گنجی که از محرومیت ها طلا می سازد

برچسپ ها: گنج ، طلا ، محرومیت ، محرومبپیت

Print Friendly and PDF

بسیاری از اوقات با عجله سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را می خوانیم و به سراغ کلمات دیگر آن حضرت می رویم و یا مشغول کارهای جاری خود می شویم. در اینجا می خواهیم بر روی یکی از کلمات آن والامقام و صاحب علوم اولین و آخرین قدری تأمل کنیم تا به چند جانبه بودن و عمیق بودن آن پی ببریم.

شکرگزاری

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله پنج خصوصیت نام بردند که به هیچ کس قبل ایشان داده نشده است که یکی از آنها کلمات چند جانبه است: أُعْطِیتُ جَوَامِعَ الْكَلِمِ(1)

خدا به من قدرتى داده است كه با یك سخن كوچك یك دنیا مطلب مى‏توانم بگویم. (2)

فراموش نمی کنیم که هرچه ما بیشتر بفهمیم نمی توانیم ادعا کنیم همه معنی هایی را که پیامبر در نظر داشته اند فهمیده ایم زیرا افراد دیگری هستند که از ما داناترند و در نتیجه حرف های پیامبر را بهتر از ما می فهمند. چنانکه خود پیامبر اینگونه فرمودند:  نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه (3)

تواناترین توانمندان خداست و همیشه راهی برای جبران دارد. برای محرومین و گرفتاران راهی نهاده است که از حتی از مشکلات خود هم اجر ببرند و در مقابل برای بهره مندان و آسودگان هم راهی گذاشته است تا از خوشی های خود اجر ببرند.

خدا بنده ای را که حرفم را بشنود و آن را خوب نگهداری کند و به کسی که نشنیده منتقل کند، شاداب سازد. چه بسا حرف حسابی را کسی بداند که از عمق آن بی اطلاع باشد و وقتی آن حرف را به کسی منتقل می کند، شخص دوم از او بهتر بفهمد. 

اینک یکی از این سخنان چند جانبه را می خوانیم و درباره معنی های آن می اندیشیم:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الطَّاعِمُ الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمُبْتَلَى الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ 

امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آنکه غذا می خورد و شکرگزاری می کند اجرش مانند اجر کسی است که روزه است و مراقب و آن کس که در حالت آسودگی، شکرگزاری می کند اجرش مانند کسی است که گرفتار شده است اما صبوری می کند و آن کس که بهره مند شده است و شکرگزاری می کند اجرش مانند اجر کسی است که بی بهره اما قانع است.

نکته اول – این سخن پیامبر در درجه اول به نظر می رسد که در بیان اهمیت شکر باشد زیرا در سه نوبت دو نفر با هم مقایسه شده اند که همیشه در یک طرف، شخصی شاکر حضور داشته است. در همه این نوبت ها هم صبحت از مساوی بودن اجر شخص شکرگزار با اشخاص دیگری است که هر کدام استحقاق اجر دارند.

نکته دوم – شکر کردن برای کسی که غذا می خورد همان کارکردی را دارد که شخص روزه دار در روزه خود مراقبت کند. بنابراین ارزش اخلاقی هر دو کار مشخص می شود یعنی احتساب (به حساب خدا گذاشتن) و شکر که هر دو کارهای مهمی هستند و در مقابلشان هم اجر داده می شود. 

نکته سوم - همانطور که غذا خوردن هیچ ارزش اخلاقی ندارد و به وسیله شکر کردن است که ارزشمند می شود، روزه گرفتن هم به میزان احتساب آن ارزشمند است.  همانگونه که مولای ما فرموده اند که چه بسا روزه دارانی که جز گرسنگی هیچ چیز گیرشان نمی آید.(4)

نکته چهارم – آسوده شکرگزار اجرش معادل گرفتار صابر است. می فهمیم که گرفتار بودن یکی از حالات طبیعی انسان است و اگر زمانی گرفتار شدیم باید بر خود مسلط باشیم و به مردم و زمانه بیراه نگوییم و دیگران را مقصر ندانیم بلکه؛

اولا سهم خودمان از گرفتاریمان را بررسی کنیم و بپذیریم و اصلاح کنیم.

ثانیاً با به کار بردن تکنیک صبر از همین گرفتاری هم، به نفع خود بهره برداری کنیم.

نکته پنجم - آسوده شکرگزار اجرش معادل گرفتار صابر است. همانطور که گرفتار بودن بدون صبر، فایده ای برای ما ندارد، آسودگی و بی مشکل بودن بدون شکر هم همینطور است. عمر به سرعت می گذرد و آسودگانی که شکر نکرده اند، در عالم ابدی و در پیشگاه خدا دست خالی و بی بهره خواهند بود.

نکته ششم – بهره مند شاکر اجرش معادل محروم قانع است. می آموزیم که قناعت گنجی است که از محرومیت هم طلا می سازد به این صورت که در بیرون طلا ایجاد نمی شود، اما ارزش حقیقی وجودمان افزوده می شود.

نکته هفتم - بهره مند شاکر اجرش معادل محروم قانع است. همانطور که محروم بودن بدون قناعت، فایده ای ندارد، بهره مند بودن بی شکر هم همینطور است و همه بهره های که ممکن است به ما داده شود در مقابل آنچه نزد خداست ناچیز است و بهره مند ترین مردم جهان اگر شاکر نباشند در قیامت همانند محرومین بی قناعت هستند اما محرومین قانع بر آنها بسیار بسیار برتری خواهند داشت.

اگر زمانی گرفتار شدیم باید بر خود مسلط باشیم و به مردم و زمانه بیراه نگوییم و دیگران را مقصر ندانیم بلکه؛ اولا سهم خودمان از گرفتاریمان را بررسی کنیم و بپذیریم و اصلاح کنیم. ثانیاً با به کار بردن تکنیک صبر، از همین گرفتاری هم، به نفع خود بهره برداری کنیم.

 

نکته هشتم - شکر کردن، به این نیست که فقط زبانمان تکان بخورد زیرا شکر کردن معادل مراقبت در روزه داری و صبر در گرفتاری و قناعت در محرومیت است که همه ی این سه کار، نیاز به اراده و نیت پیوسته دارد. به دلیل آنکه اجر شکر با اجر این سه کار برابر است می فهمیم که خود شکر هم کاری است که با اراده و نیت پیوسته ما سر و کار دارد. پس نباید شکر کردن را کار ساده ای حساب کنیم. چه بسا افرادی که شکرشان فقط در حد زبانی است و به مرحله های عمیق نیت و اراده شان نرسیده است و در نتیجه شکرگزار واقعی نیستند.

نکته نهم – تواناترین توانمندان خداست و همیشه راهی برای جبران دارد. برای محرومین و گرفتاران راهی نهاده است که از حتی از مشکلات خود هم اجر ببرند و در مقابل برای بهره مندان و آسودگان هم راهی گذاشته است تا از خوشی های خود اجر ببرند.

 می آموزیم که در هر موقعیت شادی بخش یا ناراحتی آفرین که باشیم، پا را فراتر از هیجانات خود بگذاریم و به دنبال راهی باشیم که فقط مشغول درک احساسات نباشیم و در گامی بالاتر، از همان احساسات به نفع حقیقت آخرتی خود بهره ببریم.

نکته دهم – اولیای خدا به حالت های خوشی و ناخوشی نگاه دیگری دارند. گویا نزد آنها گرسنگی و سیری و آسودگی و گرفتاری و بهره مندی و محرومیت خیلی هم فرق نمی کند. البته آنها از خوبی ها لذت می برند و به دنبال دردها و رنج ها نیستند اما به خاطر وسعت نگاهشان و نگاهی که به زندگی ابدی انسانی دارند، دریافته اند که کل زندگی دنیا با همه لذت ها و سختی هایش در مقابل زندگی دائمی و اصیل آخرت، بسیار ناچیز است. هوشمندترین افراد کسانی هستند که از همه حالات خوشی و ناخوشی خود برای آخرت بهره ببرند.

 


 

پی نوشت ها:

1. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 240

2. مجموعه‏ آثار شهید مطهرى، ج16، ص45

3. کافی، ج1، ص403

4. نهج البلاغه، حکمت145

 

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

محافظت از یک گوهر قیمتی!

هیچ صاحب گنج و گوهری جواهرات خود را بدون محافظ، در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده می شود.