریست و آن را در بوته عدم قبول می­گذاشت تا خلاف آن به دلیل قاطع معلوم شود؛ یعنی تا وقتی که خود او شخصاً بررسی و تحقیق عمیق نمی­کرد مطلبی را نمی­پذیرفت؛ اگر از مسائل عقلی نظری است دلیل ریاضی و برهان منطقی می­خواست و اگر از امور حسی است تجربه و شهود شخصی را به کار می­بست و آنچه نتیجه برهان قاطع عقلی و استقراء و تجربه حسی شهودی خود او بود همان را مدار ردّ و قبول و مناط حکم امکان و امتناع قرار می­داد؛ خواه با افکار و آراء دیگران موافق یا مخالف افتاده باشد».[2]

نوآوری­های ابوریحان بیرونی

ابوریحان نخستین کسی است که ریاضی را در علوم طبیعی به کار برده و معتقد بوده است که در طبیعیات مفاهیم و مسائل کلی باید با برهان ریاضی و مصادیق و جزئیات از راه تجربه و استقرا اثبات شود.[3]

در اینجا خلاصه­وار به تعدادی از نوآوری­های ابوریحان اشاره می­شود.

1. تسطیح کره و ترسیم نقشه­های جغرافیایی.

ابوریحان برای تسطیح کره بر سطح مستوی و ترسیم نقشه­های جغرافیایی مخصوصاً به طریقی که خود او آن را استوانی نامیده است، قواعدی تازه استخراج کرده که پیش از وی نبوده است.

پس از او نیز این قواعد منسوخ نگشته و هنوز همان قاعده اکتشافی او در ترسیم نقشه­های جغرافیایی مورد قبول و مدار عمل علمای ریاضی و جغرافی دانان جهان است.

«یک قسم دیگر از تسطیح، تسطیح استوانی نام دارد و تاکنون نشنیده­ام که هیچ یک از اهل فن این نوع تسطیح را پیش از من ذکر کرده باشند و آن به قرار ذیل است:

بر دوائر و نقاطی که در کره باشند خطوط و سطوحی که با محور موازی باشد می­گذرانیم و بالنتیجه در سطح نصف­النهار خطوط مستقیم و دوائر و قطوع ناقصه به دست می­آید..»:[4]

2. کشف چاه آرتزین

کشف علت و کیفیت فوران و جَستن آب از بعضی چاه­ها و چشمه­ها که امروزه به آن چاه آرتزین Artesien می­گویند به موسیو «زله» فرانسوی نسبت داده شده است؛ حال آنکه چند قرن پیش، ابوریحان بیرونی آن را کشف کرده است و در کتاب الاثار الباقیه عن القرون الخالیه علل طبیعی و اسباب فوران آب از چاه­ها و چشمه­ها را در ده بند تمام شرح کرده است.[5]

3. گاه شماری ایرانیان قدیم

بیرونی نخستین کسی است که چگونگی حساب سال و ماه و گاه­شماری ایرانیان قدیم و خوارزمیان و سغدیان را با تحقیق دقیق و کمال صحت و امانت بیان کرده است.

4. اختراع آلات رصدی

ابوریحان بیش از ده قسم آلات رصدی اختراع کرده است؛ از جمله چند آلت رصدی برای گرفتن ارتفاع آفتاب و تعیین عرض بلد و میل جزئی و کلی که در کتاب تحدید نهایات الاماکن آنها را شرح داده است.

او همچنین در کتاب قانون مسعودی ج 2، ص 964 از آلت رصدی­ای به نام برنج که برای رؤیت هلال ماه به کار می­رفته یاد کرده و کیفیت آن را بیان کرده است.

5. تاریخ تأسیس دولت ساسانی

از جمله اکتشافات مهم تاریخی ابوریحان این است که تاریخ تأسیس دولت ساسانیان را از روی کتاب شاپورگان مانی کشف کرد و آن را با نهایت صحت و دقت ضبط کرده است.[6]

اهمیت این کشف در آن است که پیش از وی هیچ یک از مورخان اسلامی و غیراسلامی موفق به درک و بیان آن نکته نشده بودند.

6. حساب هندسی

ابوریحان اولین کسی است که از طرز حساب و عددنویسی هندی اطلاع دقیق به دست آورد و نتیجه آن را به معارف اسلامی منتقل کرد.

7. خاصیت فیزیکی الماس

در زمان ابوریحان مشهور بوده است که الماس خاصیت سمی دارد که اگر آن را بخورند موجب هلاک خواهد شد، اما از آنجا که روح علمی و تحقیقی و دیرباوری ابوریحان قبول چنین مطلبی را بدون آزمایش برنمی­تابید، وی درصدد تجربه این مطلب برآمد. بنابراین در حضور وی الماس به خورد سگی دادند و چون آن سگ در زمان خوردن آن الماس و در زمان بعد از آن حالت سم­خوردگی پیدا نکرد، بر ابوریحان معلوم شد که شهرت زهر الماس بی­پایه و اساس بوده است.[7]

8. خاصیت زمرّد

در قدیم مشهور بوده است که چشم افعی از دیدن زمرّد کور می­شود. این داستان به قدری شایع بوده که در ادبیات فارسی و عربی حکم مثل سائر پیدا کرده است.

ابوریحان بیرونی درصدد تجربه و آزمایش این امر برمی­آید و یک افعی را در سبدی نگاه می­دارد و به مدت نه ماه در سرما و گرما از این حیوان گزنده سهمناک مراقبت می­کند.

او ابتدا جایگاه افعی را با زمرد فرش می­کند و در مرحله بعد گردنبندی از زمرّد به گردن او می­بندد، سپس رشته­ای از زمرّد برابر چشم او می­آویزد. پس از نه ماه می­بیند که اگر زمرّد بر میزان بینایی افعی نیفزوده باشد، به هیچ وجه در چشم او اثر نگذارده و آسیبی به آن نرسانده است. بدین وسیله ابوریحان این باور خرافی را رد می­کند.[8]

9. داریوش و حفر کانال سوئز

بیرونی نخستین دانشمندی است که از یک راز مهم تاریخی پرده برمی­دارد و به جهانیان نشان می­دهد که حفر کانال سوئز که برای پیوستن بحر احمر به دریای مدیترانه ایجاد شده از آثار داریوش پادشاه هخامنشی است.

10. استفاده از خسوف ماه در اندازه گیری اختلاف طول.[9]

11. تعیین فاصله دو شهر از روی طول و عرض­های آنها.[10]

12. اندازه گیری قطر زمین از انحطاط افق.[11]

13. روش علمی اندازه گیری ارتفاع کوه.[12]

14. یافتن خط نصف النهار محلی.

15. به دست دادن وزن مخصوص اجسام و میزان «همبسته»­های انواع فلزات.

وی در این تحقیق وسیله مخصوصی به نام «آلت مخروطی» ابداع کرد و نخستین بار در عالم، وزن مخصوص هجده فلز و کانی را به دست آورد.

البته باید یادآورد شد که تعداد نوآوری­های ابوریحان بسیار بیش از اینهاست.

علاقه­مندان به این موضوع می­توانند با مراجعه به آثار وی تعداد بسیاری از آنها را به دست آورند. در پایان اضافه می­کنم که مرحوم علامه همایی در مجموعه مقالات خود به نام محرم اسرار تعداد نوآوری­های ابوریحان را بیش از پنجاه مورد دانسته است.

 

 

 

 

 

منابع پیشنهادی

1. ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، ترجمه: اکبر دانا سرشت، تهران، امیرکبیر، 1363.

2. ابوریحان محمد بن احمد البیرونی، الاثار الباقیه عن القرون الخالیه، ترجمه و تعلیق: پرویز اذکائی، تهران، مرکز نشر میراث مکتوب، 1380.

3. ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، کتاب تحدید نهایات الاماکن تصحیح مسافات المساکن، ترجمه احمد آرام، تهران، دانشگاه تهران، 1352.

4. ابی­ریحان محمد بن احمد البیرونی، کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر، بیروت، عالم الکتب، بی­تا.

5. استاد جلال­الدین همایی، محرم اسرار، تهران، مروارید، 1379.

6. ذبیح الله صفا، احوال و آثار ابوریحان بیرونی، تهران، فردوس، 1376.

7. فرید قاسملو، «ابوریحان بیرونی» در دانشنامه زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ج 1، 1384.

8. کلیفورد ادموند بازورث «بیرونی (زندگی)» در دانشنامه جهان اسلام، ج 5، زیر نظر: غلامعلی حدادعادل، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، 1385.

9. یونس کرامتی، «بیرونی» در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 13، زیرنظر: کاظم بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1383.

 

 

 

 

 

[1] . یونس کرامتی، «بیرونی» در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 13، ص 391.

[2] . استاد جلال الدین همایی، محرم اسرار، صص 161و162.

[3] . فرید قاسملو، «ابوریحان بیرونی» در دانشنامه زبان و ادب فارسی، ج 2، ص 132.

[4] . ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، ترجمه: اکبر داناسرشت، ص 570.

[5]. ر.ک: ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، الاثار الباقیه عن القرون الخالیه، تحقیق و تعلیق: پرویز اذکائی، صص 325و329.

[6] . الآثار الباقیه عن القرون الخالیه، ص 134.

[7] . ر.ک: ابی الریحان محمد بن احمد البیرونی، کتاب الجماهر فی معرفه الجواهر، صص 92-102.

[8] . همان، صص 164-168.

[9] . ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، کتاب تحدید نهایات الاماکن تصحیح مسافات المساکن، صص 137-158.

[10] . همان، صص 179-182.

[11] . همان، صص 190و191.

[12] . همان، ص 193.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

ستاره ی مدینه

ستاره ی مدینه وقتی به دنیا آمد، امام حسین علیه السلام به سرعت خود را به پدر رساند و با اشتیاق خبر تولّد خواهرش را به او داد و منتظر لبخندی بر لب پدر شد، امّا در کمال شگفتی اشک پدر را دید که بر گونه اش جاری شد. حسین سبب گریه پدر را پرسید.

ستاره نجمه

آینه تاریخ همواره حقیقتهایی را به تصویر می کشد که چونان فانوسی فرا راه آدمی قرار گرفته و جدا کننده راه سعادت از شقاوت هستند. این حقایق، اگر چه گاه تلخ و جانکاه و گاه شیرین اند؛ برای اهل بینش و بصیرت که در ژرفای وجود خویش جز حقیقت نمی جویند