خدا به چه کسانی محل نمی‌گذارد؟

برچسپ ها: خدا ، کسی ، چه

Print Friendly and PDF

خداوند در قرآن می‌فرماید من به آدم‌های عهدشکن و سوگندفروش محل نمی‌گذارم، نه می‌بینم‌شان و نه هم‌کلا‌مشان می‌شوم!

نویسنده: شکوری

عهد

 

برخی صفات ذمیمه وقتی ضمیمه می‌‌شوند به شخصیت‌ آدم‌، دیگر خدا به انسان محل نمی‌گذارد! 
با اینکه همه چیز و همه کس در تیرس نگاه نافذ و رحمت‌آمیز خداست اما قرآن می‌گوید خدا به بدعهدها و سوگندفروش‌ها نگاه نمی‌کند، نه تنها نگاه که حتی افتخار هم‌کلامی با حضرتش را هم دریغشان می‌کند. بینید:
انَّ الَّذینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ ِاِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَكِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ «کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست».(آل عمران/77)

در هیچ جای قرآن این لحن قهرآمیز و این تعداد تهدید پیاپی را نمی‌یابید.
در شأن نزول این کریمه، بین اهل تفسیر اختلاف است . عده‌ای می‌گویند: این آیه خطاب به گروهی از دانشمندان اهل کتاب است مثل کعب بن اشرف و حیّی بن اخطب که چون با رونق بازار اسلام، موقعیت اجتماعی خود را متزلزل می‌دیدند، روی آوردند به تحریف نسخه‌هایی از تورات که موید حقانیت پیامبر اسلام(ص) بود. اینها حتی به دروغ سوگند خوردند که این جمله‌های تحریف‌شده، از ناحیه خداست!
برخی هم گفته‌اند این آیه درباره اشعث بن قیس است که می‌خواست با سوگندی ناحق و دروغ، ملک دیگری را تصاحب کند. این نزاغ را نزد پیامبر بردند. حضرتش چون سخنان طرفین را شنید از مدعی، بیّنه خواست. مدعی بیّنه و شاهدی نتوانست بیاورد از این رو، مدعی علیه مکلف به یمین(سوگند) شد و هنگامی که اشعث خواست به دروغ سوگند یاد کند،‌این آیه نازل گردید. وی ترسید و به حقیقت اعتراف کرد.
باید دانست که شأن نزول‌ها را اهل تفسیر و روات از باب تطبیق آورده‌اند و گرنه هیچ رخدادی نمی‌تواند حکم عمومی آیه را قید بزند.

در آخرت، تنها صفت رحیمیت خدا شامل عده‌ای از خواص می‌شود در نتیجه خداوند در آخرت با برخی از کلمات(نعمت‌های بهشتی) با بندگانش سخن می‌گوید و روی از برخی دیگر برمی‌گیرد.

در فرهنگ قرآن، هر عهدی واجب‌الوفاست مگر اینکه مستلزم شرطی حرام باشد. اساسا پایبندی به میثاق نزد اعراب جاهلی، یک اصل مهم تلقی می‌شده است. با ظهور اسلام،‌ خداوند این سنت حسنه را امضاء کرد و فرمود: یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَوفُوا بِالعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به پیمان ها وفا کنید.» (مائده/1(
چتر  کلمه "عقود"، همه پیمان‌ها را می‌گیرد اعم از الهی، بشری، فردی و اجتماعی. به دیگر سخن، عهدها چند گونه‌اند: عهد خدا با انسان، عهد انسان با انسان، عهد انسان با هستی و عهد انسان با خود.
یک شخصیت معتدل و خالی از اختلالات روانی، حتی به عهدهایی که با خود بسته است، وفادار است. چه رسد به عهدی که انسان با خدای خود می‌بندد که بر اساس آن متعهد می‌گردد که به مقتضای فرامین و دستورات دین عمل کند. از این گذشته، نمونه‌های تاریخی در صدر اسلام نشان می‌دهد که عهدها و پیمان‌ها در مقیاس کلان و بین‌المللی، آنقدر محترم بوده‌اند که اگر یک فرد در درون جامعه اسلامی، مرتکب جرمی می‌شد که محکومیت و مجازات قضایی در پی داشت، چنانچه همین فرد در خارج از بلاد اسلام، پناهنده می‌گردید به کشوری که قرارداد و پیمان‌نامه‌ای مشروع با حکومت اسلامی داشت،‌آنگاه حکومت اسلامی به احترام این قرارداد، به این شخص خاطی متعرض نمی‌گردید.

5 مجازات شدید الهی در انتظار عهدشکنان و سوگند‌فروشان

بر مبنای این آیه، 5 مجازات شوم الهی در انتظار کسانی است که راه و رسم بدعهدی و سوگند‌شکنی پیش می‌گیرند؛بدین‌ترتیب:
1. در آخرت، نصیب و بهره‌ای که بتوانند با آن به بهشت خدا درآیند، عایدشان نمی‌شود: أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ
2. خداوند در قیامت با آنها سخن نمی‌گوید. وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ ... یَوْمَ الْقِیامَةِ
3. از چشم خدا می‌افتند؛ به دیگر سخن، خداوند نگاه لطف و رحمتش را در قیامت از آن‌ها سلب می‌کند: وَ لا یَنْظُرُ ِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ
4. گناهانشان به آب مغفرت الهی شسته نمی‌شود:  وَ لا یُزَكِّیهِمْ 
5. انواع عذاب‌ها و شکنجه‌های اخروی نیز در انتظارشان خواهد بود: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ

دو نکته درباره مجازات دوم:

یک. صفت رحمانیت خدا عمومیت دارد و همه موجودات در این دنیا، مرحوم به رحمت عام الهی‌اند. چرا که فرمود: ورَحمَتی وسِعَت كُلَّ شی‏ء(اعراف/156) از طرفی هر موجودی کلمه‌ای است از کلمات خدا. در همین دنیا خدا با همه موجودات که زیر سایه‌سار رحمت عامش هستند، با انواع کلمات(مظاهر و نعمات عالم دنیا) سخن می‌گوید. اما در آخرت، صفت رحیمیت خدا تنها شامل عده‌ای از خواص(مومنان) می‌شود در نتیجه خداوند در آخرت با پاره‌ای از کلماتش(نعمت‌های بهشتی) با اینان سخن می‌گوید و روی از برخی دیگر برمی‌گیرد.
دو. سخن گفتن خدا با موجودات با ابزار مادی نیست بلکه از طریق خلق صدا در اشیاء مادی است. همچنان که موسای کلیم در وادی طور، آوای وحی را از ورای درخت شنید.

نکته پایانی درباره مجازات سوم:

پرواضح است که نگاه خداوند از طریق چشم و جهازات مادی نیست بلکه منظور بارش فیض الهی است که از سر عهدشکن‌ها و سوگندفروش‌ها قطع می‌شود.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

وحی، تجلی ویژه الهی

1. جهان آفرینش، جلوه و محل تجلّی ذات مقدس حق سبحانه و تعالی است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِه‏» (نهج البلاغه خطبه 107)؛ لیکن وحی الهی که در جامه پرنیانی قرآن ظهور یافته است، تجلّی ویژه و خاص الهی است: «فَتَجَلّى‏ لَهُمْ‏ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْه‏» (نهج البلاغه، خطبه 146).

مقامی عظیم در سایه‌‌ی اطاعت حق

در بین صفات و كمالاتی كه یك انسان می تواند پیدا نماید ظاهرا عبودیت و بندگی خدا از همه بالا تر باشد حتی از رسالت و امامت و امثال آن. فلذا ما در نماز، قبل از شهادت به رسالت، شهادت به عبودیت پیامبر صلی الله علیه واله می دهیم و می گوییم: « أشهد أن محمدا عبده و رسوله » گویی پیامبر صلی الله علیه واله قبل از این كه رسول باشد عبد است و اساسا این عبودیت او بوده است كه وی را به مقام رسالت رسانده چنانچه همین مقام عبودیت و بندگی بوده است كه او را به معراج و آسمان برده چرا كه خداوند در همین رابطه می فرماید:

گرانبهاترین هدیه خدا به دوستانش

یك ساختمان اگر پایه ‌هاى محكمى داشته باشد، مى ‌تواند سال‌هاى طولانى پا برجا بماند. چنین خانه ‌اى در گذر زمان ممكن است ظاهرش كثیف و سیاه و در و دیوارش خراب شود، اما چون پایه ‌هایش محكم است، با كمى تعمیر و رنگ و تزیینات مى ‌توان آن را تمیز و مرتب كرد. اما اگر پایه و اساس محكمى نداشته باشد، هرچه هم رنگ بزنیم فایده ‌اى ندارد و با باد و باران یا سیلابى فرو خواهد ریخت

«ساعت زنگى» خدا

در میان تمام ملل و امم اسلامی، تنها شیعه است که علاوه بر ثقل اکبر(قرآن) به ثقل اصغر(اهل بیت) چنگ آویخته و بر سفره سرّ و شهادت حقایق دین زانو زده است.

تكيه‌گاه

خدایا! مرا تكيه‌گاه باش.

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

حاجت خواستن از غیر خدا در قرآن

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ ‏هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «یوسف آیات 97 و 98‏» ؛ «گفتند: «اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما ‏خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او، ‏همانا آمرزنده مهربان است»

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

شما در دعاهایتان از خدا چه می خواهید؟

پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «رزق و روزی به عدد قطرات باران از آسمان بر زمین نازل می شود تا هر كس به اندازه خود دریافت كند، لكن خداوند زیاده دهنده است پس از فضل خداوند نعمتهای بیشتری درخواست كنید.»

عزیز شدن چه گونه

"قرآن در دنیای امروز می تواند فعّال ما یشاء باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود ... برکات قرآن برکات بی انتهایی است ... در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست..."

تمام عالم کتاب خداوند است

عزیزترین فرد این عالم، پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله است و ایشان سحاب حریص بود. خود می فرمود: انا حریصُ علی رُشدکم: من به رشد شما حریصم ...

نکاتی از لطف خدا !

بعضی گیاهان رونده اند یعنی یک گوشه باغچه می کاری، اما خیلی طول نمی کشد که تمام باغچه را پر می کند.کار خوب و صواب درست مثل گیاه رونده است و رشد کرده و پیش می رودکار بد و خلاف و ناصواب هم از همین دست است؛ درست مثل قطره ای از جوهر سیاه که روی صفحه سفید کاغذ و یا پارچه ای فرو می افتد، اما همانجا نمی ماند بلکه پیشروی کرده و جلو می رود. فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان لطف خدا این یک حقیقتی است که رفتارهای خوب و بد، عوامل و حقایقی ثابت نیستند بلکه درست مثل یک گیاه رونده اند؛ رشد می کنند و پیشروی کرده و جلو می روند؛ حقیقتی که در سورهیوسف به زیبایی تمام می توانی تماشا کنی. برادرها روزی یوسف را با خود به تفریح بردند و به چاه افکندند و نتیجه آن این شد که امروز برادر دیگر خود بنیامین را از دست دادند، پس این اتفاق ریشه در آن اتفاق ناگوار دارد. و به همین خاطر بود که تا یعقوب ماجرای بنیامین را شنید همان سخنی را تکرار کرد که در وقت از دست دادن یوسف گفته بود. آن روز:قَالَ بَل سَوَّلَتْ لَکمْ انفُسَکمْ أَمْراً: نفس شما کاری را در نظرتان بیاراست و امروز نیز همان را می گوید در حالیکه این بار به ظاهر آنان هیچ تقصیری نداشته اند اما یعقوب می خواهد بگوید: این ماجرا ریشه در همان ماجرا دارد. این سنتی است ثابت و همیشگی این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) براین اساس مطابق قوانین تكوینی که خداوند متعال بر جهان هستی حکم فرما کرده است، کار خوب و بد ما حتی در همین جهان نیز بر جسم و جان ما تأثیر می گذارد. رنج ها و مصیبت ها به رفتارهای خود انسان باز می گردد: «و ما أصابَکُم مِن مصیبةٍ فَبِما کسبت أیدیکم و یعفو عن کثیر» (شوری43)، آیه ی30) و حاصل نیکی و بدی برای خود انسان است: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»(الاسراء(17)، آیه ی7) وصول به لقای الهی و یا محرومیت از آن، در گرو انجام اعمال صالح و پرهیز از شرک است: «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف(18)، آیه ی110) حتی میانجی گری در اعمال حسنه و سیئه در زندگی تأثیر خودش را دارد: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَكُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها» (نساء(4)، آیه ی85) این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) حتی داریم که در روز واپسین هر کسی، خودِ اعمال نیک یا ناپسندی را که انجام داده است، می یابد: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَدَا بَعِیدًا...» (آل عمران (3)، آیه ی30) یعنی محل انژاس خوبی ها و بدی ها، نفس انسان است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا» (جاثیه (45)، آیه ی15). هرچند مقدار آن اعمال، اندک باشد: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره * و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» (الزلزله (99)، آیات 7-8) کلام آخر بازگشت اعمال و به معنایی دیگر رشد و نمو اعمال هر انسانی به سوی خود اوست و انسان ها ، بازتاب اعمال خویش را در دنیا و آخرت خواهند دید و چشید. البته ناگفته نماند که شرایط دنیا به سبب محدودیت هایش اجازه نمی دهد تا انسان ها همه بازتاب ها و پیامدها و آثار اعمال خویش را در دنیا ببینند ، از این روست که آخرت به عنوان جایگاه بهره مندی کامل انسان از کرده ها و اعمال خویش معرفی می شود. نحل آیه 111 و زمر آیه 70) منابع: سایت آیت الله احمد بهشتی کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر رادیو قرآن

انسان خوبی بود، چه جوری شد این طوری شد؟

بعد از سال ها دیدمش ، خیلی تعجب کردم ... نسبت به سال های دبیرستان که با هم بودیم خیلی تغییر کرده بود ... بعد که کمی بیشتر با هم حرف زدیم و به حرف هایش فکر کردم دیدم که این تغییرات نتیجه یک سری بی احتیاطی هایی است گاهاً همه ما به آن بی توجه هستیم...

تا حالا خدا غافلگیرتان کرده است؟

گرچه در هر یک از نعمت های خدا، دنیایی از اعجاب و شگفتی نهفته است؛ امّا شکل اختصاص بعضی رزق ها، شگفتی مضاعف دارد و کاملاً غافلگیر کننده و خارج از محاسبات عادّی، نصیب انسان می شود. آری! روزی های غافلگیرکننده!

تا به حال خدا را امتحان کرده اید؟

آدم های دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد.

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت است

نعمت پروردگار، هر نوع بهره مادی و معنوی را شامل است و بازگو کردن نعمت به قصد یادآوری و ستایش نعمت ـ نه برای غرور و فخر فروشی ـ خود، شکر نعمت محسوب می شود و بخشش آن به دیگران، نوعی بازگو کردن نعمت الهی است.

مکر و حیله از جانب خدا، یعنی چه؟

یکی از فرازهایی که ما در شب های ماه رمضان در دعای ابوحمزه خواندیم این جمله بود که «الهی لا تمکر بی فی حیلتک» «خدایا به مجازات عَمَلَم به مکر و حیله ات مرا غافلگیر و مبتلا مگردان». حال کیفیت حیله و مکری که امام از آن سخن به میان می آورد چیست؟ که در ادامه و به تدریج به توضیح آن خواهیم پرداخت.

عرش الهی بر چه کسانی سایه انداز است؟

و از روی مهربانی در برابر آنها بال های خضوع و ذلّت فرود آر و بگو: پروردگارا هر دو را رحمت کن به پاس آنکه مرا در خردی از روی رحمت تربیت کردند.

اهل تکاثر چه کسانی هستند؟

قرآن با نكوهش ثروت‌اندوزی به مسلمانان دستور می‌دهد كه اموال خود را در راه خدا، و بهره‌گیری مردم به كار اندازند، و از اندوختن و ذخیره كردن آنها بپرهیزند . ثروت زیاد و علاقه به آن حلاوت عبادت را در آدمی از بین می‌برد لذا دست از عبادت برمی‌دارد و حتی با احكام الهی به مخالفت برخیزد .