مرگِ با عزّت یا زندگیِ با ذلّت؟

برچسپ ها: مرگ ، یا ، من ، با ، عزت ، ذلت ، الذله ، هیهات

Print Friendly and PDF

 

 

مرگی که به از زندگی ننگین است

اگر شرایط حاکم بر زندگی به گونه ای دگرگون شود که دیگر امکان زندگی عزتمندانه برای مومن وجود نداشته باشد در این وضعیت تکلیف چیست؟

قرآن می فرماید در این چنین شرایطی وظیفه مومن کوچ کردن است اگر ماند و تن به ذلت داد و در اثر فشار حاکمان بیدادگر، دست از زندگی ایمانی و انجام وظایف دینی شست از همان لحظه جان دادن مورد عتاب و عقاب ماموران الهی قرار می گیرد.

وقتی هم بهانه می آورد و از ظلم ظالمان و سلطه آنها سخن می گوید به او گفته می شود: «مگر زمین خدا وسیع و پهناور نبود؟ پس چرا به جای دیگری مهاجرت نکردی؟!»

إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً (97- نساء)

قطعاً كسانى كه [با ترك هجرت از دیار كفر، و ماندن زیر سلطه كافران و مشركان‏] بر خویش ستم كردند [هنگامى كه‏] فرشتگانْ آنان را قبض روح مى‏كنند، به آنان مى‏گویند: [از نظر دین‏دارى و زندگى‏] در چه حالى بودید؟ مى‏گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان مى‏گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرك به دیار ایمان‏] مهاجرت كنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است‏.

اما اگر این پذیرش ظلم و ذلت با مهاجرت هم درمان نشد تکلیف چیست؟ اگر دستگاه ظلم و جباران حاکم بر آن با استفاده از قدرت و وسعت سلطه که داشتند مومن را بین دو تیغه ذلت و شهادت قرار که یا بماند و ذلت را بپذیرد و یا کشته شود در این صورت چه باید کرد و کدام را برگزید؟

امام حسین علیه السلام بارها به این سوال پاسخ می دهد.

مگر نمى بینید كه بر پایه حق، رفتار نمى شود و از باطل، اجتناب نمى گردد؟ حقّا كه مؤمن باید  به دیدار خداوند راغب باشد كه به نظر من، باید شهادت را به جاى مرگ [ طبیعى ] برگزید؛ نه زندگى با ستمگران را كه مایه رنج است

پاسخی در بین راه

پاسخی که سیدالشداء علیه السلام به این سوال می دهد از دایره متن و سخن گذشته و لباس عمل بر تن می کند تا همه بدانند و به دیده خود ببینند که امام و پیشوای بر حق اسلامی هر آنچه را می گوید پیش همه خود مقید به انجام آن تکلیف است.(1)

تاریخ طبری به نقل از عقبة بن ابى عیزار می نویسد:

حسین علیه السلام در ذى حُسُم(2) ایستاد و حمد و سپاس خدا را به جا آورد و سپس فرمود: «كارها چنان شده كه مى بینید! دنیا تغییر یافته و به زشتى گراییده است. خیر آن رفته و پیوسته بدتر شده و از آن، جز اندكى مانند قطره آبى در ته ظرف و مَعاشى ناچیز چون چراگاه كم مایه، باقى نمانده است.

سپس آن عبارت تاریخی را فرمود:

« ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِهِ ، وأنَّ الباطِلَ لا یُتَناهى عَنهُ ! لِیَرغَبِ المُؤمِنُ فی لِقاءِ اللّه ِ مُحِقّا ؛ فَإِنّی لا أرى المَوتَ إلّا شَهادَةً ، ولا الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرَما » (3)

مگر نمى بینید كه بر پایه حق، رفتار نمى شود و از باطل، اجتناب نمى گردد؟ حقّا كه مؤمن باید [در این شرایط] به دیدار خداوند راغب باشد كه به نظر من، باید شهادت را به جاى مرگ [ طبیعى ] برگزید؛ نه زندگى با ستمگران را كه مایه رنج است.»

 

پاسخی در میدان جنگ

سید بن طاووس در کتاب الملهوف خود می نویسد:

یاران عمر بن سعد سوار بر مَركب هایشان شدند. حسین علیه السلام، بُرَیر بن حُصَین را روانه كرد تا آنان را اندرز دهد؛ امّا آنها گوش ندادند و نوجهی به تذکرات او نکردند.

حسین علیه السلام بر شترش (اسبش) سوار شد و از آنان خواست كه ساكت شوند که ساكت شدند. حضرت پس از حمد و ثناى الهى و یاد خدا و درود فرستادن بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سایر پیامبران و فرشتگان الهی، با گفتارى رسا، چنین فرمود:

«مرگ و اندوهتان باد! ، اى جماعت! با شیدایى، ما را به فریادرسى خواندید و ما به سرعت به فریادتان رسیدیم؛ امّا شما شمشیرى را كه به نفع ما بود، به روىِ خود ما كشیدید و آتشى را كه علیه دشمن مشترك ما و شما افروخته بودیم؛ بر ضدّ خود ما افروختید و همدست دشمنان، علیه دوستان خود شدید؛ بى آن كه عدالت را میان شما بگسترنَد و امیدى به آنها داشته باشید.

اى واى بر شما! ما را رها کردید، در حالى كه شمشیرها هنوز در نیام و ابتداىِ كار است و هنوز تصمیم به جنگ، پا بر جا نگشته است؛ امّا شما همچون مَلَخان ، به سوى آن شتافته اید و همچون پرواز پشه ها، همدیگر را به آن، فرا خوانده اید.

نابودى از آنِتان باد! اى بردگان امّت و ای بدترین دسته هاى آن! ای کسانی که قرآن را به كنار افكندید و ای تحریفگرانِ سخنان و ای دار و دسته گنهكاران و وسوسه پذیران شیطان و ای خاموش كنندگان سنّت هاى جاویدان! آیا اینان را یارى مى دهید و ما را ترک می کنید ؟!

بى نَسَب فرزند بى نَسَب مرا میان دو چیز قرار داده است: شمشیر و خوارى. خوارى، از ما دور است و خداوند آن را براى ما نمى پذیرد و نیز پیامبرش و مؤمنان و دامن هایى پاك و پاكیزه و جانهایى غیرتمند و خوددار كه اطاعت از فرومایگان را بر مرگى كریمانه ، مقدّم نمى دارند

به خدا سوگند، خیانت میان شما سابقه دارد. ریشه هایتان به آن در آمیخته و شاخه هایتان بر آنْ پیچیده است. شما پلیدترین استخوانِ گلوگیر براى بیننده و لقمه اى آماده  برای غاصب گشته اید .

آنگاه فرمود: « ألا وإنَّ الدَّعِیَّ ابنَ الدَّعِیِّ قَد رَكَزَ بَینَ اثنَتَینِ ، بَینَ السَّلَّةِ وَالذِّلَّةِ ، وهَیهاتَ مِنّا الذِّلَّةُ ، یَأبَى اللّه ُ لَنا ذلِكَ ورَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ ، وحُجورٌ طابَت ، وحُجورٌ طَهُرَت ، واُنوفٌ حَمِیَّةٌ ونُفوسٌ أبِیَّةٌ ، مِن أن تُؤثَرَ طاعَةُ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ .»

بى نَسَب فرزند بى نَسَب (4) مرا میان دو چیز قرار داده است: شمشیر و خوارى. خوارى، از ما دور است و خداوند آن را براى ما نمى پذیرد و نیز پیامبرش و مؤمنان و دامن هایى پاك و پاكیزه و جانهایى غیرتمند و خوددار كه اطاعت از فرومایگان را بر مرگى كریمانه ، مقدّم نمى دارند .

بدانید كه من با این خانواده و با وجود كمىِ نفرات و نبودِ یاور، نبرد را برگزیده و به سوى جنگ مى روم» (5)

بر اساس این فرمایش حضرت سیدالشهداء علیه السلام در پاسخ به آن سوال؛ کسی که به خدا و رسول و اهل بیت پاک آن حضرت علیهم صلوات الله، ایمان داشته و در عمل مطیع فرمان آنهاست و نیز اهل عفت و غیرت است؛ هیچگاه زندگی با ذلت وخواری را بر مرگ سرخ با عزت ترجیح نمی دهد.

 

پی نوشت:

1. از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که فرمود: وَ اللَّهِ مَا أَمَرْتُكُمْ بِطَاعَةِ إِلَّا وَ قَدْ ائْتَمَرْتُ بِهَا وَ لَا نَهَیْتُكُمْ عَنْ مَعْصِیَةِ إِلَّا وَ قَدِ انْتَهَیْتُ عَنْهَا ؛ به خدا سوگند! هر چه را که به شما امر کردم خودم به آن عمل کردم و هر چه را که شما را از آن نهی کردم خود نیز از آن پرهیز نمودم. تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ص124

2. منطقه ای که مختصات آن به شکل تقریبی در غرب بصره و جنوب کربلا قرار دارد.

3. تاریخ الطبری : ج 5 ص 4ظ 3

4. منظور از این شخص، عبید اللّه بن زیاد است كه معاویه، بر خلاف شریعت اسلام، پدر او (زیاد) را كه پدرش معلوم نبود،  برادر خود و فرزند ابوسفیان خواند.

5. الملهوف : ص 155

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

چه کسانی كافر مى‏میرند؟!

اصرار بر كفر و در حال كفر مردن، دورى ابدى انسان را از رحمت الهى به دنبال دارد و مهم پایان عمر انسان است كه آیا با ایمان مى‏میرد یا بى‏ایمان. یكى از درخواست‏ها و دعاهاى اولیاى خدا، مسلمان مردن است.

بعد از مرگ پدر و مادر، باز هم می شود به آن ها احسان کرد؟

خیرات و استغفار و اعمالی مانند این ها احسانی است که پس از مرگشان می توانیم نسبت به والدین مبذول داریم.

مرگ سخت است؛ اما خشن و ترسناک نیست

انسان بر حسب فطرت خود، به نمردن و نرفتن از دنیا امیدوار است؛ اما ...

مرگ را در آغوش بگیرید

چرا باید از مرگی ترسید که مامور انتقال ما به سرای باقی و وسلیه برای از پوست در آمدن است؟ چرا مرگ را به خاطر رهانیدنمان از قفس تنگ جسم و ماده در آغوش نگیریم؟

رقص در برابر مرگ!

شب را در بیمارستان صحرایی امام حسن(ع) که انگار در پناه کوهی ساخته شده، می مانیم. جای عجیبی است؛ انگار هنوز آنجا جنگ است و خیلی چیزها سادگی شان را از دست نداده اند.

«تقوا» یا «نسبت خویشاوندی»، کدام از این دو؟!

جمله ی «سلمان منّا اهل البیت»[1]را خصوصا برای ما ایرانیان زیاد تکرار کرده اند. در روایات دیگر، حضرات معصومین علیهم السلام راه کسب این جایگاه بلند را تقوا[2]، عمل صالح[3] و پیروی از خود[4] معرفی کرده اند. امام صادق علیه السلام با استشهاد به آیه ی 36 سوره ابراهیم[5] می فرماید هر کسی تقوا داشته، عمل صالح انجام دهد از ما است.[

بیعت با عاشورا

الا... ای محرّم! تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی

شعله ای که سرکشید

شب سایه سنگین و سیاهش را بر سر شهر پهن کرده بود،

من وسواس چک کردن دارم!

زمانی شما وقت خود را به مطالعه کتاب می گذرانید، زمانی در حالت دراز کش به سقف اتاق خیره می شوید و یا زمانی به گفتگو با خانواده تان مشغول هستید،

مادر من فاطمه بود

معصومیت مادرم عصمت خداوند بود، حتی زمین هم رخصت می گرفت . عاشقش بودم مثل هر کودک دیگر .

شهید شیرخوار کربلا

شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد خود، هنگام نام بردن فرزندان امام حسین علیه السلام از امام سجاد علیه السلام با تعبیر علی اکبر و از حضرت علی اکبر با تعبیر علی اصغر یاد می کند و می نویسد:

کارهایی که نباید با گوشی هوشمند خود بکنید!

اگر مایلید گوشی هوشمند محبوب شما،‌عمر بیشتری داشته باشد این مقاله را بخوانید!

حق با شماست

چشم‌هایشان را بسته‌اند بر طلوع خورشید؛ زبان منطق و استدلال را در نمی‌یابند، دعوتشان کن به مباهله تا بدانند زمین بر مدار تو می‌چرخد؛ تا بدانند که درختان و سنگریزه‌ها شهادت خواهند داد به حقانیت تو. دعوی تو شک بر نمی‌دارد.

مناجات با صاحب عزا

بوی سیبِ حرم از سمتِ سحر می آید قطعِ این فاصله از دستِ تو بر می آید

دیدار با خورشید در انتهای شب

روزهای پایانی مبارزات بود و خیلی ها بوی اسپند پیروزی را نزدیک تر از همیشه استشمام می کردند. همه ی یاران تأثیرگذار امام در پایتخت بودند اما جای یکی خالی بود. آیت الله خامنه ای که دهه ی چهل و پنجاه را در سراسر ایران مبارزه کرده بود و شرق و غرب میهن، سخنرانی ها، زندان ها و تبعیدهایش را دیده بود، حالا باید به تهران می آمد. هرچند «مشهد» کم از سایر شهرها نداشت و نهضت در آنجا هم گلاویز با مأموران طاغوت بود، اما فرمانی از امام رسیده بود. پس از چندین پیام و چندین انکار، پیام آخر صریح تر بود: «نیامدنت به تهران مخالفت با امر امام است.»

هدیه با برکت

سکوت، فضای اتاق را در برمی گیرد; همه چشم ها به دهان تو دوخته شده است . صدایت به لرزه می افتد:

چت کردن با نامحرم در فضای مجازی چه حکمی دارد؟

حکم شرعی گفتگو با نامحرم در اینترنت و فضای مجازی را بر اساس استفتائات مراجع عظام تقلید در این مقاله بخوانید.

تقرب به خداوند با دعا و نیایش

اسلام راه‌های فراوانی را برای تقرّب بنده به خدا مقرر کرده است. اوّل راه علمی است که فرمود: «طَلَبُ العِلمِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ؛ طلب علم بر هر مسلمانی لازم است».

جنگ با خدا

ذات اقدس الهی در قرآن كریم فرمود: هیچ كس گناه نمی‌كند مگر اینكه با یك شرك مرموز و مستور و شرك خفیّ همراه است ﴿وَمَا یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِكُونَ﴾

جنگ با خداوند

ذات اقدس الهی در قرآن كریم فرمود: هیچ كس گناه نمی‌كند مگر اینكه با یك شرك مرموز و مستور و شرك خفیّ همراه است ﴿وَمَا یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِكُونَ﴾

عزیز شدن چه گونه

"قرآن در دنیای امروز می تواند فعّال ما یشاء باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود ... برکات قرآن برکات بی انتهایی است ... در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست..."

سه عاملی که عزتتان را خدشه دار می کند

امام علی (علیه السلام) در کلام نورانى اش به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقى در عباراتى کوتاه و فشرده اشاره فرموده است که عمل نکردن به این توصیه می توان عزت انسان را خدشه دار کند.