گره روی گره دیگران نیندازید!

برچسپ ها: قرآن ، گره ، دیگران ، ثواب ، عترت ، تعالیم ، خلق ، خدمت ، روی

Print Friendly and PDF

گره روی گره دیگران نیندازید!

 


 

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

 


 

با گره های زندگی چه کنیم!

 

بارزترین جنبه ی اجتماعی عبادت، خدمت به مردم و برآوردن نیازهای آنان است. البته این خدمت فقط در رفع مشكلات مادی خلاصه نمی شود. این توجه به خلق و رفع هم و غم آنها به قدری انسان ساز و نشان از انسانیت دارد كه خداوند پیامبرش را به آن می ستاید: «به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان، رئوف و مهربان است»(توبه:128).

مرحوم کلینی روایتی در کتاب شریف کافی از امام صادق «علیه السلام» نقل می‌کند که حقیقتاً بهت‌آور است. ابان بن تغلب می‌گوید: از امام صادق «علیه السلام» شنیدم که فرمودند: هر کس خانه خدا را طواف کند، خداوند عزّوجلّ شش هزار حسنه برای او می‌نویسد و شش هزار گناه از او می‌آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می‌فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می‌سازد. سپس فرمودند: «گره‌گشایی از کار یک مۆمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد!»

«قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُۆْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً»[ الکافی، ج 2، ص 194]

نظیر این روایت، در کتب روایی فراوان یافت می‌شود و حاکی از جایگاه ویژه و بی‌نظیر خدمت به خلق خدا، در تعالیم دینی است.

اهل معرفت و اولیای الهی ارزش و فضیلت خدمت‌رسانی به مخلوقات را درک می‌کنند و از این جهت، اگر یک شبانه روز خدمت به خلق خدا نکنند، گویا گم کرده‌ای دارند. حتی مثلاً اهل دل، هنگام بارش برف و باران، نگران حیوانات در بیابان و مورچه‌ها هستند که گرسنه و بی سرپناه نشوند، چه رسد به فکر انسان‌ها.

امیرالمومنین «علیه السلام» در راه، به یک پیرمرد مسیحی برخوردند که گدایی می‌کرد. آن حضرت تعجب کردند و معنای تعجب ایشان این است که به او رسیدگی کردند و او را از گدایی نجات دادند. امّا بعد با یک تشری فرمودند: وقتی جوان بود از جوانی او کار کشیدید و حالا کار رسیده به جایی که گدایی می‌کند؟[ تهذیب‏الأحکام، ج 6، ص 292] معصومین «علیهم السلام» تا این اندازه به فکر اهل کتاب بودند، چه رسد به فکر مسلمانان.

هنگامی که یک مسلمان در جلسه‌ای حضور دارد و مشاهده می‌کند غیبت کسی شروع می‌شود، واجب است از او دفاع کند و واجب است که مانع ادامه غیبت شود، و الاّ گناه همان غیبت کننده را دارد

 

 

قرآن مى فرماید «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ» مائده/2 واجب است كه در كارهاى خیر به یكدیگر كمك كنید. قرآن مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» بقره/195 خدا احسان شدگان را دوست مى‏دارد و چقدر خوب است كه انسان محبوب خدا باشد. مادر به دخترش كلى جهازیه مى‏دهد تا داماد و خانواده‏اش خشنود و راضى باشند یا زن كلى زحمت مى‏كشد تا مهمان از غذا و پذیرایی راضى باشد و اگر مى‏خواهیم خدا راضى باشد، خدا مى‏فرماید: به همدیگر خدمت كنید تا خدا دوستتان داشته باشد.

 

پیامبر فرمود: اگر مى‏خواهید خدا به شما كمك كند شما هم كمك مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُۆْمِنِ مَا كَانَ الْمُۆْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُۆْمِنِ»(ثواب‏الأعمال، ص‏135) اگر دیدید وضع مالى خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر مى‏خواهید كارتان راه بیفتد كار دیگران را راه بیندازید.

روایت داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه: «مَنْ قَضَى لِأَخِیهِ الْمُۆْمِنِ حَاجَةً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً»(بحارالأنوار، ج‏71، ص‏302) كسى به دیگرى خدمت كند «كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً» یعنى مثل كسى است كه عمرى خدا را بندگى نماید.

حدیث دیگرى «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ یَسْعَوْنَ فِی حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» (كافى، ج‏2، ص‏197) یعنى اگر كسى به مسلمانان خدمت كند در روز قیامت در امان است.

حدیث دیگر داریم كه (كالمجاهد فى سبیل الله) یعنى كسى كه به مردم خدمت كند مثل مجاهد فى سبیل الله است. حدیث دیگر داریم «مَنْ مَشَى فِی حَاجَةٍ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ حَتَّى یُتِمَّهَا أَثْبَتَ اللَّهُ قَدَمَیْهِ یَوْمَ تَزِلُّ الْأَقْدَامُ» (المۆمن، ص‏54) خداوند در پل صراط قدم هاى او را بر روى پل صراط ثابت مى‏كند.

کمک

 

حدیث دیگر داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه: «مَنْ قَضَى لِمُۆْمِنٍ حَاجَةً قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ كَثِیرَةً» (قرب‏الإسناد، ص‏56) یعنى تو كه مشكلات دیگران را حل كردى خداوند مشكل تو را حل خواهد كرد و خوشا به حال این افراد.

امام حسین (علیه السلام) مى‏فرماید: وقتى كسى مى‏آید و از تو كمك مى خواهد این نعمت خداست كه در خانه تو را زده است پس خلق خود را تنگ نكن. قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام: «إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَم»(كشف‏الغمة، ج‏2، ص‏29) یعنى حاجت هاى مردم نزد شما از نعمت‏هاى خداست.

پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله و سلم- فرمودند: «كسی كه هر روز به امور مسلمانان همّت نگمارد، مسلمان نیست.»( اصول الكافی،ج 3، ص 238)

از حضرتش درباره محبوب ترینِ بندگان نزد خداوند، سوال شد، فرمودند: «محبوب ترین بندگان نزد خداوند، آن كسی است كه سودش بیشتر به مردم برسد» .( همان: ص 239).

خدمت به خلق خدا، به اقسامی منقسم می شود که به شرح برخی از آن اقسام می پردازیم: قسم اوّل: بر اساس بیان نورانی قرآن کریم که می فرماید: «وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ»، هر کسی باید به اندازه وسعش، از آنچه دارد، به دیگران هم در خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج، کمک کند.

امام حسین (علیه السلام) مى‏فرماید: وقتى كسى مى‏آید و از تو كمك مى خواهد این نعمت خداست كه در خانه تو را زده است پس خلق خود را تنگ نكن. قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام: «إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَم» یعنى حاجت هاى مردم نزد شما از نعمت‏هاى خداست

اقسام خدمت به خلق خدا

خدمت به خلق خدا، به اقسامی منقسم می‌شود و در ادامه به شرح برخی از آن اقسام می‌پردازیم:

قسم اوّل: بر اساس بیان نورانی قرآن کریم که می‌فرماید: «وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»، هر کسی باید به اندازه وسعش، از آنچه دارد، به دیگران هم در خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج، کمک ‌کند. یعنی اگر می‌تواند، باید شام شب به یک فقیر بدهد و یا بالاتر اینکه اگر می‌تواند، باید جهیزیه یک دختر را تأمین کند یا خانه برای ازدواج یک زوج تهیه کند و بالأخره اگر می‌تواند باید یک درمانده را از درماندگی نجات دهد و اگر توان هیچ کمکی ندارد، باز هم به اندازه توان، حتی به اندازه یک دانه خرما باید به دیگران کمک کند:

«لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[ الطلاق / 7]

بر اساس این آیه شریفه، هرکس به هر اندازه که می‌تواند باید انفاق کند.

اسلام از مسلمانان می‌خواهد که به همان اندازه که به خانه، زندگی و رفاه و ازدواج دختر و پسر خود می‌اندیشند، به فکر دیگران هم باشند. یعنی مسلمان واقعی و شیعه حقیقی کسی است که فرقی بین پسر و دخترش و پسر و دختر همسایه نگذارد.

قسم دوم: قسم دوّم، گره گشودن از کار مردم است. این اگر از قسم اوّل مهم‌تر نباشد، کم‌تر نیست. گره‌گشایی می‌تواند با مال یا با زبان یا با قدم و یا با قلم انسان صورت پذیرد و همه صور آن لازم، مفید و مطلوب است. مثلاً انسان ببیند دیگری چک دارد و اگر نتواند مبلغ آن را بپردازد، آبرویش می‌رود؛ زندان می‌رود یا مشکلات دیگری پیدا می‌کند. در این هنگام، باید گره کار این شخص را باز کند. اگر می‌تواند باید با طلبکار صحبت کند و از او مهلت بگیرد، وگرنه هرکاری می‌تواند باید انجام دهد که مشکل آن شخص حل شود. این قسم از قانون مواسات را نیز به صورت جدّی از مسلمانان و به ویژه شیعیان خواسته‌اند.

ابان بن تغلب نقل می‌کند که در خدمت امام ششم حضرت صادق «سلام ‌الله‌ علیه» در خانه خدا طواف می‌کردم. یک نفر مرا صدا کرد و من جواب او را ندادم، در دور دوّم طواف مجدداً مرا صدا کرد و پاسخ او را ندادم. امام صادق «سلام‌ الله ‌علیه» فرمودند: مگر تو را صدا نمی‌زند؟ گفتم آری یابن رسول الله! گفتند: شیعه است؟ گفتم: آری شیعه است و از من درخواستی دارد. فرمودند: چرا درخواست او را اجابت نمی‌کنی؟ عرض کردم یابن رسول الله! درخدمت شما مشغول طواف هستم. فرمودند: طواف را رها کن و به سوی او برو.[ الکافی، ج 2، ص 171]

بنابراین همه وظیفه دارند گره گشای مشکلات همدیگر باشند و کوتاهی در این زمینه، کفر عملی و گناه بزرگی است، ولی گناه بزرگ‌تر و مصیبت دردناک‌تر آن است که انسان، گره روی گره دیگران بیندازد. چنین کسی و فرزندان او بعید است عاقبت به خیر شوند و سقوط آنان حتمی است.

پیامبر فرمود: اگر مى‏خواهید خدا به شما كمك كند شما هم كمك مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُۆْمِنِ مَا كَانَ الْمُۆْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُۆْمِنِ» اگر دیدید وضع مالى خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر مى‏خواهید كارتان راه بیفتد كار دیگران را راه بیندازید

 

 

قسم سوم: قسم سوّم قانون مواسات که بسیار حائز اهمیّت است، احترام به شخصیّت انسان‌ها است. همه انسان‌ها شخصیّت دارند و ما باید همین‌طور که برای خود شخصیّت قائلیم، برای دیگران هم شخصیّت قائل باشیم و مواظب باشیم که بی‌احترامی به کسی نکنیم. بی‌احترامی به دیگران، گاهی منجر به مفاسد عجیبی می‌شود که جبران‌ناپذیر است.

 

زن و شوهر، باید در خانه احترام همدیگر را حفظ کنند، مخصوصاً در حضور فرزندان باید برای یکدیگر احترام بیشتری قائل باشند. اهانت، تحقیر، کوبندگی و کلمات رکیک نباید در زبان آدمی باشد، چه در خانه و با اعضای خانواده و چه هنگام معاشرت با مردم کوچه و بازار. زبان انسان اگر نیش و کنایه داشته باشد و به دیگران آزار برساند، در قیامت، مثل مار دچار او می‌شود. زبان رکیک انسان را به جایگاه پستی می‌رساند و حتی او را از صف مسلمانان جدا می‌سازد.

قسم چهارم: قسم چهارم از قانون مواسات که مهم‌تر از اقسام قبلی است، دفاع از دیگران می‌باشد. مسلمانان وظیفه دارند از جان، ناموس و آبروی یکدیگر دفاع کنند. هنگامی که یک مسلمان در جلسه‌ای حضور دارد و مشاهده می‌کند غیبت کسی شروع می‌شود، واجب است از او دفاع کند و واجب است که مانع ادامه غیبت شود، و الاّ گناه همان غیبت کننده را دارد.

از نظر همه فقها، فرقی بین غیبت کننده و آنکه غیبت را می‌شنود و دفاع نمی‌کند نیست. اگر نمی‌خواهد غیبت بشنود، باید دفاع کند و اگر نمی‌خواهد یا نمی‌تواند دفاع کند، لاأقل باید ناراحت شود.

دفاع از ناموس مردم، دفاع از جان مردم و مهم‌تر از آن دو، دفاع از آبروی مردم نیز واجب است. آبروی مردم خیلی مهم‌ است و مسلمان باید علاوه بر آنکه خودش باعث آبروریزی دیگران نمی‌شود، از آبروریزی اشخاص دیگر نیز جلوگیری کند.

 


 

منـابـع:

مرتضی مطهری؛ کتاب انسان کامل

سایت طهور

بیانات آیت‌الله‌العظمی‌مظاهری

بیانات حجت الاسلام قرائتی؛ درس هایی از قرآن

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

خواندن قرآن چه فایده‌ای دارد؟

قرآن کریم نیز برای تعلیم و هدایت بشر نازل شده است. پس استفاده از آن مانند استفاده از هر ابزار دیگری، بستگی به قصد، نیت و چگونگی استفاده ی مصرف کننده دارد.قرآن کریم می‌تواند وسیله‌ای برای هدایت و هم چنین وسیله‌ای برای انحراف بیشتر باشد. چرا که فقط وسیله است و نه هدف. لذا اگر کسی خوب و درست استفاده کرد، هدایت می‌شود «هدیً للمتقین» و اگر کسی سوء استفاده کرد، با همین وسیله گمراه‌تر می‌گردد. چنان چه فرمود:«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُۆْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً» (الإسراء - 82)

صبر و استقامت در قرآن

صبر، در لغت به معنای حبس، خودداری و شکیبایی در مقابل امور به کار می رود و در اصطلاح، نگاهداشت خویش از بی تابی، گلایه، شِکوه و شکایت است. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، صبر عبارت است از خویشتن داری و کنترل خود نسبت به چیزی که شرع و عقل از آن بازمی دارد. البته برپایه اختلاف موارد، نام این حالت فرق می کند. برای مثال، اگر خویشتن داری در برابر مصیبت ها باشد، آن را صبر می گویند که ضد آن جَزَع است؛ اگر در جنگ باشد، شجاعت نامیده می شود که در مقابل آن جُبن است؛ اگر در پیش آمدها شکیبایی ضرورت یابد، آن را "سعه صدر" می

نتایج دنیایی استغفار در قرآن کریم چیست ؟

چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناهان خویش نمی کنید تا مشمول رحمت او واقع شوید؟

سلام درقرآن و روایات

سلام درلغت به معانی گوناگون آمده است یکی از این معانی تحیت است و یکی از اسماء الله نیز «سلام» است. زیرا سلام یعنی امنیت از هرگونه نقص، عیب و فنا و به معنای درود گفتن هم می باشد.

فاطمه(سلام الله علیها) با قرآن سخن می گوید!

دوران پس از رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دورانی سخت برای خانواد ی ایشان بود. خلافتی که از ابتدای بعثت بارها و بارها مورد تأکید آن جناب قرار گرفته بود از صاحب اصلی اش غصب گردید و به دیگری سپرده شد.

چرا سوره یس قلب قرآن است؟

کمتر سوره ای در فضیلت، مانند سوره ی یاسین است. در فضیلتش همین بس که گفته اند: اِنّ لِکلِّ شیءٍ قلباً القرآنِ سورةُ یاسین: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره ی یاسین است.1

امیدبخش ترین آیه قرآن

به هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى در روز قیامت رحمتش را بگستراند، گستردگى رحمت به صورتى است كه ابلیس در رحمت رحیمیّه حضرت حق به طمع می افتد.

ماه نزول قرآن

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُديً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ ...

بهترین و زیباترین کمپ ترک گناه

ماه بهارقرآن، ضیافت الهی، ماه مائده های آسمانی و رحمت الهی فرا رسیده است، ماه شریف و مبارک رمضان ماه وزیدن نفحات رحمانی، ایام باز شدن درهای لطف و کرم خداوندی، بار دیگر روی خوش خود را به بندگان نشان داده است.

ادعیه ی قرآنی با گل واژه ربنا

خود قرآن نازل، در بردارنده ی قرآن صاعد است؛ یعنی خداوند متعال دعاهای زیادی را در خود قرآن به سوی ما نازل فرموده، تا دست بندگانش را بگیرد و آن ها را به سوی ملکوت خدا صعود دهد. بعضی از این دعاهای قرآنی با گل واژه ی «ربَّنا» آغاز می شوند.

عزیز شدن چه گونه

"قرآن در دنیای امروز می تواند فعّال ما یشاء باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود ... برکات قرآن برکات بی انتهایی است ... در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست..."

راه جذب افراد

وقتی پوست دست یا صورت شما خشک و خشن می شود چه می کنی؟ سمباده می کشی؟ سوهان می کشی؟ سنگ پا می کشی؟ نه! چرا؟ چون این ها همه زبر و خشک و خشن اند و نه تنها پوست را نرم و لطیف نمی کنند، بلکه آن را زخمی و خونین هم خواهند ساخت به همین خاطر شما با پماد یا کرم که خود نرم و لطیف است با آن رفتار می کنید و پوست نیز نرمی و لطافت و طراوت خود را باز می یاید.

ویژگی های رسول اکرم صلی الله علیه و آله از دیدگاه قرآن

وجود رسول اکرم صلی الله علیه و آله سرشار از فضیلت های انسانی و صفت های پسندیده و سیر و سلوکی پایدار بود که از بزرگی، اصالت و خوی ناب وی را حکایت می کرد.

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنیم !

کسی که رحل قرآن را پیش رو گذاشته و قرآن را بر آن نهاده و تنها به مرور و خواندن واژه ها بسنده می کند، همچون کسی است که بشقابی از پوست های سیب سرخ پیش رو دارد و مصرف می کند!

زینتی که در نوروز به آن توجه خاص می شود

درباره نحوه پوشش و لباس انسان در آیات مختلفی از قرآن مطالبی ذکر شده است. برخی از این آیات را بیان نموده و درباره آنها توضیحاتی ارائه می کنیم: "قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِه‏..." (بگو چه کسی زینت های خدا را که برای مردم خارج کرد، حرام کرد؟...)

راه جذب افراد از نگاه قرآن

وقتی پوست دست یا صورت شما خشک و خشن می شود چه می کنی؟ سمباده می کشی؟ سوهان می کشی؟ سنگ پا می کشی؟ نه! چرا؟ چون این ها همه زبر و خشک و خشن اند و نه تنها پوست را نرم و لطیف نمی کنند، بلکه آن را زخمی و خونین هم خواهند ساخت به همین خاطر شما با پماد یا کرم که خود نرم و لطیف است با آن رفتار می کنید و پوست نیز نرمی و لطافت و طراوت خود را باز می یاید.

جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

«احسان» و «محسنین» در قرآن کریم

واژه «احسان» از ریشه «حُسن» به معنای زیبایی و نیکی می باشد که در قرآن در سه معنا به کار رفته است: 1ـ تفضّل و نیکی به دیگران، 2ـ انجام و سر و سامان دادن به امور و کارها به وجه نیکو و کامل، 3ـ انجام اعمال و رفتار صالح. احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با تقوا و پرهیزکاری است.

احسان و نیکوکاری در قرآن و سنت

احسان و نیکوکاری یکی از آموزه های وحیانی و از مفاهیم پردامنة قرآنی است. قرآن کریم با امر به «عدل و احسان»[1] به این مهم اشاره می کند؛ چرا که عدم عدالت، بنیان اجتماع را متزلزل می کند،

درختکاری در آموزهای اسلامی

خداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه­ای رقم زده که در دامن طبیعت رشد کند و ببالد و به طور کامل به آن وابسته و نیازمند باشد. متقابلاً طبیعت را نیز طوری آفرید که در خدمت انسان قرار گیرد، نیازهای وی برآورد و آرامش، لذّت و شادی را برایش به ارمغان آورد.

چرا بعضی کارها گره می خورد؟

اصطلاحی بین مردم هست که می گویند فلانی کارش بسته شده یا گره خورده یا اگر کسی می خواهد ازدواج کند یا هر کار دیگری انجام بدهد نمی تواند، گاهی نه تنها این گره اصلاً باز نمی شود بلکه محکم ترهم می شود و یا خیلی دیر باز می شود. در این مجال کوتاه می خواهیم حقیقت این موضوع ، دلایل و چگونگی آن و از طرفی رابطه آن با عدالت خداوند را با کمک گرفتن از قرآن و اصول اعتقادی شیعه بررسی و کشف کنیم.

گره ها ی زندگی چه گونه باز می شود؟!

وقتی کاری را نمی توانیم انجام دهیم بهانه می آوریم و می گوئیم: یک دست صدا ندارد چرا که عقل سلیم تأیید می کند که انسان به تنهایی نمی تواند کاری را بکند و نیاز به یک یار و دوست دارد تا در نهایت نیازمندی، کمک کار او باشد.

راز گره خوردن آغاز ماه رجب با شکافنده علوم

آغاز ماه رجب كه یكی از شهور ثلاثه عبادت و بندگیست، با نام مبارك امام باقر علیه السلام گره خورده است

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

گره‌های زندگی از این جا شروع می‌شوند!

زندگی بافتن یک قالی است نه هر آن نقش و نگاری که خودت میخواهی، نقشه از پیش مشخص شده است تو در این بین فقط می بافی، نقشه را خوب ببین، خوب بباف، نکند آخر کار قالی بافته ات را نخرند.

کار های موفق ها در تعطیلات چیست

افراد موفق در مهم ترین موقعیت ها تاثیرگذار هستند. موفقیت، الهام بخش و جالب است. واقعیت این است که هر فرد موفق مانند شما از گوشت و پوست و خون ساخته شده است اما او بهتر از شما در مسیر موفقیت قدم می زند.

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

با این پنج خصلت از دنیا مرو!

«چهارپایان تمام همّتشان شکم هاى شان است و درّندگان تمام همّتشان تجاوز و تعدى به دیگران است و زنان (هوسباز) تمام فکرشان زینت زندگى و فساد در آن است؛ در حالى که مؤمنان، خاضع و متواضعند و مؤمنان نسبت به دیگران بیمناکند.»

فضایل امام مجتبی (علیه السلام) از نگاه دیگران

برترین و والاترین ویژگی جانشینان پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دوری از هر گونه گناه و اشتباه و فراموشی است و داشتن این ویژگی برای او ضروری است؛ زیرا پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) او پاسدار شریعت و نگهبان قرآن و حجت بالغه خداوند در عالم هستی است و کسی که چنین وظیفه سنگینی بر عهده دارد، باید از همه آلایش های مادی و معنوی پاک باشد.

بترس از کسی که سکوت می کند

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ، ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ، ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ !

مهم‌ترین مصادیق احترام به دیگران

اگر علاقه داریم برخورد محبت‌‏آمیز و مناسبی با ما صورت گیرد و شاهد رفتار ناپسند و زشت نسبت به خویش نباشیم، باید به دیگران احترام گذاشته و از بی‌حرمتی به آنان اجتناب نماییم؛ خصلتی که عقل و نقل بر آن تأکید نموده است

نگین عترت

میلاد شخصیت بزرگی را در پیش رو داریم که وجودش در تاریخ، به زن بودن «معنا» بخشید! تجسمی از شجاعت و صبر بود و معلمی برای پاکدامنی؛ نیز الگویی برای پیروان ولایت و رهبری. شخصیت والای این بانوی گرانقدر از کودکی او شکل می گیرد آن زمانی که دختران هم سن و سال او بازی را تجربه می کنند، او مصیبت و رنج و صبر را می آموزد. گویی از همان آغاز راه در برابر طوفان تازیانه غم ها و رنج ها قرار می گیرد تا بتواند روزی به تنهایی همه درد و رنج ها را بر دوش کشد! زینب(س) کسی است که سنگ صبور اسیرانی می شود که زیر سنگینی بار غم خرد شده اند. اما هرگز به روی خود نمی آورد و به پرستاری از این قافله دردکشیده می پردازد و همزمان از حریم «امامت» دفاع می کند ... . زاد روز فرخنده او را «روز پرستار» نام نهاده اند و چه مناسبت پرشکوهی! پرستاران جامعه ما با الگو قرار دادن آن زن نمونه، ایثار و فداکاری را از او می آموزند و می کوشند تا زینب وار زندگی کنند. این روز را به پرستاران کشور عزیزمان ایران اسلامی تبریک می گوییم. زینت پدر از تلاقی دو دریای نور و معرفت علی و فاطمه(ع) گوهری پا به عرصه وجود نهاد که این نوگل روییده در گلزار عترت، عطر محمد(ص)، خوی علی(ع) و خُلق فاطمه(س) داشت؛ با تولدش فصلی جدید در تاریخ «عفاف» رقم خورد ... . زینب کبری(س) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت، بر شاخه وجود فاطمه(س) جوانه زد و پیامبر اکرم(ص) نام او را زینب نهاد؛ یعنی زینت پدر! محیط خانوادگی او از لحاظ شرف، فضیلت و انسانیت بی نظیر بود. نگین عترت در دامان پر مهر و آغوش گرم علی و فاطمه پرورش یافت و از جدش رسول خدا(ص) فضایل بی شماری اخذ کرد. از همان دوران طفولیت، چهره ای نورانی و باوقار داشت و در حیا و عصمت همچون زهرای مرضیه بود و در شیوایی و فصاحت کلام، همچون علی مرتضی! کمانه داغ ها هنوز پنج بهار را بیشتر تجربه نکرده بود که نخستین داغ رحلت رسول خدا(ص) بر دل او نشست و به فاصله اندکی پس از آن، حادثه دلخراش میخ در و سینه مادر را به تماشا نشست! تشییع مظلومانه «مظلومه تاریخ» را دید و گریه های علی(ع) را بر سر چاه نظاره کرد. آه ... مگر دختر بچه ای پنج ساله چقدر تاب و تحمل دارد؟ اندوه با زندگی او عجین بود و تحمل، در رگ های او جاری! زینب رشد کرد و بالید و از دریای بی کران علی بن ابی طالب(ع) که 25 سال سکوتی شکوهمندانه را تحمل کرده صبر و استقامت آموخت و آن را همچون چراغی، فرا راه زندگی خود افروخت ... . در خانه همسر هنگامی که به سن ازدواج رسید، خواستگاران زیادی داشت. از جمله آنان اشعث بن قیس بود که از ملوک «کنده» بود. کسی که پول و ثروتی هنگفت داشت؛ اما بی هویت و بی ریشه بود ... . سرانجام دست تقدیر او را با پسرعمویش عبداللّه بن جعفر پیوند داد و همسر او شد. اما از شروط ازدواجش این بود که هر روز باید حسین(ع) را ببیند. باری، مهر و محبت این خواهر و برادر چیز دیگری است. اگر یک روز او را نمی دید، کسل و درمانده می شد. حتی یک بار که برادر برای دیدنش رفته بود، ساعت ها در برابر نور آفتاب ایستاده بود تا اشعه سوزان خورشید، چهره خواهر به خواب رفته اش را نخراشد. و اینگونه بود که زینب(س) نمی توانست از خاندان وحی و رسالت حتی لحظه ای دور باشد. در کنار تنهاترین سردار در سال چهلم هجرت، شاهد شهادت معصومی است که عمرش را در راه مبارزه با پلیدی سپری کرد. با اینکه شکافته شدن فرق پدر در محراب کوفه، ضربه ای سهمگین بر او وارد کرد، اما با این حال به برادرانش دلخوش بود. حوادث روزگار، او را که چون کوهی تسخیرناپذیر بود، کم کم آماده تر می کند؛ آماده صبری بیشتر در برابر ناملایماتی تلخ تر و شکننده تر! هنگامی که به دستور معاویه، امام مجتبی(ع) را مسموم می کنند، بار دیگر این زینب است که به پرستاری او مشغول می شود و اینبار، جگر پاره پاره برادر را در طشت می بیند. اما باز هم صبر می کند؛ چرا که هنوز حسین(ع) برایش باقی مانده است ... . در رکاب حسین(ع) در سال 60 هجری، همراه برادرش عازم مکه می شود. کاروان کربلا به همراه زنان و کودکان به حرکت در می آید. از کودک شیرخواره گرفته تا بچه هایی که باید دستشان را گرفته، از بیابان ها و سنگلاخ ها عبورشان داد؛ آن هم در گرمای سوزان آفتاب حجاز و شب های تاریک کوه و دشت! آفتاب جمع زنان در این میان زینب است. زنی پنجاه و چند ساله! زنی که در مدینه، سال ها محفل تفسیر قرآنش، روشنایی بخش دل و دیده زنان و دختران شهر بوده. او عقیله بنی هاشم است و کانون امید گرفتاران و درماندگان. زینب تمام راه را در کنار «خورشید حضور پر تلألؤ حسین(ع)» است. چه کسی بهتر از زینب حسین را می شناسد؟ و چه کسی بهتر از حسین، زینب را؟ او لحظه لحظه از وجود حسین نور می گیرد و یار و غمخوار حسین است ... در منزلگاه ها خبرهای ناگوار کشته شدن سفیران امام را می شنود، ولی محکم تر از پیش گام برمی دارد. می شنود که حسین آب پاکی روی دست همه می ریزد و آخر کار را شهادت رقم می زند. زینب(س)، این عالمه غیر معلمه، می داند که امام او تکلیف خود را با مرگ روشن کرده و «مرگ سرخ» را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده؛ می داند که کوه ها هم در برابر این اراده خاکسارند. اما باز هم دست از «ولایت» برنمی دارد. چرا که اسلام بدون «ولی» خانه ای بدون چراغ است ... . وادی کرب و بلا زینب در کنار علی بن حسین نشسته است. بر بالین بیماری که از تب می سوزد و عمه مهربانش از او پرستاری می کند. خواهر، صدای «یا دهر افّ لک من خلیل...»(1) برادرش را می شنود و بی تاب می گردد. تا آن روز تمام مصیبت ها را در کنار امام حسین(ع) تحمل کرده است. همه رفتگان را در چهره حسین می بیند و صدایش به گریه بلند می شود. حسین(ع) او را به صبوری توصیه می کند. در شب عاشورا این خواهر و برادر به گفتگو می نشینند و آن بیتابی بی پایان زینب، در سایه سار این گفتگو با حسین محو می شود و دل دریایی اش آرام می گیرد. طوفان و تلاطم از جانش رخت بربسته و آفتاب شکیبایی بر جانش می تابد و آماده رویارویی با مصائب و مشکلات آینده می گردد. او باید آمادگی پیدا کند تا پس از حسین(ع) مسئولیت ادامه راه را برعهده گیرد و بازماندگان از قافله کربلا را هدایت کند. نبردی نابرابر را مشاهده می کند و نیز قطعه قطعه شدن جوانان بنی هاشم را. حتی پسران خود، «محمد» و «عون» را به قربانگاه می فرستد تا جانشان را در راه امام فدا کنند. سرانجام، هنگام وداع با برادر فرا می رسد. از زمین غم می جوشد و از آسمان اندوه می بارد. نگاه این برادر و خواهر با هم سخن می گوید؛ نگاهی که سال های سال، رنج و شکیبایی را با هم قسمت کرده اند. زینب می خواهد نگرید، اما وقتی فضای سینه، ابری است و دل دریاست و حسین(ع) تنها! مگر می شود نگریست؟! اینجاست که حسین(ع) دست زینب را گرفته، او را به قله شکیبایی می رساند. وقت آن رسیده که زینب به وصیت مادر عمل کند. او در وداع آخرین، بوسه ای بر گلوی برادر می کارد. گلویی که تا ساعتی دیگر خنجر بر آن خواهد نشست ... . حسین(ع) می رود و زینب تنها می ماند. اینبار «شهادت» و «اسارت» را بین او و خودش تقسیم می کند. دیگر چقدر صبر و تحمل؟ کشته شدن برادران و عزیزان، آتش زدن خیمه ها و ... او می داند که زمین نباید از حجت خالی بماند و مسلمانان باید همواره حول محور ولایت بچرخد. پس با به خطر انداختن جانش، حجت باقیمانده خدا را از میان آتش و دود نجات می دهد. «امامت» برای زینب بزرگترین سرمایه است و باید به هر ترتیبی که شده، او را حفظ کند. روزگار سخت اسیری دوران اسارت آغاز می شود. دورانی سخت و جانسوز. اما زینب که راز شهادت را می داند افق های دوردست را می نگرد. به آینده ای روشن امید دارد و به همین خاطر، حسین بن علی را دلداری می دهد. در طول مسیر اسارت، سهمیه نان خود را نیز نمی خورد و به کودکان می خوراند. این بزرگ پرستار تاریخ، با آن همه سختی ها و ناملایمات، نماز شبش را ترک نمی کند؛ اما این بار از شدت ضعف، نشسته نماز می خواند. مصائب کربلا و اسارت در روح بلند او تأثیری نگذاشت. او پیام آور کربلا بود. یزید با خود می اندیشید با کشتن حسین و اسارت خانواده اش به قدرت و سلطه دست یازیده و در آن خراب آباد بی تپش، کسی را یارای قد علم کردن نیست. اما سخنان زینب در دارالاماره و کاخ یزید، تاروپود حکومت جور و فساد را از هم می گسست. گویی جریان مذابی بود که از قلب پردود آتشفشان سر می کشید. آن هم با چه عباراتی! سخنان زینب در برابر یزید تا به امروز و همیشه تاریخ ادیان، و نیز در تاریخ عزت و آزادگی حرف اول است. او پرورده مادری چون زهراست و خطبه فدک مادر را شنیده است. وقتی عبیداللّه بن زیاد می پرسد: کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟ زینب بدون اینکه از حال طبیعی خارج شود، می گوید: «ما رأیت الاّ جمیلا ...»(2) این حرف همچون پتکی سنگین بر پیکره نظام بنی امیه بود و تیر خلاصی بود بر قلب شیطانی و پست عبیداللّه بن زیاد. آرامش و تسلط زینب بر روح کلماتی که ادا می کرد جشن پیروزی بنی امیه را به مجلس ماتم کفر و استبداد تبدیل می کرد و پرده از چهره کریه آنان برمی داشت. به راستی او چگونه سخن می گفت که مردم از درون می شکستند؟! آن بانوی فداکار با سخنان آتشین خود بر قله آزادگی و عزت ایستاد و یزیدیان را در دره غرور و تباهی سرنگون کرد. اگر تلاش بی نظیر و فداکار زینب نبود، به یقین بنی امیه ماجرای کربلا را یا به فراموشی می سپردند و یا از مسیر حیات بخش خود منحرف می ساختند. سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود ...(3) آخرین منزل روح بی آرام آن عالمه غیر معلمه و عقیله بنی هاشم که از طوفان ها عبور کرده بود و از دریاهای آتش گذشته بود، به نقلی یک سال و نیم پس از واقعه عاشورا، از کالبد جسمش پر کشید و رفت. تا آخرین لحظاتش، چشمانش همواره گرم اشک بود و هماره به یاد حسین(ع). آری، اگر امروز همه جا کربلاست و هر روز عاشورا، با اسارت اوست، با خطبه های رسواگر اوست و با دعاها و اشک های روان او. امروز همه راه ها چشم انتظار زینب است و همه شهرها در انتظار او... (4) پی نوشتها: 1. اشعاری که امام حسین(ع)، در شب عاشورا در نکوهش دنیا می خواند. 2. جز زیبایی ندیدم. 3. قسمتی از شعر قادر طهماسبی (فرید). 4. با استفاده از کتاب های آینه علی نما، پیام آور عاشورا، زندگانی حضرت زینب و ... .

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

بوسیدن روی ماهش

نخستین بار که او را در آغوش مادر یا پدر می‌گذارند، همه‌ی محبت خود را با بوسه نثارش می‌کنند اما همین که کمی بزرگ‌تر شد شاید دلش برای بوسیدن فرزندش غنج برود اما هر کاری می‌کند نمی‌تواند مانند دوران کودکی او را بغل بگیرد و بدین وسیله محبتش را نشان دهد.