ابوعلی سینا

برچسپ ها: روز ، پزشک ، ابن ، سینا

Print Friendly and PDF

ولادت و تحصیلات

ابن سینا در حدود 370 ق در بخارا زاده شد. پدرش از اهالی بلخ بود و در دوران فرمانروایی نوح بن منصور سامانی(366- 387 ق) به بخارا رفت و در آنجا در یکی از مهم ترین قریه ها به نام خرمثین در دستگاه اداری به کار پرداخت. او از قریه ای در نزدیکی آنجا، به نام افشنه زنی ستاره نام را به همسری گرفت و در آنجا اقامت گزید. ابن سینا در آنجا به جهان چشم گشود. پنج سال پس از آن برادر کهترش به نام محمود به دنیا آمد. ابن سینا نخست به آموختن قرآن و ادبیات پرداخت و ده ساله بود که همه قرآن و بسیاری از مباحث ادبی را فرا گرفته و سبب شگفتی دیگران شده بود. در این میان پدر وی دعوت یکی از داعیان مصری اسماعیلیان را پذیرفته بود و از پیروان ایشان به شمار می رفت. برادر ابن سینا نیز از آنان بود. پدر، ابن سینا را نیز به آیین اسماعیلیان دعوت می کرد، اما وی هر چند به سخنان آنان گوش می داد و گفته هایشان را در باره عقل و نفس می فهمید، نمی توانست آیین ایشان را بپذیرد و پیرو آنان شود. پدرش رسائل اخوان الصفا را مطالعه می کرد و ابن سینا نیز گاه به مطالعه آنها می پرداخت. سپس پدرش وی را نزد سبزی فروشی به نام محمود مساحی که از حساب هندی آگاه بود، فرستاد و ابن سینا از وی این فن را آموخت.

در این هنگام دانشمندی به نام ابو عبد اللّه(حسین بن ابراهیم الطبری) ناتلی که مدعی فلسفه دانی بود، به بخارا آمد. پدر ابن سینا وی را در خانه خود جای داد و ابن سینا نزد او به آموختن فلسفه پرداخت. وی پیش از آمدن ناتلی به بخارا، نزد مردی به نام اسماعیل زاهد فقه آموخته و در این زمینه سخت جویا و پویا و با همه شیوه های اعتراض، به روش فقیهان آشنا شده بود. آنگاه ابن سینا نزد ناتلی به خواندن «مدخل منطق ارسطو»(ایساگوگه ایساغوجی) اثر پرفوریوس فیلسوف نوافلاطونی(234- 301 یا 305 م) پرداخت و در این راه تا بدانجا پیش رفت که نکات تازه ای کشف می کرد و سبب شگفتی بسیار استادش می شد چنانکه وی پدر ابن سینا را وادار ساخت که فرزندش را یکباره و تنها در راه دانش مشغول کند. ابن سینا بخشهای ساده منطق را نزد ناتلی فرا گرفت، اما او را در باره دقایق این دانش ناآگاه یافت، از این رو به خواندن کتابهای منطق ارسطو و مطالعه شرحهای دیگران بر آنها پرداخت، تا اینکه در این دانش چیره دست شد. وی همزمان کتاب «عناصر یا اصول هندسه» اثر اقلیدس(یوکلایدس) ریاضی دان مشهور یونانی(سده 4 و 3 ق م) را اندکی نزد ناتلی خواند و سپس بقیه مسائل کتاب را نزد خود خواند و آنها را حل کرد. سپس خواندن کتاب معروف المجسطی(مگیسته سونتاکسیس) اثر بطلمیوس(کلاودیوس پتولمایوس) ستاره شناس بزرگ یونانی(ثلث دوم سده 2 ق م) را نزد ناتلی آغاز کرد و پس از خواندن مقدمات و رسیدن به شکلهای هندسی آن، ناتلی به وی گفت که بقیه کتاب را خودش بخواند و مسائل آن را حل کند و مشکلات را از وی بپرسد، اما به این کار نپرداخت و ابن سینا نزد خودش مسائل آن را حل کرد، چنانکه بسیاری از مشکلها را ناتلی نمی دانست، مگر پس از آنکه ابن سینا آنها را برای وی توضیح می داد. در این هنگام، ناتلی بخارا را به قصد گرگانج و رسیدن به دربار ابو علی مأمون بن محمد خوارزمشاه، ترک کرد.

در این میان ابن سینا نزد خود به خواندن و آموختن متون و شرحهای کتابهایی در طبیعیات و الهیات پرداخت تا به گفته خودش «درهای دانش به رویش گشوده شد». آنگاه به دانش پزشکی گرایش یافت و خواندن کتابهایی را در این زمینه آغاز کرد. وی پزشکی را دانشی می شمارد که دشوار نیست و بدین سان می گوید که وی در اندک زمانی در آن مبرّز شده، چنانکه پزشکان برجسته نزد او آموختن پزشکی را آغاز کردند. خود ابن سینا نیز به درمان بیماران می پرداخت و در این رهگذر شیوه هایی درمانی، برگرفته از تجربه، بر وی آشکار می شد که به گفته خودش نمی توان آنها را وصف کرد. وی همزمان به مطالعات خود در فقه و مناظره با دیگران در این زمینه ادامه می داد. وی در این هنگام 16 ساله بوده است.

پس از آن، ابن سینا یک سال و نیم دیگر به آموختن و خواندن پرداخت. بار دیگر خواندن کتابهای منطق و همه بخشهای فلسفه را از سر گرفت. وی در این میان حتی یک شب را در سراسر آن نمی خوابید و روزها نیز جز به کار خواندن و آموختن نمی پرداخت. انبوهی از دسته های کاغذ در برابر خود می نهاد و مسائل گوناگون را برای خود مطرح می کرد و در هر مسأله ای مقدمات قیاس و شروط آن را در نظر می گرفت. هر گاه نیز با قیاسی رو به رو می شد که نمی توانست به «حد اوسط» آن دست یابد، برمی خاست و به مسجد می رفت و نماز می گزارد و از خداوند حل مشکل خویش را خواستار می شد تا بر وی گشوده می گشت. آنگاه شب هنگام به خانه باز می گشت، چراغ پیش روی می نهاد و به خواندن و نوشتن مشغول می شد.

ابن سینا بدین شیوه پیش می رفت تا بر همه دانشها آگاهی یافت و به اندازه توانایی انسانی، بر آنها چیره گردید، چنانکه خود می گوید: «آنچه در آن زمان می دانستم، به همان گونه است که اکنون می دانم و تا به امروز چیزی بر آن نیفزوده ام.» ابن سینا در این هنگام نزدیک به 18 سال داشته، در منطق، طبیعیات و ریاضیات چیره دست بوده است و آنگاه بر الهیات روی آورده و به خواندن کتاب متافیزیک(ما بعد الطبیعة) ارسطو پرداخته و حتی به گفته خودش 40 بار آن را خوانده بوده، چنانکه متن آن را از بر داشته، اما هنوز محتوا و مقصود آن را نمی فهمیده است. وی از خود ناامید شده و به خود می گفته است «این کتابی است که راهی به سوی فهمیدن آن نیست» تا اینکه روزی در بازار کتاب فروشان، مردی کتابی را به بهای ارزان بر او عرضه می کند که وی پس از تردید آن را می خرد؛ این همان کتاب ابو نصر فارابی در باره اغراض ما بعد الطبیعة بوده است. پس از خواندن آن مقصود و محتوای آن کتاب بر وی روشن می شود.

ورود به دنیای سیاست

فرمانروای بخارا در این زمان نوح بن منصور سامانی بوده است. وی دچار یک بیماری می شود که پزشکان در درمان آن درمانده بودند. در این میان نام ابن سینا به دانشوری مشهور شده بود. پزشکان نام او را نزد آن فرمانروا به میان آوردند و از او خواستند که ابن سینا را به حضور بخواند. ابن سینا نزد بیمار رفت و با پزشکان در مداوای وی شرکت کرد و از آن پس در شمار پیرامونیان و نزدیکان نوح بن منصور در آمد. ابن سینا روزی از وی اجازه خواست که به کتابخانه بزرگ و مشهور وی راه یابد، این اجازه به او داده شد و ابن سینا در آنجا کتابهای بسیاری را در دانشهای گوناگون یافت که نامهای بسیاری از آنها را کسی نشنیده و خود وی نیز، هم پیش و هم پس از آن، آنها را ندیده بود. وی به خواندن آنها پرداخت و از آنها بهره های فراوان گرفت. پس از چندی آن کتابخانه آتش گرفت و همه کتابها سوخته شد. دشمنان ابن سینا می گفتند که خود وی عمدا آن را به آتش کشیده بود تا دیگران از کتابهای آن بهره مند نشوند. در باره این کتابخانه و آتش گرفتن آن نک: مقاله ماکس وایزوایلر، «ابن سینا و کتابخانه های ایرانی زمان وی» در «یادنامه ابن سینا»، 63- 48، به ویژه 56، که نویسنده حدس می زند کتابخانه در ذیقعده 389 ق آتش گرفته است.

ابن سینا در این هنگام، به گفته خودش به 18 سالگی رسیده و از آموختن همه دانشهای زمانش فارغ شده بود. وی می گوید: «در آن زمان حافظه بهتری در علم داشتم، اما اکنون دانش من پخته تر شده است، و گرنه همان دانش است و از آن پس به چیز تازه ای دست نیافته ام.» ابن سینا به 22 سالگی رسیده بود که پدرش درگذشت. (بیهقی، علی، 44) وی در این میان برخی کارهای دولتی امیر سامانی عبد الملک دوم را بر عهده گرفته بود. از سوی دیگر، در این فاصله، سرکرده خاندان قراخانیان ایلک نصر بن علی به بخارا هجوم آورد و آن را تصرف کرد و در ذیقعده 389 عبد الملک بن نوح، یعنی آخرین فرمانروای سامانی را زندانی کرد و به اوزگند فرستاد. بدین سان ابن سینا بایستی ظاهرا در حدود دو سال در دربار عبد الملک بن نوح به سربرده باشد، یعنی از زمان مرگ نوح بن منصور(387 ق) تا پایان کار عبد الملک. (نک: بارتولد، 268، 267) این دگرگونیهای سیاسی و سقوط فرمانروایی سامانیان در بخارا، انگیزه آن شد که ابن سینا بار سفر بر بندد و به گفته خودش «ضرورت وی را بر آن داشت که بخارا را ترک گوید.»

وی در حدود 392 ق در جامه فقیهان با طیلسان و تحت الحنک از بخارا به گرگانج در شمال غربی خوارزم رفت و در آنجا به حضور علی ابن مأمون بن محمد خوارزمشاه، از فرمانروایان آل مأمون(تا ح 387- 399 ق) معرفی شد. در این هنگام ابو الحسین سهیلی که به گفته خود ابن سینا «دوستدار این گونه دانشها» بوده مقام وزارت را بر عهده داشته است. نام این مرد در متن گزارش ابن سینا و نیز متن علی بن زید بیهقی(ص 45) ابو الحسین آمده است، اما ثعالبی در یتیمة الدهر(4/ 254) نام وی را ابو الحسن احمد بن محمد سهیلی آورده است و می گوید وی در 404 ق به بغداد رفت و در آنجا در 418 ق درگذشت. در گرگانج حقوق ماهیانه ای برای ابن سینا مقرر گردید که به گفته خودش برای «معاش کسی چون او کفایت می کرد».

پس از چندی، به گفته ابن سینا، بار دیگر «ضرورت وی را بر آن داشت» که گرگانج را ترک کند. وی در باره چگونگی این ضرورت چیزی نمی گوید، اما از سوی دیگر، نظامی عروضی(ص 77) داستانی را می آورد که بنا بر آن، سلطان محمود غزنوی(حک 388- 421 ق) از خوارزمشاه ابو العباس مأمون بن مأمون درخواست کرد که چند تن از دانشمندان دربار خود، از جمله ابن سینا را به دربار وی گسیل دارد. تنی چند از ایشان، از جمله ابوریحان بیرونی، به این سفر رضایت دادند، اما ابن سینا و دانشمند دیگری به نام ابو سهل مسیحی از رفتن سر باز زدند و ناگزیر شدند که گرگانج را ترک گویند. در این داستان می توان بذری از حقیقت را یافت. محمود غزنوی سنی مذهب متعصبی بوده است، در حالی که ابن سینا، بنا بر سنت خانوادگیش شیعی مذهب بوده است(چنانکه دیدیم پدرش به اسماعیلیان گرویده بود).

محمود غزنوی همچنین با فلسفه و فیلسوفان میانه خوشی نداشته است، چنانکه وی را در هجوم به ری در 420 ق می یابیم که در آن شهر «مقدار 50 خروار دفتر روافض و باطنیان و فلاسفه، از سراهای ایشان بیرون آورد و زیر درختهای آویختگان(یعنی کسانی که ایشان را بر درختان به دار آویخته بودند) بفرمود سوختن.» (مجمل التواریخ و القصص، 404) با وجود این نمی توان انگیزه اصلی ابن سینا را برای ترک گرگانج معین کرد و به حقیقت تاریخی این «ضرورت» پی برد. به هر حال در حدود 402 ق ابن سینا از راه شهرهای نسا، ابیورد(یا باورد)، طوس، سمنگان(سمنقان) به جاجرم سرحد نهایی خراسان رفت و سپس به شهر گرگان رسید. به گفته خود ابن سینا، قصد وی از این سفر پیوستن به دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر(حک 367- 402 ق) فرمانروای زیاری گرگان بوده است. اما در این میان، سپاهیان قابوس بر وی شوریده و او را خلع و زندانی کرده بودند. وی در 403 ق درگذشت. جانشین قابوس، پسرش منوچهر، خود را دست نشانده محمود غزنوی اعلام کرد و دختر او را به همسری گرفت. روشن است که ابن سینا نمی توانست با وی از در سازش در آید و بار دیگر ناگزیر شد که گرگان را ترک گوید. در این میان ابو عبید جوزجانی، شاگرد وفادارش به وی پیوست و تا پایان عمر ابن سینا، یار و همراه او بود و نیز نخستین نویسنده سرگذشت ابن سینا به نقل از خودش بود. از اینجا به بعد، جوزجانی به تکمیل بقیه زندگانی و سرگذشت ابن سینا می پردازد و می گوید که در گرگان مردی بود به نام ابو محمد شیرازی که دوستدار دانشها بود و در همسایگی خود، برای ابن سینا خانه ای خرید و او را در آنجا مسکن داد.

در حدود 404 ق ابن سینا گرگان(جرجان) را به قصد ری ترک کرد. وی در ری به خدمت سیده(با نام شیرین دختر سپهبد شروین و ملقب به امّ الملوک(د 419 ق) بیوه فخر الدوله علی بویه(د 387 ق) و مادر مجد الدوله ابو طالب رستم بن فخر الدوله) پیوست. مادر و فرزند، ابن سینا را بنا بر توصیه هایی که همراه آورده بود، گرامی داشتند. در این میان ابن سینا مجد الدوله را که دچار بیماری سوداء(مالیخولیا) شده بود، درمان کرد. وی همچنان در ری ماند تا هنگامی که شمس الدوله ابو طاهر پسر دیگر فخر الدوله که پس از مرگ پدرش در 387 ق فرمانروای همدان و قرمیسن(کرمانشاه) شده بود، در 405 ق به ری حمله آورد. این حمله پس از درگیری وی با هلال بن بدر بن حسنویه روی داد. وی از دودمان کردهای فرمانروا بر نواحی جبل و قرمیسن بوده است. هلال بن بدر که از سوی سلطان الدوله(د 412 ق) در بغداد زندانی شده بود، آزادی خود را باز یافته و از سوی سلطان الدوله لشکری در اختیارش نهاده شده بود تا با شمس الدوله که در این میان بر سرزمینهای دیگری نیز دست یافته بود، به جنگ برخیزد. در نبردی که در ذیقعده 405 میان ایشان درگرفت، هلال بن بدر کشته شد و سپاهیان سلطان الدوله ناچار شدند که به بغداد بازگردند. (ابن اثیر، حوادث سال 405 ق)

به گفته جوزجانی، در این هنگام «حوادثی روی داد که ابن سینا را ناگزیر ساخت که ری را ترک کند.» اما وی در باره ماهیت این حوادث چیزی نمی گوید. به هر حال می توان گمان برد که این بار نیز اوضاع سیاسی و اجتماعی ری چنان شده بود که ابن سینا دیگر نمی توانست بیشتر در آن شهر بماند. در این میان شاید تهدیدهایی که از سوی محمود غزنوی به ری می شد، در تصمیم ابن سینا به ترک آن شهر بی تأثیر نبوده باشد، زیرا در گزارشی از خواند میر(ص 128- 129) آمده است که «در آن وقت که سلطان محمود غزنوی به طرف عراق رایت آفتاب اشراق برافراشت، شیخ(یعنی ابن سینا) از ری به قزوین و از قزوین به همدان شتافت.» به هر روی، ابن سینا به همدان رفت.

در این میان شمس الدوله به بیماری قولنج دچار شد. ابن سینا را به کاخ وی بردند و او به معالجه پرداخت تا شمس الدوله بهبود یافت. ابن سینا چهل روز را در کاخ گذرانید و در پایان خلعتهای فراوان گرفت و به خانه خود بازگشت، در حالی که در شمار نزدیکان و همنشینان شمس الدوله در آمده بود. پس از چندی شمس الدوله برای نبرد با عنّاز به سوی قرمیسن لشکر کشید. حسام الدین ابو شوک فارس بن محمد بن عنّاز سرکرده قبیله کرد شاذنجان بود که در دو سوی رشته کوههای میان کرمانشاه و قصر شیرین کنونی فرمانروایی داشت. پس از شکست هلال بن بدر به دست شمس الدوله و از دست رفتن سرزمینهایش، عنّاز که همسایه دورتر او بود، بر آن شد که آن سرزمینها را تصرف کند. بنا براین شمس الدوله برای پیشگیری از دست اندازیهای عناز به جنگ وی رفت، در حالی که ابن سینا نیز همراه او بود. در این نبرد، شمس الدوله شکست خورد و به همدان بازگشت. این واقعه در 406 ق بود.

در این هنگام شمس الدوله ابن سینا را به وزارت خود گماشت. اما پس از چندی میان ابن سینا و سپاهیان شمس الدوله که ترکیبی از پیاده نظام دیلمی و سواره نظام ترک بودند، درگیری روی داد. سپاهیان که شاید از شکست خوردن از عنّاز ناآرام تر شده بودند و برای خود از سوی ابن سینا احساس خطر می کردند، بر وی شوریدند، خانه اش را محاصره کردند و پس از دستگیری وی همه دارایی او را به تاراج بردند. افزون بر این از شمس الدوله خواستار کشتن وی شدند، اما شمس الدوله از این کار سر باز زد و برای آرام کردن سپاهیان، ابن سینا را فقط از دستگاه دولت دور کرد. ابن سینا متواری شد و 40 روز را در خانه مردی به نام ابو سعد(یا ابو سعید) بن دخدول(یا دخدوک) به سر برد.

در این هنگام، شمس الدوله بار دیگر دچار بیماری قولنج شد و ابن سینا را احضار کرد و از وی بسیار پوزش خواست. ابن سینا به معالجه وی پرداخت تا بهبود یافت. شمس الدوله بار دیگر وزارت را به وی سپرد. بنا بر گزارش جوزجانی، شمس الدوله در این میان از ابن سینا خواسته بود که شرحی بر نوشته های ارسطو بنویسد، اما ابن سینا به وی گفته بود که فراغتی برای این کار ندارد، اما اگر وی راضی شود، به نوشتن کتابی در باره دانشهای فلسفی(بی آنکه در آن با مخالفان مناظره یا عقاید ایشان را رد کند) خواهد پرداخت و بدین سان تألیف کتاب شفا را از «طبیعیات» آن آغاز کرد. وی کتاب اول قانون در پزشکی را پیش از آن تألیف کرده بود. در این میان چنین می نماید که ابن سینا از زندگانی آرامی برخوردار بوده است، زیرا بنا بر گزارش جوزجانی، روزها را به کارهای وزارت شمس الدوله می گذراند و شبها دانشجویان بر وی گرد می آمدند و از کتاب شفا و قانون می خواندند.

چند سالی بدین سان گذشت، تا هنگامی که شمس الدوله برای جنگ با امیر طارم برخاست. طارم ناحیه ای بود در کوهستانهای میان قزوین و گیلان. امیر آن در هنگام حمله شمس الدوله به آنجا(412 ق) ابراهیم بن مرزبان بن اسماعیل بن وهسودان بود که پس از مرگ فخر الدوله(387 ق) شهرهایی را در ناحیه طارم به تصرف خود در آورده بود و آنها را تا 420 ق که محمود غزنوی به جبال هجوم آورد، در دست داشت(ابن اثیر، حوادث سال 420 ق). این فرمانروا از خاندان وهسودان و از سلسله ای بوده است که به آل افراسیاب(یا سالاریان با کنگریان) معروف است. اما در نزدیکی طارم، شمس الدوله دوباره به سختی دچار بیماری قولنج شد که بیماریهای دیگری را نیز به همراه داشت. سپاهیان از مرگ وی بیمناک شدند و او را در تخت روان به سوی همدان بازگرداندند، اما او در راه درگذشت.(412 ق) پس از مرگ شمس الدوله، پسرش سماء الدوله ابو الحسن به جای او نشست و از ابن سینا خواست که وزارت او را بپذیرد، اما ابن سینا از پذیرفتن این مقام سر باز زد. سماء الدوله از 412 ق دو سال مستقلا فرمانروایی کرد و سپس زیر فرمانروایی علاء الدوله قرار گرفت و از 421 ق که علاء الدوله فرمانداری برای همدان منصوب کرد، خبری از وی در دست نیست. همو، حوادث سال 421 ق در این میان روزگار آل بویه به سر آمده بود و نشانه های انحطاط و فرو ریزش دولت آنان آشکار می شد. ابن سینا صلاح خود را در آن دید که کناره گیرد.

جوزجانی گزارش می دهد که «روزگار ضربات خود را فرود می آورد و آن ملک به ویرانی می گرایید. وی(ابن سینا) ترجیح داد که دیگر در آن دولت نماند و به آن خدمت ادامه ندهد و مطمئن شد که احتیاط در آن است که برای رسیدن به دلخواه خود، پنهان بزید و منتظر فرصتی باشد تا از آن دیار دور شود.» (نک: جوزجانی، 2) بدین سان ابن سینا چندی متواری بود و در خانه مردی به نام ابو غالب عطار پنهان می زیست و نوشتن بقیه کتاب شفا را از سر گرفت و پس از پایان دادن به همه بخشهای «طبیعیات»(جز کتاب «الحیوان») و «الهیات» آن، بخش «منطق» را آغاز کرد و برخی از آن را نوشت. در این میان ظاهرا ابن سینا نهانی با علاء الدوله(بو جعفر محمد بن دشمنزار یا دشمنزیار معروف به ابن کاکویه) فرمانروای اصفهان مکاتبه می کرده است. علاء الدوله را سیده از 398 ق به حکومت اصفهان منصوب کرده بود. علاء الدوله خویشاوند دور آل بویه و پدرش دایی یا خالوی(کاکوی) سیده مادر مجد الدوله و شمس الدوله بوده است. وی تا سال مرگش(431 ق)- جز برای مدت کوتاهی که سرداران سلطان مسعود غزنوی، وی را از آنجا بیرون راندند- بر اصفهان حکومت می کرد.

از سوی دیگر، بنا بر گزارش علی بن زید بیهقی(ص 50) علاء الدوله خود مکاتبه با ابن سینا را آغاز کرده و از وی خواسته است که به اصفهان و دربار وی برود. به هر روی، پس از چندی تاج الملک کوهی(ابو نصر ابراهیم بن بهرام) که بنا بر گزارش ابن اثیر(حوادث سال 411 ق) ظاهرا پس از امتناع ابن سینا از پذیرفتن وزارت شمس الدوله برای بار دوم، وزیر وی شده بود، ابن سینا را متهم کرد که با علاء الدوله نهانی نامه نگاری می کند. سپس کسان را به جست و جوی وی برانگیخت. دشمنان ابن سینا نهانگاه وی(خانه ابو غالب عطار) را نشان دادند و وی را یافتند و دستگیر کردند و به قلعه ای به نام فردجان فرستادند و در آنجا زندانی کردند. قلعه فردجان که همچنین برهان یا براهان(فراهان) نامیده می شده است، به گفته یاقوت(3/ 870) در 15 فرسنگی همدان در ناحیه جرّا قرار داشته و اکنون پردگان نامیده می شود و در 110 کیلومتری راه میان همدان و اصفهان قرار دارد. (نک: ابن اثیر، حوادث سال 421 ق) ابن سینا 4 ماه را در آن قلعه سپری کرد.

بنا بر گزارش ابن اثیر، در نبردی که در 411 ق میان سربازان کرد و ترک شمس الدوله در همدان در گرفته بود، تاج الملک سرکرده سربازان کرد بوده است. (همو، حوادث سال 411 ق) وی از علاء الدوله برای سرکوب سربازان ترک یاری خواست، اما سه سال بعد، یعنی در 414 ق، سماء الدوله پسر شمس الدوله بروجرد را به محاصره در آورد و فرماندار آنجا فرهاد بن مرداویج از علاء الدوله یاری خواست و هر دو همدان را محاصره کردند، اما کمبود خواربار ایشان را ناچار به عقب نشینی کرد. سپس در نبردی با تاج الملک، علاء الدوله نخست به جرفاذقان(گلپایگان) عقب نشست، بار دیگر به همدان هجوم برد. در نبردی سماء الدوله شکست خورد و تسلیم شد. اما علاء الدوله مقدم وی را گرامی داشت و تاج الملک به همان قلعه فردجان پناه برد. (همو، حوادث سال 414 ق) سپس علاء الدوله همراه سماء الدوله به قلعه فردجان رفت و تاج الملک تسلیم شد و آنگاه همه ایشان همراه ابن سینا به همدان بازگشتند و ابن سینا در خانه مردی علوی سکنی گزید و به نوشتن بقیه بخش «منطق» شفا پرداخت. ما در باره نام این مرد علوی چیزی نمی دانیم، اما از سوی دیگر، ابن سینا در همدان رساله ادویه قلبیه خود را به مردی به نام شریف السعید ابو الحسین علی بن حسین الحسنی تقدیم کرده است که چنانکه پیداست علوی بوده و احتمالا همان مرد باشد.(نک: مهدوی، 335)

ابن سینا مدتی را در همدان گذرانید و تاج الملک در این میان وی را با مواعید زیبا سرگرم می داشت. سپس ابن سینا تصمیم گرفت که همدان را به قصد اصفهان ترک کند. وی به همراهی شاگردش جوزجانی و دو برده، با لباس مبدل و در جامه صوفیان روانه شد و پس از تحمل سختیهای بسیار راه به جایی به نام طیران(یا طهران یا طبران) در نزدیکی اصفهان رسید. این محل اکنون یکی از روستاهای حومه اصفهان و در سمت شمال محله آب بخشان، متصل به شهر است و بیدآباد و تیران(آهنگران) نام دارد. اصل نام آن از تیر فارسی به معنای سیاره عطارد با الف و نون نسبت است. (همایی، 241، حاشیه) دوستان ابن سینا و نیز یاران و ندیمان علاء الدوله که از آمدن ابن سینا آگاه شده بودند به پیشواز وی آمدند و جامه ها و مرکوبهای ویژه به همراه آوردند. وی در اصفهان در خانه مردی به نام عبد اللّه بن بی بی در محله ای به نام کوی گنبد فرود آمد. آن خانه اثاثه و فرش و وسایل کافی داشته است. از این هنگام به بعد(414 ق) دوران چهارده پانزده ساله زندگی آرام و خلاّق ابن سینا آغاز می شود. وی اکنون از نزدیکان و همنشینان علاء الدوله بود که مردی دانش دوست و دانشمند پرور به شمار می رفت. شبهای جمعه مجلس مناظره ای در حضور وی تشکیل می شد که ابن سینا و دانشمندان دیگر در آن شرکت می کردند، ابن سینا در همه دانشها سرآمد ایشان بود.

وی در اصفهان کتاب شفا را با نوشتن بخشهای «منطق»، «مجسطی»، «اقلیدس»، «ریاضیات» و «موسیقی» به پایان رسانید، جز دو بخش «گیاهان» و «جانوران»(که آنها را هنگامی که علاء الدوله به شاپورخواست، واقع در جنوب همدان و غرب اصفهان، حمله کرد و ابن سینا نیز همراه وی بود، در میان راه نوشت). کتاب النجاة نیز در همین سفر و در میان راه نوشته شده بود. بنا بر گزارش ابن اثیر، علاء الدوله چند بار به شاپورخواست حمله کرده بود، از جمله در سالهای 417 ق و 421 ق و 423 ق (نک: حوادث این سالها)، اما از سوی دیگر جوزجانی می گوید که ابن سینا هنگام به پایان رساندن کتاب شفا چهل ساله بوده است.(ص 3) اکنون اگر سال تولد ابن سینا را 370 ق بدانیم تاریخ پایان نوشتن شفا 410 ق می شود، مگر اینکه فرض کنیم که مقصود جوزجانی پایان بخشهای «نبات» و «حیوان» شفا بوده است که چنانکه اشاره شد، ابن سینا نوشتن آنها را در همراهی علاء الدوله در یکی از حمله های او به شاپورخواست، و احتمالا در 421 ق/ در میان راه به پایان رسانده بوده است.

ابن سینا کتاب الانصاف را نیز در اصفهان تألیف کرده بود، اما این کتاب در حمله سلطان مسعود غزنوی به اصفهان و تصرف آن از میان رفت. مسعود غزنوی(حک 421- 432 ق) در 421 ق به اصفهان حمله کرد و شهر را به تصرف در آورد. سپاهیان وی، پس از کشتار فراوان به تاراج اموال علاء الدوله و نیز خانه ابن سینا دست زدند و اموال و کتابهای وی را غارت کردند و سپس آنها را به شهر غزنه فرستادند. این کتابها در 545 ق به دست سربازان علاء الدین جهانسوز غوری به آتش کشیده شدند. (بیهقی، ابو الفضل، 12، 14، 15؛ مافرّوخی، 107؛ قس: همایی، 2/ 265 به بعد) علاء الدوله، پس از حمله مسعود به اصفهان همچنان فرمانروای آنجا باقی ماند.

بیماری و مرگ

ابن سینا همچنان در اصفهان روزگار می گذرانید، تا هنگامی که علاء الدوله در 427 ق به نبرد با تاش فرّاش سپهسالار سلطان مسعود در ناحیه کرج(یا کرخ) نزدیک همدان شتافت. ابن سینا که در این سفر علاء الدوله را همراهی می کرد، دچار بیماری قولنج شد و به درمان خود پرداخت و به قصد بهبود هر چه زودتر در یک روز هشت بار خود را تنقیه می کرد و در نتیجه دچار زخم روده شد. سپس در همین حال بیماری به اصفهان برده شد و همچنان به مداوای خود ادامه می داد تا اندکی بهبود یافت، چنانکه توانست در مجلس علاء الدوله حضور یابد. تا اینکه علاء الدوله قصد رفتن به همدان کرد. ابن سینا نیز وی را همراهی کرد، اما در راه بیماریش عود کرد. پس از رسیدن به همدان، وی از معالجه خود دست کشید و پس از چند روز در نخستین جمعه رمضان 428/ ژوئن 1037، در 58 سالگی درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد. (نک: گلمن، «زندگانی ابن سینا»، متن عربی، 16- 88؛ بیهقی، علی 38- 58)

نکته ای راجع به زندگی نامه

در باره سرگذشت ابن سینا، در آن بخشی که خودش آن را برای شاگردش جوزجانی تقریر کرده است و می توان آن را «اتوبیوگرافی» وی نامید، نکات مبهمی وجود دارد که شایسته است به آنها اشاره شود.

از یک سو، ابن سینا هنگامی که به یکی از رویدادهای زندگیش اشاره می کند، به انگیزه های عینی و ذهنی آن نمی پردازد و زمینه تاریخی و زمانی آن را توضیح نمی دهد، بلکه با اشاره ای کوتاه از کنار آن می گذرد و به ویژه، گویی تعمّد دارد که پیوند میان انگیزه های عینی، یعنی سیاسی- اجتماعی یک رویداد زندگیش را با انگیزه های درونی تصمیم خودش، برای خواننده مبهم گذارد و مکررا به تعبیرهایی مانند «ضرورت مرا بر آن داشت که...» اکتفا می کند و نمی گوید که آن چه «ضرورتی» بوده است. از سوی دیگر گویی زندگی و سرگذشت اندیشه ای و علمی برای ابن سینا برای او از زندگی بیرونیش از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. بنا براین رویدادهای درونی و تاریخ روحی و عقلی او برایش از «بعد زمان» بیرون بوده است. از اینجاست که شاید بتوان گمان برد که چرا وی از تصریح به «تاریخ»(سالهای) رویدادهای بیرونی زندگیش خودداری می کرده است.(در این باره نک: لولینگ،، 513- 496)

کتب و رسالات ابن سینا

ابن سینا، علی رغم زندگانی ناآرام و پر حادثه خود، اندیشمند و نویسنده ای پرکار بوده است. آنچه از نوشته های خرد و کلان وی بر جای مانده است، نماینده ذهنی فعال و پویاست که گویی در هر شرایطی، حتی در سخت ترین و توان فرساترین آنها، از فعالیت و خلاقیت باز نمی ایستاده است. استعداد وی در فراگیری و حفظ خوانده ها و آموخته ها زبانزد همگان بوده است و چنانکه در سرگذشتش دیدیم، خود او نیز به توانایی شگرف خویش در یادگیری در دوران نوجوانیش اشاره می کند. حافظه نیرومند وی کار تألیف را نیز بر او آسان می ساخت. شاگردش جوزجانی می گوید هنگامی که- چنانکه دیدیم- ابن سینا متواریا در خانه ابو غالب عطّار به سر می برد، از او خواسته بود که نوشتن بقیه کتاب شفا را به پایان رساند و سپس می افزاید که در این هنگام، ابن سینا هیچ کتابی یا مرجعی در اختیار نداشت؛ هر روز 50 ورق می نوشت، تا اینکه همه «طبیعیات» و «الهیات» شفا و سپس بخشی از «منطق» را به پایان آورد. (گلمن، 58) جوزجانی در جای دیگری از سرگذشت ابن سینا می گوید «من بیست و پنج سال در خدمت و مصاحبت او بودم و هرگز ندیدم که هرگاه کتاب تازه ای به دستش می رسید، آن را از آغاز تا پایان بخواند، بلکه یک باره به قسمتهای دشوار و مسائل پیچیده آن و نظریات نویسنده کتاب می پرداخت تا به مرتبه وی در آن دانش و درجه فهم او پی ببرد.» (همو، 68)

برای آگاهی از مجموعه نوشته های اصیل ابن سینا و نوشته های منسوب به وی، اکنون فهرست جامعی به کوشش یحیی مهدوی در دست است که ما را از همه کوششهای دیگر در این راه بی نیاز می سازد. (نک: مهدوی، فهرست نسخه های مصنفات ابن سینا) در این فهرست 131 نوشته اصیل از ابن سینا و 111 اثر منسوب به وی یا نوشته هایی با عنوانهای دیگر معرفی شده است. ما در اینجا تنها نوشته های چاپ شده و ترجمه شده به زبانهای دیگر را ذکر می کنیم:

تالیفات عربی

1.الشفاء: از این مهم ترین اثر فلسفی ابن سینا، بخشهای «طبیعیات» و «الهیات» برای نخستین بار یک چاپ سنگی در تهران(1303 ق/ 1886 م) منتشر شده است. بخش «منطق» و همه بخشهای دیگر آن از 1952 تا 1983 م به مناسبت هزاره تولد ابن سینا، زیر نظر ابراهیم مذکور و به کوشش شماری از محققان دیگر در قاهره منتشر شده است. بخش «برهان» از «منطق» شفا، جداگانه به کوشش عبد الرحمن بدوی در قاهره، 1954 م(چاپ دوم 1966 م) منتشر شده است. متن عربی و ترجمه فرانسوی بخش روان شناسی(کتاب النفس) شفا را، یان باکوش در دو جلد، در 1956 م در پراگ و متن عربی آن را فضل الرحمن در آکسفورد(انگلستان) منتشر کرده است. ترجمه قدیمی لاتینی آن نیز برای نخستین بار در 1508 م در ونیز ایتالیا و چاپ انتقادی جدید آن ترجمه به کوشش سیمون فان ریت در دو جلد زیر عنوان «ابن سینای لاتینی، کتاب در باره روان» در لوون سویس در سالهای 1968 و 1972 م همراه مقدمه ای در باره نظریات روان شناسی ابن سینا از ج. وربکه منتشر شده است. چاپ انتقادی جدید ترجمه لاتینی «الهیات» شفا نیز به کوشش سیمون فان ریت، با مقدمه ای از وربکه در دو جلد(ج 1، مقاله 4- 1 و ج 2، مقاله 10- 5 را در بر می گیرد) در سالهای 1977 و 1980 م در لوون سویس انتشار یافته است.

2.النّجاة: این کتاب که مطالب آن مختصر و گزیده ای از مطالب شفا است، از مهم ترین نوشته های ابن سیناست که فشرده فلسفه وی را در بر دارد. نخستین بار در 1331 ق/ 1913 م، به کوشش محیی الدین صبری الکردی و بار دوم در 1357 ق/ 1938 م، در قاهره منتشر شد. چاپ دیگری از آن به کوشش محمد تقی دانش پژوه در 1364 ش در تهران انتشار یافته است. بخش «الهیات» آن به وسیله نعمت اللّه کرم به لاتینی ترجمه و در 1926 م در رم منتشر شده است. ترجمه انگلیسی بخش «نفس»(روان شناسی) آن نیز به وسیله فضل الرحمن در کتابش به عنوان «روان شناسی ابن سینا» نخست در 1952 م و بار دوم در 1981 م در لندن منتشر شده است.

3.الاشارات و التنبیهات: ظاهرا آخرین نوشته ابن سینا و از برجسته ترین آثار اوست. نثر عربی ادبی شیوا از ویژگیهای آن است. نخستین بار به کوشش ژ. فورژه در 1892 م در لیدن و دومین بار در سه جلد(چهار بخش) همراه با شرح نصیر الدین طوسی بر آن، به کوشش سلیمان دنیا میان سالهای 1957- 1960 م در قاهره منتشر شده است. ترجمه فرانسوی آن به وسیله ابن سینا شناس فرانسوی، آن ماری گواشون در 1951 م در پاریس انتشار یافته است.

4.کتاب الانصاف: نوشته بزرگی بوده است که به گفته خود ابن سینا، نزدیک به 28 هزار مسأله را در بر می گرفته است. تنها دست نوشته آن در حمله مسعود غزنوی به اصفهان به تاراج رفت. ابن سینا، به گفته خودش، قصد داشته است که اگر فرصتی و فراغتی یابد آن را دوباره بنویسد، اما ظاهرا به این کار موفق نشده است. پاره هایی از این نوشته را عبد الرحمن بدوی یافته و در مجموعه ای به نام ارسطو عند العرب،(قاهره، 1947 م: چاپ دوم، کویت، 1978 م) منتشر کرده است(نک: ص 121، سطر 7) در این مجموعه همچنین شرح ابن سینا بر کتاب دوازدهم متافیزیک(ما بعد الطبیعه) ارسطو(صص 22- 33) و شرح وی بر تکه هایی از اثر لوجیا منسوب به ارسطو(صص 35- 74) و پاره هایی از کتاب المباحثات ابن سینا(صص 122- 239) و نیز تعلیقات بر حواشی کتاب النفس ارسطو(صص 75- 116) یافت می شود.

5.منطق المشرقیین، نخستین بار در 1910 م در قاهره و سپس در 1982 م در بیروت چاپ و منتشر شده است. 6.رسالة اضحویة فی امر المعاد، به کوشش سلیمان دنیا، قاهره، 1954 م.

7.عیون الحکمة، به کوشش عبد الرحمن بدوی، قاهره، 1954 م، کویت، 1978 م.

8.تسع رسائل فی الحکمة و الطبیعیات، قاهره، 1326 ق/ 1908 م که این نوشته ها را در بر دارد: «رسالة فی الحدود»، «رسالة فی اقسام العلوم العقلیة»، «رسالة فی اثبات النبوّات»، «رسالة النیروزیة»، «فی الطبیعیات من عیون الحکمة»، «فی الاجرام العلویة»، «فی القوی الانسانیة و ادراکاتها»، «فی العهد» و «فی علم الاخلاق».

9.ا. ف. مرن از 1889 تا 1899 م برخی از نوشته های ابن سینا را در چهار جزء زیر عنوان «رسائل عرفانی ابن سینا»، همراه ترجمه آزاد فرانسوی، تدوین و در لیدن منتشر کرده است. در این مجموعه، این نوشته ها یافت می شود: «رسالة حی بن یقظان»(در جزء یکم)، «رسالة الطیر»(در جزء دوم)، «رسالة فی ماهیة العشق»، «رسالة فی ماهیة الصلاة»، «رسالة فی معنی الزیارة»(هر سه در جزء سوم) و «رسالة فی القدر»(در جزء چهارم). افزون بر اینها، مجموعه ای از رسائل ابن سینا با عنوان جامع البدایع در 1335 ق/ 1917 م در قاهره منتشر شد که علاوه بر رساله «شرح سورة الاخلاص» شش رساله را که در مجموعه های مرن یافت می شود، نیز در بر دارد. در 1354 ق/ 1935 م نیز مجموعه ای با عنوان مجموعة رسائل الشیخ الرئیس به کوشش عبد اللّه بن احمد العلوی در حیدر آباد منتشر شد که افزون بر برخی از رسائل نامبرده در بالا، «رسالة فی السعادة» و «رسالة فی الذکر» را نیز در بر می گیرد. در 1953 م، حلمی ضیا اولکن نیز مجموعه ای از رسائل ابن سینا را با عنوان رسائل ابن سینا 2، در استانبول منتشر کرده است که این نوشته ها را در بر می گیرد: «جواب ستّ عشرة مسألة لابی ریحان»، «اجوبة مسائل سأل عنها ابو ریحان»، «مکاتبة لابی علی بن سینا»، «رسالة فی ابطال احکام النجوم»، «مسائل عن احوال الروح»، «اجوبة عن عشرة مسائل»، «رسالة فی النفس و بقائها و معادها» و «الجواب لبعض المتکلّمین». رساله حی بن یقظان بار دیگر در 1952 م به کوشش هانری کربن تدوین و همراه ترجمه و شرح قدیم فارسی و ترجمه فرانسوی آن در تهران منتشر شد. وی سپس در 1954 م در نوشته دیگری با عنوان «ابن سینا و تمثیل عرفانی، مطالعه ای در باره سلسله تمثیلهای ابن سینا» به تحلیل و پژوهش در باره رسائل عرفانی ابن سینا پرداخت. آ. م. گواشون نیز در 1959 م، ترجمه فرانسوی و شرح و پژوهشی در باره رساله حی بن یقظان را در پاریس منتشر ساخت.

10.فی معانی کتاب ریطوریقا، به کوشش م. س. سلیم، قاهره، 1950 م.

11.رسالة فی الاکسیر، به کوشش احمد آتش، استانبول، 1953 م.

12.رسالة فی معرفة النّفس الناطقة و احوالها، قاهره، 1934 م، ترجمه لاتینی آن به وسیله آندرئاس آلپاگوس در 1546 م در ونیز منتشر شد. متن و ترجمه آلمانی آن را اس. لانداور با عنوان «روان شناسی ابن سینا» در «مجله انجمن خاوری آلمان» شماره 29، در 1876 م منتشر ساخت(صص 418- 372- 335). ترجمه انگلیسی آن نیز با عنوان «مختصری در باره روان» در سال 1906 م به وسیله ای. آ. واندیک در ورونا، انتشار یافت.

13.التعلیقات، به کوشش عبد الرحمن بدوی، قاهره، 1972 م.

14.القانون فی الطب، کتاب مشهور ابن سینا در پزشکی، متن عربی آن نخستین بار در 1593 م در رم و سپس در 1290 ق در قاهره؛ در 1294 ق در بولاق و در سالهای 1307- 1308 و 1324 ق در لکنهو چاپ و منتشر شد. ترجمه لاتینی آن به وسیله گراردوس کرمونایی در سده 12 م انجام گرفت. و چندین بار در ایتالیا(میلان، 1473 م، پادوآ، 1476 م، ونیز 1482 م، 1591 م و 1708 م) به چاپ رسید.

15.النّکت و الفوائد، این رساله ناشناخته ابن سینا که دست نوشته ای از آن در کتابخانه فیض اللّه استانبول، به شماره 1217 یافت می شود، مختصری از «منطق»، «طبیعیات» و «الهیات» را در بر دارد و مطالب آن یادآور مطالب النجاة و الاشارات است. با وجود اختصار، این رساله ارزش بسیار دارد. فن پنجم از کتاب دوم «طبیعیات» این نوشته را ویلهلم کوچ در «یادنامه ابن سینا»(صص 178- 149) تدوین و منتشر کرده و نوید داده است که بخشهای «الهیات»، «منطق» و بقیه «طبیعیات» نیز از سوی پ. ورنست تدوین و منتشر خواهد شد.

16.المبدأ و المعاد، به کوشش عبد اللّه نورانی، تهران، 1363 ش.

تالیفات فارسی

ابن سینا چند نوشته به فارسی دارد که مهم ترین آنها دانشنامه علائی است. وی آن را برای علاء الدوله کاکویه و به درخواست او نوشته و به وی تقدیم کرده است. در کتاب نزهت نامه علائی نکته توجه انگیزی آمده است که می گوید: «شنودم که خداوند ماضی علاء الدوله قدّس اللّه روحه... خواجه رئیس ابو علی سینا را گفت: اگر علوم اوائل به عبارت پارسی بودی، می توانستمی دانستن، بدین سبب به حکم فرمان دانشنامه علائی بساخت، و چون بپرداخت و عرضه کرد، از آن هیچ نتوانست دریافتن.» نک: شهمردان، 22، متن بخش «منطق» و «الهیات» دانشنامه نخستین بار به کوشش احمد خراسانی در 1315 ش در تهران منتشر شد. سپس به مناسبت هزاره تولد ابن سینا بخش «الهیات» آن به کوشش محمد معین در 1331 ش و بخش «طبیعیات» آن به کوشش سید محمد مشکوة در همان سال در تهران انتشار یافت. ترجمه فرانسوی بخشهای «طبیعیات» و «ریاضیات» به وسیله محمد آشنا و هانری ماسه در دو جلد در سالهای 1955 و 1956 م در پاریس منتشر شد. بخش «الهیات» آن را پرویز مروج با شرح و حواشی به انگلیسی ترجمه کرده و در 1973 م در نیویورک منتشر کرده است. افزون بر اینها، رساله «رگ شناسی» از ابن سینا نیز به کوشش سید محمد مشکوة در 1330 ش و بخش «ریاضیات» دانشنامه به وسیله مجتبی مینوی در 1331 ش در تهران منتشر شده است. همچنین رساله فارسی کنوز المعزمین و رساله جرّثقیل از ابن سینا هر دو به کوشش جلال الدین همایی در 1331 ش در تهران انتشار یافته است.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

۸ کاری که افراد موفق در طول روز انجام می دهند

برای چند لحظه عنوان شغلی خود را فراموش کنید هر کسی به دنبال راه کارهایی برای بهتر و موثرتر کردن کار خود است و حالا زمان آن فرا رسیده که لیوان های بزرگ قهوه خود را زمین بگذارید،

روز معلّم

معلّم، ماندگارترین واژه است که نام او برای همیشه با دیروز و امروز و فردای اهل خرد و اندیشه همراه است؛

شرح دعای روز اول

جهت بهره مندی مخاطبان ارجمند از لحظه های سراسر نور و معرفت ماه مبارک رمضان، شرح کوتاهی از دعاهای هر روز این ماه پرفضیلت را که توسط مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) بیان شده تقدیم می گردد. گفتنی است، مطالب ارایه شده با استناد به فایل های صوتی آن فقیه پارسا تنظیم شده است.

شرح دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

'اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ‏وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ كُلِّ خَیرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِكَ یا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین.''

فقط ده روز فرصت دارید

اهمیت دهه اول ذی الحجة و اعمال آن با توجه به کتاب المراقبات

زمزمه های آسمانی

خداوندا ! وجودم را با حقایق اهل تقرب آشنا گردان و روش گروندگان به سویت را به من بیاموز». خداوندا! با تدبیر خود از تدبیرهای ناقصم بی نیازم کن و از اختیار خود بهره مندم ساز».

خصوصیات ویژه روز عرفه

روز نهم ماه ذی الحجه الحرام را روز "عرفه" نامیده اند ،

همه مشکلاتمان را در روز عرفه حل کنیم !

"دعا" رشته اتصال بنده با خدای خود است، دعا باعث ارزشمند شدن بندگان نزد خداوند متعال می شود ، قرآن کریم می فرماید : «قلْ ما یَعْبَؤا بِکمْ رَبِّی لَوْ لا دعاؤکمْ فَقَدْ کَذَّبْتمْ فَسَوْفَ یَکون لِزاماً»؛( فرقان، 77) بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارج و منزلتی ننهد.

اعمال شب و روز عرفه

شب نهم ذي الحجة از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد.

خطبه مظلومانه امام عاشورا برای هدایت کوردلان

بررسی حوادث صبح عاشورا به لحاظ اسناد تاریخی دارای اهمیت زیادی است. اگر چه ممکن است برای برخی خوانندگان محترم، مضمون این مباحث تکراری باشد اما توجه به منابع اصلی در گزارش جزئیات حوادث مقطع مذکور ارزش خاص خودش را دارد.

بیعت با عاشورا

الا... ای محرّم! تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی تو خون خدایی که با خاک آمیخت، تو چشم گره خورده سالیانی، تو یادآور عشق و ایمان.

روز شادی ملت

از رادیو پخش شد. ملّت ایران فریاد شادی و شادمانیسر دادند. چراغ اتومبیل هایشان را روشن کردند. برف پاکن ها را به رقص درآودند.

به مناسبت روز درختكاري

از نعمت های پرارزش و حیات بخش در جهان هستی، درختان هستند که خداوند برای انسان آفریده است.

12فروردین روز جمهوری اسلامی

نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست و با پیروزی انقلاب اسلامی زمینه مهم ترین همه پرسی تاریخ ایران زمین، جهت تعیین نوع حکومت، فراهم شد.

دستی که آتش نمی بیند

روز, جهاني, کار, کارگر, يازدهم, ارديبهشت پیامبر خدا حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم از غزوه * تبوک به مدینه باز می گشتند، یکی از اصحابی که نتوانسته بود همراه نبیّ مکرّم اسلام، پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم در جهاد شرکت کند به استقبال ایشان آمد.

عید زیبای بندگی

روز عید فطر روز عید زیبایی های معنوی است. عیدی که زمین و زمان غرق در شادی و سور است و ساکنان زمین و کسانی که این لیاقت را یافتند تا بتوانند یک ماه، زیبایی های بندگی معبود را درک کنند اینک به شکرانه این بندگی زیبا، جشنی با شکوه به پا کنند...

راههایی برای بهتر سپری کردن یک روز شلوغ

گذران زمان به شیوه ی سیاه و سفید در کنار هم و در حالت تعادل کمک می کند احساس خوبِ موفق بودن و آرامش را تجربه کنیم. به این ترتیب کمتر پیش می آید که یک هفته بگذرد و گاهی یک فصل و شما اعتراف کنید که اصلا نفهمیدم زمان چطور گذشت!

روز مهندس (استاد البشر.خواجه نصیرالدین طوسی حکیم)

خواجه نصیرالدین طوسی حکیم، متکلّم، شاعر، فیلسوف، فقیه، دانشمند، اندیشمند، ریاضیدان، منجّم، خاتم الفلاسفة و عقل حادی العشر، قرن هفتم قمری است. ابو جعفر محمّد بن محمّد بن حسن طوسی، مشهور بهخواجه نصیرالدین طوسی حکیمکنیه‌اش «ابوجعفر» و به القابی چون «نصرالدّین»، «محقّق طوسی»، «استادالبشر» و «خواجه» شهرت دارد.

روز درختكاری

درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه مردم و صفا و پاكی طبیعت می باشد.

اسراف و زیاده روی های پایان سال

امام علی علیه السلام می فرماید: انسان حقیقت ایمان را درک نمی کند جز اینکه در وی سه خصلت باشد، دانایی در احکام دین، شکیبایی در مصیبت ها و خصلت سوم که مد نظر است، اندازه گیری خوب در معیشت است.

روز کار و کارگر

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: در تأمین مایحتاج زندگی خودتان سستی نکنید.

شرح دعای روز اول ماه مبارک رمضان

اگر در ماه رمضان همه کار ها برای خدا باشد؛ این روزه خاص الخاص هست و اینکه در دعا از خدا می خواهی اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِینَ یعنی روزه مرا روزه خاص الخاص قرار بده.

سرّ روزه سی روز

چند نفر یهودی محضر رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلم مشرف شده و داناترین آنها مسائلی چند از حضرتش پرسید در بین سؤالات عرضه داشت: برای چه خداوند عزّ و جل سی روز، روزه بر امّتت واجب کرده و بر امم سابقه بیشتر از سی روز فرض و لازم قرار داده بود؟

دحو الارض روز گسترش زمین

روز بیست و پنجم ذیقعده، همزمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. در شب این روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام به دنیا آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود (عج) نیز معرفی شده است.

سفیدپوشان بردبار

اول شهریورماه هر سال، به مناسبت بزرگداشت ابن سینا، حکیم و پزشک سرآمد روزگاران، روز پزشک نامگذاری شده است؛ همو که به اعتراف همه عالمان شرقی و غربی، در ردیف بزرگ ترین دانشمندان تمام دوره های تاریخی این کره خاکی قرار دارد.

فرصت طلائی آشتی

عرفه طلوع خورشید آشنایی در آسمان ذی حجه است و عرفات محراب ترنم عارفانه های بندگی و عاشقانه های دلدادگی است.

شمیم دل انگیز استجابت دعا/به بهانة روز عرفه

خداوند بزرگ به دلیل غنای ذاتی که دارد، هدفی خارج از ذات نداشته، منفعت و فایده ای به او بر نمی گردد، اما چون حکیم است و کار عبث نمی کند فعل و کارش دارای هدف است

روز عرفه و فرصتها

یکی از ویژگی های مؤمن این است که می خواهد دائماً خود را به خدا نزدیک کند و پیوسته در جهت جلب رضای اوست. همانطور که در روایات بسیاری به توبه یا دعا و...سفارش شده و از طرف دیگر مکانها یا زمانهای خاصی برای اجات دعا یا قبولی توبه ذکر شده، برای جلب رضایت حق نیز اوقات یا مکانهایی بیان شده که مؤمن می تواند در آنها، به خداوند تقرّب جوید. خداوند، مهربان و بخشنده بوده و رحمت او همیشه بر خلقش جاری است، اما باید بدانیم برخی از اوقات یا در برخی از مکانها رحمت خداوند بر خلق بیشتر بوده و بخشش معاصی راحت تر می باشد، یکی از همین اوقات روز عرفه است. برای کسی که در جستجوی رحمت الهی است روز عرفه فرصت خوبی است تا بتواند رضایت خداوند را جلب نموده و از گناهان خود توبه کند در این نوشته سعی می کنیم به برخی از این فرصتها اشاره کنیم.

عید شکست شیطان

عید قربان، روز بزرگ آزمون بندگی و یکتاپرستی، روز شکست بزرگِ شیطان، روز ایثار و از خود گذشتگی، روز نجابت، وقار و ایثار اسماعیل و پیروزی ابراهیم و اسماعیل در امتحان بزرگ الهی، روز رمی در جمرات و غلبه بر شیطان بزرگ و همه شیاطین درون و روز صلابت و مقاومت است. عید قربان، یعنی عید رهیدگی و آزادی از اسارت نفس و اباطیل، به سوی شکوفایی ایمان و یقین، و رهایی از ذلت وابستگی ها و هر آنچه غیر خدایی و گمراه کننده باشد.

خانواده ی سالم با محیط زندگی سالم

در نظرگاه اسلام خانواده از تقدس ویژه ای برخوردار است؛

«سه یار دبستانی»

در کتاب تاریخ دبستان ما بیشتر از یک عبارت چند خطی دربارة واقعه 16 آذر 1332، چیزی نوشته نشده است. این نگاه گذرا و سطحی که گویا فقط از سر وظیفه به این واقعة مهم در تاریخ انقلاب صورت گرفته، اصلاً کافی نیست؛

روز دانشجو

امروز، روز رستاخیز اندیشه هاست؛ روز علم دوستی و حقیقت پرسی، روز طلوع اندیشه های نو، روز انسان های فرهیخته و بالنده، روز اندیشه های ناب و روز گسستگی جهل ها ونابخردی ها. امروز، روز پرده برداری از گمنامی ها و پرده پوشی بر سیاهی هاست. امروز، روزی است که دانش دوستان با دستان مهربان و اندیشه های نابشان از دوستی ها سخن خواهندگفت، از عشق ها، از زیبایی ها. امروز، روز دانشجوست؛ روز حقیقتی که دوستدار روشنایی است.

5 اسفند، روز بزرگداشت خواجه نصیر الدین طوسی و روز مهندس

سرزمين طوس ناحيه‌اي از خراسان بزرگ است كه خاستگاه دانشوراني بزرگ و تاريخ ساز بوده است. در جغرافياي قديم ايران، طوس از شهرهاي مختلفي چون «نوقان»، «طابران» و «رادكان» تشكيل شده بود و قبر مطهر حضرت علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ در حوالي شهر «نوقان» و در روستايي به نام «سناباد» قرار داشت كه پس از توسعه آن، امروزه يكي از محله‌هاي شهر مشهد به شمار مي‌آيد.

ثواب شگفت آور درختکاری!!

روز 15 اسفند را روز درختکاری" نام گذاشته اند، واقعا شایسته است که در جامعه اسلامی به این روز اهمیت زیادی داده شود چرا که اسلام ارزش زیادی برای درختکاری قائل است و خداوند متعال پاداش های بزرگی برای این عمل در نظر گرفته است.

مروارید در صدف

قد دلجویش به شاخه شمشاد می ماند؛ سایه گستر و پربار.

چهره های آسمانی

یکباره سکوت مسجد،مانند حبابی شکست.چشمان نماز گزاران،از حیرت و تعجب به روی سجاده هایشان خیره ماند.نجواهایی فضای مسجد را پر کرد و صداها درهم شد.هر کس چیزی می گفت.این چه صدایی بود که به گوش می رسید؟ صدای ناقوس ؟ آن هم در مسجد پیامبر؟!

روز دانشجو

امروز، روز رستاخیز اندیشه هاست؛ روز علم دوستی و حقیقت پرسی، روز طلوع اندیشه های نو، روز انسان های فرهیخته و بالنده، روز اندیشه های ناب و روز گسستگی جهل ها ونابخردی ها. امروز، روز پرده برداری از گمنامی ها و پرده پوشی بر سیاهی هاست. امروز، روزی است که دانش دوستان با دستان مهربان و اندیشه های نابشان از دوستی ها سخن خواهندگفت، از عشق ها، از زیبایی ها. امروز، روز دانشجوست؛ روز حقیقتی که دوستدار روشنایی است.

دانشجو در دنیای امروز

برای کسی که به تحصیل اشتغال دارد، در صورتی می توان آینده ای درخشان پیش بینی کرد که همه ساعات و دقایق زندگی اش برنامه داشته باشد;

آشنایی با مفاخر شیعه«خواجه نصیرالدین طوسی»

امروز پنجم اسفندماه مصادف است با روز بزرگداشت حکیم بزرگ ایران زمین خواجه نصیر الدین طوسی. به همین مناسبت نگاه کوتاهی به زندگی و زمانه این حکیم بزرگ و خدمات او به فرهنگ و اندیشه ایرانی و اسلامی می اندازیم

عصر مغول و نقش خواجه نصیر و علامه

«در دین ستیزی مغولان، تشیع و تسنن سرنوشتی مشابه داشتند و آنان بر احدی رحم نمی کردند، چه شیعه و چه سنی!

روز مادر، نمودی از عمری در خدمت مادر

روز بیستم جمادی الثانی مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و روز مادر و تکریم از شخصیت والای این موجود مقدس می باشد . به همین مناسبت در این نوشتار نگاهی کوتاه به مقام و منزلت و حقوق مادر در فرهنگ و اندیشه قرآن و اهل بیت علیهم السلام خواهیم داشت .

طلای سبز

من و تو با دست هایمان نهال کوچک را به خاک سرد اسفند می سپاریم و آفتاب، گرمای خویش را هدیه راه طولانی اش می کند و آب، با پاکی اش بدرقه شکفتن اش می شود.

نشانه های سبز

درختان، از نعمت های پرارزش و حیات بخشی هستند که خداوند برای انسان آفریده است تا همواره از فایده های گوناگون و بسیار آن استفاده کنند و پیوسته به یاد او باشد.

آری روز جمهوری اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خواست ملت در فروپاشی سلطنت استبدادی تحقق یافت. دولت موقت اسلامی، به فرمان امام خمینی رحمه الله مسئله رجوع به آرای عمومی ملت، درباره تغییر نظام سیاسی کشور را پی گیری کرد تا حکومت اسلامی که یکی از شعارها و خواسته های ملت در دوران مبارزه به رژیم پهلوی بود، شکل گیرد. بر این اساس، کمتر از بیست روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رسما اعلام شد که رفراندوم تعیین نظام سیاسی کشور روز دهم فروردین 1358 برگزار خواهد شد. در این همه پرسی، پاسخ ملت موافقت یا مخالفت با «جمهوری اسلامی» بود؛ پاسخی که به حاکمیت اسلامی بر ایران انجامید.

«حرمت استاد» در آیات و روایات

امام صادق علیه السلام یکی از وظایف‌ متعلمان را تـواضع مـعرفی کرده و فرموده است.«نسبت به کسی که از او علم می‌آموزید(استاد) فروتن باشید.

قدس شریف؛ محور وحدت و رمز اقتدار

فلسطین از قدیمی ترین مناطق مسکونی جهان به شمار می آید، نام فلسطین را رومیان به این قلمرو اطلاق کردند و بعد از تجزیه امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی، سرزمین مذکور به عنوان یکی از ایالات مهم روم شرقی تحت کنترل دولت بیزانس که مرکز آن در قسطنطنیه (استانبول کنونی) بود، درآمد.

امام خمینی ثابت و استوار از آغاز تا پایان روز قدس، روز اسلام

همه باید بدانند که هدف دولتهای بزرگ از ایجاد اسرائیل، تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد، آنها در این نقشه اند که ـ پناه بر خدا ـ تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت دچار کنند.

خصوصیات ویژه روز عرفه

روز نهم ماه ذی الحجه الحرام را روز "عرفه" نامیده اند ، روز عرفه خصوصیات منحصر به فردی دارد ، اگر چه این روز بزرگ عید نیست ؛ اما از آن به عنوان یکی از اعیاد بزرگ یاد می شود ؛ چرا که در این روز بزرگ خالق مهربان، نگاهی ویژه به بندگان خود دارد ، روزی برای درخواست کردن و جواب گرفتن ، روز پاک شدن از گناهان بسیار، روز رهایی از آتش ....

کارهایی که باید در روز عرفه انجام دهیم!

عرفه روز همراهی و هم صداییِ با «یا ربّ» «یا ربّ» های امام حسین(علیه السلام) است. روز معراجِ دل های کربلایی است که همنوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می خوانند: لااِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ المُستَغفِرینَ ... . روز پالایش وجود از هر گونه تعلّق و شرک و گناه است، روز توبه!

روز دوم محرّم، نماد پایداری

آفتاب محرم برمی آید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدسته ی دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می آید. عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطه پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیه سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است.

27 روز شعر و ادب پارسی

مهم‌ترین اثر استاد شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است.

برای ازدواج، به چشم پزشک مراجعه کنید!

خوش حالیم از این که بعد از چند سال چشم انتظاری، کسی پیدا شد که به فکر حدیث زندگی ما بیفتد و آستین برایش بالا بزند و همه را از فکر و خیال، بیرون بیاورد. به همین خاطر، ما به مبارکی و میمنت این حادثه فرخنده، سعی داریم در این شماره، به عنوان «مادر عروس»، سنگ تمام بگذاریم. پس برای این که زیادی وقت عروس و داماد را نگیریم، در همین ابتدا از بعضی نشانه های یک انسان عاشق پیشه می گوییم تا هر زمان، این نشانه ها را در خودتان یا دیگران دیدید، هشدارها را جدّی بگیرید، پیش از آن که خیلی دیر شود.

سفیدپوشان بردبار

اول شهریورماه هر سال، به مناسبت بزرگداشت ابن سینا، حکیم و پزشک سرآمد روزگاران، روز پزشک نامگذاری شده است؛ همو که به اعتراف همه عالمان شرقی و غربی، در ردیف بزرگ ترین دانشمندان تمام دوره های تاریخی این کره خاکی قرار دارد.

محمد بن زكریای رازی

محمد بن زكریای رازی در سال 251 هجری قمری (244 ش) در شهر ری متولد شد.

عبدالله بن حسن بن علي بن ابيطالب

«عبدالله» کودک چند ساله امام مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. (1)

راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه

در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

... کیست این عبد صالح؟

غروبی دیگر به قادسیه رسیدیم کاروان در کاروانسرایی بزرگ و قدیمی از حرکت باز ایستاد. مسافران خسته از چارپایان فرود آمدند و بارها بر زمین نهادند. من نیز پیاده شدم و باراندکم را کنجی گذاردم. کاروانسرا پر از مسافر بود.

درس هایی آموزنده از زندگانی امام کاظم «علیه السلام»

گاه آدمی پاسخ یک بدی را با مهربانی می دهد و این پاسخ مهرورزانه او سبب تغییر رویه طرف مقابل می شود. امام کاظم «علیه السلام» را به دلیل این ویژگی به چنین لقبی خوانده اند. در مدینه مردی بود که هرگاه امام را می دید زبان به دشنام می گشود. روزی امام به همراه یاران خویش از کنار مزرعه او می گذشتند که او مثل همیشه، ناسزاگویی را آغاز کرد. یاران امام بر آشفتند و از امام خواستند تا آن مرد بد زبان را مورد تعرض قرار دهند. امام به شدّت با این کار مخالفت کرد و آنان را از انجام چنین کاری بازداشت. روز دیگری امام به سراغ مرد رفت تا او را در مزرعه اش ملاقات کند، ولی مرد عرب از کار زشت خود دست بر نداشت و به محض دیدن امام، ناسزا گفت.

مناظرات و گفتگوهای علمی

امامان گرامی ما با دانشی الهی که داشتند در مورد هر سئوالی که از آنان می شد،پاسخی درست و کامل و در حد فهم پرسشگر،می دادند.و هر کس حتی دشمنان،چون با آنان به احتجاج و گفتگوی علمی می نشست،با اعتراف به عجز خویش و قدرت اندیشه ی گسترده و احاطه ای کامل آنان،برمی خاست.

هفتمین اختر تابان سماوات وجود

روزگاری است که من طالب دلدار شدم رهرو مخلص آن قافله سالار شدم

مناجاتی از امام که انجیلیه نام گرفت.

بنا به روایتی از امام محمد باقر(ع)، علی بن الحسین (ع) را از آن رو «ابن الخیرتین»(فرزند دو سلسله برگزیده) می گویند که پدر گرامی شان امام حسین(ع) از برگزیده عرب یعنی هاشم و مادر بزرگوارش شهربانو برگزیده غیرعرب یعنی از فارس است.

روشنترین ستاره شب زنده دارها

روشنترین ستاره شب زنده دارها علی مظلوم تاریخ است و مفهوم شکیبایی

پرواز از بالای برج

غریب تر از سکوت پر از بهانه کوفه قدم می زد کوچه های تنگ بی پناهی را در پناه سایه دیوارها، تا نور ماه فریادش نزند؛ در چشم آن همه خفاشی که چشم می چرخاندند هلاکش را.

اخلاق و رفتار امام موسی بن جعفر (ع)

عبادت و نیایش هر فرد در حدود معرفت و شناسائی پروردگار عالم، اندازه گیری میگردد.مجال است فردی بدون معرفت کافی و لازم نسبت به پروردگار خود، عبادت و ستایش شایسته ای انجام دهد

شخصیت ابن سینا در متون کهن

درباره شخصیت ابن سینا سخن بسیار گفته اند، از جمله شمس الدین محمد شهرزوری، از حکیمان برجسته و از شارحان معروف حکمة الاشراق؛

مسلم بن عقیل کیست؟

در میان جوانان برومند «بنى هاشم » مسلم، فرزند عقیل یکى از چهره هاى تابناک و شخصیتهاى بارز، به شمار مى رفت. «عقیل » برادر حضرت على(علیه السلام) و دومین فرزند ابوطالب بود.

باب الحوایج

امام هفتم، شب زنده دار و مطیع اطاعت پروردگار است. کراماتی از او نقل است که شب را تا به صبح به عبادت می پرداخته؛ به سجده بوده؛ به نماز می ایستاده؛ و روز را به روزه و اعانت به دیگران به پایان می رسانیده است. لقب آن بزرگوار کاظم بوده است. نسبت به افرادی که به او بد می کرده اند، گذشت و احسان داشت، و لقب او عبدصالح نیز بوده است. به خاطر کثرت عبادت و حال عبودیتی که داشته است، لقب باب الحوایج نیز داشته است. هر کس به او متوسل شود، حاجتش داده می شود. کرامات موسی بن جعفر به قدری فراوان است که عقلها در تحیر است

شهادت حضرت مسلم علیه السلام سفیر شهادت

سلام بر حسین علیه السلام ، سلام بر زیبایی و ستایش خوبی و گشودن پنجره ای رو به بهشت و هم نوایی با فرشتگان آسمانی است.

غربت مظلومانه مسلم

کوفه که به خاطر نهضت برای مسلم « وطن » شده بود ، اینک به غربت تبدیل شده است و مسلم ، غریبی در وطن ! مسلم برای یافتن خانه ای که شب را به روز آورد و در پناه آن ، مصون بماند ، در کوچه ها غریبانه می گشت و نمی دانست به کجا می رود .

صفای چشمه مهتاب

در ارزیابی شخصیت افراد، اصولاً مجموعه ای از صفات و ویژگی آن ها مؤثر و تعیین کننده است. البته گاهی اوقات تنها یکی از ویژگی های برجسته یک فرد، می تواند شخصیت او را از دیگران متمایز کند.

برشی از رمان واره عشق هشتم

سال جدید هجری فرا رسید. دویست و سه سال از هجرت آخرین پیام آور وحی می گذشت. آفتابِ تیرماه می تابید و نور و آتش می پراکند. سرزمین خراسان، با آن بیابان ها، تپه ها، رمل ها و نمکزارش در زیر آفتاب خفته بود. کاخ حمید بن قحطبه در میان باغ بزرگی می درخشید. درختان انار در قسمت شرقی، پرچینی ساخته بودند. آن روز، امام به عادت همیشه به مناسبت آغاز محرم روزه بود. ابری از اندوه عاشورایی بر چهره گندمگونش نشسته بود. درونش از یادآوری صحنه های کربلا آرامش نداشت. صحنه هایی همچون لحظه ای که حسین(علیه السلام) تشنه از اسب بر کرانه فرات، میان نواویس و کربلا بر زمین غلتید. امام به همنشینش ـ که اشعری قمی بود ـ فرمود: «ای سعد! از ما نزد شما قبری است؟»

سفیدپوشان بردبار

اول شهریورماه هر سال، به مناسبت بزرگداشت ابن سینا، حکیم و پزشک سرآمد روزگاران، روز پزشک نامگذاری شده است؛ همو که به اعتراف همه عالمان شرقی و غربی، در ردیف بزرگ ترین دانشمندان تمام دوره های تاریخی این کره خاکی قرار دارد.

شخصیت ابن سینا در متون کهن

درباره شخصیت ابن سینا سخن بسیار گفته اند، از جمله شمس الدین محمد شهرزوری، از حکیمان برجسته و از شارحان معروف حکمة الاشراق؛

دانشمندی که مربعی در علم پزشکی ایجاد کرد!

ابوعلی، حسین بن عبدالله که در غرب به اوسینا (Avicenna) نیز معروف است، در سال 370 شمسی، مصادف با اول شهریورماه در افشنه، نزدیک بخارا، متولد شد.