وقت شناسی و نظم

برچسپ ها: و نظم ، شناسی ، وقت

Print Friendly and PDF

هر چیزی سر جای خود

دکتر محمود بروجردی: گاهی که به اتاق امام می رفتم، با اینکه انباشته از کتاب و کاغذ و یادداشت بود، با این حال هر کاغذ یا یادداشتی را می خواستند فوراً پیدا می کردند؛ زیرا تمام آنها با نظم و در جای مخصوص به خود بود.

فقط چهار ساعت خواب

خانم مرضیه حدیده چی می گوید: شخصیتی مثل حضرت امام، با توجه به همه گرفتاری های سیاسی ـ اجتماعی و مسائلی که در فرانسه بود، مسلماً مشکلات زیادی داشتند؛ اما ما ناظر بودیم که حضرت امام در 24 ساعت، چهار ساعت بیشتر نمی خوابیدند. آنچه در این مورد باید از امام بیاموزیم، علاوه بر اینکه خواب شان کم بود، با کمال آرامش می خوابیدند. اگر کسی سلامتی بخواهد، نباید اضطراب داشته باشد، یعنی مسائل سیاسی و فکری او را مضطرب نکند. باید بتواند رأس ساعت بخوابد. رأس ساعت خوراک بخورد، رعایت این نظم و ترتیب، هم زیبایی دارد و هم اثر بخش است. ساعت یازده چراغ اطاق شان خاموش می شود. ساعت سه بعد از نیمه شب متوجه می شدیم که صدای کاغذ از اطاق شان می آید و روزنامه هایی را که ترجمه کرده بودند و به علت کثرت کار در روز وقت نمی کردند مطالعه کنند، برای آخر شب باید آماده می شد تا ساعتی را که خودشان تنظیم کرده بودند، به مطالعه و رسیدگی آنها بپردازند.

هر ساعتی، کار مشخصی

از خانم مرضیه حدیده چی نقل است: امام از ساعت سه نیمه شب از خواب بر می خاستند، جهت برنامه های عبادی و رسیدگی به اخبار جهان که قبلاً از روزنامه های دیگر ترجمه شده بود. صبحانه را ساعت هفت می خوردند و بعد از صبحانه تا ساعت نه به کارهای مربوط به مسائل داخل ایران رسیدگی می کردند. از ساعت نه تا ده صبح کارهای شخصی مربوط به خودشان را انجام می دادند. از ساعت ده تا دوازده ظهر مصاحبه و دیدارهای خصوصی داشتند. از ساعت دوازده تا دو بعد از ظهر برنامه نماز و ناهار بود و بعد از آن یک ساعت استراحت می کردند. از ساعت سه تا پنج بعد از ظهر به کارهای مربوط به انقلاب ایران در رابطه با خودشان، از قبیل اخبار و نامه های رسیده می پرداختند. از ساعت پنج بعد از ظهر نماز مغرب و عشا و رسیدگی مجدد به مسائل داخلی ایران، تا ساعت نه شب که موقع شام ایشان بود. از بعد از شام تا ساعت یازده به رادیوهای مختلف و اخبارهایی که قبلاً ضبط شده بود، گوش می دادند و ساعت یازده نیز دوباره می خوابیدند.

ورود امام، بهترین ساعت

حجت الاسلام ایروانی: در یکی از سفرهایمان به عراق در صحن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام با عده ای از فضلا و طلاب و دانشمندان بعد از نماز مغرب و عشا نشسته بودیم. وقتی صحبت تمام شد و آقایان خواستند بروند، ساعت را نگاه کردند، اختلاف ساعت پیش آمد و صحن حضرت امیر علیه السلام هم که ساعتش غروب کوک بود، دو و نیم را نشان می داد و ساعت آقایان هم با اختلاف پنج دقیقه و هفت دقیقه. در حین مذاکره بودیم که حضرت امام از درب قبله وارد صحن شدند و یکی از اساتید نجف که آنجا بودند، گفتند که ساعت هایتان را میزان کنید، الان ساعت دو و سی دقیقه است و الان سیزده سال است که امام هر شب در همین ساعت قدم داخل صحن می گذارند، ورود امام خودش بهترین ساعت است.

امام، قبل از همه

از حجت الاسلام ایروانی نقل است: آن وقتی که ما در قم در مسجد سلماسی پای درس حضرت امام حاضر می شدیم، غالبا من و اکثر طلاب می دیدیم که امام قبل از همه تشریف آورده اند و آماده گفتن درس هستند. افرادی که بعد از شروع درس وارد می شدند، حضرت امام خیلی بدشان می آمد، چون خودشان آدم منظمی بودند، از طلبه نامنظم خوش شان نمی آمد و با برخورد مناسب او را آگاه می کردند که سر کلاس درس منظم شرکت کند.

حالا ده دقیقه به وقت شام مانده

مرضیه حدیده چی: در فرانسه، برادران فیلمی از برنامه های انقلاب را آورده بودند، پیشنهاد کردند که به امام بگویم بعد از شام فیلم را ببینند. رفتم عرض کردم، شام آماده است، بیاورم. به ساعت نگاه کردند و فرمودند: «حالا ده دقیقه به وقت شام مانده.» اگر هم ساعتی از روز، کسی سؤال می کرد که الان امام چه کار می کنند، خیلی راحت می توانستم بگویم که الان ایشان مشغول چه کاری هستند. ساعات روز و شب ایشان چنان تقسیم بندی شده بود که ما بدون اینکه امام را ببینیم، می توانستیم بگوییم که الان مشغول چه کاری هستند.

زندگی امام، یک ساعت خودکار

 

مرضیه حدیده چی: حضرت امام در عین پرکاری و تلاش مداوم، بسیار منظم بودند. یکی از اساسی ترین رموز موفقیت امام در زندگی، نظم بود.اهل منزل امام زندگی ایشان را به صورت یک ساعت اتوماتیک و خودکار درک کرده اند. لذا دستورالعمل کارشان را از روی کار امام منظم می کردند، دقیقاً می دانستند که امام چه ساعتی می خوابند، چه ساعتی بیدار می شوند، کی چای می خورند، چه زمانی برای ملاقات بیرون می آیند.

برکت عمر امام، حاصل نظم

از آیت اللّه قدیری نقل است: از جمله خاطراتی که از حضرت امام رحمه الله دارم، سفارش ایشان بود در منظم بودن و تقسیم وقت و هر کاری را در وقت مقرر انجام دادن. می فرمودند: «وقتی اوقات شما برکت پیدا می کند که منظم باشید.» این مطلب را دقیقاً در مورد خود ایشان می دیدیم. در وقت مطالعه، کسی با ایشان نمی توانست ملاقات کند. سر وقت در کلاس حاضر می شدند. سر وقت و مرتب به حرم می رفتند. بعد از درس آن را می نوشتند، مثلاً نوشته های درس های نجف را با نظم و ترتیب در دفتری با کاغذ مرغوب نوشته بودند و از برکات این نظم و ترتیب این بود که بعد از فوت حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی، تنها مرجعی که هم حاشیه بر «عروه» و هم حاشیه بر «وسیله» داشتند، ایشان بودند.

وقتی چای می بردم

ربابه بافقی: آقا کارهایشان خیلی منظم بود. بعد از ظهر ساعت یک ایشان ناهار می خوردند. صبح ساعت شش چای می خوردند که برایشان می بردم. نمی دانم چه موقع شب بلند می شدند که تا صبح بیدار بودند. چایشان که تمام می شد، طبق معمول باید قدم می زدند.

تغییری در برنامه روزانه خود ندادند

حجت الاسلام انصاری کرمانی می گوید: در اواخر جنگ که برای مدتی تهران مورد تهاجم موشکی دشمن قرار داشت، روزانه گاهی بیش از ده موشک به تهران اصابت می کرد و تعداد زیادی از آنها یک خط منحنی را در شعاع نزدیک به جماران تشکیل می دادند.اکثر ساکنان تهران و شمیران به شهرهای امن پناه برده بودند. امام با وجود اصرار فراوان برای جابه جایی و حداقل، استفاده از پناهگاه، به هیچ وجه در محل اقامت و در انجام دادن کارها و برنامه های روزانه شان کمترین تغییری ندادند.

نظم امام باور نکردنی است

خانم زهرا مصطفوی می گوید: نظم امام باور نکردنی است؛ یعنی تا خود آدم نبیند باور نمی کند، مثلاً اگر عصر باشد و به ایشان بگوییم چای میل دارید بیاوریم، ایشان به ساعتشان نگاه می کنند و می گویند یک چند لحظه ای مانده، یعنی چند ثانیه! ایشان چنین نظمی دارند که اگر درست یک و ده دقیقه بعد از ظهر در را باز نکنند و به طرف اندرون نیایند، همه دلواپس می شوند؛ به خاطر اینکه کارشان طوری تنظیم شده است که رأس ساعت یک و ده دقیقه در را باز می کنند و می آیند برای ناهار. سر ساعت و یا بهتر بگویم سر دقیقه به رختخواب می روند، سر دقیقه احیاناً غذا می خورند و سر دقیقه بیدار می شوند. ایشان روزی سه بار قدم می زنند، هر بار بیست دقیقه و اگر وقت تمام نشده باشد، سه تا قدم بیشتر راه می روند، برمی گردند و داخل می شوند، چون معتقد هستند به اندازه آن سه قدم زود بوده، مثلاً برای داخل شدنشان! نظم ایشان چیز غریبی است و همیشه بوده، یعنی از آن دوره جوانی شان. اتفاقاً من چند روز پیش با یک مسئله ای برخورد کردم و دیدم خیلی ایشان انگار به آن مسئله دقت دارند، گفتم: شما مثل اینکه نظم را زیاد کردید، دیگر دقت تان خیلی شده. امام خیلی جدی گفتند: «نه خیر، همیشه این طور بوده!».

راه رفتن ایشان با ذکر تنظیم می شد

حجت الاسلام توسلی می گوید: امام در طول شبانه روز غیر از برنامه ذکرهایی که داشتند، سه بار قرآن می خواندند. ذکرهای ایشان با برنامه راه رفتن شان تنظیم شده بود و مثلاً اگر می خواستند نیم ساعت راه بروند، این نیم ساعت را به ذکر گفتن مشغول بودند و هنگامی که ذکرشان تمام می شد، از راه رفتن نیز بازمی ایستادند. یعنی نیم ساعت راه رفتن ایشان با ساعت تنظیم نمی شد، بلکه با ذکرهایشان تنظیم می شد.

هر روز قدم می زدند

از دکتر عارفی نقل است: امام روزی سه بار و هر بار در حدود نیم ساعت راه می رفتند، ولی اگر ناراحتی احساس می کردند، از ایشان خواهش می کردیم که موقتاً دو سه روزی راه رفتن را ترک و استراحت کنند و ایشان می پذیرفتند.

در ترکیه منظم قدم می زدند

آیت اللّه خلخالی می گوید: امام در ترکیه روزهای جمعه می رفتند مسجد سبز، به اصطلاح مسجد کبود. البته مسجد دیگری هم بود که امام آنجا می رفتند.بعد از مدتی محل اقامت امام را که ساختمان دو طبقه بود با یک ساختمان شش طبقه سفید عوض کردند. جلوی این ساختمان، بیمارستان عمومی غیر دولتی قرار داشت.امام در محوطه جلوی آن بیمارستان قدم می زدند. یکی از پیرمردهای آنجا می گفت: من آن موقع سرباز بودم. امام در وقت معینی می آمدند و از این خیابان می رفتند و بر می گشتند.

نظم حتی در سلول انفرادی

دکتر محمود بروجردی: وقتی پس از دستگیری امام در شب پانزده خرداد ایشان را به تهران بردند، مدت نوزده روز آقا را در محلی نگه داشتند. سپس به مدت 24 ساعت به یک سلول انفرادی بردند. خود امام می فرمودند طول آن سلول چهار قدم و نیم بود و من سه تا نیم ساعت طبق روال همه روزه ام در آنجا قدم زدم.

به امام بگویید ما می ترسیم

حجت الاسلام فردوسی پور می گوید: امام در نجف که بودند روزی یک ساعت در سه نوبت قدم می زدند که این برنامه در پاریس هم انجام می شد و پلیس فرانسه که از محل اقامت امام مراقبت می کردند، به ما پیغام دادند که به امام بگویید پشت شیشه اتاق شان ظاهر نشوند، چون ما (از بروز خطر برای امام) می ترسیم.

من هم کار خودم را می کنم

حجت الاسلام نصراللّه شاه آبادی: یک بار مرحوم آقای اشراقی تعریف می کردند، گفتیم آقا! پلیس فرانسه ناراحت است. آنها این واهمه را دارند که مبادا در هنگام قدم زدن نتوانند امنیت شما را تأمین کنند.

اما امام می فرمودند: «آنها به وظیفه خود عمل کنند.من هم کار خودم را می کنم».

بالاخره هم پلیس فرانسه مجبور شد که بر تعداد نگهبان ها و مراقبان بیفزاید و امام هم دست از برنامه روزانه قدم زدن خود برنداشتند و تا آخرین روز حیات خود نیز آن را ادامه دادند. حال آنکه، من که پزشک مستقیماً دستور داده بود پیاده روی داشته باشم، تنها برای مدتی این برنامه را رعایت کردم.اما امام به محض اینکه تشخیص دادند این برنامه ها، عمل مفیدی است، آن را انجام دادند و پی گیری کردند.

نظم روزانه

از همسر حضرت امام نقل است: امام در ساعت ده شب به بستر می روند و ساعت دو بامداد از خواب برمی خیزند و صبح به مدت بیست دقیقه ورزش (نرمش) می کنند. بعد از ظهر مدت یک ساعت پیاده روی می کنند و پس از شام نیز یک ساعت و نیم این کار را انجام می دهند.

نظم حتی در زندان

آیت اللّه رضوانی می گوید: خصوصیت جالبی که امام داشتند، این بود که هم مواظب جنبه جسمی و هم جنبه روحی خود بودند.در جنبه جسمی خیلی مواظب حفظ سلامت خود بودند و آن فعالیتی را که مناسب وضع مزاج و سن شان بود مراعات می کردند.امام مقید بودند روزی یک ساعت دور حیاط منزل پیاده روی کنند. مرحوم حاج آقا مصطفی می گفتند: آقا در این 24 ساعتی که اکثر روز را در تک سلولی زندانی بودند، در همان جا هم، آن یک ساعت قدم زدن را ترک نکردند.

نماز شب

حجت الاسلام امام جمارانی می گوید: خواب امام در ساعت معینی شروع می شد. ایشان رأس ساعت دو نیمه شب جهت اقامه نماز شب، از خواب برمی خاستند.

در طول مدتی که امام در بیمارستان تحت مداوا و مراقبت درمانی قرار داشتند و با وجود اینکه پزشکان برای خوابیدن، به ایشان دارو داده بودند، امام به همان شکل، رأس ساعت دو نیمه شب از خواب برخاسته و جویای وقت مربوط به اقامه نماز شب می شدند و این، نشانی از نظم و ترتیب و دقت عمل در برنامه ریزی های زندگی ایشان بود.

امام به وقت از خواب بر می خاست

از دکتر پور مقدس نقل است: معمولاً ایشان صبح ها پس از کار و فعالیت روزانه، یعنی ساعت ده و سی دقیقه یا ده و چهل و پنج دقیقه خواب قیلوله داشتند و حدود سه ربع ساعت می خوابیدند و سپس بیدار می شدند و این طول خواب نه یک دقیقه زیاد می شد و نه یک دقیقه کم. وقتی که ایشان از خواب بیدار می شدند، ما از روی تله مانیتور متوجه می شدیم که ضربان قلب شان کمی تغییر می کرد و حتی برای بیدار شدن، ساعت هم زنگ نمی زد؛ زیرا امام به وقت، خواب می رفتند و به وقت، از خواب برمی خاستند.

وقتی امام به حرم می رفتند

آیت اللّه معرفت می گوید: در نجف، امام عادت شان این بود که شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء در منزل شان در بیرونی جلوس می فرمودند. شرکت همه در این مجلس آزاد بود، هرکسی می توانست خدمت شان برسد.امام بعد از این جلوس، به حرم مشرف می شدند. امام در این کار منظم بود و اگر کسی می خواست ساعتش را تنظیم کند و ایشان را در خیابان الرسول ـ که منزل امام در آن خیابان بود ـ در حال رفتن به حرم می دید، می دانست الآن ساعت سه است. یا وقتی که ایشان از حرم بیرون می آمدند، می دانست الآن ساعت سه و نیم (پس از مغرب) است.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط